همشهری- پریسا نوری: در روزهای ابتدایی جنگ، دو زیرساخت مهم شهری در منطقه ۱۸، یعنی ساختمان شهرداری و یکی از بزرگترین ورزشگاههای جنوب غرب پایتخت، مورد حمله قرار گرفت و ویران شد. این اتفاق نه تنها باعث ایجاد خسارات جدی به زیرساختها شد، بلکه زندگی روزمره مردم را نیز تحت تأثیر قرار داد. رضا محمدی، شهردار منطقه ۱۸ در استودیو تلویزیون همشهری ابعاد این حملات و فرایند بازسازی ساختمانهای آسیب دیده در این منطقه را شرح میدهد.
لحظه وقوع حادثه و جزئیات حمله
ساختمانی که مورد اصابت قرار گرفت، ساختمان اصلی ستادی منطقه ۱۸ بود که در حالت عادی ۳۳۰ پرسنل وظیفه خدمترسانی را در آنجا بر عهده داشتند. من به همراه معاونت شهرسازی و با همراهی رؤسای ادارات، دستگاههای نظارتی، بازرسی و حراست، برای انجام بازدیدهای میدانی خارج از ساختمان بودیم. حدود ساعت ۹:۳۰ شب، زمانی که بازدیدمان تمام شده بود و در مسیر بازگشت به ساختمان بودیم (تقریباً ۵ دقیقه مانده به رسیدن)، ساختمان مورد اصابت قرار گرفت. . نکته بسیار مهم این است که ما از شب قبل (چهارشنبه شب)، با در نظر گرفتن اصل «پراکندگی نیروها» برای جلوگیری از آسیبهای احتمالی، تصمیم گرفته بودیم پرسنل یگان حفاظت، نیروهای بیسیم و کادر خدمات شهری را از ساختمان مرکزی به نقاط دیگر منطقه منتقل کنیم؛ چرا که سامانههای خبررسان و بیسیمهای منطقه در ساختمانهای مرکزی مستقر هستند و خطر بالایی داشتند.
پاسخ به شبهات درباره هدف قرار گرفتن شهرداری
بسیاری سوال کردهاند که چرا ساختمان شهرداری هدف قرار گرفته است؟ آیا در اطراف آن یا داخل آن تجهیزات و مراکز نظامی وجود داشته؟ من به صراحت اعلام میکنم که ماموریت شهرداری، خدمات شهری شامل نظافت، رفت و رو، فضای سبز و حملونقل است و هیچ ارتباطی با فعالیتهای نظامی ندارد. این ساختمان با قدمت ۴۵ ساله، تنها محل خدمت به شهروندان بوده است. تمامی اطراف ساختمان شهرداری نیز صرفاً در محدوده مسکونی قرار دارد و هیچ مرکز اداری، تجاری یا نظامی در آن نزدیکی نیست.
آسیب ۲۵۰ خانه مسکونی در حمله به ورزشگاه
یکی از نقاطی که در جنوب تهران مورد حمله قرار گرفت، ورزشگاه شهیدان اسماعیلی بود. شایعات مربوط به استقرار نیروهای نظامی در آنجا کاملاً بیاساس است. این ورزشگاه یک مرکز ورزشی کاملاً عمومی و اجتماعی است که حدود ۲۰ سال است برای استفاده جوانان و نوجوانان منطقه فعالیت میکند. موقعیت این ورزشگاه نیز کاملاً مسکونی است؛ به طوری که در اطراف آن بیش از ۲۵۰ خانه آسیب دیده است. اگر هدف نظامی بود، با توجه به ماهیت غیرنظامی و موقعیت جغرافیایی آن، این حملات معنایی نداشت؛ این اقدامات صرفاً با هدف آسیب به زیرساختهای رفاهی و اجتماعی مردم صورت گرفته است.
بازسازی ورزشگاه تا ۲ سال آینده
ورزشگاه به دلیل شدت تخریب، دیگر قابلیت بازسازی ساده ندارد و باید بهطور کامل تخریب و مجدداً نوسازی شود. با توجه به اینکه این مجموعه تحت مدیریت سازمان ورزش است، برنامهریزیها در حال انجام است. با وجود اینکه ساخت یک ورزشگاه استاندارد ممکن است یک تا دو سال زمان ببرد، اما اولویت ما شروع سریع کار است.
بازسازی ۸۰ درصد خانههای خسارت دیده
از میان ۱۱ نقطه مورد اصابت در منطقه ۱۸، حدود ۱٬۹۳۸ ساختمان مسکونی دچار آسیب شدهاند. اکثر این آسیبها در دسته «جزئی تا متوسط» قرار دارند. ما از همان روز اول پس از حادثه کار را شروع کردیم و تاکنون حدود ۸۰ درصد از آسیبهای جزئی و متوسط را بازسازی و به شهروندان تحویل دادهایم. تنها حدود ۲۰ درصد باقیمانده شامل مواردی است که یا نیاز به تخریب و نوسازی کامل دارند (مانند ۲۲ واحد ساختمانی) و یا به دلیل تعطیلات، شهروندان هنوز برای بازرسی نهایی مراجعه نکردهاند. ۲۹ مدرسه در منطقه مورد اصابت قرار گرفتند که تمامی شیشههای آنها خرد شده بود و بلافاصله بازسازی شدند. همچنین حدود ۳۰ کارگاه صنعتی آسیب دیدند که ۹ مورد آنها نیاز به تخریب و نوسازی کامل داشتند که روند رسیدگی به آنها نیز به سرعت انجام شده است.
نقش حیاتی گروههای جهادی
یکی از مهمترین نکات در مدیریت این بحران، نقش بیبدیل مردم بود. اگر قرار بود بازسازیها صرفاً توسط توان عملیاتی اداری شهرداری انجام شود، حداقل ۶ تا ۷ ماه زمان لازم بود، اما با حضور مردم، این روند شتاب گرفت. بیش از ۱۵ گروه جهادی در منطقه فعال بودند که با سازماندهی خود، سرعت کار را چندین برابر کردند. افراد متخصص در مشاغل مختلف مانند بنا، گچکار، شیشهبر و کارگران ماهر، بهصورت خودجوش برای کمک به بازسازی به ما مراجعه کردند. این مشارکت مردمی و نظام مبتنی بر نیروهای داوطلب، توان عملیاتی ما را به سطح ۱۰۰ رساند و باعث شد فرآیند بازسازی بسیار سریعتر از حد انتظار پیش برود.
مدیریت بحران در لحظه و عنایت الهی
در یکی از حوادث، مشکل فنی در تایمر چراغ راهنمایی (تقاطع چهارراه قهوهخانه) باعث شد که زمان سبز شدن چراغ با شرایط بحرانی همزمان شود. در همان لحظه، موشکی در فاصله ۴۰ تا ۵۰ متری ما به زمین خورد. اگر تایمر مطابق استاندارد عمل میکرد، موشک دقیقاً در محل تقاطع اصابت میکرد. این حادثه چنان تکاندهنده بود که حتی راننده من نیز هنوز در شوک آن لحظه قرار دارد؛ این همان جایی بود که لطف و عنایت الهی در نجات جان شهروندان و نیروها نمود پیدا کرد.
تداوم پروژه ها در دل جنگ
ما با شعار «نشان دادن پویایی شهر به دشمن»، تلاش کردیم چهره جنگ را از شهر بزداییم. به عنوان نمونه، زیرگذر چهارراه قهوهخانه که چهار سال در حال اجرا بود، درست روز بعد از اصابت، با انجام کارهای نازککاری و رنگآمیزی ترافیکی، افتتاح شد. هدف ما این بود که شهروندان وقتی از خانههای آسیبدیده بیرون میآیند، شاهد بازسازی و زندگی باشند، نه ویرانی. این روحیه در میان همکاران من نیز موج میزد؛ ما به جای عقبنشینی، با شدت بیشتری برای شستشو، جاروکشی و بازگرداندن شفافیت به خیابانها (حتی در ساعات بسیار دیر وقت شب) تلاش میکردیم.
روایت قهرمانان بینام و نشان
یکی از تکاندهندهترین صحنههایی که دیدم، در نزدیکی میدان الغدیر بود؛ جایی که موج انفجار، ساختمانهای چهار طبقه را آسیب زد و حتی نیروهای ما را به فاصله ۵ متری پرتاب کرد. در میان آن آشوب، جوانی را دیدم که بدون منتظر ماندن برای آمبولانس یا دستور رسمی، آسیبدیدگان را روی دوش خود میگرفت و با وانت به سمت بیمارستان میبرد. او با خود میگفت: «تا حالا سه نفر را به اورژانس رساندهام.» این نوع «آتشبهاختیار» و وطندوستی خالصانه، همان روحیهای است که ما به پرسنل خود میگوییم: وقتی شهروند در لحظه خطر پای کار است، ما نیز حق نداریم اجازه دهیم چهره شهر جنگی باشد.
افزایش سطح اعتماد و همبستگی اجتماعی
بدون اغراق، در فضای فعلی شهر و میادین، نوعی «روحیه اعتماد متقابل» و «یکپارچگی» میان شهروندان و مسئولان مشاهده میشود. این تعامل و مشارکت خودجوش که از دل بحرانها بیرون آمده، باعث شده است تا برنامههای نوسازی بافت فرسوده و توسعه زیرساختها با سرعت بیشتری پیش برود. این همبستگی اجتماعی، همان سرمایهای است که به ما اجازه میدهد در آیندهای نزدیک، پروژههای نوسازی را با شتاب بیشتری به سرانجام برسانیم.