همشهری آنلاین: شوبیتا تاکور، فیلمساز و نویسنده هندی، فارغالتحصیل «مؤسسه فیلم و تلویزیون هند» در پونه و آموزشدیده در تدوین فیلم است. آثار او حوزههای سینما، تبلیغات و روایت بلند را در بر میگیرد. فیلم کوتاه او ««خیلاوادی»» در سطح بینالمللی نمایش داده شده و همچنان در جشنوارهها حضور دارد. گوشههایی از یادداشت بلند او را درباره جنگ علیه کشورمان در ادامه میخوانید:
بهعنوان یک فیلمسازِ در حال تقلا، جهان را با نوعی فاصلهگذاریِ منضبط تماشا میکنم. جذب میکنم. مشاهده میکنم. عمیقاً احساس میکنم، اما از بیان عمومیِ اینکه همه اینها چه معنایی درباره ما، درباره وضعیت تمدنمان و درباره عشقی که عمرمان را صرف تعقیبش میکنیم دارد، خودداری میکنم.
در حالی این سطور را مینویسم، جنگ در ایران شعلهور است. هزاران نفر جان باختهاند. صدها نفر از آنها کودک بودهاند. آتشبسی شکننده در حال فروپاشی است. بناهای میراثی به ویرانه تبدیل شدهاند. مدارس هدف قرار گرفتهاند. و من خود را در حال فکر کردن نهفقط به بدنها، بلکه به خاطراتی مییابم که همراه آنها دفن میشوند؛ داستانها، ترانهها، سینما و شعرهایی که یک تمدن کهن در تار و پود زنده خود حمل میکرد، و اکنون زیر حملهاند.
من همیشه عاشق سینمای ایران بودهام. فیلم «بچههای آسمان» ساخته مجید مجیدی نخستین فیلم ایرانی بود که دیدم. بیشتر شبیه سندی از تجربه زیسته بود تا یک فیلم. چند سال پیش، در شهر پونه، با یک زن جوان ایرانی که راهنماییاش میکردم آشنا شدم. به او گفتم چقدر سینمای کشورش را تحسین میکنم. گفتم پس از پایان تحصیل، باید به کشورش بازگردد و داستان مردمش را روایت کند.
کمتر سینمایی در جهان به اندازه سینمای ایران به حفظ خاطرات مردمش نزدیک شده است. و با این حال، این عملِ به یاد آوردن، به ندرت بیهزینه بوده است. اینطور نیست که جهان علیه حافظه شده باشد. آنچه نگرانکنندهتر است این است: با وجود جهشهای علمی و فناوری، و در حالی که سیستمهای هوش مصنوعی میسازیم که میتوانند حجم عظیمی از دانش انسانی را ذخیره و شبیهسازی کنند، هنوز بهسختی عشق را درک کردهایم. هنوز درباره چیزی بسیار سادهتر مرددیم، اینکه چگونه اجازه دهیم انسانی دیگر به شیوه خودش زندگی کند، دوست بدارد و به یاد بیاورد.
شاید بدبین به نظر برسم. اما شاید آن روز دور نباشد که همان نیروهایی که جنگها را شکل میدهند، واقعیتی را که اجازه داریم به یاد بیاوریم نیز تعیین کنند. ما همین حالا هم در معماری الگوریتمهایی زندگی میکنیم که تصمیم میگیرند چه چیزی دیده شود، چه چیزی برجسته شود و چه چیزی ناپدید شود. تصور آیندهای شبیه سریال «جداسازی» یا آگاهیِ ساختهشده در سرایل «وستورلد» چندان دور از ذهن نیست.