همشهری آنلاین: اگر این جمله معروف را که پشت هر مرد موفق یک زن فداکار پنهان شده، بازتاب حقیقتی پذیرفته شده از سوی همه بدانیم، پس پشت هر جبهه پیروز و هر فتح بهدست آمده در تاریخ جنگها باید دنبال رد و حضور زنانی بزرگوار و فداکار بود که آن سوی خاکریزها و ورای جبههها را زنانه درک و مادرانه مدیریت کردهاند.
فیلمسازان سینمای جنگ ایران در طول همه اینسالها تلاش کردهاند روایتهایی از زنان را زنده کنند که در آن مادران و همسران زندگیشان را وقف ایستادگی کردهاند. دستاورد این روایتها امروز برای ما زیرگونهای فراهم کرده که در آنها میتوان انواع روایتهای زنانه از مقاومت را گردآوری و الگوهای روایی آنها را مرور کرد.
صبریه (افسانه بایگان) در «حریم مهروزی» ساخته ناصر غلامرضایی (۱۳۶۵) زنی است که در برابر غربت جنگزدگی و زخمهای تنهایی، از فرزندش در یک کمپ مهاجران محافظت کند؛ گیلانه (فاطمه معتمد آریا) در «گیلانه» ساخته رخشان بنیاعتماد (۱۳۸۳) زنی است که طاقت آوردن و کم نیاوردن مادر نمونهای را در جنگلهای شمال کشور و از کنار بستر فرزند همیشه جانبازش روایت میکند؛ الفت (مریلا زارعی) در «شیار ۱۴۳» ساخته نرگس آبیار (۱۳۹۲) مادری است یگانه که دستاورد مقاومتش قرار است موفقیت گروه تفحص باشد و احترامسادات (شادروان شیرین یزدانبخش) در فیلم «بوسیدن رویماه» ساخته همایون اسعدیان(۱۳۹۰) با گذشتن از تعلقش به تنها وابستگی مادرانهاش جهانی از عواطف را ترسیم میکند که تنها از مادران ایرانی میتوان سراغ گرفت.
جنگ چهرهای زنانه دارد و این داستان همچنان قهرمانان تازهای به ما معرفی خواهد کرد.
سینمای ایران در معبر ۱۴۰۵ به گنجینهای بزرگ از روایتهای مقاومت زنان در جنگ تحمیلی سوم دست یافته است.