در «شیرسنگی» ساخته مسعود جعفری جوزانی تصویری از مردی می‌بینیم که جانش را بر سر اصولش می‌گذارد.

همشهری آنلاین: «شیرسنگی» (۱۳۶۶) ساخته مسعود جعفری جوزانی مثل همه فیلم‌هایی که اسلحه در آن حرف آخر را می‌زند، فیلمی درباره اصول است. اصولی‌ترین ویژگی هر اصلی تغییرناپذیر بودن آن است. کسی که اصولش تغییر کند، آدمی بی‌اصول است. جهان را کسانی ساخته‌اند که اصولشان را حفظ و روش‌های رسیدن به آن را تغییر داده‌اند.

در «شیرسنگی» جنازه یک سرباز اجنبی عشایر و قلعه‌نشینان را در دشت‌های زاگرس در برابر هم قرار می‌دهد. در این سرزمین، یکی از اصول ترجیح خودی بر بیگانه است. اما در برابر همین اصل ساده ۳برداشت متفاوت وجود دارد.


علی‌یار/ علی نصیریان برای حفظ اصول از جان مایه می‌گذارد ولی نامدار/ عزت‌الله انتظامی قصد دارد با کدخدامنشی از اصول پا پیش بگذارد. اما در جهان عشایری/ روستایی هرکسی تا جایی دوام می‌آورد که اصولش را حفظ کند، همچون طبیعت و فطرت.

عامری/ ولی‌الله شیراندامی اما اصولش را بر مبنای بی‌اصولی گذاشته، چهره‌ای که با بیگانه می‌سازد تا قدرتی به‌هم بزند. علی‌یار برای حفظ اصولش مصالحه نمی‌کند اما نامدار خان ملاحظاتی دارد و همین باعث می‌شود که در نبرد نهایی در کنار علی‌یار نایستد. او از اصولش عقب می‌نشیند تا دوام بیاورد. این بی‌اصولی نه میراثی برایش می‌شود- پسرش قاتل عامری می‌شود- و نه برایش قدرتی به همراه دارد.

قولی که نامدار در پایان فیلم به جنازه بی‌جان علی‌یار می‌دهد مرثیه نیست، احترام یک شکست‌خورده زنده‌مانده به یک اصولگرای جان از دست‌داده بر سر اصول است.

منبع: همشهری آنلاین