سیاست‌های آمریکا با هدایت چهره‌ای کمتر شناخته‌شده اما تأثیرگذار شکل می‌گیرد؛ فردی که منتقدان او را نماد نگاه دوگانه واشنگتن به جان انسان‌ها می‌دانند.

به گزارش همشهری‌آنلاین، نشریه فارن پالسی در گزارشی به توصیف فردی پرداخته است که ادعا می کند در دوران ۴ رئیس جمهور آمریکا ساختار سیاست خارجی کاخ سفید را برای منطقه خاورمیانه ترسیم کرده است. این گزارش طی دو شماره ارائه خواهد شود. بخش اول پیشتر منتشر شده، بخش دوم این گزارش در ادامه آمده است:

در روزهای نخست، دولت بایدن به مقامات اسرائیل توصیه می‌کرد که اجازه ندهند احساس تحقیر، پاسخ شان را تعیین کند. مقامات کلیدی آمریکا، از جمله «مک‌گورک»، همتایان خود را ترغیب می‌کردند که انتقام‌جویی را مبنای تصمیم‌گیری قرار ندهند.

مک‌گورک به‌زودی تمرکز خود را بر تلاش برای مذاکره بر سر توافقی درباره گروگان‌ها گذاشت. در اواخر نوامبر، او به ایجاد نخستین آتش‌بس در جنگ کمک کرد، یک وقفه اولیه چهار روزه که به آزادی بیش از ۱۰۰ اسرائیلی که در ۷ اکتبر اسیر شده بودند انجامید. اسرائیل نیز در چارچوب این توافق پذیرفت ۲۴۰ زندانی و بازداشت‌شده فلسطینی را آزاد کند. اما این توافق زودتر از موعد فروپاشید و اسرائیل اندکی بعد حملات نظامی خود را تشدید کرد.

تا روز شکرگزاری، برخی از مقامات کلیدی دولت بایدن نسبت به واکنش اسرائیل دچار تردید شده بودند. حملات هوایی اسرائیل صدها زن و کودک را به قتل می‌رساند. نیروهای اسرائیلی کارکنان سازمان ملل، پزشکان فلسطینی، نیروهای امدادی و خانواده‌های کامل در اردوگاه‌های پناهندگان را می‌کشتند.

برخی از مقامات آمریکایی می‌خواستند بایدن از اسرائیل بخواهد که تا پایان سال به جنگ پایان دهد. وزیر خارجه وقت آمریکا بلینکن نسبت به این دیدگاه همدلی داشت. اما مک‌گورک، سالیوان و خود بایدن، بنا به گفته چندین مقام آمریکایی حاضر در این بحث‌ها، آماده انجام چنین کاری نبودند. برخی از مقامات دولت ایده اعمال محدودیت بر نحوه استفاده اسرائیل از کمک‌های نظامی آمریکا را مطرح کردند، اما دیگران از جمله مک‌گورک استدلال کردند که چنین اقدامی دست اسرائیل را خواهد بست.

مک‌گورک گفت: «بدون یک توافق درباره گروگان‌ها هیچ راهی برای متوقف کردن جنگ وجود نداشت. این از همان ابتدا هم درست بود.»

مک‌گورک در ماه‌های نخست تلاش کرد روند ارسال تسلیحات به اسرائیل را تسریع کند، از جمله موشک‌های هلفایر و بمب‌های سنگین ۲۰۰۰ پوندی که در حملات مکرر به کار رفتند و به افزایش شدید تلفات فلسطینیان کمک کردند. همچنین ایالات متحده مجبور بود به‌طور مرتب با اسرائیل بر سر امتناع آن از اجازه ورود مقادیر زیاد غذا و کمک‌های بشردوستانه به غزه مقابله کند.

در طول جنگ غزه، منتقدان سیاست دولت بایدن چه در داخل دولت و چه خارج از آن بخش عمده خشم خود را متوجه مک‌گورک کردند.

یکی از مقامات ارشد پیشین دولت که با مک‌گورک کار کرده بود گفت: «همه ما از وقایع ۷ اکتبر شوکه شدیم، اما دولت رویکردی اتخاذ کرد که از همان ابتدا این روایت را تقویت می‌کرد که آمریکا جان فلسطینیان را کمتر از جان اسرائیلی‌ها ارزش‌گذاری می‌کند.» او درباره تلفات غیرنظامیان در غزه افزود: «فکر نمی‌کنم مک‌گورک به اندازه کافی در این موضوع درگیر بود.»

از نظر جفری، نزدیکی زیاد مک‌گورک به اسرائیل اقدام درستی بود.

او گفت: «در نهایت، منافع آمریکا به‌طور چشمگیری از آنچه پس از عملیات ۷ اکتبر رخ داد پیش برده شد و اجازه دادن به اسرائیلی‌ها و توانمندسازی و همراهی با آنها در جنگ، کار درستی بود.»

او افزود: «برت به‌شدت به سیاست واقع گرایانه باور دارد. برت نقشی محوری در توانمندسازی مؤثر ما برای کمک به اسرائیل در شکست ایران داشت، که به نفع اسرائیل و آمریکا بود.»

مک‌گورک، فرزند معلمان مدرسه در پیتسبورگ، فعالیت سیاسی خود را به‌عنوان کارآموز حقوقی ایده‌آل‌گرا نزد ویلیام رنکویست، رئیس دیوان عالی آمریکا، آغاز کرد. او در روز ۱۱ سپتامبر در ساختمان دیوان عالی در واشنگتن حضور داشت، زمانی که هواپیماربایان القاعده هواپیماهای مسافربری را به برج‌های مرکز تجارت جهانی در نیویورک و پنتاگون در آرلینگتون، ویرجینیا، کوبیدند. مک‌گورک از ساختمان مرمری بیرون دوید، دود برخاسته از پنتاگون را دید و دانست که این حمله مسیر زندگی‌اش را تغییر خواهد داد.

حدود دو سال بعد، او به بغداد رفت تا به‌عنوان مشاور حقوقی برای تیم آمریکایی که در حال ایجاد یک دولت جدید برای عراق پس از سرنگونی صدام حسین بودند، خدمت کند. مک‌گورک در ابتدا از حامیان پرشور تلاش‌های جاه‌طلبانه آمریکا برای ساخت دموکراسی در خاورمیانه بود. اما به‌سرعت از این ایده دلسرد شد، زمانی که دید عراق در حال فرو رفتن در چرخه‌ای خونین از انفجارهای مرگبار خودروهای بمب‌گذاری‌شده است که کشور را تا مرز فروپاشی می‌برد.

بوش در سال ۲۰۰۵ مک‌گورک را به کاخ سفید آورد تا به شکل‌دهی راهبرد ناکارآمد آمریکا در عراق کمک کند. او بخشی از تیمی بود که طرح اعزام ۳۰ هزار نیروی اضافی به عراق را طراحی کرد—افزایشی نظامی برای جلوگیری از فروپاشی کشور.

مک‌گورک به‌سرعت خود را به‌عنوان مشاوری خوش‌بیان در دفتر بیضی شکل تثبیت کرد که می‌توانست مسائل پیچیده را به‌خوبی توضیح دهد و گزینه‌های روشن برای تصمیم‌گیری رئیس‌جمهور ارائه دهد.

یکی از مقامات ارشد دولت بایدن که با او کار کرده بود گفت: «او همیشه اطمینان‌بخش‌ترین شکل ارائه وضعیت را پیدا می‌کند و در تئوری همیشه راه‌حلی ارائه می‌دهد. در عمل همیشه جواب نمی‌دهد. اما برای مقامات عالی، داشتن کسی که بگوید: این مشکل است و این راه‌حل، بسیار مؤثر است. او این را با اعتمادبه‌نفس بالا بارها تکرار می‌کند.»

در مدیریت روابط فرقه‌ای پیچیده عراق، مک‌گورک به‌طور نزدیک با نوری المالکی همسو شد؛ سیاستمدار شیعه‌ای که در سال ۲۰۰۳ از تبعید بازگشت و با حمایت آمریکا در ۲۰۰۶ نخست‌وزیر شد. مالکی شخصیتی جنجالی بود که به دامن زدن به شکاف‌های فرقه‌ای از طریق حمایت از شبه‌نظامیان شیعه و دور کردن اهل سنت و کردها متهم می‌شد.

مک‌گورک از تلاش مالکی برای کسب دوره دوم نخست‌وزیری در سال ۲۰۱۰ حمایت کرد و برخی با تمسخر او را «نجواگر مالکی» می‌نامیدند. در نامه‌ای در فوریه گذشته، جو ویلسون، نماینده جمهوری‌خواه، خواستار برگزاری جلسه استماع در کنگره درباره نفوذ مک‌گورک شد و مالکی را «مهم‌ترین عامل در رشد داعش» خواند. او نوشت حمایت مک‌گورک از این رهبر عراقی نزدیک به ایران «آسیب جدی به منافع امنیت ملی آمریکا در خاورمیانه» وارد کرده است.

از نظر مک‌گورک، همکاری با مالکی واقعیتی اجتناب‌ناپذیر بود، نه ناشی از ترجیحات شخصی، بلکه به دلیل اینکه این رهبر شیعه توانسته بود آرای لازم در پارلمان را برای بازگشت به نخست‌وزیری به دست آورد. جمهوری‌خواهان از او انتقاد کردند که نتوانست از نفوذ خود برای حفظ نیروهای آمریکایی در عراق استفاده کند و این امر باعث خروج کامل نیروهای آمریکا تا پایان ۲۰۱۱ شد.

حمایت مک‌گورک از مالکی و شکست در مذاکرات بعداً برای او دردسرساز شد، زمانی که اوباما در مارس ۲۰۱۲ او را برای سفارت آمریکا در عراق نامزد کرد. سناتورهای جمهوری‌خواه، از جمله جان مک‌کین، با این انتصاب مخالفت کردند.

یک روز پیش از جلسه تأیید صلاحیت در سنا، ایمیل‌ها و پیام‌هایی میان مک‌گورک و خبرنگار وقت وال‌استریت ژورنال منتشر شد که نشان می‌داد این دو در سال ۲۰۰۸ در عراق رابطه‌ای داشته‌اند.

مک‌گورک در پی فشار جمهوری‌خواهان از نامزدی خود انصراف داد و به نظر می‌رسید مسیر پیشرفت سیاسی‌اش متوقف شده است.

با این حال، پس از آن شکست تحقیرآمیز، او به‌سرعت مسیر خود را اصلاح کرد. سال بعد، اوباما او را به‌عنوان معاون دستیار وزیر خارجه در امور عراق و ایران منصوب کرد، در زمانی که داعش در حال گسترش نفوذ خود در سوریه بود. جان کری، وزیر خارجه وقت، او را «چاقوی سوئیسی» خود نامید—ابزاری چندمنظوره برای حل انواع مشکلات.

منبع: ایرنا