همشهری آنلاین - گروه سیاسی: هدف محوری دونالد ترامپ از جنگ با ایران، متوقف کردن برنامه تسلیحات هستهای این کشور اعلام شده بود؛ اما حالا این پرسش مطرح است که آیا این درگیری، تهدید هستهای را پیچیدهتر و حتی تشدید نکرده است؟ رافائل ماریانو گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی سازمان ملل، در گفتوگو با اکونومیست، از وضعیت فعلی برنامه هستهای ایران میگوید.
الان دلایل زیادی برای نگرانی درباره اتفاقات ایران وجود دارد، اما فکر میکنم مهمترین موضوع برای خیلیها همان ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا باشد که آژانس شما برآورد کرده بود در ایران وجود دارد. آیا میدانید این اورانیوم الان کجاست؟
ما این مواد را در چارچوب برنامه بازرسیهای منظممان در ایران تحت نظارت داشتیم و تا فقط چند روز قبل از «جنگ ۱۲روزه» هم در حال بازرسی بودیم. بنابراین برآوردهای ما تا حد گرم دقیق بود. اما الان نمیدانیم کجاست و به همین دلیل باید برگردیم. ارزیابی کلی ما این است که این مواد همچنان همانجایی است که آن زمان بود و جابهجایی صورت نگرفته است.
پس باید آرام باشیم؟ چون پیامهای اطمینانبخشی هم دریافت شده. رئیسجمهور ترامپ گفته ماهوارهها آن را زیر نظر دارند، گفته «غبار هستهای مدفون در عمق زمین» است و تحت نظارت بسیار دقیق قرار دارد. پس باید خیالم راحت باشد؟ شما آرام هستید وقتی دقیقا نمیدانید الان کجاست؟
نه آرامم و نه مضطرب. این ماده تقریبا در سطح غنای تسلیحاتی است و باید بررسی شود. ایران تا امروز عضو معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) است و موظف است درباره همه مواد و تاسیسات هستهای خود پاسخگو باشد، اما این کار را انجام نداده است. دلایل منطقی هم وجود دارد؛ جنگ ۱۲روزه رخ داد و پس از آن ما تلاش کردیم مسیر بازگشت به ایران را مذاکره کنیم که موفق نبود. این دور جدید درگیری نظامی هم مانع شد. اما این به آن معنا نیست که نباید بازگردیم و این مواد را بازرسی کنیم. اگر رد این مواد گم شود یا از آن بیاطلاع بمانیم، ممکن است وارد برنامهای غیرصلحآمیز شود. ما وظیفه داریم آن را حسابرسی کنیم و ایران باید شرایط دسترسی بازرسان آژانس را فراهم کند. آژانس نقش داور هستهای را دارد.
آیا ایران پیش از جنگ به ساخت بمب نزدیک شده بود؟ یکی از ادعاهای اصلی آمریکا و اسرائیل پیش از این جنگ این بود که ایران در آستانه دستیابی به سلاح هستهای قرار دارد. آیا این درست است؟
ارزیابیها تا حدی وابسته به نگاه کشورهاست. آمریکا یا اسرائیل ممکن است برداشت خاص خود را داشته باشند. ما از طرف خودمان ۲ نکته را همزمان گفتهایم، هرچند معمولا فقط نیمی از آن نقل میشود. ما گفتیم نشانهای از یک برنامه سازمانیافته و نظاممند برای تولید سلاح هستهای ندیدهایم. اما در عین حال، حجم این مواد، دسترسی محدود ما به برخی مکانها و یافتن رد اورانیوم در نقاط دیگر، تصویر را بسیار پیچیده کرده بود. ما بر همکاری ایران برای رفع این ابهامات تأکید داشتیم، اما این همکاری آنطور که باید انجام نشد. بنابراین عناصر نگرانکنندهای وجود داشت و قضاوت نهایی با کشورهاست.
آیا رژیم ایران اکنون برای ساخت بمب شتاب خواهد کرد؟ آیا نگران نیستید که این حکومت اکنون انگیزه زیادی برای عبور از آستانه و ساخت بمب داشته باشد، چون ماندن در آستانه نتوانست از آنها محافظت کند؟
بهنظر من برعکس است. آنچه رخ داده باید انگیزهای برای همکاری بیشتر باشد. مقامات ایران همچنان میگویند قصد ساخت سلاح ندارند. اما در این حوزه، وعده و بیانیه کافی نیست. حتی فتوای مذهبی هم کافی نیست. باید بتوانید آنچه دارید و آنچه توسعه میدهید را نشان دهید. وقتی این کار را نمیکنید، وارد منطقه ابهام میشوید.
یکی از سفرا به من گفت: به خاورمیانه نگاه کن. رهبرانی که با غرب بر سر برنامه هستهای مذاکره کردند — صدام حسین، معمر قذافی و آیتالله علی خامنهای — همه کشته شدند. چه کسی زنده است؟ کیم جونگاون، چون بمب دارد. آیا درس این نیست که برای بقا باید بمب داشت؟
میتوان اینطور هم استدلال کرد که آنهایی که کشته شدند، شاید در مسیر رسیدن به آن هدف بودند. نمونه کره شمالی باید انگیزهای برای بازگشت همه به میز مذاکره باشد.
چرا نباید انگیزهای برای ساخت بمب باشد؟ کشورهایی که بمب دارند زنده میمانند. حتی وزیر خارجه روسیه هم در پیونگیانگ گفته تصمیم کره شمالی برای ساخت بمب قابل درک است چون مانع حمله شده. واقعیت تلخی است، اما درست نیست؟
من چنین باوری ندارم.
چرا؟
این استدلال که سلاح هستهای امنیت میآورد معتبر نیست.
اما برای کره شمالی کار کرده، نه؟
کره شمالی در محیط ژئوپلیتیکی کاملا متفاوتی نسبت به خاورمیانه قرار دارد.
راهی وجود دارد که از بحران ایران خارج شد؟ آیا میتوان برنامه هستهای ایران را با بمباران از بین برد؟ اگر در واشنگتن یک تندرو باشید، میگویید باید این برنامه را بمباران و نابود کرد. از نظر فنی، آیا چنین چیزی ممکن است؟
نه، نه بهطور کامل. چون نمیتوان دانشی را که بهدست آمده «ناآموخت».
اگر تندرو باشم، میگویم پس دانشمندان را بکشید و همه سایتها را بمباران کنید. چنین صداهایی در اسرائیل و آمریکا هست.
این رویکرد در تاریخ معاصر بیسابقه است. نابود کردن کامل یک کشور نه واقعبینانه است و نه از نظر اخلاقی قابل پذیرش. ایران کشوری با ابعاد و بلوغ اقتصادی بالاست. مثلا در حوزه غنیسازی، فناوری پیچیده است اما آنقدر هم پیچیده نیست که نتوان آن را در کارگاههایی در شهرهای مختلف بازتولید کرد. بعد از کنار گذاشته شدن توافق هستهای دوران اوباما (برجام)، ایران ظرف ۳ تا ۴ سال سانتریفیوژهای پیشرفتهتری توسعه داد. این دانش وجود دارد و نمیتوان آن را با اقدام نظامی متوقف کرد.
پس اگر نمیتوان آن را بمباران کرد و نمیتوان دانشمندان را حذف کرد، راهحل چیست؟ چگونه میتوان جلوی ساخت بمب را گرفت؟
باید جلوی «برنامه سلاح هستهای» را گرفت، نه «برنامه هستهای» را. هر کشوری حق برنامه هستهای دارد.
چطور میتوان برنامه سلاح هستهای را متوقف کرد؟
با یک رژیم بازرسی موثر و اجازه دادن به آژانس برای انجام وظیفهاش.
بعد از این جنگ اخیر، شما به این هدف نزدیکتر شدهاید یا دورتر؟
کار ما پیچیدهتر شده است.