قایق‌های کوچک و تندروی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، کنترل این آبراه استراتژیک را در دست دارند و عبور و مرور در این تنگه را کنترل می‌کنند.

به گزارش همشهری آنلاین به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان وال استریت ژورنال نوشت: ایالات متحده اگرچه بخش قابل‌توجهی از نیروی دریایی ایران را هدف قرار داده و تضعیف کرده، اما آن بخشی از توان دریایی که تهران برای اعمال کنترل در تنگه هرمز بر آن تکیه دارد، همچنان فعال و تعیین‌کننده باقی مانده است.

در این گزارش آمده است که نیروی دریایی متعارف ایران عمدتاً ناوهای بزرگ خود را برای مأموریت‌های نمادین و اعزام‌های دوربرد به کار می‌گرفت، اما در مقابل، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ناوگانی گسترده از شناورهای کوچک، سریع و انعطاف‌پذیر در اختیار دارد که برای محیط‌های محدودی مانند تنگه هرمز طراحی شده‌اند؛ شناورهایی که با تکیه بر موشک‌ها، مین‌ها و تاکتیک‌های بازدارنده، نقش مؤثری در مدیریت عبور و مرور دریایی ایفا می‌کنند و به‌مراتب هدف‌گیری دشوارتری دارند.

به نوشته این روزنامه، «فرزین ندیمی» برآورد کرده است که بیش از ۶۰ درصد از ناوگان قایق‌های تندرو سپاه همچنان سالم باقی مانده و همین امر، تداوم نقش‌آفرینی ایران در این گذرگاه حیاتی را توضیح می‌دهد.

در ادامه گزارش آمده است که پس از توافق آتش‌بس دو هفته‌ای میان تهران و دونالد ترامپ، ایران از طریق پیام‌های رادیویی دریایی اعلام کرد که عبور کشتی‌ها باید با هماهنگی انجام شود؛ موضوعی که نشان می‌دهد کنترل عملی تنگه همچنان در چارچوب ترتیبات مورد نظر تهران دنبال می‌شود.

در نخستین روز اجرای آتش‌بس، تنها چهار کشتی از تنگه عبور کردند—رقمی که در مقایسه با وضعیت پیش از جنگ کاهش محسوسی را نشان می‌دهد. همچنین به میانجی‌ها اعلام شده که عبور روزانه به حدود دوازده کشتی محدود خواهد بود، در حالی که پیش از درگیری‌ها این رقم از ۱۰۰ کشتی در روز فراتر می‌رفت. این تغییر، به‌نوعی بازتعریف قواعد عبور و مرور در این آبراه مهم تلقی می‌شود.

ایران همچنین درباره وجود احتمالی مین‌های دریایی هشدار داده و از کشتی‌ها خواسته است برای عبور ایمن، مسیرهای مشخصی را در نزدیکی سواحل این کشور دنبال کنند. برخی تحلیلگران این اقدام را بخشی از راهبرد مدیریت ریسک و کنترل میدانی ارزیابی می‌کنند.

به نقل از «دیوید دس روش»، در این گزارش آمده است که «رویکرد نامتقارن ایران در عمل کارایی خود را نشان داده است» —ارزیابی‌ای که بازتابی از تغییر موازنه در میدان عمل تلقی می‌شود.

با توجه به اینکه حدود یک‌پنجم نفت جهان از تنگه هرمز عبور می‌کند، اختلال در این مسیر باعث افزایش قیمت جهانی نفت به بیش از ۱۰۰ دلار در هر بشکه شده است. در این میان، ایران با تکیه بر مجموعه‌ای از ابزارهای دریایی و ساحلی، توانسته بر جریان عبور و مرور تأثیرگذار باشد—موضوعی که اهمیت موقعیت ژئوپلیتیکی این کشور را بیش از پیش برجسته کرده است.

این گزارش می‌افزاید که هرچند ایالات متحده اعلام کرده بیش از ۱۵۵ شناور ایرانی را هدف قرار داده، اما بخش عمده این حملات متوجه ناوگان متعارف بوده و نه ظرفیت‌هایی که در چارچوب دکترین جدید ایران تعریف شده‌اند. به بیان دیگر، آنچه باقی مانده، همان بخشی است که برای شرایط واقعی میدان طراحی شده است.

در ادامه، به برخی حملات از جمله هدف قرار گرفتن ناو «دنا» و نیز آسیب به برخی شناورهای پیشرفته اشاره شده، اما در عین حال تأکید می‌شود که ناوگان کوچک‌تر و پراکنده سپاه همچنان دست‌نخورده‌تر باقی مانده است.

این شناورها که در آبراه‌های باریک خلیج فارس و تنگه هرمز بیشترین کارایی را دارند، به‌دلیل اندازه کوچک و پراکندگی بالا، به‌سختی قابل شناسایی هستند. همچنین گزارش به وجود پایگاه‌های زیرزمینی در سواحل ایران اشاره می‌کند که برای نگهداری این شناورها مورد استفاده قرار می‌گیرند.

به نوشته وال استریت ژورنال، از بین بردن کامل این توان نیازمند زمان و منابع قابل‌توجهی است؛ موضوعی که برخی کارشناسان نیز بر آن تأکید کرده‌اند.

در بخش دیگری از گزارش آمده است که ایران پس از تجربه درگیری دریایی سال ۱۹۸۸، دکترین خود را به سمت جنگ نامتقارن تغییر داده و تمرکز خود را بر کنترل کشتیرانی تجاری قرار داده است—رویکردی که اکنون آثار آن به‌وضوح قابل مشاهده است.

بر اساس داده‌های موجود، از اواخر فوریه تاکنون ده‌ها حمله علیه کشتی‌ها در خلیج فارس و تنگه هرمز ثبت شده و استفاده از پهپادهای دریایی نیز به این مجموعه افزوده شده است. این ابزارها، در کنار سایر ظرفیت‌ها، امکان اعمال فشار هدفمند را فراهم کرده‌اند.
همچنین موضوع مین‌های دریایی به‌عنوان یکی از عوامل بازدارنده مطرح شده است. حتی در غیاب تأیید قطعی، صرف طرح این احتمال، باعث افزایش احتیاط در میان خدمه کشتی‌ها شده است. در همین راستا، برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که ناخدایان از عبور در شرایط مبهم خودداری کرده‌اند.

در جمع‌بندی این گزارش آمده است که با وجود آسیب‌های واردشده به ناوگان متعارف ایران، ظرفیت‌های باقی‌مانده—که بر پایه تحرک، پراکندگی و انعطاف‌پذیری شکل گرفته‌اند—نقش کلیدی در معادله تنگه هرمز ایفا می‌کنند. به تعبیر یکی از فرماندهان پیشین آمریکایی، «همان بخش باقی‌مانده، چالش‌برانگیزترین قسمت است.»