سینما رفتن در ۴۰ روز جنگ و حمله به کشور عزیزمان نوعی سنت گرامیداشت زندگی در برابر ویرانی و تباهی بود که مردم ایران خوب ببا این سنت آشنایند.

همشهری آنلاین: روشن نگهداشتن چراغ اکران فیلم‌ها همزمان با حملات دشمن، مقاومتی از عمق جان شهرها بود. تداوم سنت فیلم‌دیدن در جنگ روح غنی و تسلیم‌نشده شهر را به پرده سفید تماشا می‌کشاند. در روزهایی که شهرهای ایران زیر حملات دشمن بود، شهروندان خود را به گیشه‌ها می‌رساندند، بلیت می‌خریدند و راهی سالن‌ها می‌شدتد تا روایت این روزها از روشن‌ترین چراغ حرکت و تجسم خالی نشود. شهرهایی که بطن نورانی و سرورانگیز سینما را در جنگ زنده نگه داشتند، باطل‌السحر شکست را در خیابان و کوچه نفیر می‌کشیدند.

۴۰سال پیش در روزگاری که فیلم‌ها تنها وسیله بیان برای ارتباط مردم با مفاهیم جنگ بودند، سینماها تهییج و بسیج مخاطبان برای مقاومت را یکجا اکران می‌کردند. در سال ۱۳۶۴ فیلمی همچون «بلمی به‌سوی ساحل» ساخته شادروان رسول ملاقلی‌پور شهروندان را برای انتقام از متجاوزان به شهرها متقاعد می‌کرد. فیلم جنگ در سال‌های دفاع، بخش مهمی از تبادل آتش و خاکریز تجمع نیروهای تازه نفس برای اعزام بود.

«بلمی به‌سوی ساحل» ساخته شادروان رسول ملاقلی‌پور فیلمی درباره مدافعان خرمشهر است. دومین فیلم کارگردان فقید در حالی اکران شد که شهر آزاد بود، اما روایت حماسی و قهرمانانه آنهایی که جان به پای وطن دادند، مخاطبان را برای همکاری در دفاع متقاعد می‌کرد. سینما در سال‌های جنگ محل درک همگانی مفهوم با هم بودن است. زیر سقف تاریک سینما همه به آنچه می‌اندیشیدند که به خاطرش بلمی با چند شهید به ساحل برمی‌گشت. ‌

منبع: همشهری آنلاین