در روزهایی که تجربه کردیم مقاومت معنایی دیگر برایمان پیدا کرد، معنایی از جنس چذابه و سفرکردگان به دیارش.

همشهری آنلاین: جنگ‌ها روح و جسم آدمی را به سخت‌ترین و صعب‌ترین شکل ممکن به چالش می‌کشند. ابزارها و راهبردهای نظامی تنها نحوه اجرای جنگ را تغییر می‌دهند. آن چیزی که در همه جنگ‌ها یک چهره بیشتر ندارد ایستادگی و وادادگی است. پیروز آن طرف جنگ است که بیشتر بایستد، حتی پس از پایان نبرد.

جنگ‌ها به‌عنوان زشت‌ترین دستاورد بشری، مفصل عجیب‌ترین و عمیق‌ترین جابه‌جایی‌های تاریخ هم هستند، جایی که در میان فوران خون از رگ‌ها و بارش آتش‌ها از سلاح‌ها آدم‌ها می‌ایستند تا از بودن خود فراتر بروند. جنگ‌ها تنها تاریخ شکست‌ها و پیروزی‌ها نخواهند ماند. روایت معنا گرفتن زندگی در آستانه مرگ از چشمه جنگ می‌جوشد.

۳۰سال پیش، شادروان رسول ملاقلی‌پور یکی از عجیب‌ترین تجربه‌های سینمایی دفاع‌مقدس را روانه جشنواره فیلم فجر کرد. سفری در عمق زمان از شهر به جبهه، از خیابان به خاکریز، از صلح به جنگ، از بریدن به رسیدن. ایده حضور ناگهانی ۲رزمنده گذشته در حال خاکریزهای محاصره‌شده تنگه چزابه قرار است بازنمایی سؤالی باشد که در جنگی دیگر خیلی‌ها هر روز از همدیگر یا درون خود از دیگران می‌پرسند: چرا باید ایستادگی کرد؟

قهرمانان چزابه در تنگنایی که جانشان را می‌بلعد عطشان و خسته جان می‌دهند، اما چیزی از جای خود، از خاکشان و از موجودیت وجودشان به دشمن نمی‌دهند، مگر جنازه‌هایشان که خاکریز را با آن آکنده‌اند. ملاقلی‌پور ۳دهه پیش آدم‌های واداده را در برابر قهرمانان ایستاده قرار می‌دهد تا یادآوری کند که جنگ‌ها تمام می‌شوند، ولی آنچه باقی می‌ماند روایت آنهایی است که ایستاده‌اند.

هر جنگی یک چزابه است. هر مقاومت همان کاری است که جان‌های جامانده در چزابه کردند.

منبع: همشهری آنلاین