من به ادعاهای میهن‌پرستانهٔ آمریکا به‌عنوان یک نیروی بی‌طرف و نجیب برای کمک به کوبایی‌ها هیچ اعتمادی نداشتم. برای درک این نکته که نگرانی آمریکا مسئلهٔ شکر است و ارتباطی با احساسات انسان‌دوستانه ندارد، چندان خرد سیاسی لازم نبود.

همشهری آنلاین: در دههٔ ۱۸۹۰، کوبا مستعمرهٔ اسپانیا بود و شورش‌های استقلال‌طلبانه با سرکوب شدید ارتش اسپانیا روبه‌رو می‌شد. تصاویر قحطی تحمیل‌شده به مردم، اردوگاه‌های بازداشت و خشونت نظامی اسپانیایی‌ها بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های آمریکا یافت و افکار عمومی ایالات متحده به‌ سمت مداخله نظامی در کوبا متمایل شد.

رسانه‌های آمریکا با گزارش‌های اغلب اغراق‌آمیز، موجی از احساسات ضداسپانیایی ایجاد کردند. آمریکا رسماً بی‌طرف بود، اما منافع اقتصادی‌ گسترده‌اش در کوبا (خصوصاً در صنعت شکر) حکم می‌کرد وارد کارزار شود.

در ۲۵ آوریل ۱۸۹۸ ایالات متحده به اسپانیا اعلان جنگ داد. آمریکا ادعا می‌کرد هدفش دفاع از مردم کوبا و پایان دادن به ظلم اسپانیاست. این در حالی است که در حقیقت ترکیبی از انگیزه‌های اقتصادی، ژئوپولیتیکی و فشار رسانه‌ها در مداخله آمریکا نقش داشت.

جنگ ۱۰ هفته طول کشید و ۱۰ دسامبر ۱۸۹۸ معاهدهٔ پاریس امضا شد. مطابق این معاهده، اسپانیا بعد از ۴۰۰ سال کنترل کوبا را رها کرد، اما آمریکا تا ۱۹۰۲ در این کشور حضور نظامی داشت. تبدیل آمریکا به یک قدرت استعماری نوظهور در اقیانوس آرام و کارائیب، و آغاز حضور گستردهٔ سیاسی، نظامی و اقتصادی در منطقه از همین‌جا کلید خورد.

مهم‌تر اینکه مردم کوبا احساس کردند به آنها خیانت شده و فقط سلطه اسپانیا با سلطه آمریکا عوض شده و تلاش‌های آنها در راه استقلال بی‌فایده بوده است.

این مقدمه آورده شد تا در ادامه واکنش اِما گلدمن (۱۸۶۹–۱۹۴۰)، آنارشیست و فمینیست آمریکایی اصالتا روسی و آلمانی، به مداخله آمریکا در کوبا را از کتاب خاطراتش بیاوریم. گلدمن در این قطعه به صراحت نظرش را درباره هدف آمریکا از جنگ با اسپانیا در لوای خیرخواهی کوبایی‌ها بیان کرده است.

***

آمریکا به اسپانیا اعلان جنگ داده بود. این خبر غیرمنتظره نبود. چندین ماه پیش از آن، مطبوعات و منابر مذهبی از دعوت به استفاده از زورِ سرنیزه در دفاع از قربانیانِ ظلم‌های اسپانیا در کوبا پر شده بود.

من عمیقاً با شورشیان کوبایی و فیلیپینی که تلاش می‌کردند یوغ اسپانیا را از گردن خود باز کنند، همدل بودم. در واقع، حتی با برخی از اعضای جنبش‌های زیرزمینی که در به‌دست آوردن آزادی جزایر فیلیپین مشارکت داشتند، همکاری کرده بودم. اما به ادعاهای میهن‌پرستانهٔ آمریکا به‌عنوان یک نیروی بی‌طرف و نجیب برای کمک به کوبایی‌ها هیچ اعتمادی نداشتم. برای درک این نکته که نگرانی آمریکا مسئلهٔ شکر است و ارتباطی با احساسات انسان‌دوستانه ندارد، چندان خرد سیاسی لازم نبود.

البته افراد ساده‌لوح زیادی وجود داشتند، نه فقط در سراسر کشور، بلکه حتی در میان آزادی‌خواهان، که ادعای آمریکا را باور می‌کردند. من نمی‌توانستم با آنها همراه شوم. مطمئن بودم هر کس ــ چه فرد و چه دولت ــ که در داخل آمریکا به برده‌سازی و استثمار مشغول است، نه صداقت لازم را دارد و نه تمایل به آزاد کردن مردم سرزمین‌های دیگر را.

منبع: همشهری آنلاین