به گزارش همشهری آنلاین، "مجتبی توانگر" پژوهشگر اقتصادی در یادداشتی با عنوان "اوراق خونین آمریکا" نوشت: «محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، با لحنی صریح از یک تصمیم جنگی - اقتصادی ایران پرده برداشت و نوشت: «در کنار پایگاههای نظامی، آن نهادهای مالی که بودجه نظامی آمریکا را تامین مالی میکنند، اهداف مشروعی هستند. اوراق قرضه خزانهداری آمریکا به خون ایرانیان آغشته است. آنها را بخرید، یعنی حملهای به ستاد و داراییهای خودتان را خریداری کرده اید. ما پرتفوی های شما را زیر نظر داریم. این آخرین هشدار شماست».
منظور این پیام که از سوی یکی از تصمیمگیران میدانی پاسخ ایران در جنگ تحمیلی آمریکایی صهیونیستی مطرح میشود، کاملاً روشن است: هر دلاری که در اوراق قرضه خزانهداری آمریکا سرمایهگذاری میشود، مستقیم یا غیرمستقیم به بودجه نظامی و فشار اقتصادی علیه ایران تبدیل میشود.
این اوراق، ابزار بدهی دولت آمریکا هستند که بانکها، شرکتها و سرمایهگذاران آن را میخرند و در مقابل سود میگیرند. اما واقعیت سادهتر از این توضیح فنی است: خریدار این اوراق، عملاً در تأمین مالی همان ساختاری مشارکت میکند که تحریم، فشار اقتصادی و تهدید نظامی علیه ایران را پیش میبرد.
ایران اما صرفاً در سطح بیان باقی نمانده است. رصد دقیق پرتفوی سرمایهگذاران، شناسایی مسیرهای تامین مالی و آمادهسازی ابزارهای پاسخ اقتصادی، بخشی از این معادله است؛ از محدودسازی دسترسیهای مالی گرفته تا اعمال فشار بر داراییها و منافع. به زبان ساده، هر سرمایهگذاری که تصور میکند خرید اوراق آمریکا یک تصمیم صرفاً مالی و بیهزینه است، در حال ورود به یک میدان درگیری واقعی است.
اما آنچه این هشدار را از یک موضعگیری معمولی فراتر میبرد، باز شدن یک جبهه جدید در جنگ است: جبهه مالی. پیام ایران فقط متوجه چند سرمایهگذار یا نهاد خاص نیست؛ این یک سیگنال گسترده به بازیگران بزرگ اقتصاد جهانی است. از چین و روسیه گرفته تا کشورهای عضو بریکس، این پیام مخابره میشود که اوراق قرضه آمریکا دیگر یک دارایی امن صرف نیست، بلکه میتواند به یک نقطه آسیب پذیر تبدیل شود.
در این چارچوب، بدهی عظیم دولت آمریکا دیگر فقط یک عدد اقتصادی نیست، بلکه به یک ابزار فشارپذیر در میدان تقابل تبدیل میشود. اگر بازیگران بزرگ به صورت هماهنگ به سمت کاهش یا فروش این اوراق حرکت کنند، نتیجه آن میتواند افزایش سریع نرخبهره، فشار بر بازارهای مالی و تضعیف توان تامین مالی دولت آمریکا باشد. این همان نقطهای است که معادله تغییر میکند: بدون شلیک حتی یک گلوله، هزینههای جنگ برای طرف مقابل افزایش مییابد.
این همان جنگی است که کمتر دیده میشود. در حالی که توجهها بر موشک، نفت و میدانهای نظامی متمرکز است، ایران مستقیماً منبع تغذیه این ماشین را هدف قرار داده است: جریان مالی و بهطور مشخص، دلار.
پیامنهایی روشن و بیپرده است: ایران دیگر تماشاگر نیست. بودجه نظامی آمریکا، مسیرهای اقتصادی آن و سرمایهگذاران در این چرخه، به ویژه در منطقه، همگی در تیررس پاسخ تهران قرار گرفتهاند. هر سرمایهگذاری در این مسیر، میتواند به یک ریسک مستقیم تبدیل شود؛ ریسکی که پیامدهای آن نه انتزاعی، بلکه واقعی، ملموس و پرهزینه خواهد بود. این هشدار، یک شعار نیست؛ صورتبندی یک بازدارندگی اقتصادی فعال است».