۱۰سال انتظار میان مرگ و زندگی؛ سرنوشت مردی است که چند مرتبه در یک قدمی چوبه دار رفت و  سرانجام با گذشت خانواده مقتول به آزادی ختم شد.

همشهری آنلاین - حوادث:۱۰ سال انتظار میان مرگ و زندگی؛ سرنوشت مردی است که چند مرتبه در یک قدمی چوبه دار رفت و سرانجام با گذشت خانواده مقتول به آزادی ختم شد. این مرد جوان که دو بار طناب دار را تا آستانه گردنش حس کرده بود، حالا در شعبه اجرای احکام دادسرای جنایی تهران ایستاده بود تا برگه آزادی‌اش را امضا کند؛ آزادی‌ای که پس از یک دهه حبس و با گذشت اولیای دم در ازای دریافت دیه به دست آمد.

ماجرای این پرونده به اواسط تیر سال ۱۳۹۴ بازمی‌گردد. حامد که با خودروی خود در حال بازگشت به خانه بود، هنگام پیچیدن به یک خیابان فرعی با راننده یک پراید دچار مشاجره شد. راننده پراید، جوانی حدود ۲۴ ساله به نام بهروز بود که آن روز مسافری را به شمال تهران رسانده و در مسیر بازگشت قرار داشت. اختلافی ساده بر سر حق تقدم، خیلی زود به درگیری لفظی و سپس نزاعی خیابانی تبدیل شد.

قتل

در جریان این درگیری، بهروز از کنار در خودرویش چاقویی بیرون آورد و چند ضربه به سمت حامد پرتاب کرد. حامد نیز برای دفاع از خود قفل فرمان خودرو را برداشت و به سمت او رفت. ضربه‌ای که در این درگیری وارد شد، بهروز را راهی بیمارستان کرد. او یک هفته در کما با مرگ جنگید اما در نهایت جانش را از دست داد.

پس از مرگ این جوان، حامد به اتهام قتل عمد بازداشت شد. او در تمام مراحل بازجویی و رسیدگی قضایی تأکید می‌کرد قصد کشتن نداشته و حادثه در جریان دفاع از خود رخ داده است، اما خانواده مقتول خواستار قصاص شدند. دادگاه نیز با توجه به درخواست اولیای دم حکم قصاص صادر کرد و این حکم پس از تأیید در دیوان عالی کشور برای اجرا به دادسرای جنایی تهران فرستاده شد.

سایه مرگ

در سال‌هایی که حامد در زندان به سر می‌برد، دو بار نامش در فهرست اجرای حکم قرار گرفت و هر بار به سلول انفرادی منتقل شد؛ جایی که محکومان به قصاص لحظات آخر پیش از اجرای حکم را سپری می‌کنند. اما هر بار در آخرین لحظه، با تلاش واحد صلح و سازش دادسرای جنایی و کمک خیرین، اولیای دم به او مهلت دادند و اجرای حکم به تعویق افتاد.

نتیجه متفاوت

سرانجام برای سومین بار نام حامد در فهرست اجرای حکم قرار گرفت؛ اما این بار نتیجه متفاوت بود. خانواده مقتول پذیرفتند در ازای دریافت وجه‌المصالحه از قصاص بگذرند. از آنجا که حامد طی این ۱۰ سال دوران حبس مربوط به جنبه عمومی جرم را سپری کرده بود، پس از انجام تشریفات قانونی به اجرای احکام منتقل شد تا با امضای برگه آزادی، زندگی تازه‌ای را آغاز کند.

تولد دوباره

حامد که هنوز از شوک آزادی بیرون نیامده، می‌گوید: «هرگز فکر نمی‌کردم اولیای دم مرا ببخشند. از آنها ممنونم و امیدوارم بتوانم با کارهای خیر برای آرامش روح مقتول قدمی بردارم.»

حامد درباره تصمیمش برای کمک به زندانیان دیگر می‌گوید: «در زندان معنای واقعی آزادی را فهمیدم. همیشه دلم می‌خواست برای آزادی زندانیان کاری انجام دهم. در اندرزگاه ما دو زندانی محکوم به قتل بودند که رضایت گرفته بودند اما برای آزادی باید دیه می‌پرداختند. هر دو در درگیری‌هایی ساده بر سر نگاه چپ یا جای پارک مرتکب قتل شده بودند. من دیه آنها را پرداخت کردم. همچنین برای آزادی سه زندانی دیگر که متهم به قتل شبه‌عمد بودند هم مبلغ دیه را تأمین کردم تا به زودی مقدمات آزادی آنها از زندان فراهم شود و سال تحویل را در کنار خانواده هایشان باشند.»

حامد درباره وضعیت زندگی و مالی خودش می گوید: «من مهندس یکی از شرکت‌های معتبر بودم و درآمد خوبی داشتم. خانواده‌ام هم از نظر مالی در وضعیت مناسبی هستند. این کارها را کردم تا چند نفر دیگر هم طعم آزادی را بچشند و از کابوس زندان رها شوند.»

اما خودش هنوز از آن روز تابستانی فاصله نگرفته است. می‌گوید: «همه چیز در یک چشم بر هم زدن اتفاق افتاد آن روز بخت با من یار نبود و همیشه با خودم می‌گویم کاش اصلاً از خانه بیرون نمی‌آمدم. این حس عذاب وجدان حتی یک لحظه هم از من جدا نمی شود و تا وقتی نفس می کشم، با من خواهد ماند»