عکس‌هایی که این روزها از محل اصابت موشک‌ها و پرتابه‌های دشمن گرفته می‌شود نوعی مکانیسم روانی دفاعی‌ است به از میان رفتن هر بنا و خیابانی که برای آدم‌های این شهر و این خاک خاطره و حرمت دارند.

همشهری آنلاین: در جنگ ۱۲ روزه بارها اعلام شد که از محل اصابت موشک‌ها و پرتابه‌های دشمن عکس و ویدئو نگیرید. این بار هم که ۹ اسفند دوباره جنگ شروع شد، همین هشدار را بارها اعلام کردند. ولی چرا نباید از محل اصابت موشک‌ها عکس گرفت؟ احتمالا دشمن از قبل اطلاعاتی از آن محل داشته که آن را هدف قرار داده است. حتی موشک‌هایی که به قصد منازل مسکونی و اهداف غیرنظامی هم شلیک می‌شوند، کور و بی‌هدف پرتاب نشده‌اند. شاید دلیل اصلی عکس نگرفتن از محل اصابت موشک‌ها را باید در تعمیم و تسری ترس و ناامیدی، و نشان دادن تصویری ضعیف از خود در برابر دشمن پیدا کرد.

عکس‌ها و ویدئوها از مکان‌های درهم کوبیده‌شده و جان‌های عزیز به یغما برده‌شده تاثیر ویرانگری روی ذهن و روان مردمی دارد که باید زیر حملات مرگبار دشمن زندگی کنند. دلایل امنیتی هم می‌تواند مزید بر علت باشد. اما جدا از این مسائل، عکس‌های جنگ چرا این‌قدر بیننده دارند؟ جز وجه اطلاع‌رسانی‌شان، چه چیزی در این عکس‌ها هست که آدم‌ها، به رغم همه غمی که در تماشای این عکس‌ها بر سرشان آوار می‌شود، باز به گرفتن این عکس‌ها شایق‌اند؟

عکس یا ویدئو برداشتن از قسمت‌های تخریب‌شده شهر اصلا و ابدا شبیه عکاسی توریستی از یک بنای تاریخی نیست. عکس‌هایی که این روزها معمولا بی‌اختیار و ناخودآگاه، با وجود همه هشدارها در منع عکاسی از محل‌های ویران‌شده، می‌گیریم، نوعی واکنش طبیعی و احساسی است به موقعیتی که با آن مواجه شده‌ایم؛ به نزدیکی بلاواسطه‌مان با مرگ و خطر. خصوصا حالا که با قطع اینترنت نمی‌شود این عکس‌ها را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشت، نمی‌شود گفت آدم‌ها عکس می‌گیرند تا شبیه به عکس‌های رستوران رفتن یا تولد و مهمانی آن را به دیگران نشان دهند. هر کس که از خانه یا ساختمان یا بنای تخریب‌شده‌ای عکس می‌گیرد، در واقع دارد واکنشی غریزی به این ویرانی و سبعیت نشان می‌دهد: «من این فاجعه را ثبت می‌کنم تا از یاد نرود.» یا «من این نابودی را به تصویر می‌کشم تا دیگران هم بدانند.» این عکس‌ها بُعد دیگری هم دارند: نوعی مکانیسم روانی دفاعی‌اند به از میان رفتن هر بنا و خیابانی که برای آدم‌های این شهر و این خاک خاطره و حرمت دارند. آخرین تصاویر را از آنها ثبت می‌کنند تا بالاخره روزی که ساختمان یا خیابانی نو جای آنها را گرفت، تاریخی را که بر آنها گذشته حفظ کنند و ای بسا به نسل‌های بعد نشانشان دهند.

رابرت کاپا، عکاس افسانه‌ای جنگ، جمله مشهوری دارد که «اگر عکس‌های جنگی‌تان به اندازه کافی خوب نیستند، به این خاطر است که به اندازه کافی نزدیک نشده‌اید.» حالا مردمی که نه آموزش عکاسی دیده‌اند و نه عکاس جنگ‌اند، در نزدیک‌ترین جای ممکن به صحنه‌های جنگ حضور دارند؛ در قلب آتش، در میانه دود و خاکستر و از نزدیک‌ترین جای ممکن از همشهریان و بناها و خیابان‌هایی که هدف قرار گرفته‌اند، عکس و ویدئو می‌گیرند.

آنها عکاس جنگ نیستند، اما از خیلی از عکاسان جنگ شجاعانه‌تر، برای حفظ خاطرات شهرها و هموطنان‌شان، به صحنه‌ها نزدیک‌اند.

منبع: همشهری آنلاین