به گزارش همشهری آنلاین، در طول تاریخ معاصر دو رهبر ایران در خاک وطن جان دادهاند که اتفاقی خاص در حدود ۱۲۰ سال اخیر است.
احمد شاه قاجار در پاریس مرد و محمدعلیشاهِشان در ایتالیا. رضا خان در جزیره موریس که به آن تبعید شده بود جان باخت و پسرش محمدرضا در قاهره.
آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای اما در حین جنگ با بزرگترین قدرتهای دنیا شهید شد؛ دقیقا حین مبارزه و در دفتر کارش در وسط تهران. نه مثل محمدرضا پهلوی در هنگام فرار، نه مثل رضا خان در ذلت تبعید و نه مانند شاهان قاجار در آن سوی مرزها.
صدام هم پیش از افتادن به دامِ دار، در سوراخی پیدا شد که در آن پنهان شده بود، قذافی هنگام گریز و در خیابان پیدا شد و با وضعی رقتبار کشته شد.
قائد شهید امت اما توسط دشمنان ملت ایران به شهادت رسید؛ دشمنانی پست و رذل که پرونده اپستین و نسلکشی در کارنامه خود دارند؛ دشمنانی که هم زمان با او حدود ۱۷۰ دخترک معصوم و محروم را شهید کردند. دشمنانی که خباثتشان زبانزد بود.
او گفت مثلی لا یبایع مثل یزید؛ او که شهادتش هم درس عزت، حکمت و مصلحت میداد به ایران. او سالهای سال گفته بود حسینی و عاشورایی خواهد جنگید و شهید خواهد شد.
آیتالله سید علی خامنهای خلف صالح عبد خدا، سید روحالله الموسوی الخمینی بود و پرورش یافته در مکتب او که مقابل فراعنه ایستاد و قهرمانانه در وطن جان داد تا عزت یک ملت و کشور را تضمین کند.
شهادت او، توطئه جریان رسانهای صاحبان زر و زور را هم خنثی کرد که در سالهای اخیر انواع و اقسام شایعات را مطرح کرده بودند و حالا بی آبرو و رسوا، نقشههایشان را بر آب میبینند.