مجرم سابقه‌دار خود را دندانپزشک معرفی و با فریب دختران دم‌بخت و خواستگاری از آنها نقشه‌ کلاهبرداری و سرقت‌های مسلحانه را عملی می‌کرد.

همشهری آنلاین - حوادث: این پرونده از جایی شروع شد که دختری جوان به اداره پلیس رفت و گفت در دام خواستگاری فریبکار گرفتار شده است.

او گفت: ‌چند وقت پیش، در فضای مجازی با مردی آشنا شدم که خودش را دکتر بهنام معرفی کرد. او می‌گفت در بهترین بیمارستان تهران مشغول به کار و دندانپزشک است. با چرب زبانی اعتمادم را جلب کرد و مدعی شد قصد ازدواج دارد و پس از مدت کوتاهی، پیشنهاد ازدواج داد. من که در رویاهایم غرق شده بودم، بدون هیچ تردیدی به او جواب مثبت دادم.

شاکی ادامه داد: بهنام برای اثبات حرف‌هایش با ماشین‌های آخرین مدل به دیدارم می‌آمد. حتی یک روز چند تالار مجلل نشانم داد و تاریخ دقیقی برای عقد و عروسی تعیین کردیم. همه چیزبه خوبی پیش می رفت تا اینکه بهنام یک آپارتمان لوکس به من نشان داد و گفت قصد دارد آن را بخرد و به نام من بزند اما برای تکمیل این کار، فقط نیاز به مبلغی حدود ۲ میلیارد تومان دارد تا کلید آپارتمان دریافت کند. من که تحت تاثیر همه این نمایش‌ها قرار گرفته بودم، به او گفتم که تمام طلا و جواهراتم که حاصل سال‌ها پس‌اندازم بود را در اختیارش قرار می دهم اما روزی که طلاها را برای خرید خانه بردم، درست زمانی که سوار ماشینش شدم، کلت کمری از زیر لباسش بیرون کشید و با تهدید، طلاهایم را ربود. او مرا تهدید کرد که اگر حرفی به پلیس بزنم، فیلم‌های خصوصی‌ که از من دارد را در اینترنت پخش خواهد کرد.

شکایت های سریالی

با این شکایت، ‌پرونده ای در اداره یکم پلیس آگاهی تهران تشکیل شد و گروهی از ماموران تحقیقات خود را در این باره آغاز کردند. اما آنچه در ادامه تحقیقات برملا شد، فراتر از یک شکایت بود. ظرف مدت کوتاهی چند دختر دیگر راهی اداره پلیس شدند و از بهنام شکایت کردند. روایت هر یک دختران متفاوت اما پایان همه آنها مشابه بود. مرد خواستگار به بهانه‌های مختلف از جمله خرید خانه، رزرو تالار، خرید ماشین و ... دختران دم بخت را فریب داده و از آنها پول یا طلا گرفته بود.

عجیب اینکه در تمام این پرونده‌ها، قربانیان پول را به حساب‌هایی واریز کرده بودند که پس از بررسی، مشخص شد متعلق به افراد معتاد است؛ افرادی که کارت‌های بانکی خود را در ازای دریافت مبلغی ناچیز در اختیار مجرمان قرار می‌دادند تا آنها بتوانند نقشه‌هایشان را عملی کنند. با این حال خیلی زود با انجام چهره نگاری هویت خواستگار قلابی فاش شد؛ نام واقعی او احسان بود و سابقه سرقت و کلاهبرداری با همین شیوه را داشت.

نقطه پایان؛ دستگیری

تیم‌های عملیاتی پلیس آگاهی تهران، با استفاده از شیوه‌های نوین کشف جرم و رصد اطلاعاتی، توانستند مخفیگاه متهم را به دست آوردند و درعملیاتی غافلگیرانه دستگیرش کنند. در بازرسی از محل اختفای وی، مقادیری طلا، مدارک هویتی جعلی، مواد مخدر از نوع شیشه و یک کلت کمری تقلبی که با آن قربانیان را تهدید می کرد، کشف شد. او در بازجویی ها به جرم خود اقرار کرد و تحقیقات از او توسط ماموران آگاهی تهران ادامه دارد.

گذشته تاریک یک کلاهبردار

مجرم دستگیر شده متولد سال ۶۰ است و لیسانس حسابداری است. اما می گوید گذشته تاریک او موجب شده تا امروز تبدیل به مجرم حرفه ای شود.

مگر در گذشته چه اتفاقی برایت رخ داده است؟

من در گذشته یک زندگی نسبتاً عادی داشتم. در یک شرکت حسابدار بودم و مدتی بعد ازدواج کردم اما تقدیر با من بد تا کرد. یک سال بعد با همسرم دچار اختلاف شدم. در آن زمان مد بود که به تعداد سال تولد عروس، ‌مهریه تعیین می شد اما نمی دانستم که همسرم مهریه اش را به اجرا می گذارد. به زندان افتادم و بعد مجبور شدم تمام دار و ندارم را بفروشم تا از زندان نجات پیدا کنم.

و همین موجب شد تا تبدیل به مجرم شوی؟

در آ زمان وقتی از زندان آزاد شدم، نه پولی داشتم و نه انگیزه‌ای برای ادامه زندگی. در همان بحبوحه مشکلات، در دام اعتیاد به شیشه گرفتار شدم. زندگی‌ام از آنجا به بعد فقط سقوط بود. دیگر هیچ چیز برایم اهمیت نداشت. ابتدا سعی کردم با کارهای ساده پول در بیاورم، اما جواب نداد. بعد وسوسه شدم سرقت کنم. در زندان یاد گرفته بودم چطور از خانه ها سرقت کنم.

چند فقره سابقه داری؟

یک بار مهریه، باردوم سرقت منزل و آخرین بار کلاهبرداری از دختران دم بخت.

آخرین بار کی از زندان آزاد شدی؟

۶ ماه قبل.

و باز هم فعالیت مجرمانه ات را از سر گرفتی؟

به یک مجرم سابقه دار، کسی کار نمی دهد.

از شگرد جدیدت بگو؟

طعمه هایم را در فضای مجازی به دام می انداختم.خودم را دکتریا گاهی سرهنگ جا می زدم، با ماشین‌های مدل بالا که اجاره می کردم، خودم را نشان می‌دادم. سپس از آنها خواستگاری می کردم. بعد به بهانه های مختلف از آنها کلاهبرداری می کردم. فقط در یک مورد، ‌دختری را با اسلحه تهدید کردم تا طلاهایش را بگیرم.