به گزارش همشهریآنلاین، فارس نوشت: از نگاه بسیاری از تحلیلگران، اصرار آمریکا بر مذاکره مستقیم بیش از آنکه یک ضرورت فنی باشد، یک هدف نمادین را دنبال میکرد: نمایش قدرت. نشاندن ایران ـ که طی دههها خود را در تقابل با سیاستهای واشنگتن تعریف کرده ـ پای میز مذاکره مستقیم، میتوانست در قاب رسانهای بهعنوان «عقبنشینی» تهران تصویر شود.
چنین تصویری، حتی پیش از هر توافقی، یک امتیاز سیاسی برای آمریکا محسوب میشد. طبیعی است که ایران تمایلی نداشته باشد وارد زمینی شود که نتیجه نمادین آن از پیش طراحی شده است.
عراقچی: با ابتکارات واقعی به ژنو آمدهام | آنچه مطلقاً در دستور کار نیست...
جزئیات مهم از تیم مذاکره کننده ایران | بازه زمانی مدنظر ایران برای به نتیجه رسیدن مذاکرات چقدر است؟
انتشار ویدئویی از دیدار مهم عراقچی با گروسی پیش از مذاکرات
اما موضوع فقط «تصویرسازی سیاسی» نیست. انتخاب مدل غیرمستقیم، کارکردهای عملی و حقوقی مشخصی هم دارد که میتواند از منافع ملی صیانت کند:
۱. حضور یک واسطه بهعنوان شاهد
در مذاکرات غیرمستقیم، یک طرف ثالث پیامها را منتقل میکند. این واسطه، اگر از حداقلی از اعتبار و استقلال برخوردار باشد، میتواند نقش «ناظر» را ایفا کند. در صورت بروز اختلاف بر سر محتوای گفتوگوها یا تعهدات، وجود یک شاهد ثالث امکان استناد و پیگیری را افزایش میدهد و از تحریف روایتها جلوگیری میکند.
۲. مستندسازی دقیقتر روند مذاکرات
در این شیوه، پیامها عمدتاً بهصورت مکتوب و رسمی ردوبدل میشود. این امر گفتوگو را از فضای وعدههای شفاهی و تفسیرهای بعدی دور میکند و آن را به یک فرآیند مستند در سیاست خارجی تبدیل میسازد. حتی اگر توافق نهایی شکل نگیرد، اسناد فرآیندی میتواند مبنای ارزیابی و مطالبهگری در آینده باشد.
۳. کاهش فشارهای روانی و تاکتیکهای لحظهای
تجربه مذاکرات بینالمللی نشان داده که در گفتوگوهای رودررو، گاه از ابزارهای روانی، فضاسازی رسانهای یا فشارهای لحظهای برای گرفتن امتیاز استفاده میشود. مدل غیرمستقیم، بهصورت ساختاری این فضا را تعدیل میکند و امکان تصمیمگیری هیجانی را کاهش میدهد.
۴. ایجاد فرصت تأمل و تصمیمگیری دقیقتر
تفاوت مذاکره مکتوب با گفتوگوی رو در رو، شبیه تفاوت میان مکالمه تلفنی و پیام نوشتاری است. در حالت دوم، امکان بررسی، مشورت و پاسخگویی سنجیدهتر وجود دارد. در موضوعی به اهمیت منافع ملی، این «زمان برای تأمل» خود یک سرمایه راهبردی است.
متوجه معنای اصلی مذاکرات باشیم
در نهایت، باید به زمینه اصلی این مذاکرات توجه کرد. از نگاه ایران، گفتوگو در شرایطی انجام میشود که تحریمهای گسترده آمریکا همچنان برقرار است؛ تحریمهایی که مستقیماً بر اقتصاد و معیشت مردم اثر گذاشته است. از طرفی آمریکایی ها به طور مستقیم ایران را تهدید نظامی کرده اند و به طور مستمر در حال عملیات روانی روی جامعه ایران هستند. در حقیقت طرف آمریکایی دو موضوع مهم از جامعه ایران یعنی «معیشت مردم» و «امنیت روانی» جامعه را گروگان گرفتهاند و لیست خواستههای خودشان را روی میز گذاشتهاند و میخواهند اسم این باجگیری را هم «مذاکره» بگذارند.
چنین فضایی از طرف ایران نمیتواند صرفاً یک گفتوگوی برابر و عادی تلقی شود، بلکه باید نام آن را «عملیات آزادسازی گروگان» نامید که باید با دقت، احتیاط و طراحی دقیق پیش برود تا از سوءاستفاده، فشار مضاعف یا زیادهخواهی جلوگیری شود.
بر همین اساس، اصرار بر مدل غیرمستقیم نه صرفاً یک موضعگیری سیاسی، بلکه بخشی از یک راهبرد برای مدیریت ریسک، حفظ ابزارهای حقوقی و افزایش قدرت چانهزنی تلقی میشود؛ راهبردی که هدف آن کاهش هزینهها و حداکثرسازی منافع در یک معادله پیچیده است.