همشهری آنلاین - حوادث: سکوت سنگین یکی از محله های شمال تهران، شامگاه سهشنبه، با صدای چرخیدن کلید در قفل شکسته شد. تاجری میانسال که تازه از سفر کاری خود در شمال کشور بازگشته بود، قصد ورود به خانه مجللش را داشت که ناگهان متوجه حضور افراد ناخوانده شد. مرد تاجر ۳ سایه را دید که در تلاش برای جا به جایی وسایل گرانبها بودند. او بی آنکه مهمانان ناخوانده متوجه شوند، به بیرون از خانه اش رفت و در را قفل کرد. مرد تاجر فورا با پلیس تماس گرفت و از بازگشت غیرمنتظره خود و حضور سارقان در خانه اش گفت.
دستگیری سر بزنگاه
دقایقی بعد، مأموران پلیس در محل حادثه حاضر و با یک صحنه عجیب روبرو شدند؛ سه جوان ۱۸ ساله، در حالی که کیف کوله پشتی داشتند، خونسردانه از ساختمانی که مرد تاجر در آن زندگی می کرد، خارج شدند غافل از اینکه مالباخته سر بزنگاه مچشان را گرفته و پلیس به کمین آنها نشسته بود.
هر ۳ سارق در عملیاتی غافلگیرانه دستگیر شدند و هر سه با صدایی لرزان ادعا کردند که این اولین اقدام مجرمانه آنهاست.
سارقان سریالی
متهمان دستگیر شده، کم سن و سال بودند و به تازگی ۱۸ ساله شده بودند. هرچند آنها مدعی بودند که این نخستین سرقتشان بوده است اما معمای پرونده با کشف یک سرقت دیگر در همان منطقه که دو شب پیش رخ داده بود، پیچیدهتر شد. بررسی ها حکایت از این داشت که سرقت مشابهی دو شب قبل در همان منطقه رخ داده است. سارقان که دوربین های مداربسته نشان می داد ۳ جوان کم سن و سال هستند، از طریق بالکن وارد آپارتمانی در طبقه اول شدند و علاوه بر طلا و دلار، اکثرلباس های مارک دار صاحبخانه، عطرهای فرانسوی، کیف، کفش و کتانی های مارک دار را به سرقت برده اند.
بوی عطر پاریس
مالباخته دوم به اداره آگاهی احضار شد و با دیدن متهمان، پیراهن برند و گران قیمت خود که یکی از سارقان پوشیده بود را شناسایی کرد. اما تنها شناسایی لباس کافی نبود. او با اطمینان کامل به مأموران گفت: این پیراهن را از اروپا خریدهام، و مهمتر از آن، بوی عطر خاصی که از پاریس آورده بودم، هنوز روی آن باقی مانده و به مشامم می رسد. آنها دقیقا همان سارقانی هستند که دو شب قبل به خانه من دستبرد زده اند. متهمان که انتظارش را نداشتند، وقتی با این شواهد و گفته های مالباخته مواجه شدند، انکارها را بی فایده دیدند و به سرقت دوم نیز اعتراف کردند.
و در ادامه ماموران پس از بازرسی از مخفیگاههایشان، تمام اموال مسروقه، از جمله عطرهای خاص و لباسهای مارکدار، کشف کردند. همین کافی بود تا متهمان در نهایت، به پنج فقره سرقت مشابه از منازل خانه های شمال شهر اعتراف کنند.
آنها اعتراف کرد که برای رسیدن به زندگی لوکس نقشه سرقت کشیدند تا که آرزوی یک شبه ثروتمند شدن تحقق یابد. پرونده این گروه به دستور بازپرس دادسرای ویژه سرقت در حال رسیدگی است تا شاکیان احتمالی شناسایی شود.
گفتوگو با کیان؛ سرکرده باند ۱۸ ساله ها
کیان سرکرده باند ۱۸ ساله هاست که همه رویاهایش این بود که پولدار شود و با لباس های برند و کتانی های مارک دار عکس استوری کند.
کیان، مهر تمام شدن مدرسه شما و دوستانت هنوز خشک نشده، اما پروندهتان به پنج فقره سرقت رسیده است. چه شد که از درس و مدرسه به سمت قفلشکن و سرقت از خانهها کشیده شدید؟
ما همه از یک وضعیت مالی بودیم. اما در همین محله، خیلی از بچهها ناگهان عوض شدند. ماشینهای جدید، عطر خوب، لباسهای عجیب که تا حالا ندیده بودیم. آخر هفتهها که عکسهای شمالشان را در شبکههای اجتماعی میگذاشتند، واقعاً سخت بود. ما به آنها حسادت می کردیم.
صرفا به خاطر حسادت، تبدیل به سارق شدید؟
فقط حسادت نبود، انجام یک کار عجیب برای دیده شدن بود. یک روز از همان بچهها پرسیدیم این همه پول از کجا میآید؟ گفتند با طلاهایی که دزدیده ایم! آنجا بود که جرقه خورد. ما هم میخواستیم آن زندگی را داشته باشیم، اما نمیتوانستیم سالها در حسرت بمانیم. میخواستیم یک شبه، آن مدل کتونی و آن مارکی که بقیه میپوشند را داشته باشیم. از آنها الگو برداشتیم و خودمان نیز نقشه سرقت کشیدیم.
چرا علاوه بر طلا، لباس و عطر برداشتید؟
ما میدانستیم بالا نشین ها، در خانه خود طلا و اموال قیمتی بسیاری دارند. حتی برای خودشان لباس های مارک و طلا می خرند. راستش را بخواهید، هدف اصلی طلا و پول نقد بود تا سریع خرج کنیم، اما وقتی آن همه لباس شیک و عطرهای گرانقیمت را دیدیم، یک لحظه مغزمان کار نکرد. تصور کردیم اگر آنها را داشته باشیم، انگار بخشی از آن زندگی لوکس را به دست آوردهایم. برای همین آنها را هم برداشتیم تا از آن استفاده کنیم و ما هم با استوری کردن در اینستاگرام فخر بفروشیم اما حالا اینجاییم و به این نتیجه رسیدیم که اشتباه بزرگی مرتکب شده ایم.