تاریخ انتشار: ۲۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۹:۳۰

تازه‌دامادی که بوکسور حرفه‌ای بود ۹سال قبل با ضربات مشت مرتکب قتل اشتباهی شد و در یک‌قدمی مجازات قصاص قرار گرفت، اما با بخشش اولیای دم و به شرط کمک به ۵کودک معلول از مرگ گریخت.

همشهری آنلاین - حوادث: ماجرا به یک عصر تابستانی در مردادماه سال۹۵ بازمی‌گردد، زمانی که یک تازه‌عروس و تازه‌داماد برای پیاده‌روی به پارکی در یکی از شهرهای استان فارس رفته بودند. پارک شلوغ بود و حضور چند جوان زمینه‌ساز یک سوءتفاهم شد.

آن روز درگیری لفظی میان تازه‌داماد و پسری جوان شکل گرفت، برخوردی که خیلی زود به تنش و درگیری فیزیکی انجامید. تازه‌داماد که سابقه فعالیت حرفه‌ای در رشته بوکس داشت، در اوج عصبانیت با مشت ضرباتی به سر و صورت پسرجوان وارد کرد.

ضربه‌ای که مرگ آفرید

پسر جوان که از ناحیه صورت و سر آسیب دیده بود، نقش زمین شد و هرچند برای درمان به بیمارستان انتقال یافت، اما ساعتی بعد مشخص شد شدت ضربه به‌ قدری بوده که جان او را گرفته است، حادثه‌ای ناگهانی که نه‌تنها به زندگی یک جوان پایان داد، بلکه سرنوشت چند خانواده را برای سال‌ها تغییر داد.

قتل اشتباهی

پس از وقوع حادثه، تازه‌داماد بازداشت و پرونده قضایی برایش تشکیل شد. در جریان تحقیقات، مشخص شد او بوکسور حرفه‌ای است و به فنون رزمی تسلط دارد. متهم در بازجویی‌ها به وارد کردن ضربه اعتراف کرد، اما انگیزه خود را سوءتفاهمی مرگبار دانست.

او در اعترافاتش گفت: روز حادثه من و همسرم برای پیاده‌روی به پارکی که در نزدیکی خانه‌مان بود رفتیم. ناگهان پسری جوان به همسرم متلک پراند. من خیلی عصبانی شدم و برگشتم، اما به جای اینکه به جوان متلک‌پران ضربات مشت وارد کنم، به اشتباه، جوان دیگری را هدف ضربات مرگبار قرار دادم. وی ادامه داد: وقتی مقتول خون‌آلود روی زمین افتاد، تازه متوجه شدم که به‌اشتباه جان جوان دیگری را گرفته‌ام.

وی افزود: این اشتباه جبران‌ناپذیری که مرتکب شده‌ام نه‌تنها زندگی مقتول را گرفت، بلکه خودم نیز تا آخر عمرم با این عذاب وجدان زندگی خواهم کرد. خیلی پشیمانم و فقط درصورتی آرام خواهم شد که اولیای دم قصاصم کنند.

متهم در ادامه صحنه جنایت را بازسازی کرد و سرانجام با تکمیل تحقیقات کیفرخواست پرونده صادر شد.

صدور حکم قصاص

پس از تکمیل تحقیقات، پرونده به دادگاه کیفری ارجاع شد. در جلسه محاکمه، اولیای دم خواستار قصاص قاتل شدند و او بار دیگر با دفاع از خودش مدعی شد که به‌اشتباه با مقتول درگیر شده و از کرده‌اش پشیمان است. هرچند او از اولیای دم و هیأت قضایی درخواست بخشش کرد، اما با توجه به شواهد و مدارک موجود در پرونده، اعتراف متهم و شکایت اولیای دم، دادگاه حکم قصاص تازه‌داماد را صادر کرد.

با وجود اعتراض متهم و وکیل‌مدافعش به این رأی، پرونده به دیوان عالی کشور فرستاده شد تا قضات عالی‌رتبه دیوان نیز بار دیگر پرونده و رأی صادرشده را بررسی کنند.

این حکم اما در مراحل بعدی رسیدگی به تأیید قضات دیوان عالی کشور رسید و شمارش معکوس برای قصاص تازه‌داماد شروع شد.

یک قدم تا چوبه دار

این زندانی محکوم به قصاص یک‌بار تا آستانه اجرای حکم پیش رفت، اما در آخرین لحظات، با درخواست مهلت و تلاش میانجیگران، اجرای حکم متوقف شد. با این حال، این توقف موقت بود و مدتی بعد تاریخ جدیدی برای اجرای قصاص تعیین شد، تاریخی که به‌گفته نزدیکان محکوم، پایان زندگی او به شمار می‌رفت و او دیگر امیدی برای زنده ماندن و نجات از مجازات نداشت.

تصمیم بزرگ

در شرایطی که همه‌چیز برای اجرای حکم آماده شده بود اولیای دم تصمیمی گرفتند که مسیر این پرونده را تغییر داد. خانواده مقتول که در این سال‌ها از توبه، رفتار و اقدامات خیرخواهانه محکوم در زندان مطلع شده بودند، سرانجام اعلام کردند به‌خاطر رضای خدا حاضرند از حق قصاص خود بگذرند.

شرطی برای زندگی

این گذشت اما با شرطی همراه بود، شرطی متفاوت و انسان‌دوستانه. اولیای دم اعلام کردند که قاتل باید هزینه‌های درمان 5کودک معلول را که در مراکز توانبخشی نگهداری می‌شوند تقبل کند، کودکانی که خانواده‌هایشان توان مالی کافی برای ادامه درمان آنها را ندارند، شرطی که نه‌تنها جان یک انسان را از مرگ نجات داد، بلکه امید تازه‌ای به زندگی چند کودک دیگر بخشید.

با پذیرش این شرط از سوی محکوم و خانواده‌اش روند حقوقی اجرای قصاص متوقف و رضایت رسمی اولیای دم ثبت شد. به این ترتیب، قاتل از قصاص رهایی یافت تا شرایط آزادی او از زندان فراهم شود.