«جهان مبهم هاتف» به کارگردانی مجید رستگار و تهیه‌کنندگی مشترک امیر مهریزدان و علی شیرمحمدی، درام بیوگرافی است که داستان زندگی پر اوج و فرود یک دانشجوی رشته کامپیوتر را روایت می کند.

به گزارش همشهری آنلاین، هاتف (آرمین رحمیان) که خود را فردی خودسر، نترس و اهل ریسک معرفی می‌کند، راوی نریشن‌های فیلم نیز هست و در واقع داستان فیلم از منظر این شخصیت، روایت و به تصویر کشیده شده است؛ شخصیتی که به واسطه پرداختن به ماجرایی در دانشگاه، نترس بودن و اهل ریسک بودنش در همان دقایق ابتدایی فیلم، به نمایش در می آید تا مخاطب خیلی زود، به شناختی نسبی از وی دست پیدا کند؛ شناختی که به تدریج و از طریق گسترش روابط این شخصیت با سایر شخصیت های اصلی و فرعی فیلم کامل می شود تا «جهان مبهم هاتف» از منظر شخصیت پردازی، قابل توجه باشد.

شخصیت جهان (کیوان ساکت‌اف) دیگر شخصیت اصلی فیلمنامه است که در بیشتر زمان فیلم، شخصیت هاتف را همراهی می‌کند و حتی در بعضی سکانس ها، اوست که قهرمان فیلم می‌نماید. جهان که دانشجوی اخراجی رشته الکترونیک است، جوانی است که هرچند علاقه‌ای به حضور در کلاس‌های حوصله‌سربر دانشگاه ندارد ولی به واقع نابغه‌ای است که شیفته کارهای فنی و فعالیت در صنایع نیروگاهی است و هم اوست که پای هاتف را به این صنعت عظیم می گشاید. صنعتی که در فیلم حضوری پر رنگ دارد و از همان سکانس افتتاحیه تا پایان‌بندی فیلم را شامل می‌شود.

«جهان مبهم هاتف» که فیلمنامه اش توسط امید محمدزاده، عمادالدین ولی‌زاده و سینا رازقی نوشته شده، از معدود فیلم‌های اخیر سینمای ایران است که دوربینش را به سمت و سوی لوکیشن‌های صنعتی می‌برد؛ لوکیشن‌هایی که شاید در نگاه نخست، چندان جذاب و مخاطب پسند نباشند ولی از جهات بسیاری، بکر و کمتر دیده شده هستند و مخاطب را با جهانی تازه روبه‌رو می‌کند؛ جهانی که البته به واسطه حضور شخصیت‌های فیلم و نمایش تلاش‌ها و دسیسه‌های ایشان، دیدنی از آب در آمده و می‌تواند مخاطب را تا پایان، با فیلم همراه کند.

شخصیت کوشکی (لیلا زارع) ضدقهرمان اصلی فیلم است که از پرده اول تا سوم فیلمنامه، در برابر قهرمانان فیلم قد علم می‌کند و رقابت همیشگی میان جبهه‌های خیر و شر را جلوه‌ای دیگر می‌بخشد؛ رقابتی که با حضور ضلع دیگر این مثلث، کامل می‌شود.

شخصیت کامران درحی (رضا کیانیان) یکی از جالب توجه‌ترین شخصیت‌های فیلم است. از آن دست شخصیت‌هایی که نمونه‌اش در عالم صنعت و تجارت بسیار است. شخصیت‌هایی که به واسطه زیرکی ذاتی و البته روابط فراسازمانی‌شان، وارد شرکت‌ها و مؤسسات خصوصی و حتی دولتی می‌شوند و اگرچه ظاهرالصلاح به نظر می‌رسند ولی در واقع همه چیز برایشان در کسب منافع مادی خلاصه می‌شود و در بزنگاه‌ها، ماهیت واقعی‌شان را نشان می‌دهند.

بازی تماشایی رضا کیانیان در قالب این شخصیت مهم، از نقاط قوت فیلم است و بدون شک از مهمترین نقش‌آفرینی‌های چند سال اخیر این بازیگر شناخته شده سینمای ایران محسوب می‌شود. در عین حال آرمین رحیمیان، کیوان ساکت‌اف و لیلا زارع نیز از پس ایفای نقش‌های خویش به‌خوبی برآمده‌اند تا مجید رستگار در اولین تجربه کارگردانی خویش از منظر هدایت بازیگران فیلم، نمره قبولی بگیرد؛ کارگردانی که باید تلاش و جسارتش در به‌تصویرکشیدن فیلمنامه‌ای را ستود که شاید از منظر تجاری با دیگر آثار سینمای ایران، قابل مقایسه نباشد.

همچنین باید از تهیه‌کنندگان فیلم و سرمایه‌گذاران این اثر تقدیر کرد که زمینه ساخت فیلم‌هایی این چنین دغدغه‌مند را فراهم می‌کنند؛ فیلم‌هایی که نمونه‌هایی چند از نبوغ و بلوغ جوانان و نخبگان کشورمان را به تصویر می‌کشند و در این راه از کلیشه‌های رایج نیز فاصله می‌گیرند.

به عنوان نمونه نگاه کنید به پایان‌بندی فیلم که کاملاً برخلاف انتظار مخاطب، برگزار می‌شود و بدین ترتیب از نکات مثبت اثر به حساب می‌آید. در عین حال نوشتار پایانی فیلم که به اقتباسی‌بودن فیلم اشاره کرده و سرنوشت متفاوت قهرمان‌های فیلم در دنیای واقعی را یادآور می‌شود، بر ارزش و اهمیت «جهان مبهم هاتف» می‌افزاید و این امیدواری را ایجاد می‌کند که چنین قصه‌ها و خاطراتی، باز هم مجال ظهور و بروز در سینمای ایران را پیدا کنند.

فرهاد خالدی نیک

منبع: ایرنا