همشهری آنلاین: شاید بتوان گفت «کوچ» محصولی یک کارگردان فیلم اولی و یک مستندساز حرفهای در مقام تهیهکننده است. اسفندیاری جز فیلم اولیهای جشنواره است اما در کارنامه خود ساخت چند فیلم کوتاه را دارد. فیلم سینمایی «کوچ» با تمرکز بر روابط میان نسلها مسیر رشد و تکامل انسان را در قالب روایتی آرام و انسانی به تصویر میکشد. «کوچ» با محوریتی زندگی سردار شهید حاج قاسم سلیمانی از جمله آثار حاضر در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر است. کوچ بازیگر چهره ندارد و یک بازیگر کودک نقش کودکیهای حاج قاسم سلیمانی را بازی میکند. این فیلم در اطراف امامزاده موسی (ع) روستای هیو و کرمان فیلمبردای شده است.
• در «کوچ» نخواستید که قهرمان در اوج نشان دهید. قهرمان شما در «کوچ» دست یافتنی است؟
برایم همیشه این سؤال وجود داشته که قهرمان دقیقاً از کجا شروع میشود. آیا قهرمان از لحظهای که ما او را میشناسیم قهرمان بوده، یا مجموعهای از انتخابهای ساده و روزمره، او را به آن نقطه رسانده است؟ در «کوچ» ما آگاهانه تصمیم گرفتیم بهجای نمایش نتیجه، به فرآیند نزدیک شویم.
نمایش نقطه «بودن» معمولاً قهرمان را دست نیافتنی میکند؛ او را در جایگاهی قرار میدهد که مخاطب فقط میتواند تحسینش کند، اما هدف ما درک قهرمان بود. اما وقتی مسیر «شدن» را نشان میدهید، قهرمان از یک اسطوره دوردست به انسانی شبیه خود مخاطب تبدیل میشود. این برای ما مهم بود؛ اینکه مخاطب حس کند این آدم، در ابتدا هیچ تفاوتی با او نداشته، جز اینکه در بزنگاهها تصمیم گرفته مسئولیتپذیر باشد.
• فیلم شما به جای حادثه سازی و درامهای پرتنش، روی جزئیات زندگی مکث میکند. آیا این انتخاب، واکنشی به سینمای پرهیجان امروز نیست؟
امروز با سینمایی مواجهیم که اغلب تصور میکند برای درگیر کردن مخاطب باید مدام حجم هیجان را بالا ببرد؛ تصویر شلوغ، موسیقی سنگین، ریتم تند. اما به نظر من، همه تأثیرگذاری از دل هیجان بیرونی نمیآید. گاهی یک مکث، یک سکوت یا یک تصویر ساده از طبیعت، ماندگارتر از ده صحنه پرزرقوبرق است.
در «کوچ» سعی کردیم این جسارت را داشته باشیم که عجله نکنیم. جزئیات زندگی، رفاقتها، مسیرها و حتی سکوتها برای ما بخشی از روایت بودند. ما به مخاطب اعتماد کردیم که حوصله دیدن این جزئیات را دارد و اتفاقاً فکر میکنم همین اعتماد، فیلم را صادقتر کرده است.
• جغرافیا و اقلیم در فیلم شما نقش پررنگی دارد. آیا لوکیشن در «کوچ» بخشی از شخصیت است؟
ما جغرافیا را صرفاً به عنوان محل وقوع داستان نمیبینیم. در «کوچ»، اقلیم، مسیرها و فاصلهها تصمیم ساز هستند. این قهرمان در خلأ شکل نگرفته؛ او محصول یک زیست خاص، یک آب وهوا، یک نوع معیشت و یک فرهنگ است.وقتی از روستا به شهر، از یک محیط بسته به یک افق بازتر حرکت میکند، این جابهجایی فقط فیزیکی نیست؛ ذهن او هم در حال تغییر است. به همین دلیل لوکیشنها در فیلم، معنا دارند و هر تغییر مکان، بخشی از تغییر شخصیت را روایت میکند.
• در فیلم نگران سوءبرداشت یا واکنشها نبودید؟
نگرانی طبیعی است، اما ما ترجیح دادیم صادق باشیم. قهرمان ملی اگر بر پایه واقعیت زیستی روایت شود، آسیبی نمیبیند. اتفاقاً این صداقت است که او را ماندگار میکند. تصویر رسمی معمولاً فاصله میسازد، اما تصویر انسانی، پل ارتباطی ایجاد میکند. ما فکر کردیم اگر فیلم بدون اغراق و بدون بزک ساخته شود، مخاطب خودش مسیر همذات پنداری را پیدا میکند. بهجای اینکه چیزی را تحمیل کنیم، اجازه دادیم مخاطب کشف کند.
• شما سراغ لحظههایی رفتهاید که کمتر دربارهشان صحبت شده. این انتخاب چه تأثیری روی مخاطب دارد؟
این انتخاب باعث میشود مخاطب احساس کند با یک روایت تازه مواجه است، نه تکرار دانستهها. اطلاعات رسمی همیشه در دسترس است، اما آنچه کمتر گفته میشود، تجربه زیسته است؛ اینکه یک آدم چطور زندگی کرده، با چه دغدغههایی روبهرو بوده و چه تصمیمهایی گرفته است. این جزئیات، قهرمان را از قاب تاریخ بیرون میآورد و وارد زندگی میکند. مخاطب دیگر فقط شاهد یک روایت تاریخی نیست؛ بلکه وارد یک تجربه انسانی میشود.
• چرا نام فیلم را «کوچ» گذاشتید؟
«کوچ» یک مفهوم است که در ادبیات تاریخی ما نیز هجرت پیامبر اسلام نوعی نقظه عطف است برای همین ما میخواستیم قبل از هرچیز، مخاطب با ایده حرکت، تغییر و جابهجایی مواجه شود. در زندگی این قهرمان، کوچ یک اتفاق تکرارشونده است؛ هر بار که جابهجا میشود، افق تازهای پیش رویش باز میشود. این عنوان به مخاطب اجازه میدهد بدون پیش داوری وارد فیلم شود و بعد، در طول روایت، معنای آن را کشف کند.
• برای یک فیلمساز و تهیهکننده پرداختن به قهرمانان تاریخ معاصر میتواند چه سختیهایی را به دنبال داشته باشد؟
قهرمانان معاصر هنوز در حافظه جمعی زندهاند. مردم آنها را دیدهاند، دربارهشان شنیدهاند و تصویر ذهنی دارند. همین باعث میشود هر روایت، زیر ذرهبین قرار بگیرد. کوچک ترین اغراق یا خطا میتواند واکنش ایجاد کند. برای همین ما سعی کردیم فاصله زمانی بگیریم و به سالهای اولیه زندگی قهرمان برویم؛ جایی که هنوز تصویر رسمی شکل نگرفته و روایت انسانیتر است.