به گزارش همشهری آنلاین، «طی چند روز اخیر آن چیزی که ما از شدت و شکل حملات به مردم و نیروهای امنیتی دیدیم، قابل مقایسه با حوادث سالهای قبل نبود.» اینها را دکتر محمد رئیسزاده به همشهری میگوید، جراح عروق و رئیس کل سازمان نظام پزشکی که تجربه حضور در منطقه در زمان جنگ تکفیریها طی سالهای ۹۵ و ۹۶ را داشته و تاکید میکند: «به عنوان کسی که طی چند روز اخیر مشاهدات میدانی داشتم و بالای سر مجروحان بودم معتقدم این سطح خشونت کاملا سازمانیافته و بسیار خشن فقط از نیروهای تکفیری یا منافقین دهه ۶۰ انتظار میرود. خشونت و جراحات وارده به مردم، همچنین شکل جنایات هم کاملا منطبق با عملکرد مامورانی آموزشدیده است که برای آن برنامهریزی شده باشد.»
رئیسزاده به عنوان مسئول تریاژ یک مرکز درمانی طی روزهای اخیر اطلاعات دقیقی از وضعیت مجروحان دارد و به دلیل ارتباط مستقیم با معاون درمان وزارت بهداشت و روسای دانشگاهها در جریان مسائلی که طی این چند روز رخ داده قرار گرفته است. او روایت عجیبی از میزان و شدت آسیب و خشونت به مجروحان مطرح میکند که شاید به دلیل حجم خشونت نباید بیان شود، اما تاکید میکند که حوادث اخیر مصداق ورود داعش در خیابانهای تهران بود و مردم باید از آن آگاه باشند.
* مواردی متعددی از ضربات چاقو از پشت به افراد داشتیم و موارد زیادی هم از اصابت گلوله به افراد به دلیل شلیک از پشت سر. حتی در برخی موارد مغز مجروحان از سوراخ گلوله بیرون زده بود.
* برخی نیروهای انتظامی به گونهای مورد اصابت قرار گرفته بودند که واقعا عجیب بود. گلوله از سمت راست قفسه سینه آنها وارد و از سمت چپ خارج شده بود. این مساله نشان میدهد که ما با نیروی حرفهای، تکتیرانداز و آموزش دیده و البته یک اقدام سازماندهی شده مواجهیم نه یک معترض یا اغتشاشگر.
* مجروحان زیادی از مردم عادی را داشتیم که اظهار میکردند داخل جمعیت و شلوغی از نزدیک گلوله به پهلوی آنها برخورد کرده است. شرایط و وضعیت آنها به گونهای نبود که نشان از شلیک از راه دور باشد.
* ما مجروحی را داشتیم که او را از موتور پایین کشیده و با سنگ سر و صورتش را زخمی کرده بودند. در ادامه هم کش باربند موتور را دور گردنش پیچیده و کف خیابان کشیده بودند. با تصور این که فوت کرده رهایش میکنند. حضور به موقع نیروهای امدادی باعث انتقال او به بیمارستان و نجاتش شد.
* یک مجروح داشتیم که حتی عکساش را منتشر کردم. بین کلاهکاست و صورت این فرد نارنجک گذاشته و منفجر کرده بودند. صورتش کامل صاف و متلاشی شده بود. چطور میتوان تصور کرد که چنین اقدامی از سوی یک فرد عادی انجام شده است؟
* موارد متعددی از بریدن گلوی افراد با چاقو داشتیم. دو مورد از بریدن کامل سر هم در تهران و مشهد در گزارشها منتشر شد.
* مجروحان زیادی داشتیم که با چاقو به نای آنها آسیب زده بودند و باید به اتاقهای عمل اعزام میشدند.
* موارد متعددی از آسیبدیدگی مردم و نیروهای انتظامی با گلولههای ساچمهای داشتیم که به بخشهای مختلف بدن آنها از جمله چشم شلیک شده بود.
* یک مورد حمله به یک مادر و پسری داشتیم که کنار خیابان ایستاده بودند. از داخل یک ماشین عبوری به آنها شلیک شده و این نوجوان به دلیل اصابت گلوله در آغوش مادر جان باخته است. پسر ۱۷ ساله این خانواده جزو نخبگان و محصل در یکی از مدارس برتر تهران بود.
* احتمالا فیلمهایی را دیدهاید که گروههایی شبیه کفتار، ۲۰، ۳۰ نفره بر سر یک نیروی امنیتی ریخته و با کف پا و میله به سر و بدن آنها میزدند. ما مجروحی داشتیم که با همین شکل از حمله دچار شکافت جمجمه شده بود. مظلومیت نیروهای انتظامی در این قصه کاملا مشهود است. در کدام کشور، نیروهای امنیتی اینقدر صبور و از جان گذشته هستند تا آسیبی به مردم وارد نشود؟ البته آمارهای رسمی درباره شهادت نیروهای امنیتی را باید مراجع رسمی اعلام کنند اما تعداد شهدای نیروی انتظامی در این جنگ زیاد است.
سختترین نوع جنگ
رئیسزاده با تاکید بر این که با یک جنگ شهری، کاملا سازمانیافته مواجه بودیم، عنوان میکند: «این شرایط منجر به فوت تعداد زیادی از هموطنانمان شد و آمار بالایی از آسیب و جراحات و فوت در نیروهای امنیتی را هم رقم زد. طی ۲ شب بالای ۹۰۰ نفر در یکی از مراکز درمانی مصدوم و مجروح نیروهای انتظامی داشتیم که حدود ۱۰۰ نفر از آنها به برای جراحیهای سنگین به اتاق عمل منتقل شدند.»
به گفته این مسئول جنگ اخیر، جنگ معترض و اغتشاشگر نبود و در توضیح بیشتر بیان میکند: «سال ۹۵ و ۹۶ نیروهای تکفیری تا موصل آمده بودند و قصد داشتند وارد ایران شوند. آن زمان نتوانستند و اکنون از داخل ایران فعال شدهاند. درست شبیه این است که داعش در خیابانهای ما حضور دارد. آیا مردم ما به این گروههای داعشی ملحق میشوند؟ پاسخ قطعا نه خواهد بود و باید به مردم تذکر و هشدار دهیم که حوادث اخیر مصداق ورود داعش در خیابانهای تهران بود. همان بحثی که بارها مطرح شد که اگر در سوریه دفاع نکنیم مجبوریم در خیابانهای تهران با آنها بجنگیم. این مساله در سطح محدود رخ داد و با همراهی و هوشیار مردم و جدا شدن آنها از این گروهها، همچنین جانفشانی نیروهای امنیتی جمع شد اما میتوانست بسیار گستردهتر و وسیعتر باشد.»
او ادامه میدهد: «سختترین نوع جنگ داخل شهری است و تفکیک مردم عادی از نیروهای دشمن کار بسیار سختی خواهد بود. آنها مردم را سپر قرار میدهند و خسارات زیادی به اموال و اماکن مردمی و دولتی وارد میکنند.»
قاتلان اصلی
رئیسزاده درباره آماری که از میزان جانباختگان روزهای اخیر اعلام میشود، عنوان میکند: «برخی مجامع و کشورها به دنبال کشتهسازی از حوادث اخیر ایران بودند و اکنون به دنبال آمارسازی از این کشتهسازیها هستند تا بهانه مداخلات بعدی خودشان قرار دهند. آمار رسمی جان باختگان باید از سوی مراجع رسمی و پزشکی قانونی اعلام شود. هر عددی که باشد قطعا برای ما بسیار تلخ است چون به جز عوامل موساد و دشمن تمام کسانی که جانشان را ازدست دادند، هموطنان ما هستند. اما مساله مشخص این که قاتل و عامل اصلی آمریکا، شخص رئیسجمهور آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند و مسئولیت این کشتار با هر آمار و عددی با خود آنهاست.»
بیوقفه در خدمت مجروحان
این مسئول تاکید میکند: «از کادر درمان و مسئولین نظام سلامت صمیمانه تشکر میکنم که طی روزهای اخیر بدون وقفه در خدمت رسیدگی به مجروحان بودند و همه گروهها به لحاظ اخلاق حرفهای و تعهد پزشکی از ارائه خدمت به هیچ گروهی با هر تفکری دریغ نکردند. فقط در یک مورد، یکی از جراحان بزرگ ایران روز جمعه و شنبه بیش از ۳۰ ساعت در اتاق عمل حضور داشت و این تنها بخشی از تلاش بیوقفه کادر درمان است و همه با جان و دل ارائه خدمت میکردند.»
رئیسزاده البته از بیمهری نبست به جامعه پزشکی با وجود تمام این زحمات در بحرانهای مختلف انتقاد میکند و میگوید: «رسانه و مسئولین باید شأن و کرامت حوزه بهداشت و درمان و جامعه پزشکی را در هر شرایطی حفظ کنند. اینطور نباشد که با بازگشت اوضاع به شکل عادی دوباره هجمه و تخریب نسبت به جامعه پزشکی را شاهد باشیم. هر چند در همین چند روز هم که جانفشانی کادر درمانی برای رسیدگی شبانهروزی به مجروحان را داشتیم، در شبکه ۴ صداوسیما برنامهای پخش شد که یک کارشناس هر نوع توهین و تهمتی را درباره جامعه پزشکی مطرح و عنوان کرد؛ همه پزشکان زیرمیزیبگیر هستند! ما به شکل قضایی این مساله را پیگیری میکنیم و ایشان هم باید در محاکم قضایی پاسخگو باشد. سوال من اینجاست که چه ضرورتی برای تخریب جامعه پزشکی در چنین برههای وجود دارد؟»