به گزارش همشهری آنلاین، عنایت بخشی، در طول دوران کاری اش با کارگردانان مطرحی مثل ابراهیم گلستان، بهرام بیضایی، علی حاتمی، امیر نادری، مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی و داوود میرباقری کار کرده و نقشهای متعددی خلق کرده است. پیش از انقلاب او بازیگر نقشهای منفی بود، اما پس از آن او در جهتی کاملا مخالف شمایل مرد پا به سن گذاشته با خدای نیکوکار را پیدا کرد. در میان بازیهای متعددش در فیلمهای پرتعداد، ۵ نقش مهم دیده میشود که بعضی از آنها اتفاقا از سیمایی که از او ترسیم شده بود، دورند:
مسافران، بهرام بیضایی، ۱۳۷۰
یکی از مهمترین فیلمهای بیضایی در باره یک عروسی است که به عزا تبدیل میشود. «مسافران» داستان خانواده ای است که در حالی که همه آنها در حال تدارک جشن هستند، خواهر عروس همراه همسر و دو فرزندش وقتی برای شرکت در عروسی از شمال راهی تهران هستند، با یک نفتکش برخورد میکنند و همه میمیرند. در این بین و با وجود این که پلیس تصادف و مرگ دسته جمعی را تأیید کرده، آیینه موروثی اما که همراه مسافران بوده، پیدا نمیشود. همه مرگ و ماتم و فاجعه را میپذیرند، جز مادربزرگ که چشم به راه مسافران است و میگوید لعنت به جادهها اگر معنیشان جدایی است. در نهایت همه مسافران مرده با آیینه موروثی وارد میشوند و نوری که در آیینه میتابد همه جا را روشن میکند تا به دست عروس برسد و مراسم برگزار شود.
عنایت بخشی در مسافران نقش کوتاهی دارد. او راننده نفتکشی است که با مسافران عروسی برخورد کرده و باعث مرگ همه آنها شده است. در صحنهای که همه عزاداران در سالن خانه دایرهوار نشسته اند، او و شاگردش وارد میشوند و با گریه از همه طلب بخشش میکنند. لحن و صدا و بازی بخشی در همین سکانس کوتاه که در نهایت تأسف از تصادف میگوید، به یادماندنی است.
سگ کشی، بهرام بیضایی، ۱۳۷۹
۹ سال پس از «مسافران» عنایت بخشی در فیلم دیگری از بیضایی حضور پیدا میکند. «سگکشی» داستان گلرخ کمالی است که برای رضایت گرفتن از طلبکارهای همسرش که او را به زندان انداختهاند، به خواسته او مبلغ طلب آنها را به نصف میخرد. گلرخ با تکتک طلبکارها روبهرو میشود و با سختیهای بسیار آنها را راضی میکند. در نهایت و درست زمانی که فکر میکند همه چیز درست شده و همسرش از زندان بیرون آمده، متوجه میشود همه اینها بازی بوده و حتی همسرش با منشی اش قصد دارند از ایران خارج شوند.
عنایت بخشی در این فیلم نقش صبوری، یکی از طلبکارها، را دارد که گلرخ برخلاف رفتار خشن او میتواند چکها را به قیمت کمتر از او بخرد.
ترن، امیر قویدل، ۱۳۶۶
در دهه شصت و زمانی که فیلمهای زیادی در باره انقلاب ساخته میشدند، امیر قویدل فیلم موفق «ترن» را میسازد. فیلم در زمستان ۱۳۵۷ میگذرد. در اوج انقلاب یک قطار سوخترسان که متعلق به ارتش است به سمت اصفهان میرود. اما کارگران اعتصابی شرکت نفت و راه آهن مسیر قطار را به سمت شمال تغییر میدهند تا سوخت برای نیاز اهالی به این منطقه برسد. لکوموتیوران همکاری میکند و با سختی فراوان سعی میکند قطار را به شمال برساند. در این بین مأموران در پی توقیف لکوموتیو هستند. یکی از این مأموران با بازی عنایت بخشی تمام سعیاش را میکند تا فطار را متوقف کند و در نهایت هم مرد لکوموتیوران در حالی که دیگر به مقصد رسیده، کشته میشود. این اولین باری نیست که بخشی نقش یک مأمور حکومت را بازی میکند. او پیش از این هم در فیلم سناتور چنین نقشی را بازی کرده بود.
سناتور، مهدی صباغ زاده، ۱۳۶۲
«سناتور» مهدی صباغزاده در باره یک استوار است که متوجه مقدار زیادی هرویین میشود که در کامیونی جاسازی شده است. او درمییابد هرویینها متعلق به یک سناتور است و موضوع را به آگاهی و شهربانی اطلاع میدهد. آنها از پیگیری ماجرا سربازمیزنند و در نهایت استوار سناتور را در سمیناری در باره زیانهای اعتیاد، به قتل میرساند.
عنایت بخشی در این فیلم نقش یکی از نزدیکان سناتور را بازی میکند.
شکار، مجید جوانمرد، ۱۳۶۳
در سال پرفیلم ۱۳۶۳ مجید جوانمرد یکی از فیلمهای شناختهشده سینمای ایران در باره انقلاب را میسازد. این فیلم دومین تجربه سینمایی خسرو شکیبایی و اولین فیلم پرویز پرستویی است. فیلم پیش از انقلاب میگذرد و عنایت بخشی نقش یکی از مأموران ساواک را دارد که بازجوییاش از احمد با بازی پرستویی که بیگناه دستگیر شده باعث تحول او و انقلابی شدنش میشود.