چهارشنبه ۷ بهمن ۱۳۸۳
گفت و گوي صريح با امير محبيان در مورد انتخابات رياست جمهوري و شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب
گامي نو در مسير مردم سالاري ديني
تا جايي كه با رهبران جريان اصولگرا صحبت كرده ام دريافته ام كه آنها جداً معتقدند هنوز جاي بسياري براي افزودن بر آزادي مشروع و قانوني مردم وجود دارد
009438.jpg
* آقاي محبيان؛ اگر اجازه دهيد صريح و روشن بپرسم چرا تصور مي كنيد بخت و اقبال جريان منتقد دولت فعلي در اين دوره از انتخابات رياست جمهوري بيش از گذشته است؟
عوامل متعددي وجود دارد كه نشان مي دهد چرخش هايي در ديدگاه و اولويت هاي مردم ايجاد شده است البته هنوز ما نتوانسته ايم به دقت عمق اين تغيير اولويت ها را اندازه بگيريم ولي نتايج انتخابات شوراي شهر دوره دوم و مجلس هفتم نشان دهنده بروز اين تغييرات است. ضمن آنكه بحث در اين جا براي ما جناح نيست بلكه مهم آنست كه مردم اين بار به صورت روشنتر از هميشه به سياستمداران پيام مي فرستند و مطالبات خود را مي خواهند و هنر ما اينست كه خود را در مسير مطالبات مردم قرار داده و برنامه ها را با شاخص مردم تنظيم نماييم. اگر در اين كار موفق شويم مسلما رأي مردم با كانديداي جريان ارزشي خواهد بود والا اگر اعتماد مردم جلب نشود نمي توان از پيروزي مطمئن بود.
* فكر مي كنيد شوراي هماهنگي و جرياني كه خود را اصولگرا مي نامد قادر است اعتماد مردم را جلب نمايد؟
شوراي هماهنگي يك تجربه جديد و گامي نو در جهت مردمسالاري ديني بود كه در دو انتخابات شوراها و مجلس هفتم موفق عمل كرد و در اينجا توجه به اين نكته را هم ضروري مي دانم كه اولا تشكيل اين شورا يك اقدام اساسي در بهره گرفتن از خرد جمعي است. يعني بيش از پانزده گروه سياسي با تاكيد بر اشتراك عقيده به اسلام و انقلاب و امام و رهبري و در عين حفظ هويتها و سليقه هاي مستقل گرد هم آمدند تا يك فعاليت سياسي منسجم و تشكيلاتي بكنند، همينكه اين گروه در طول سه سال گذشته به نحوي مديريت شده اند كه توفيقاتي در انتخابات شوراها و مجلس داشتند نشان از بلوغ سياسي ايشان و توانائي مديران شوراست. ثانيا اين حركت و در اين ابعاد قطعا داراي فراز و نشيب ها و اختلاف سليقه هايي در درون خود مي باشد اما همينكه در نهايت به يك توافق مي رسد موجب اميدواري در مردم مي گردد. اما مسئله مهم در اين مقطع؛ حركتي فراتر از شوراي هماهنگي يا يك جريان خاص سياسي است؛ در اين جا سخن از يك خط مشي آينده نگر است كه اميدوار است از سطح شعارهاي محض سياسي بالاتر رفته و در مسير ارتقاء سطح رضامندي مردم از كاركرد مسئولان حركت كند، شما مي توانيد هر نامي بر اين خط مشي بگذاريد ولي پاسخ من آنست كه اميدوارم، زيرا تصور مي كنم اين نگاه توانسته است تا حدودي جهت حركت خواست هاي مردم را درست تشخيص دهد.
* يعني گمان مي كنيد؛ خواست مردم تا حدي تغيير كرده است كه كساني كه در دوم خرداد موفق نشدند را به پيروزمندان انتخابات ۸۳ تبديل كند؟
اولا بايد بپذيريم كه امروز جريان جديدي شكل گرفته كه لزوما همان ساختار و تركيب جناحي كه در دوم خرداد نتوانست در انتخابات رأي بياورد نيست، اما اگر از قالب الفاظ جهت دار شكست و پيروزي خارج شويم و بپذيريم كه مردمسالاري يعني چرخش نيروهاي سياسي در حوزه قدرت با تشخيص و راي آزاد مردم، طبعا در فضاي مردمسالارانه هر چيزي ممكن است. بويژه آنكه مردمسالاري ما پسوند ديني را هم با خود دارد و ما وظيفه داريم به حوزه قدرت و مديريت اجرايي براي خدمت وارد شويم در اين صورت شكست و پيروزي ديگر معاني نادرست و غيراخلاقي جوامع غربي را در اينجا ندارد.
* آقاي محبيان؛ بعضي ها معتقدند يكي از نقاط قدرتمند و در عين حال منفي جناح منتقد دولت؛ تصميم گيري هايي از بالا در اين جناح است كه هر چند باعث انسجام مي شود ولي شيخوخيت را بر آزادي راي تحميل مي كند؛ شواهد حاكي از آنست كه باز هم اين جناح در مسير شيخوخيت حركت مي كند؟
ابتدا مفهوم شيخوخيت را بشكافيم. اگر منظور از نفي شيخوخيت، نفي نهادها و افراد موثر در پيدايش اجماع باشد يعني افراد يا مناصبي كه بتواند در زمان مناسب اختلافات را برطرف نمايد، ترديد ندارم كه نفي همگرايي يا نهادهاي پديدآورنده همگرايي عقلا نادرست است. در همه نظام هاي سياسي موجود جهان و كليه حركت هاي جمعي؛ مناصب يا افرادي اجماعي به عنوان جمع آراء و برطرف كننده اختلافات وجود دارد. اما اگر از شيخوخيت مراد ما نفي گردش نخبگان و دچار شدن به آفت پيرشدگي تشكيلاتي باشد مسلما اين شيخوخيت نادرست است. در جناح ارزشي مسلما ما به نهادها و افراد اجماعي براي كاهش شكاف ها و اختلافات تكيه مي كنيم ولي نگاهي به برگزيدگان مجلس و شوراها ثابت مي كند كه تلاش براي نوشدگي تشكيلاتي و گشودن فضا براي نسل پرانرژي جوان به صورت روشن ثمر داده است بويژه آنكه در اين دور جناح ارزشي رسما استفاده از سازوكار نظرسنجي را براي تعميق روشهاي مردمگرايانه و كم كردن وزن توصيه از بالا به صورت جدي مد نظر قرار داده است.
* اين روزها بسياري از روزنامه ها از بروز شكاف و اختلاف نظر در جناح اصولگرا مي نويسند؛ اين اخبار چقدر صحت دارد؟
روزنامه ها به عنوان شفاف كنندگان فضاي سياسي حق دارند آزادانه خبر و تحليل ارايه دهند حال اگر از جناح مقابل باشند و روي اختلافات سرمايه گذاري هم كرده باشند و حتي اين برجسته نمايي در زمره تاكتيك هاي آنها هم باشد در مي يابيم كه طبيعتا اين اختلافات كوچك را بزرگنمايي مي كنند. هر چند شايسته نيست در مسيري قرار گيرند كه به پردازش اخبار كاملا كذب تبديل شود ولي در اينجا توجه مي دهم كه دو مسئله خلط شده است و آن تفاوت ميان اختلاف و شكاف است. وجود اختلاف نظر در هر تشكيلاتي طبيعي و حتي مفيد است و اگر در تشكيلاتي اجزاء آن تشكيلات مثل بلوك هاي سيماني كنار هم قرار گيرند نشان دهنده انحراف آن تشكيلات است. بديهي است كه در ميان ما اختلاف نظر وجود دارد ولي مهم آنست كه نهايتا تمكين در عمل و از عقل جمعي وجود داشته باشد و من به ظهور اين بلوغ دموكراتيك در رفتارها و تصميمات نهايي ارزشگرايان اميدوارم.
* شواهد موجود حاكي از آنست كه كار از مرحله اختلاف نظر به انشعاب و جدايي كشيده شده است؛ نمونه آن سخن آقاي توكلي مبني بر آنكه در صورت حضور آقاي هاشمي خواهد آمد و يا مشروط كردن تمكين از تصميم شوراي هماهنگي توسط محسن رضايي به عدالت در تصميم گيري و يا مواضع اخير آقاي ولايتي؟
اين موارد بيش از حد واقع بزرگنمايي شده اند. شكي نيست كه اين كانديداهاي پنجگانه هر كدام شخصيت مستقل و با خلقيات متفاوت هستند ولي ما در عمل از همه آنها درايت در سخن گويي و هوشمندي در اتخاذ مواضع را ديده ايم كه اميدواريم؛ پايان مثبت كار ختم كننده همه شايعات و نشان دهنده بلوغ سياسي نزد نخبگان ما و تمكين از عقل جمعي باشد.
* يكي از اختلافات در جبهه اصولگرايان هم كه به شدت نمايان است؛ پيرامون آقاي هاشمي است؛ چرا در مورد آقاي هاشمي تا اين حد تشتت وجود دارد؟
در مورد آقاي هاشمي بدليل اهميت شخصيت ايشان نظرات مختلف در هر دو جناح وجود دارد ولي تاكنون در تصميمات تشكيلاتي جناح ارزشي تشتت وجود ندارد. طبعا افرادي از هر دو جناح به پاره اي از سياست هاي دوران آقاي هاشمي انتقاد دارند چنانچه افرادي هم از آن سياست ها دفاع مي كنند لذا اين نكته جديدي نيست. در همين حال ترديد نمي توان كرد كه همه بر اهميت نقش و جايگاه موثر آقاي هاشمي اذعان دارند.
* منظور من پيرامون حمايت و عدم حمايت از ايشان در انتخابات است؟
يك تشكيلات سياسي در مرحله گمانه زني حق دارد همه احتمالات ذهني را مطرح كند، ولي در هنگام تصميم گيري عملي حق ندارد ذهني و خيالي عمل كند. فعلا شرايط عيني هر چند حاكي از وجود تمايلاتي دال بر حضور ايشان است ولي براي تصميم گيري؛ يك گروه تصميم گيرنده به عوامل جدي تري مثل اعلام نظر رسمي نياز دارد. به نظر مي رسد هنوز اين شاخص مهم تصميم گيري يعني اعلام رسمي تمايل براي حضور به فعليت نرسيده است لذا اكثرا بر اين باورند اين جمع نبايد و نمي توانند تصميمات خود را در حالت تعليق قرار دهد زيرا عقلا و عملا اين حالت تعليق مي تواند براي تشكيلات و روحيه هواداران مخرب تلقي شود.
* اگر ايشان در آينده بيايد؛ چه؟
عقلاي سياستمدار بر اين باورند كه در سياست؛ سخن جزمي بر زبان آوردن خردمندانه نيست بر اين مبنا در صورت فعليت يافتن يك احتمال در آينده (البته تحت شرايط خاص) شخصا معتقدم مي توان به امكانات و گزينه هاي جديد انديشيد.
* آقاي محبيان مي گويند ميان دو نسل جمع شده در طيف شوراي هماهنگي كه يكي سنتي و محافظه كار و ديگري تندروتر و خواهان تغييرات سريع تر است كشاكشي جدي وجود دارد؛ شما در اين زمينه چطور فكر مي كنيد؟
من كشاكشي ميان نسل گذشته و نو نمي بينم بلكه شاهد شكفته شدن ايده هاي نسل اول در وجود نسل دوم و سوم هستم. طبيعي است در اين ميان اختلاف سليقه هايي پديد آيد اينها را مثبت تلقي مي كنم و همه بايد تلاش كنيم تجربيات و سنت هاي مثبت سياسي نسل اول را با شور و انرژي و جسارت سياسي نسل هاي بعد كه مي تواند خالق فرصت هاي جديد باشد پيوند بزنيم. اتفاقا از هنر مديران شوراي هماهنگي اين بوده است كه نسل جوان اصولگرا مثلا جامعه اسلامي دانشجويان را در كنار قديمي ترين چهره هاي سياسي اصولگرا مثلا موتلفه قرار داده و برون داد همكاري ايشان انسجام سياسي، موفقيت در انتخابات و اميد دادن به مردم بوده است.
* آيا مي توانم دغدغه بزرگ اصولگرايان را در شرايط فعلي پيروزي در انتخابات بدانم؟
من دغدغه آنها را نمي دانم، ولي شخصا نگران نتيجه انتخابات رياست جمهوري نيستم زيرا فعالان همه تلاش خود را كرده و خواهند كرد و معتقديم كه الخير في ماوقع. ولي دغدغه بزرگ آنان كه چون من مي انديشند؛ آنست كه آيا قادريم در انتخابات آينده فضايي دوستانه و اخلاقي را پديد آوريم كه فارغ از آنكه چه كسي پيروز انتخابات هست؛ نوعي همگرايي ميان خطوط مختلف حتي ميان رقبا پديد آيد كه نتيجه آن كاهش فشار زندگي بر دوش طبقات محروم از لحاظ اقتصادي؛ كاهش فشارهاي جهاني و نيز پيشرفت ايران در جهان پرجنجال امروز به عنوان ام القراي جهان اسلام باشد. اگر در اين مسير گام بزنيم هر كس ولو رقيب ما پيروز شود خود را پيروز مي دانيم و اگر برخلاف اين مسير برويم ولو ما پيروز شويم شكست خورده ايم. خدا را شكر مي كنم فعلا حداقل در سطح نيت، دوستان ما اينگونه مي انديشند؛ اميدوارم خداوند در عمل هم امكان پياده شدن اين نيت را فراهم كند.
* آقاي محبيان؛ فكر مي كنيد اگر رقيب اصولگرايان يعني دوم خردادي ها در انتخابات پيروز شود كانديداي شكست خورده آنها چه واكنشي نشان مي دهد؟
احتمال مي دهم مشابه همان واكنشي كه در دوم خرداد نشان داديم؛ به آنها تبريك گفته و آمادگي خود را براي هرگونه كمك در جهت رفع مشكلات مردم اعلام خواهيم كرد.
* تصور مي كنيد اگر اصولگرايان پيروز شود آيا بايد مردم منتظر سخت گيري هاي شديد اجتماعي باشند؟
اگر آموزه هاي عقلانيت سياسي راهنماي ما باشد؛ به هيچوجه؛ تا جايي كه با رهبران جريان اصولگرا صحبت كرده ام دريافته ام كه آنها جداً معتقدند هنوز جاي بسياري براي افزودن بر آزادي مشروع و قانوني مردم وجود دارد.
* در مورد آزاديهاي سياسي چه؟
آزادي آرمان همه انقلابيون بويژه انقلابيون مسلمان بوده و هست و هر كس آزادي را در برابر انقلاب تعريف كند معنا و هدف انقلاب اسلامي را در نيافته است. بي شك وظيفه ما حفظ و نهادينه كردن دستاوردهاي انقلاب بزرگ ۵۷ است و آزادي از مهمترين آنهاست.
* چگونه؟ آيا اصولگرايان فكر مي كنند با بستن نشريات و دستگيري وبلاگ نويس ها مي توان دستاورد آزادي را حفظ كرد؟
بي گمان لفظ آزادي؛ آزادي نيست بلكه بايد در عمل آزادي را محقق كرد و آزادي در عمل همواره قريني بنام قانون دارد كه هر چند به دور آن حريمي كشيده و كمي آن را محدود مي كند ولي آن را از دستبرد نيز محفوظ مي دارد. البته برداشت هاي شخصي و تنگ نظرانه از قانون ممكن است خودش به مانعي جدي در برابر آزادي ها تبديل شود و نبايد دست سلايق شخصي را در تعريف تنگ نظرانه قانون و آزادي باز بگذاريم. طبعا مرزشناسي قانون و آزادي مانع بروز پديده هايي چون بستن نشريات مي شود. وبلاگها هم از نظر من كه بعضا آن ها را مطالعه كرده ام مي تواند به محيط پرورش انديشه و ذوق افراد مبدل شود و نبايد وبلاگ نويسي را خطر تلقي كرد و حتي بر اين اعتقادم كه نگارش آزادانه عقايد البته در چارچوب اخلاق و ادب قادر است به فهم واقعيت هاي اجتماعي براي حاكمان ياري رساند.
* آيا مي توانيم اميد داشته باشيم كه رئيس جمهور اصولگراي ارزشي علاوه بر دغدغه مسايل اقتصادي؛ نهادينه سازي آزادي هاي سياسي را نيز در دستور كار داشته باشد؟
اگر جز اين باشد كار ناقصي را به انجام رسانده است. اگر ايراد ما به كساني كه توسعه سياسي آنها را از توسعه اقتصادي و توزيع عادلانه امكانات و فرصتها غافل كرده بود؛ درست بود كه معتقدم درست بوده است ما نيز حق نداريم به بهانه توسعه اقتصادي چشم بر توسعه سياسي ببنديم بويژه آنكه شايسته است به طريق اولي توسعه فرهنگي را هم بر اين دو بيافزاييم.

سياست
اجتماعي
انديشه
سينما
علم
فرهنگ
|   اجتماعي  |  انديشه  |  سياست  |  سينما  |  علم  |  فرهنگ   |  
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |