مهارت‌های زندگی

  • طلوع خوشبختی از پشت کوه‌های محدودیت

    طلوع خوشبختی از پشت کوه‌های محدودیت

    همشهری دو - ساره گودرزی : همیشه شنیدن و خواندن روایت زندگی افرادی که با وجود مشکلات بی‌شمار، تلاش می‌کنند سنگریزه‌های زندگی را از پیش رویشان بردارند و برای هدفی بزرگ‌تر به راه خود ادامه دهند، لذتبخش است؛

  • عاشقانه‌های کهن

    عاشقانه‌های کهن

    همشهری دو - آزاده باقری: سالن پر است از آدم‌هایی که بالای ۷۰سال سن دارند و با سابقه بالای ۵۰سال زندگی مشترک روی صندلی‌ها نشسته‌اند.

  • تماشای تو عین آرامشه

    تماشای تو عین آرامشه

    همشهری دو - رضا افراسیابی: مادر است دیگر. گاهی اتفاقاتی که به‌نظر دیگران کوچک هستند و شاید به چشم نمی‌آیند برایش آنقدر بزرگ می‌شوند که بهانه او برای ادامه زندگی می‌شوند.

  • ترک اعتیاد در پناه خـانه خدا

    ترک اعتیاد در پناه خـانه خدا

    همشهری دو - سعیده محبی: شهرک در عصر یک روز گرم مردادی خلوت است و تنها عبور هرازگاه ماشینی از میان بلوارهای خلوت و بی‌ترافیکش سکوت را می‌شکند.

  • برای آرزوها باید جنگید!

    برای آرزوها باید جنگید!

    همشهری دو - محمدرضا حیدری: کمانگیری روی اسب یکی از هنرهای رزمی است که بر اساس شواهد و اسناد، ریشه در تاریخ ایران دارد و در دنیا این ورزش را که در آن اسب عنصر اصلی محسوب می‌شود، به‌عنوان ورزشی ایرانی می‌شناسند و هنوز هم برخی از ابزارها و ادوات آن را با نام ایرانی آن بیان می‌کنند.

  • عاشقم بر خط زیبا

    عاشقم بر خط زیبا

    همشهری دو - آزاده باقری: بی‌نام و نشان و بدون هیچ چشمداشت و انگیزه شهرتی و تنها با هدف زنده نگه‌داشتن یکی از هنرهای ناب ایرانی، کنار میدان هفت‌تیر نشسته است.

  • دست عاشق برای ساخت سرپناه کوثر

    دست عاشق برای ساخت سرپناه کوثر

    همشهری دو - محمدرضا حیدری: سرمشق دانش‌آموزان دبیرستان کوثر شهرستان میاندورود در استان مازندران در سال‌جاری، عشق و زندگی است.

  • گیم؛ منبر نوین است

    گیم؛ منبر نوین است

    محمدرضا حیدری: پدر بازی‌سازی‌ در استان قم، روحانی بازی‌ساز و ایده‌پرداز و سازنده بازی‌های فاخر رایانه‌ای «عملیات انهدام یک و دو» و «سفر جنجالی» تنها بخشی از عناوین و افتخارات مردی است که دغدغه تبلیغ دین به سبک و شیوه‌ای نوین را دارد

  • روسیاه مانده‌ام

    روسیاه مانده‌ام

    همشهری دو - روحینا مجیدی: حاضر نبود صحبت کند، می‌گفت بگذارید آنقدر بمانم تا خدا یکی از این دو را به من بدهد: مرگ یا شفا.

  • آشپزی در حج عین عبادت است

    آشپزی در حج عین عبادت است

    همشهری دو - آزاده باقری: ۱۸ ساعت فعالیت در طول یک روز کم نیست. ۱۸ساعتی که بسیاری به عشق آنکه مانند عبادت است با دل و جان برایش سر و دست می‌شکنند؛ ۱۸ساعت پخت‌وپز و ارسال غذا برای زائران خانه خدا.

  • با کوهستان به جنگ سرطان رفتم

    با کوهستان به جنگ سرطان رفتم

    همشهری دو - آزاده باقری: «من محمدرضا براز، متولد سال۶۴، سرطان خون از نوع حاد دارم.» به همین سادگی خودش را معرفی می‌کند؛ انگار نه انگار پشت این معرفی‌اش یک کوه بیماری، درد و حتی مرگ خوابیده است.

  • دورهمی داوطلبانه

    دورهمی داوطلبانه

    همشهری دو - مهدی واعظی: مشارکت‌های مردمی، یک اصل کاربردی و مهم است که در مدیریت‌های کلان امروزی، جایگاه خاص خودش را دارد.

  • دربست لبخند

    دربست لبخند

    همشهری دو - آوا فوشریان: تاکسی آقای علی‌محمد رضایی مسافرانش را غافلگیر می‌کند؛ غافلگیری با یک لبخند ساده و دعوت به آرامشی از جنس مهر.

  • پاهـایـی خسته از ایستادن

    پاهـایـی خسته از ایستادن

    همشهری دو - احسان رحیم‌زاده: از راننده‌ای که رقیه‌خانم را می‌شناسد می‌پرسم قبل از رفتن نیازی به هماهنگ‌کردن نیست؟ بدون فکر جوابم را می‌دهد؛ «اینا همیشه خونه‌ان.

  • باید معماری ایران را صادر کنیم

    باید معماری ایران را صادر کنیم

    همشهری دو - حورا نژادصداقت: جایزه پشت جایزه، افتخار پشت افتخار. «استودیوی معماری کیوانی و همکاران» شاید اسمش طولانی باشد، اما راستش این است که در اصل ۲برادر گرداننده آن هستند؛ نیما کیوانی و سینا کیوانی.

  • سایه‌های بلند کوره

    سایه‌های بلند کوره

    همشهری دو - انسیه مجاوری: عکس‌ها را که برایم فرستاد، با بغضی که از پشت واژه‌هایش هم لمس می‌شد، نوشت: «برای رسیدن به خانه‌هایی که در قلب کوره‌ها جای گرفته‌اند، باید از مزارع سرسبز عبور کنی تا به دل خاک برسی، به گودال‌های کوچکی که اسمش خانه است و سقف بالای سر خیلی‌‌ها...» برای آخرین بار، به آدرس روی کاغذ نگاه می‌کنم.

  • بازی تلخ زندگی در زمین خاکی

    بازی تلخ زندگی در زمین خاکی

    همشهری دو - محمد‌صادق خسروی علیا: اینجا برایش سم است. صورت کبودش از پشت آن ماسک سفید نشان می‌دهد اهالی این بیغوله پر بیراه نگفته‌اند که«سامان دارد اینجا مرگ را مزه‌مزه می‌کند!»

  • بانوی دریاها

    بانوی دریاها

    همشهری دو - محمدرضا حیدری: راحله طهماسبی سروستانی در رشته دریانوردی به موفقیت بزرگی دست پیدا کرده است.

  • کم‌کم آب می‌روم!

    کم‌کم آب می‌روم!

    همشهری دو - احسان رحیم‌زاده: «مادرجان چی کار کنم دیگه؟ همسایه‌ها می‌گن تو خیلی صبر و حوصله داری. خب، اگر صبر و حوصله نداشته باشم چی کار کنم؟ این خونه نون‌آور نداره.

  • دلم خون و رگم خشک است!

    دلم خون و رگم خشک است!

    همشهری دو - معصومه درخشان: برای دختربچه کوچکی که در کوچه‌پسکوچه‌های روستا، دست در دست همسن و سالان خود در باغ‌ها و مراتع به جست‌وخیز و شادی‌کردن و لی‌لی‌بازی کردن در کوچه‌های کودکی مشغول است یکباره از درد به‌خود پیچیدن و فلج‌شدن پاها درک کردنی نیست.

  • کارآفرینی از شمال تا جنوب ایران

    کارآفرینی از شمال تا جنوب ایران

    همشهری دو : مهر- حافظیه شیراز، قمصرکاشان، عالی‌قاپوی اصفهان، قدم‌زدن روی پلکان‌های ماسوله گیلان و نگاه‌کردن به لباس‌های ترکمن و چین‌دار قاسم‌آباد، همه و همه در من یک حس را زنده می‌کند؛ حس اصالت، سنت، خلاقیت و زندگی.

  • راه خیرش را ادامه می‌دهم

    راه خیرش را ادامه می‌دهم

    تلفن چند زنگ می‌خورد و صدای گرم و اطمینان‌بخشی از آن سو می‌آید. بعد از احوالپرسی و معرفی خودم از او می‌خواهم درباره‌ زندگی و اقدامات عام‌المنفعه‌اش کمی توضیح دهد.

  • «دختردارها» به بهشت می‌روند

    «دختردارها» به بهشت می‌روند

    همشهری دو - آزاده باقری: ۴ دختر دارد، دخترهای قد و نیم قد که می‌گوید همه آنها را در شهر غریب بزرگ کرده است و هیچ‌چیز برایشان کم نگذاشته.

  • که ایزد در بیابانت دهد باز

    که ایزد در بیابانت دهد باز

    همشهری دو - زهرا کریمی: هزینه‌های درمان پسر یکی از همکارانش سرسام آور و طاقت‌فرسا شده بود و حقوق کارگری کفاف آن را نمی‌داد، برای همین از او درخواست پولی کرد تا در نزدیک‌ترین زمان ممکن آن را برگرداند.

  • دریای باورها در نمایش بارانی‌ها

    دریای باورها در نمایش بارانی‌ها

    همشهری دو - لیلا به‌طلب: عصر است و سالن انتظار مرکز تئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در شرق بوستان«لاله» پر از تماشاگران کودک است.

  • مهرلوبیا پلو در دل مارکوپولو

    مهرلوبیا پلو در دل مارکوپولو

    همشهری دو - آزاده باقری: سیمون و دومنیکا از سوئیس و مارسلا از شیلی تور ۳ نفره غذایی را تشکیل داده‌اند و در مبدا تور که بازار تجریش است منتظرند تا وارد یک دنیا با سبک ایرانی شوند.

  • ما اینجا به خدا نزدیک‌تریم

    ما اینجا به خدا نزدیک‌تریم

    همشهری دو - آوا فوشریان: اذان مغرب را گفته‌اند اما هیچ‌کس در حسینیه نیست. بچه‌ها برای نماز‌جماعت به مسجد رفته‌اند و سفره‌ای کوچک در گوشه‌ای از حسینیه بزرگ صاحب‌الزمان انتظارشان را می‌کشد؛

  • معلول بودنم را با فکرم جبران کردم

    معلول بودنم را با فکرم جبران کردم

    همشهری دو - عبدالرحیم دیوسالار : دست‌های دخترک قادر به حرکت نبود و نمی‌توانست چیزی بنویسد.

  • رنگارنگ ولی ترسناک

    رنگارنگ ولی ترسناک

    همشهری دو - وحید الوندی: حتی تصورش هم وحشتناک است. زخم‌هایت آنقدر بخارند که خونی شوند و تو مرهمی برای این زخم‌ها نداشته باشی.

  • از بوانات تا بهارستان

    از بوانات تا بهارستان

    حبیبه محمدیوسفی: شاید شما هم وقتی صندلی‌های سبز مجلس شورای اسلامی را در بهارستان می‌بینید، تصور کنید که رسیدن به این صندلی‌ها غیرممکن است.