داستان و داستان‌ نویسی

  • شب موعود

    همشهری آنلاین: ه خیلی ساده و از یک اتفاق معمولی شروع شد: پدرم هم‌کلاسی سابقش را در خیابان دیده بود. مثل همه‌ی آدم‌هایی که بعد از سال‌ها در خیابان می‌بینیم و سلام و احوال‌پرسی می‌کنیم.

  • مرادی‌کرمانی: تهران‌ خلاصه‌ای‌ از ایران است

    همشهری آنلاین: نوشتن از شهر تهران، مثل نوشتن از اقیانوسی است مرادی کرمانی با انوع و اقسام ماهی‌ها و جانداران دریایی و حال‌وهوای موج‌هایش.

  • زمستان

    همشهری‌‌آنلاین: گل‌ولای با شن‌وماسه همه‌جا رفته بود و چمن‌هایی که آخرهای پاییز کاشته بودند، منگوله‌منگوله و مُرده لابه‌لای برف بیرون زده بودند.

  • داستان تهران تصویر شهر را عوض می‌کند

    همشهری آنلاین: این نوع از ادبیات به مرور می‌تواند در تغییر تصویر بدی که از شهر داریم نقش داشته باشد.

  • تهران فقط زشتی نیست

    همشهری آنلاین: امروز ما در تهران با زیبایی‌ها و درعین‌حال زشتی‌هایی روبرو هستیم. اما اغلب افراد در مواجهه با این شهر بیشتر زشتی‌هایی مثل آلودگی هوا، ترافیک و سروصدا را می‌بینند.

  • داستان باید شهر را جعل کند

    همشهری آنلاین: مسلماً اگر قرار است جایزه‌ای به نام داستان شهری داشته باشیم، ابرشهر تهران در صدر فهرست انتخاب‌های ما قرار می‌گیرد.

  • به سروصدای تهران لبخند بزنیم

    همشهری آنلاین: هر شهر با ابعاد متفاوت خود می‌تواند زوایه دید متفاوتی را به ما نشان بدهد، البته اگر قابلیت دیدن آن را داشته باشیم.

  • باید آینه صافی روبروی شهر بگیریم

    همشهری آنلاین: ادبیات داستانی‌گاه به دلایل مختلف اقلیمی، تاریخی، جغرافیایی و یا حوادث خاص اولویت ویژه‌ای برای برخی شهرها قایل بوده است.

  • من یک عشق تهرانم

    همشهری آنلاین: این نویسنده معتقد است که شهر تهران درمقایسه با دیگر شهرهای منطقه از جمله بیروت و استانبول از استانداردهای زندگی فردی بالایی برخوردار است و اگر کسانی چهره تهران را تیره می‌بینند، شاید به خاطر روحیه و حال و هوایی است که اغلب نویسندگان ایرانی به آن دچارند.

  • داستان، رویای شهر را بازآفرینی می‌کند

    داستان، رویای شهر را بازآفرینی می‌کند

    همشهری آنلاین: این نویسنده یکی از دلایل ضعف ارتباطات انسانی ما را فقدان تخیل در این ارتباطات می‌داند.

  • مراسم اختتامیه اولین دوره «جایزه داستان تهران»

    مراسم اختتامیه اولین دوره «جایزه داستان تهران»

    همشهری آنلاین: مراسم اختتامیه نخستین جایزه داستان تهران شامگاه چهارشنبه سوم دی با حضور جمعی از مسئولین فرهنگی و هنری کشور، هنرمندان و نویسندگان پیش کسوت و علاقه‌مندان داستان نویسی در مرکز همایش‌های بین‌المللی برج میلاد برگزار و بیش از ۳۰۰ میلیون ریال جایزه نقدی میان ۱۶ برگزیده این رقابت تقسیم شد.

  • پنجره کوچک من

    پنجره کوچک من

    نیلوفر شهسواریان: این پنجره‌ی کوچک را سپیده به من هدیه داده است. اول از همه، کلید اتاقم را به آن وصل کردم. بعد که دیدم چه کارها که نمی‌کند، کلیدم را درآوردم. همه می‌گویند این جاسوئیچی چه چیزی دارد که مرا به خودش معتاد کرده.

  • پس دوست به چه دردی می‌خورد؟

    همشهری آنلاین: ما عمیق‌ترین رازهایمان را با هم درمیان می‌گذاشتیم؛ چیزهایی که هرگز به مرد زندگی‌مان نگفته بودیم چون مطمئن بودیم درک نمی‌کند.

  • یک شاخه گل زرد

    همشهری‌آنلاین: مرد، نه چندان مسن به‌نظر می‌رسید و نه آشکارا آدم احمقی بود، چهره‌ای چروکیده داشت و چشمانش گود رفته بود. اما بوی پاریس نمی‌داد.

  • خط الراس

    همشهری‌آنلاین: دوربین را بدون دستکشِ پَر گرفته ‌بودم سمت بچه‌ها. دکمه‌ی‌ قرمز را می‌دیدم که روشن است و دارد ریکورد می‌کند. اما الان هیچی از آن لحظه نیست.

  • سرزمین زندگان

    همشهری آنلاین: یک گروه معلم مدرسه‌ی ابتدایی اهل دِلوت، درست جلوی ما ایستاده‌اند که ناگهان می‌زنند زیر آواز «خرسه رفت اون‌ور کوه»، خوب هم‌صدا شده‌اند ولی هیچ تلاشی نمی‌کنند هماهنگ بخوانند.

  • کایوت علیه اکمی

    همشهری‌آنلاین: آقای کایوت اظهار می‌دارد که در هشتادوپنج مورد، کالاهایی از کمپانی اکمی (که از این پس «متهم» نامیده خواهد شد) خریداری نموده که به علت نقایص فنی یا برچسب‌های هشداردهنده‌ی نامناسب، موجب جراحات بدنی در ایشان گردیده است

  • عقربه‌ها

    عقربه‌ها

    همشهری آنلاین: پیرمرد به مدیر و دختر نگاه کرد. دستش نلرزید. ساعت را از مچش باز کرد و گذاشت روی میز: «بفرما، مال شما.» چشمش دنبال ساعت بود.

  • داستان‌ها چگونه از زندگی فاصله می‌گیرند؟

    داستان‌ها چگونه از زندگی فاصله می‌گیرند؟

    همشهری آنلاین: داستان‌ها هرچقدر هم که عجیب و باورنکردنی باشند، خیلی وقت‌ها از دلِ زندگی واقعی و اتفاق‌های به‌ظاهر ساده‌ی دوروبرمان درآمده‌اند. پیچ‌وتاب خورده‌اند، کم و زیاد شده‌اند و کم‌کم هویتی مستقل از ریشه‌ی واقعی‌شان پیدا کرده‌اند.

  • مجموعه جلسات داستان خوانی

    مجموعه جلسات داستان خوانی

    همشهری آنلاین: اولین مجموعه جلسات داستان خوانی به سردبیری حسین کریمی راد در سالن تازه تاسیس منشور هنر به نام استادپرویزفنی زاده درحال برگزاری است.

  • برگزاری مسابقه داستان کوتاه برای دانشجویان

    برگزاری مسابقه داستان کوتاه برای دانشجویان

    همشهری آنلاین: مرکز نویسندگی خلاق جهاد دانشگاهی دانشگاه شهید بهشتی، با همکاری سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی مسابقه داستان کوتاه برگزار می‌کند.

  • توقف جایزه گلشیری؛ تلاش برای انتشار آثار و بهسازی سایت

    همشهری‌آنلاین: مسئولان برگزاری جایزه هوشنگ گلشیری که تا کنون ۱۳ دوره از آن برگزار شده، اعلام کردند،این جایزه را برگزار نمی‌کنند و قصد دارند توان خود را صرف بهسازی سایت و آثار منتشر نشده هوشنگ گلشیری کنند.

  • نابغه‌ای با زبان کوچه و بازاری

    گفت‌و‌گو با نيلوفر اكبري، مترجم مجموعه‌ي ماجراهاي كامو

    نابغه‌ای با زبان کوچه و بازاری

    زهرا غنی: «کامو» یک نوجوان متفاوت است. گاهی مانند یک کودک احساساتی است و گاهی مثل یک برادر بزرگ‌تر مراقب و دنبال راه حل.

  • هفت‌چیز

    هفت‌چیز

    داستان> اریش کستنر، ترجمه‌ی کتایون سلطانی: کارل فقط شصت و پنج فنیگ پول داشت. تازه این را هم به زحمت و ذره‌ذره جمع کرده بود. هنرش در این بود که شیشه‌های خالی نوشابه را به بقالی پس می‌داد و در عوضش چند فنیگ پول می‌گرفت.

  • لرزیدن گل‌ها در گلدان‌

    لرزیدن گل‌ها در گلدان‌

    داستان> زیتا ملکی: کوچه‌ی دل‌افروز را که پیچیدیم تو، شیروان دستم را کشید، برد گوشه‌ی دیوار. گفت همین‌جاست و اشاره کرد به آشغال‌هایی که بغل تیر چراغ برق ریخته بودند.

  • بادبادک‌ساز

    بادبادک‌ساز

    داستان - نوشته‌ی آنو کومار، ترجمه‌ی مینو همدانی‌زاده: یک‌هفته بیش‌تر به شروع جشنواره‌ی بادبادک‌ها نمانده بود. احمد رسول در خانه ماند و تا آخر شب کار کرد. می‌خواست جالب‌ترین و قشنگ‌ترین بادبادکی را بسازد که تا به‌حال درست شده بود.

  • جعبه‌ی خالی

    جعبه‌ی خالی

    داستان> پسربچه‌ای که می‌‌آید تو، سر و وضع خوبی ندارد. توجه من به طرفش جلب می‌شود. دوتا از دوستانم به طرفش می‌روند که بیرونش کنند. من هم جلو می‌روم. پسربچه، دو سه‌ باری سر چهارراه شیشه‌ی ماشینم را تمیز کرده بود. مظلومانه التماس‌ کرد: «آقا خواهش می‌کنم. به خدا پولش رو می‌دم. می‌خواین پولام رو نشونتون بدم؟»

  • تصادف با دوچرخه

    تصادف با دوچرخه

    معمای پلیسی> نوشته‌ى جیم سوکاچ، ترجمه‌ى مینو همدانى‌زاده: پیش از این با دکتر «جفری‌لین کوئیک‌سولْوْ» استاد جُرم‌شناسی آشنا شده‌اید و می‌دانید که او با آژانس‌های کارآگاهی همکاری می‌کند.

  • معده

    معده

    داستان> در کیسه‌ام دریاچه‌ای راه افتاده که بیا و ببین. دریغ از تکه‌ای نان. چند دانه تخم‌شربتی هم تویش هست. اما من نه تخم‌شربتی دوست دارم، نه این تخم‌ها جایی از کیسه‌ام را پر می‌کنند.

  • کارگاه ادبیات: اسم

    اسم؛ ویترینی برای موضوع داستان

    کارگاه داستان‌> شادی خوشکار: گاهی که دارم در کتاب‌فروشی‌ها چرخ می‌زنم، اسمی توجه‌ام را جلب می‌کند. اسم عجیبی که وادارم می‌کند صفحه‌ی اول کتاب یا خلاصه‌‌اش را پشتِ جلد بخوانم.