دکتر محسن اسماعیلی، استاد دانشگاه تهران و عضو مجلس خبرگان رهبری در یادداشتی با عنوان «شش درس ماندگار از مولود کعبه» که در اختیار همشهری آنلاین قرار داد، نوشت:

محسن اسماعيلي

سیزدهم رجب زادروز یکی از بزرگ‏ترین بندگان شایسته خداست که به اعتراف دوست و دشمن الگوی بشریت و نمونه‌‏ای برتر از انسان کامل است. درباره بزرگی شخصیت حضرت امیرمؤمنان، علی علیه‏‌السلام و خصوصیات و صفات بی‏‌نظیر او، بیش از هر شخصیت دیگری گفته و نوشته‌‏اند و شگفت این که سرانجام همه آنها نیز اقرار کرده‏‌اند که نه شناخت آن بزرگوار و نه توصیف او برای کسی ممکن نیست.

با این حال، آنچه به عنوان هدف اصلی از یاد کرد فضائل و تاریخ زندگانی چنین بزرگانی نباید فراموش کرد، نزدیک کردن خود و جامعه به وضعیت مطلوب و آرمانی آنان است. البته آن حضرت، خود نیز به این حقیقت اشاره داشته‌‏اند که «شما نمی‏‌توانید چون من باشید». اما این واقعیت نمی‌‏تواند و نباید ما را از نزدیک شدن به قله معرفت او باز دارد؛ چرا که حضرتش در ادامه فرموده است: «اما مرا با پارسایی، پاکدامنی، کوشش و درست کرداری خود یاری کنید.»

 با این مقدمه، به نظر می‏‌رسد مروری بر ضروری‏‌ترین درس‌های مولود کعبه برای امروز ما خالی از مناسبت نباشد.

 ۱- نخستین نیاز همیشه ما، بازگشت به سوی خدا و معنویت و پالایش روح از خودخواهی و بداندیشی است. امیرمؤمنان بارها تاکید کرده است که قبل از هر چیز «عبدالله» و مطیع پروردگار خویش است و در راه خشنودی خالق، به رضایت هواداران و اطرافیان اهمیت نمی‏‌دهد. در اوج سختی‌‏های روزگار و یا گرفتاری‏‌های حکومتی، لحظه‌‏ای از یاد خدا غافل نمی‌‏شود و نماز او مصداق تام معراج مؤمن و همنشینی او با خداست. نه کامیابی‏‌ها و پیروزی‌‏ها و نه ناکامی‏‌ها و شکست‏‌های ظاهری، هیچ یک، نتوانست رشته پیوند و محبت این بنده مخلص خدا را با محبوب خود پاره یا لرزان کند و همین سنگ بنای موفقیت‌‏های او در دنیا و آخرت است که باید سرمشق همه ما و بویژه جوانان نیک‌سرشت باشد.

 ۲- درس دیگر حضرت، حضور فعال و مستمر در تمام صحنه‌‏های زندگی اجتماعی است. او بطلان فرضیه تنافی زهد و پارسایی با حاکمیت و سیاستمداری را چنان آشکار کرد که تا صبح قیامت هیچ عذری برای حاکمان دنیاطلب و یا پارسایان گوشه‏‌گیر باقی نگذاشت. آن حضرت از اوان نوجوانی تا آخرین لحظه زندگی شریف خود همواره در عرصه‌‏های مختلف سیاسی و اجتماعی حاضر بود و خدمت به مردم را بخش جدانشدنی تکالیف الهی می‏‌دانست؛ گاه به عنوان شهروندی از شهروندان (که البته شایستگی‌‏های بی‏‌نظیر او نادیده و حق مسلم او غصب شده است) و گاه نیز به عنوان فرمانروای تمام سرزمین‏‌های پهناور اسلامی. به این ترتیب پیروان آن بزرگوار و بویژه علمای دین هیچ بهانه‏‌ای برای انزواگزینی و بی‏‌تفاوتی در برابر سرنوشت جامعه ندارند و در هر حال باید به آن بزرگوار اقتدا کنند.

 ۳- مهم‌‏تر از اصل حضور در صحنه‏‌های اجتماع، درسی است که امام علی علیه‌‏السلام درباره چگونگی حضور به همه ما آموخته‏‌اند. آن عبد صالح عملاً به ما آموزش داده‌‏اند که حتی در موقعی که از همه مناصب اجتماعی به دور هستیم، خیرخواهی و مصلحت‌‏اندیشی برای نظام اسلامی را فراموش نکنیم؛ حتی اگر معتقد به جفا در حق خویشتن باشیم. ایشان در موارد متعددی تاکید کرده‌‏اند که تابع مصالح اسلام و نظام اسلامی بوده و در هر حال بیش از همه در اندیشه حفظ و اطاعت از آن هستند. اینها همه در زمانی است که او تنها به‏ عنوان یک شهروند خارج از دستگاه حاکمیت، مظلومانه زندگی می‏‌کرد. در زمان فرمانروایی نیز تقدم عدالت در نظر او و تن ندادن به سازش‌ها و معامله‌‏گری‌‏ها روشن‏‌تر از آن است که نیازمند توضیح باشد؛ چنانکه گفته‌‏اند او در همین راه به شهادت رسید.

 ۴ - رعایت بیت‌‏المال و دل نبستن به چرب و شیرین دنیا را می‌‏توان برجسته‏‌ترین فصل کتاب زندگی اجتماعی آن حضرت نامید که مسوولان و زمامداران به آموختن آن ازهمه محتاج‏‌ترند.

 آن حضرت، نه در دوران غربت و دوری از جایگاه حاکمیت، که در اوج محبوبیت و قدرت است که می‏‌فرماید «دنیا را سه طلاقه کرده‌‏ام» و در همان زمان است که کفش‌‏های خود را پینه می‌‏زند و سوگند یاد می‏‌کند که برای ریاست دنیوی به ‏اندازه آب عطسه بز هم ارزش قائل نیست. در همان زمان است که با دست‌اندازی فرزندان و نزدیکان خود به سوی امکانات عمومی به شدت برخورد می‌‏کند؛ حتی آنجا که این دست‌‏اندازی‏‌ها بر اساس شایستگی‌‏ها و در همان اندازه‌‏ای باشد که سایر مردم هم به آن دسترسی دارند.

 داستان برخورد شدید او با دختر فرزانه‌‏اش را که مانند همه مردم گردنبندی را از بیت‌‏المال به عاریت گرفته بود یا داستان پاسخ تکان‌دهنده به برادر نیازمندش، عقیل، را همه شنیده‌‏اند و دیده‌‏اند که او نه تنها به اتکاء قدرت و ریاستش فرزندان بی‌‏همتای خود را بر مناصب حکومتی ننشاند و به بهانه اطمینان بیشتر، شبکه‌‏های خویشاوندی را بر جان و مال مردم مسلط نکرد. او در عمل نشان داد که باید با کارگزاری که با استفاده از موقعیت خود به حج رفته بود، چگونه برخورد کرد و با مسوولی که در میهمانی ثروتمندان شرکت می‌‏کند و بر سفره رنگارنگ می‌‏نشیند، چه باید کرد.

۵ - درس دیگر امام نخست ما، درباره هواداری و هواخواهی است. آن بزرگوار نشان داد که همه ابراز ارادت‌ها به صاحبان قدرت برای رضای خدا نیست! و به ‏همین جهت به مسوولان سفارش می‌‏کرد که به‏ دنبال جمع‏ کردن هوادار نباشند و برای جلب محبت نامحرمان به زجردیده‌‏های فداکار بی‌‏مهری نشان ندهند و مخصوصا تلاش کنند تا گمراهان خودخواه اما چرب‌زبان نتوانند خود را به آنها نزدیک کرده و مؤمنان خیراندیش حقیقت‏‌گو را از دور آنها پراکنده کنند.

۶ - مردم‌‏گرایی و هم‌نشینی با پابرهنه‌‏ها را نیز باید از مولود کعبه آموخت و سفارش همیشگی او را نباید فراموش کرد که می‏‌فرمود همواره «دشمن ستمگر و یاور ستمدیدگان باشید». او می‌‏گفت: «زمامداران و روسای کشور باید در سختی معیشت و مشکلات شریک مردم باشند و به همین دلیل از دنیای شما، به دو قرص نان و دو لباس کهنه و مندرس اکتفا کرده‌‏ام؛ نه یک وجب زمین تصاحب کرده‌‏ام و نه مالی اندوخته‌‏ام». او نشان داد که ارزش آدمی به کثرت اموال و انبوه هواداران نیست و آنچه می‌‏ماند خدمت بی‌‏چشمداشت به بندگان محروم خداست. سلامٌ علیه یوم ولد و یوم استشهد و یوم یبعث حیاً

کد خبر 587361

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار