صف طولانی متقاضیان عضویت در ٦ کمیسیون مجلس
روزنامه خراسان نوشت: درحالی که انتخاب اعضای کمیسیونهای مجلس در دستور کار امروز و فردای مجلس شورای اسلامی قرار دارد گزارشها حاکی از صف طولانی متقاضیان برای عضویت در ٦ کمیسیون است که در این میان کمیسیون امنیت و سیاست خارجی بیشترین و کمیسیون اصل نود کمترین متقاضی عضویت از سوی نمایندگان مجلس را دارا هستند.
حجتالاسلام حسین سبحانی نیا نماینده نیشابور در مجلس شورای اسلامی ضمن اعلام این مطلب اظهار داشت: درحالی که ٤٧ نفر از نمایندگان متقاضی عضویت در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی هستند تنها ٥ نفر از نمایندگان متقاضی عضویت در کمیسیون اصل نود شدهاند.
هم چنین کمیسیون صنایع با ٣٤، برنامه و بودجه با ٢٨ و عمران با ٢٦ متقاضی پس از کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی قرار دارند و کمیسیونهای کشاورزی با ١٢ و اجتماعی با ٩ متقاضی قبل از کمیسیون اصل ٩٠ قرار گرفتهاند. تعداد اعضای هر کمیسیون مجلس ٢١ تا ٢٣ نفر است.
نماینده نیشابور با بیان اینکه ٦ کمیسیون امنیت ملی، برنامه و بودجه، عمران، صنایع، انرژی و اقتصاد با تراکم متقاضی عضویت روبهرو هستند اظهار داشت: امیدوارم در تبادل نظر با نمایندگان این مشکل مرتفع شود در غیراین صورت تصمیم نهایی برای عضویت نمایندگان در کمیسیونها بهعهده هیأت رئیسه مجلس خواهد بود.
سبحانی نیا که ریاست یکی از شعب بررسی اعتبارنامههای نمایندگان را بهعهده دارد افزود: در نشست امروز صبح روسای شعب و هیأت رئیسه این موضوع بررسی میشود و فردا سهشنبه نتیجه نهایی توسط هیأت رئیسه اعلام خواهد شد. بنابراین با تصمیم هیأت رئیسه ترافیک عضویت در ٦ کمیسیون برطرف خواهد شد.
وی هم چنین به ادامه بررسی اعتبارنامهها در شعب اشاره کرد و افزود: نزدیک به ٩ اعتبارنامه در حال بررسی است که اگر به نتیجه نرسد برای بررسی نهایی به کمیسیون تحقیق ارسال خواهد شد.
همچنین حجتالاسلام محمدرضا میرتاجالدینی در گفتوگو با ایرنا در مورد دستور کار جلسات علنی مجلس پس از مشخص شدن اعضای کمیسیونها گفت: طبق آییننامه داخلی مجلس طرحها و لوایح باقی مانده از مجلس هفتم درصورتی در مجلس هشتم مطرح خواهد شد که هر کدام از طرحها و لوایح به امضای ٢٥ نفر از نمایندگان برسد.
نماینده تبریز خاطرنشان کرد: تا این لحظه نمایندگان با امضای دو طرح اصلاح آییننامه داخلی مجلس و تدوین و تنقیح قوانین کشور خواستار در دستور قرار گرفتن آنها شدهاند. وی افزود: در مورد لوایح نیز همین روال پیشبینی شده است مگر اینکه دولت در مورد لوایح تقاضای استرداد کند که در آن صورت لایحه موردنظر بدون بررسی به دولت بازگشت داده خواهد شد. وی هم چنین اعلام کرد مجلس این هفته روز سهشنبه جلسه علنی خواهد داشت.
20 سال سکوت کافی است
روزنامه جامجم در سرمقاله جذاب خود با اشاره به کوتاهی در معرفی مقام معظم رهبری به جامعه نوشته است: عدهای از باب حفظ حرمت و عظمت بنیانگذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی(ره)، عدهای دیگر به دلیل توقف در امامخمینی و گرایش به نوعی «واقفیگری»، عدهای هم به سبب نداشتن شجاعت و جسارت لازم و برخی هم به ملاحظات دیگر! البته ممکن است نوعی عادت فرهنگی هم در این زمینه موثر باشد؛ عادتی که همواره ما را مشغول آنچه از دست دادهایم میکند و غافل از آنچه داریم.
حفظ حرمت و عظمت امام راحل(ره) بهانهای بیش نمیتواند باشد، چرا که اولا نورانیت، عظمت و شعاع وجودی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران را نمیتوان مورد غفلت قرار داد و ثانیاً معنای توجه به رهبر انقلاب اسلامی، بیتوجهی به مبدا و منشاء انقلاب نیست و نمیتواند باشد. در ادامه این مقاله آمده است: واقعیت این که نسل امروز، حداقل به میزانی که باید بنیانگذار انقلاب را بشناسند، نیازمند شناخت هدایتکننده فعلی انقلاب هم هست. اگر امروز شاهد برنامه هدفمند بیگانگان برای کمرنگ نشان دادن رهبر انقلاب اسلامی هستیم همین برای ایجاد پرسشی در ذهن ما و برنامهریزی هدفمند برای معرفی ایشان در داخل و خارج کافی است.
چرا باید از دیدن رهبر انقلاب در حال کوهنوردی تعجب کنیم؟ چرا از شنیدن خبر دیدارهای سرزده ایشان با خانواده معظم شهدا شگفتزده شویم؟ چرا برخی دیدگاههای ایشان در حوزههای گوناگون ادبی، هنری، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی برای بسیاری بدیع و دور از انتظار مینماید؟ چرا نقش هدایتگر و تاثیرگذار معظم له در اکثر حوزههای متحول شده از شعر و مداحی و قرائت قرآن گرفته تا تحولات عظیم علمی در حوزههای نانو، شبیهسازی، صنایع نظامی و فناوری هستهای باید ناگفته بماند؟ چرا سادهزیستی ایشان در حدی که هست، باور نکردنی است؟ و صدها چرای دیگر. اگر مردم زمان امام علی(ع) را به دلیل نشناختن امامشان و تعجب از شهادت او در محراب مذمت میکنیم، در قرن بیستویکم و با این همه رسانه و وسایل ارتباط جمعی، نشناختن و نشناساندن رهبر؛ جامعه مستحق چیست؟
به هر حال 20 سال سکوت و کمکاری در این حوزه کافی است. باید طرحی نو در انداخت و افکار عمومی داخل و خارج را با «رهبر و رهبری انقلاب اسلامی» آشنا کرد.
افزایش قیمت بنزین مقدمه گرانی سایر کالاها
روزنامه کارگزاران در سرمقاله خود مینویسد: تعدیل قیمت سوخت در شرایطی که دولت به دلیل مسائل سیاسی و یا احیانا سوءتفاهمات اجرایی نتوانسته مسائل حملونقل عمومی در شهرهای بزرگ را حل کند، اقدامی پرهزینه است. نمونه آن را میتوان در تهران دید. ممانعت وزارت کشور از دادن اتوبوس به شهر تهران، اصرار عبث برخی از مسئولان دولتی بر روی راهاندازی مونوریل بدون در نظر گرفتن ابعاد کارشناسی آن، مختل ماندن فرآیند افزایش خدمات مترو در تهران، نیمهکاره رها کردن راهاندازی خطوط مترو در برخی از شهرهای بزرگ چون مشهد، اصفهان، شیراز و... حکایت از آشفتگی در تصمیم آزادسازی سوخت دارد.
در حالی که دولت کمک عاجلی به گشایش اعتبار برای تهیه قطارها بنا به گفته مسئولان مترو نکرده است، تعدیل قیمت سوخت آن هم برای بخشی از اتومبیلهای سواری مردم جز ایجاد جو نگرانی نتیجه دیگری را در بر نخواهد داشت، چرا که عموما دیده میشود کسانی که امکانات دارند، میتوانند در عین داشتن ماشینهای با مصرف بالا از وسایل نقلیهای چون وانت و غیره استفاده کنند و هیچگاه در مضیقه سوخت نباشند و حال آنکه افزایش قیمت سوخت میتواند ابزاری برای گران شدن سایر کالاها باشد. هرچند که اقدام اخیر دولت خود تنبیهی برای خودروهای خارجی است که به نسبت تولیدات داخلی مصرف بنزین کمتری دارند. در حقیقت قطع سهمیه بنزین خودروهای وارداتی گامی در راستای اجبار کردن مصرفکنندگان به خرید خودروهای داخلی است هرچند که تولیدکنندگان یارای رقابت با خودروهای خارجی را در کیفیت و مصرف بنزین نداشته باشند.
عامل اصلی افزایش قیمت نفت
روزنامه جمهوری اسلامی مینویسد: ناظران نفتی پیشبینی میکنند که با شروع فصل سفرهای تابستانی در آمریکا یعنی تا یک ماه دیگر قیمت نفت به حدود 150 دلار در هر بشکه افزایش یابد. در چنین شرایطی کنگره آمریکا انگشت اتهام را به سوی سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک ) نشانه گیری کرده و در تدارک زمینهها برای محاکمه کشورهای صادرکننده نفت است. اما آیا در افزایش قیمت نفت بایستی کشورهای تولیدکننده و صادرکننده نفت را ملامت کرد مسائل زیادی وجود دارد که مستقیما و بهطور غیرمستقیم روی ثبات بازار نفت و بهویژه بر قیمتها اثر میگذارد و با اقدامات و تصمیمات کنگره آمریکا نمیتوان روی تحولات آشکار در بازار جهانی نفت سرپوش گذاشت.
این روزنامه میافزاید: کاهش مستمر و بحث انگیز «ارزش دلار» یکی از اصلیترین علل و عوامل مؤثر در افزایش قیمت نفت است. دلایل موجهی در دست است که نشان میدهد کاهش ارزش دلار یک اقدام عمدی و برنامهریزی شده از سوی «فدرال رزرو بانک آمریکا» بهمنظور تاثیرگذاری مستقیم بر مناسبات اقتصادی آمریکا در مقیاس جهانی محسوب میگردد آمریکا با این تصمیمات و اقدامات خود از یک طرف سعی دارد بحران عظیم اقتصادی خود را پشت سر بگذارد و از طرف دیگر تا سرحد امکان از طریق بازی کردن با نرخ برابری ارزهای معتبر جهانی بحران اقتصادی خود را به خارج از مرزهای جغرافیایی آمریکا منتقل کند.
فحاشى به استقامت دینى
روزنامه ایران با اشاره به اظهارات اخیر حجتالاسلام محتشمیپور علیه آیتالله مصباح نوشته است: از خطرناکترین آسیبها عرصه تخریب عالمان دینى توسط منحرفان ملبس به نمادهاى دینى است. موضوعى که متأسفانه در سالهاى اخیر علیه برخى از شخصیتهاى بزرگ و برجسته معارف دینى کشورمان بهویژه آیتالله مصباحیزدى رواج یافته و تأسفبرانگیزتر اینکه دامنه آن به فحاشى و ناسزا و اهانت نیز کشیده شده است.
بىتردید این واقعیت ناخوشایند و دردناکى است که این روزها و پس از گذشت قریب به ۳۰ سال از انقلاب در مقابل سیل فحاشىها و اهانتها به این استاد برجسته فلسفه و اندیشه دینى باید به مقابله و دفاع پرداخت ولى به ناچار باید گفت آیتالله مصباح یزدى از جمله فیلسوفان برجسته و عالمان دینى هستند که تلاشهاى شایان توجه و ارزشمند وى در حوزه معارف دینى و نیز تبیین اندیشه امام خمینى(ره) موجب قدردانى بسیارى از شخصیتهاى برجسته کشورمان بهویژه رهبر معظم انقلاب، علامه طباطبایى و شهید بهشتى شده است.
در ادامه این مطلب آمده است: تردیدى نیست که غرضورزىهاى شخصى و نیز نگاههاى سیاسى اصلىترین عامل این اهانتها و فحاشىهاست. آن هنگام که آیتالله مصباح یزدى چنان پلورالیسم دینى را به نقد میکشد و با آوردن ادله مبتنى بر آموزههاى دینى رستگارى مورد ادعاى آنها را حقیر میکند، آن زمان که وى اثبات میکند نظریه تقدم اصالت حقوق بر اصالت تکلیف ناشى از انحرافات کلیساى قرون وسطى و تفسیر شتابزده صاحبان آن است و تسرى غیرعقلانى این نظریه به آموزههاى اسلام را ساخته و پرداخته افکار سودجو و بیمار طرفداران داخلى آن معرفى میکند، زمانى که این فیلسوف برجسته غایت آمال این افراد یعنى مدرنیزاسیون عقل گراى لذت محور و طرفداران پروپاقرص داخلى آن را چنان به مسلخ نقد میکشد که طرفداران این نظریه هنوز که هنوز است تاب سر برآوردن در مقابل انتقادات وى را ندارند و... مطمئناً طرفداران این نظریات تحمل حضور یک عالم دینى قدرتمند را در مقابل خواستههاى عاریهای خود نخواهند داشت.
توبه کنید
روزنامه کیهان نیز در همین زمینه مینویسد: نکته قابل توجه آنکه تقریباً تمامی مدعیان اصلاحات از نظرات و دیدگاههای زشت و پلشتی که در دوران اصلاحات مطرح شده حمایت کرده و یا بدون اعتراض و موضعگیری از کنار آن گذشتهاند و در این میان سکوت همراه با حمایت برخی از اعضای مجمع روحانیون مبارز که یکی از گروههای اصلی در جبهه موسوم به اصلاحات بودهاند، بسیار سؤالبرانگیز و غیرقابل توجیه است و معلوم نیست چگونه میتوان پذیرفت افرادی در کسوت روحانی - و بعضاً با سوابق انقلابی- و ادعای اعتقاد به مبانی اسلام و انقلاب در مقابل این همه اهانت و پلشتی علیه خدا و پیامبر و ائمه و اسلام وانقلاب و امام نه فقط سکوت کرده و کمترین عکسالعملی نشان ندهند، بلکه با اهانتکنندگان، ائتلاف حزبی و سیاسی نیز داشته باشند؟!
مخصوصاً آنکه این هجوم بیشرمانه به مبانی اسلام و انقلاب در خلوت و بهطور پنهانی صورت نگرفته که آقایان بتوانند سکوت در برابر آن و یا حمایت از اهانتکنندگان را به بهانه «بیخبری» توجیه کنند.
همه این مواضع ضداسلامی و ضدانقلابی در روزنامهها و نشریات زنجیرهای متعلق به جبهه اصلاحات چاپ و منتشر شده و این نشریات و گردانندگان آن به صراحت و آشکارا مورد حمایت و پشتیبانی مالی و سیاسی گروههای مدعی اصلاحات - از جمله مجمع محترم روحانیون مبارز - بوده است. بنابراین چگونه است که اگر بخشدار فلان نقطه دور افتاده کشور، سخنی برخلاف حزب و گروه آقایان بر زبان میآورد، بلافاصله علیه او موضع گرفته و به جرم اینکه «اصلاحات را درک نکرده است» از کار برکنارش میکردند، اما در مقابل اهانت آشکار و صریح همفکران و هم حزبیهای خود به اسلام و امام و انقلاب، از یک اعتراض خشک و خالی هم دریغ میورزیدند؟!
چشمانداز مشترک
روزنامه اعتماد ملی با اشاره به دیدار مالکی از تهران مینویسد: دولت مالکی که در آغاز تردیدهای فراوانی نسبت به توان آن دولت برای کنترل امور امنیتی میرفت، به تدریج توانست قابلیت مناسبی از خود نشان دهد. در آن ایام حتی گزارشهایی مبنی بر تحرک برخی جریانهای افراطی در آمریکا علیه مالکی انتشاریافته بود؛ اما مالکی با درایت و کاردانی و با حمایت مراجع شیعی و خیرخواهان عراقی بر بخش قابل توجهی از مشکلات غلبه نمود. اینک عراق میرود تا به نقطه ثبات دست یابد.
جمهوری اسلامی ایران از آنجا که برای ایجاد ثبات و امنیت در عراق حتی حاضر شد با درخواست مقامات عراقی تابوی مذاکرات با آمریکاییها را نیز زیر پا گذارد، نقش غیرقابل انکاری در این میان دارد. با وجود زمزمههای فتنهآمیز برخی دولتها، مقامات و شخصیتهای عراقی بهتر از همه از این نقش آگاهی دارند. امروز بسیاری از دولتهای عرب که حاضر نبودند دولت عراق را به رسمیت بشناسند درصدد اعزام سفیر به آن کشور هستند. این در حالی است که ایران جزو اولین دولتهایی بود که رژیم جدید عراق را به رسمیت شناخت و به آن کشور سفیر اعزام کرد.