مینا سادات بنی هاشمی*: ده سال می شود که در این عرصه فعالیت می کنم تا قبل از ورود به حرفه کیوریتوری یا نمایشگاه گردانی گمان می کردم تمام مشکلات در این عرصه زیر سر فلان سازمان و بهمان می باشد اما امروز به جرات می توانم بگویم بیش از ۸۰ درصد مشکلات در این عرصه از قشر خودمان برمی آید.

image-20200822101649-1.jpeg

در مجموع من مشکلات جامعه ی هنری را به چند بخش تقسیم می کنم:

۱-مشکلاتی که حاصل کم کاری وزارت های مربوطه بر این امر می باشد

۲-مشکلاتی که هنرمند از طرف خانواده خود با آن مواجه است یا مشکلات شخصی خود هنرمند است.

۳-مشکلاتی که از طرف خود هنرمندان ایجاد می شود.

۴-عدم حمایت قابل توجه سرمایه داران در این عرصه

اجازه دهید صحبت هایم فقط بر روی دو گزینه آخر باشد که قطعا از اساسی ترین مشکلات در این عرصه می باشد.

مشکلاتی که از طرف خود هنرمندان ایجاد می شود

پای صحبت های هنرمندان و یا اساتید که بنشینید پر شده است از صحبت های کلیشه ای. صحبت هایی که من از فلان وزارت خانه یا فلان مسئول تقاضا می کنم به این مشکل رسیدگی کنند. حال اگر کمی رقت کنید  سیره ی رفتاری بسیاری از خود اساتید مشکلاتی را بوجود می آورد: استادی که اجازه ی پیشرفت به هنرجویان خود نمی دهد یا اگر پیشرفتی قابل توجه از آنها دید خود زمینه سازی می کند برای اینکه هنرجو در همان سطح بماند و بالاتر نرود. پای صحبت تعدادی از هنرمندان نشستم، اشک میریختند از اینکه کارشان با استاد مربوطه بر روی دیوار گالری بالا رفته و ظاهرا مشتری برای خرید آثارشان بوده اما استاد مربوطه اجازه فروش را نداده و گفته تا زمانی که من هستم فروش آثار شما معنایی ندارد. و یا اینکه برای پیشرفت کنار فلان استاد مجبورم باج عاطفی یا مالی بپردازم. بویژه این امر برای هنرمندان زن بسیار به چشم می خورد.

میروی قرارداد ببندی با یک گالری،   بعد میبینی قوانین گالری برای ورود به جای آنکه میزان تبهر هنرمند باشد صرفا فقط و فقط پرداخت یک ورودی هنگفت که کاملا مشخص است مدیریت گالری آن را از خودش بدون در نظر گرفتن هیچ سابقه و فعالیت حرفه ای گذاشته است. بگذریم از اینکه گالری ها غیر از این هزینه ی ورودی، درصدی هم از فروش آثار بر میدارند. کاش با تمام این حرف ها حداقل گالری ها ذره ای تلاش در جهت فروش آثار می داشتندوگالری با کلی ادا و اطوار که قرار داد میبندد، در زمان تاریخ مقرر نمایشگاه مثل اینکه هنرمند آثارش را بر روی دیوار منزلش به نمایش گذاشته است. نه بازدید قابل توجهی وجود دارد و نه فروشی.

اکنون نوبت آن شده که با مجموعه داران ارتباط برقرار کنی. مجموعه دارانی که فقط با قشر خاصی از هنرمندان فقط ارتباط دارتد و یا اگر با هنرمندان دیگر یا عادی تر در ارتباط باشند، بعد از اینکه کلی ارزش کاری هنرمند و خود هنرمند را کوچک کردند،   آثار هنرمند را به قیمت بسیار ناچیزی می خرند و خود با هزینه ای بسیار گزاف می فروشند. مجموعه دارانی که وقتی با آنها وارد گفتمان می شوی: هیچ ارزشی برای هنرمندان قائل نیستند.

یا اخیرا میبینی افرادی در عرصه ی نمایشگاههای خارجی فعالیت دارند که هیچ سابقه ای در این زمینه ندارند. فراخوان هایی را مبنی بر پایی نمایشگاه در فلان کشور یا فلان گالری می دهند اما بعدا متوجه میشوی که با وجود دریافت هزینه های بسیار بالایی از هنرمندان هیچ نمایشگاهی برگزار نشده هیچ گواهی حضوری به هنرمند داده نشده و گاهی به گوش می رسد که حتی آثار هم در صورت فروخته نشدن،  به دست هنرمند نمی رسد.

یا اجازه بدهید همین نمایشگاه های داخلی را ارزیابی کنم که بهتر از از سطح کیفی نمایشگاهها اصلا صحبتی نشود که می بینی نمایشگاه گردان عزیز نمایشگاهی را برپا کرده که کلی پول بابت این امر دریافت کرده اما بسیار بیکیفیت. از چیدمان بسیار ضعیف آثار بگیرید تا سطح بسیار پایین و درهم آثار با هم. من نمیدانم مدیریت گالری اینجور مواقع کجاست؟

مشکلاتی که از طرف خود جامعه بزرگ هنرمندان بر ما وارد میشود بسیار زیاد و به جرات می توان گفت مخربتر از باقی مشکلات است. از دید من این مشکلات بیشتر حاصل رشد رذیلت های اخلاقی بین جامعه ی هنری است.

عدم حمایت قابل توجه سرمایه داران در این عرصه

قبول دارم اوضاع اقتصادی خوب نیست اما اگر خوب نیست این عدم حمایت در عرصه ی هنر متاسفانه فقط دامن هنرهای تجسمی را گرفته است. درکشور ما  بیشترین حمایت سرمایه گذاران در عرصه ی سینما و تلوزیون است. به جرات می توانم بگویم حمایت در این عرصه اصلا خوب نیست یا اگر هم حمایتی باشد باز پشت پرده دست هایی است که این حمایت را از مسیر درست خود خارج می کند. در کشورهای غربی حمایت آنچنان قوی است که میبینی حتی یک هنرمند برای برپایی نمایشگاه انفرادی خود از این حمایت برخوردار شده است. همین امر سبب پیشرفت هر چه بهتر هنر در این کشورها شده است. نباید اینگونه پنداشت که اگر در این عرصه حمایت شود هیچ منفعتی نخواهد داشت. ما امروزه پیشرفت قابل توجهی در هنرهای مدرن و پسا مدرن داشته ایم که با جلب حمایت سرمایه داران می توان به نتایج بسیار مطلوبی دست یافت. امروزه حرف برای گفتن در این عرصه از طرف هنرمندان بسیار زیاد و قوی است.

من گمان میکنم این حمایت اندک سرمایه داران از هنر هم زیر سر قشر هنری است که باعث جهت گیری درست آن نمی شوند و صرفا افرادی وارد این مساله میشوند که در وهله ی اول به فکر منافع خود می باشند. و یا اینکه گفتمان موثری با سرمایه داران در این عرصه نمی شود که حمایت و رضایتشان برای این امر به راحتی جلب شود.

امروزه اگر میبینیم در داخل کشور فقط در عرصه ی هنرهای تجسمی نام یک سری از افراد به گوش میرسد و همه ی این عرصه شده تکرا و تکرار. و هنر را به صورت اب راکدی درآورده که دیر یا زود با وجود استعدادها و خلاقیت های بیشمار در بین هنرمندان این مرز و بوم میگندد. باید با جرات بگویم زیر سر این دو مشکلی است که برایتان بازگو کردم. اگر به فکر نباشیم هنرهای تجسمی در کشورمان دیگر هیچ حرفی نخواهد داشت و هنرمندان روز به روز انگیزه ی خود را ازدست خواهند داد و انحطاط و زوال این هنر را شاهد خواهیم بود.

*پژوهشگر و مدرس هنرهای تجسمی و نمایشگاه گردان

کد خبر 542400

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار