محمدتوفیق مشیرپناهی  - سنندج- خبرنگار: می‌توان از اشکال جانوری به‌جامانده روی صخره‌های اورامانات، نقوش روی سفال‌های زیبای کشف شده از دوره مادها و مانایی‌ها و آثار زیدیه سقز تا قالی، گلیم، جاجیم و دست‌باف‌های زیبای دیار کردستان به قدمت نگارش نقش در این استان پی برد.

فردین صادق ایوبی

نقش‌ها و آثاری که در توالی نسل‌ها، سینه به سینه منتقل شده و همچنان زینت‎بخش زندگی مردمان کردستان است. از آثاری که می‎توان به آن اشاره کرد، تابلوهای کتاب «شرفنامه» بدلیسی است که تحت تاثیر نقاشی ایرانی در دوران امپراتوری عثمانی بوده است. امروز طیف هنرمندان نقاش و تجسمی در کار خلاقانه و تولید هنری هستند که آثار آنها در جای‎جای کردستان و بیرون از مرزها به نمایش درمی‎آید. در همین زمینه گفت‎وگوی همشهری را با «فردین صادق ایوبی» (متولد۱۳۴۱ در سنندج) کارشناس ارشد نقاشی، منتقد هنری و استاد دانشگاه در ادامه می‎خوانید.

  • درباره پیشینه نقاشی کردستان توضیح دهید.

‌درباره کردستان می‌توانیم از نقاشان خودآموخته‌ای چون ناهید نیک‌پی و آقای شیرزاد که عمرش طولانی باد و همچنان مشغول کار و آموختن است، پنداری که عشق بزرگ زندگی‌اش نقاشی است، اشاره کرد. هرچند می‌دانم حافظه یاری نمی‌کند و نام تنی چند از عزیزان از قلم افتاده است.

تاسیس دانشسرای هنر در سنندج زمینه را برای آشنایی بسیاری از دختران و پسران شهر سنندج قبل از انقلاب اسلامی در دهه ۵۰ فراهم کرد و در دوره‌های بعد این هنرآموختگان با بازگشت استاد هادی ضیاء‌الدینی به سنندج و پی‌ریزی کار آکادمیک به معنای علمی آن و برپایی نمایشگاه‌هایی در کوران پیروزی انقلاب اسلامی و بعد از پیروزی انقلاب برپایی نمایشگاهی به نام مروری بر انقلاب مردم کردستان را با توان و قابلیت نقاشی مردمی و متعهد که از زمانه و مردم و ضرورت بگوید آشنا کرد و بسیاری از هنرآموختگان دانشسرای هنر سنندج در دهه ۶۰ در خانه فرهنگ سنندج و دوستانی دیگر اولین محفل این آموزش‌های آکادمیک و جدی بود و راه برای کشف استعدادها و به فعل درآمدن آن آماده شد.

  • نسل اول نقاشان کردستان چه کسانی بودند؟

نسل اول یا طیف اول نقاشان کردستان کسانی مانند اردشیر زیباکردار، مهدی ضیاء‌الدینی، اردشیر زبردست، احمد خلیلی‌فرد، فردین صادق‌ایوبی، حمیدرضا روحی، جمشید پراوزان، بیژن قلعه‌پرداز، مظفر شیدایی، عثمان نیک‌منش، حمیدرضا زری، ماشاالله‌محمدی، بهزاد تارا و خانم‌ها لاله یزدان‌جو، اکرم کریمی، اقدس کریمی، فتانه هادی، ستاره حسینی و فریبا عباسی طیف اول این گرایش بودند که همگی با رتبه‌های عالی وارد دانشکده‌‎های هنری کشور شدند.

هرچند بودند نقاشانی که خارج از این مجموعه خود به دانشکده‌های هنری راه یافته بودند، کسانی چون اسعد بهرامی و محی‎الدین خدارحمی. همگی این عزیزان با عشقی پرشور به آب و خاک و خاطره عظیمی که از تعهد به مردم سرشار بود، تمامی آنچه را در دانشکده‌های هنری کشور آموخته بودند به میان مردم کردستان و جوانان مشتاق آوردند و به بازتولید آن پرداختند و این رسمی است که تا امروز ادامه دارد و ۳ نسل از نقاشان کردستان را در شهرهای مختلف دربرگرفته است.

همچنین نقاشانی از شهرهای مریوان، بانه، سقز، بوکان، مهاباد، کامیاران، دهگلان، سردشت، پیرانشهر، بیجار، قروه و... و وجود فضاهای فرهنگی چون خانه فرهنگ، مجتمع فرهنگی- هنری فجر، حوزه هنری استان کردستان، دانشکده علمی- کاربردی، دانشکده سماء، دانشگاه آزاد، دانشکده فنی و حرفه‌ای دختران، دبیرستان حکمت و بسیاری از کلاس‌های آزاد هنرهای تجسمی در کردستان، درخت تنومند و تناوری از آفرینش و خلاقیت در کردستان شده است.

  • همزمان با این طیف، هنرمندان عکاس نیز در کار تولید عکس بوده‌اند. در این باره توضیح دهید.

شاخه‌های تنومند درخت هنر کردستان در حوزه‌ عکاسی بزرگوارانی هستند چون مسعود مراد سلیمی، جمشید فرجوند فردا، سامان عباسی، شیلان برهانی (گرافیست و عکاس)، اسعد گازرانی و عکاس و سینماگرانی چون شهرام علیدی که پای بر فرش قرمز فستیوال‌های جهانی گذاشته است. در حوزه انیمیشن نیز می‌توان از ماشاالله محمدی و رضا احمدیاری نام برد.

گرافیست‌های بزرگی چون حمیدرضا زری، کاریکاتوریست‌هایی چون بهزاد تارا، سامان صولی و شیلان توانانژاد و دیگر بزرگانی که از مرزهای جغرافیایی کردستان گذشته و جایگاه و شأنی در هنرهای بصری ایران یافته‎اند و حضور هنرمندان کُرد در فستیوال‌ها و بینال‌های داخلی و خارجی و کسب عناوین بزرگ افتخاری است که دل هر ایرانی و کردستانی را شاد کرده است. این نشانه‌ها حکایت از توان بالای فرهنگ مردم شریف و استان کردستان دارد. تاسیس دانشکده هنر دانشگاه کردستان که چند سالی است مشتاقان هنر را در انتظاری سخت نگه داشته است، می‌تواند زمینه‎ساز تحولات بزرگ دیگری در منطقه باشد.

  • هنرهای تجسمی در مجموع در کردستان چه جایگاهی دارد و چه مسیری را طی می‎کند؟  

هنرهای تجسمی در کردستان در نسبت با عشق به انسان مردم و زیبایی پی افکنده شده است و هنرمندان کُرد به نیکی دریافته‌اند که زندگی از آنچه هست زیباتر است و با آرزوی قلبی برای سعادت و نیکبختی و گذر از دوران رنج یاریگر مردم بوده و هستند. سنندج و دیگر شهرهای کردستان دست‌کمی از فلورانس ندارند و مجسمه‌های بسیاری در گوشه و کنار این شهرها با مردم سخن می‎گویند. هنرمندان کُرد هرگز در بازی‌های فرمالیستی گرفتار نبوده‌اند و نخواهند شد، چراکه از تاریخ و از مردم آموخته‌اند، اگر هنر و انسانیت آینه یکدیگر نباشند هر دو خواهند مرد.

کد خبر 453533

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 1 =