یکشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۶ - ۰۷:۳۱
۰ نفر

همشهری دو - نرگس خانعلی زاده: استثنا ندارد؛ همه‌شان یک لبخند بزرگ و دلنشین روی لب‌هایشان دارند و کافی است از دور به سمت‌شان بروی تا از همان فاصله با نگاه مهربانشان از آمدنت و سؤال پرسیدنت استقبال کنند.

با«آقا»حال همه خوب است

 اينها ويژگي خادمان امام رئوف ماست؛ انگار از چنين امامي، توقعي جز اين هم از خادمانش نداريم. حجت‌الله قرائي، نزديك به 15سال است كه هفته‌اي 12ساعت از زندگي‌اش را در صحن و حرم امام‌رضا عليه‌السلام مي‌گذارند. 12ساعتي كه به قول خودش، بقيه ساعت‌هاي هفته براي رسيدن دوباره‌اش دنبال همديگر مي‌دوند. حالا آقاي قرائي در نخستين روزهاي سال، از اين چند ساعت در هفته‌اش برايمان مي‌گويد. حرف‌مان كه تمام مي‌شود، ذهنم پيش مهرباني‌هايش مي‌ماند اما اين حجم از مهرباني او برايم عادي است؛ چون مي‌دانم خادم حرم امام رضا(ع) است ديگر.

  • آرزوي چندساله

از سال80 كه براي زندگي به مشهد آمدم و سال‌هاي قبلش كه براي زيارت مي‌آمدم، هميشه با حسرت عجيبي به خادم‌هاي حرم نگاه مي‌كردم. هميشه اين موضوع در ذهنم بود كه يعني مي‌شود من هم يك روز بتوانم خادم امام رضا(ع) و زائرانش باشم؟ انگار همين حرف‌هاي ته دلم باعث شد، 2سال بعد، يعني سال82، يكي از دوستانم به‌طور اتفاقي از من بپرسد كه آقاي قرائي، تو دوست داري خادم حرم بشوي؟ گفتم: معلوم است كه آره. گفت: چه واحدي را بيشتر دوست داري؟ گفتم: هر واحدي كه باشد؛ حتي اگر تميزكردن سرويس‌هاي بهداشتي حرم هم باشد، حاضرم آنجا خدمت كنم. همان شد كه من فرداي آن روز به صحن آزادي رفتم و آقايي درباره شرايط و هدف و انگيزه‌ام پرسيد و چند روز بعد هم زنگ زدند كه بياييد دوره آموزشي خادمين را بگذرانيد. به اين صورت كه يك يا 2‌روز در هفته، افرادي كه قبلا در اين مجموعه بودند و سابقه و تجربه دارند، از تجربه‌هايشان مي‌گويند و با صحن‌‌ها آشنايت مي‌كنند. خوبي‌اش اين است كه وقتي آدم به چيزي علاقه دارد، باعث مي‌شود خيلي زود آن را ياد بگيرد و اين اشتياق خيلي زياد و ياري خدا و امام رضا(ع) كمك كرد كه خيلي زود آن دوره را گذراندم و به‌عنوان خادم مشغول شدم. حالا هم فكر مي‌كنم كه اگر موفقيتي در اين كار دارم، بخش زيادي از آن به‌خاطر همين دعاي زائران حرم آقاست كه در حق ما مي‌كنند.

  • رمز موفقيت: گذشت

در يك دوره‌اي، كار من نظارت بر كار خادمان حرم به‌صورت لباس شخصي بود. يادم است يك‌بار ساعت يك نصفه شب بود. من در حال بررسي بودم كه ديدم يكي از عزيزان خادم در حال چرت‌زدن است. رفتم كنارشان و گفتم: آقاي محترم اگر مي‌شود نخوابيد. گفت: شما؟ گفتم: من به‌عنوان يكي از زائران فكر مي‌كنم اين كار وجهه خوبي ندارد. آن لحظه و در آن موقعيت و با آن حال، برخوردش خيلي خوب نبود ولي من چيزي نگفتم. دقيقا يك هفته بعد همان شب، من را ساعت‌هاي يك و نيم نصفه‌شب دوباره ديد و تعجب كرد. حدسش اين بود كه من در مجموعه هستم. من را صدا زد. گفت: شما از نيروهاي حرم هستيد؟ گفتم: چطور؟ گفت: هفته گذشته هم همين ساعت اينجا بودي. گفتم: بله هستم. بعد پيشاني من را بوسيد، گفت: چرا كار من را گزارش ندادي؟ گفتم: اگر من هم موقعيت شما را درك نكنم و عين شما برخورد كنم كه ديگر سنگ‌روي‌سنگ بند نمي‌شود. همان شب اول به امام‌رضا(ع) گفته‌بودم آقا شما خودت به او بفهمان كه اشتباه كرده و حالا هم همين شد. اتفاقا از همان موقع هم دوست‌هاي خيلي خوبي با هم شديم. از اين اتفاق‌ها با زائران هم ممكن است پيش بيايد ولي ما بايد گذشت‌مان در مجموعه زياد باشد و همگي هم اين مسئوليت را پذيرفته‌ايم و اين اتفاقات به تعداد انگشتان يك دست هم نمي‌رسد. هميشه رو به آقا ايستاده‌ام كه ممنونم كه امروز هم باعث خوشحالي يك نفر ديگر شدم.

  • كت جادويي

من آدم بداخلاقي نيستم اما نخستين روزي كه به حرم رفتم، نيتم با خودم اين بود كه هيچ زماني نباشد كه خسته باشم، عصباني بشوم، بداخلاقي كنم و يا هر رفتاري كه باعث دلخوري امام(ع) و زائران بشود، انجام دهم. گفتم آقا اگر من لايق اين هستم كه به زائران شما خدمت كنم، من را هم در اين مجموعه بپذير اما اگر لياقتش را ندارم، با يك بهانه‌اي عذر من را بخواه. نيايم اينجا كه باعث ناراحتي شما و زوار شما بشوم. باور كنيد كه خودم احساس مي‌كنم كه از همان روزها، اخلاقم نه در حرم كه در برخورد با خانواده و افراد جامعه خيلي متفاوت و بهتر شده است. واقعيت اين است كه وقتي زائري از راه دور مي‌آيد و با همه خستگي‌اش خودش را به حرم مي‌رساند و به محض اينكه پلاستيك را به او مي‌دهيم مي‌گويد التماس دعا و خسته نباشيد، خدا به شما عمر با عزت بدهد، انگار همه انرژي عالم را در ما مي‌ريزد و دوباره از اول شارژ مي‌شويم. همه اينها باعث مي‌شود آدم يك لحظه هم پلك نزند و در ساعت‌هاي نيمه‌شب و صبح‌هاي خيلي زود، همين حرف‌ها و همين برخوردها نمي‌گذارد حتي يك لحظه هم به فكر خواب بيفتيم. شايد باورتان نشود كه وقتي اين كت خادمي را مي‌پوشي، يك آدم ديگر مي‌شوي هيچ‌وقت دلم نمي‌خواهد آنجا را رها كنم. اصلا امام‌رضا(ع)، آقاي حال‌خوب‌كن ماست.

  • افتخار خدمت

خادم‌بودن براي حرم آقا اما‌م‌رضا(ع) 2 حالت دارد؛ يكي به‌صورت افتخاري است و ديگري به‌صورت رسمي كه دسته دوم كارمند آستان قدس رضوي محسوب مي‌شود. خادم‌هاي افتخاري، هفته‌اي 12ساعت براي خدمت به زائران شيفت دارند. من هم جزو آن دسته از كساني هستم كه افتخار خادم‌بودن حرم مطهر آقا را پيدا كرده‌ام و مي‌توانم در هفته، همين چند ساعت را در كنار حرم آقا باشم و در حد توان به زائران ايشان خدمت كنم. راستش را بخواهيد، واقعا فكر مي‌كنم اين خدمتگزاري توفيق بسيار بزرگي است كه نصيب من شده و بايد خيلي مراقبش باشم. هم در ظاهر و از همه مهم‌‌تر در باطن، آن را حفظ كنم تا شرمنده آقا نشوم. پست‌ها خيلي هميشگي و ثابت نيست؛ در واقع هركسي در اينجا قرار مي‌گيرد، هدفش خدمت به زائران امام، به هر نحوي است. حالا من چند وقتي است كه در بخش انوار ياران هستم كه 2 كار دارد؛ يكي توزيع پلاستيك در ساعت‌هاي شلوغ مثل دقايق قبل از اذان و ديگري هم قراردادن كتاب‌هاي قرآن و دعا در جايگاه‌هاي اصلي خودش كه به نوبت اين پست‌ها تغيير پيدا مي‌كند.

  • خدا هوايمان را دارد

به‌نظر من فعاليت منظم اين مجموعه، يك معجزه الهي است. اينكه چنين مجموعه عظيمي با اين حجم از زوار و جمعيت، دچار كوچك‌ترين مشكل‌ نشود، اتفاقي است كه بدون ياري خدا ممكن نيست. اين لطف خدا و مهر امام‌رضا(ع) است كه نمي‌گذارد به زائرانش كه از راه‌هاي دور آمده‌اند، سخت بگذرد و همه آنها با حال و خاطره خوبي از اينجا مي‌روند. شايد بعد از اينها هم همدلي خادم‌هاي حرم است كه بالا و پايين ندارند و همه براي يك هدف تلاش مي‌كنند. مخصوصا در اين 2 هفته تعطيلات عيد كه حرم شلوغ‌ترين روزهاي سالش را سپري مي‌كند ولي هيچ‌كس ناراضي از خروجي‌هاي صحن بيرون نرفته است.

  • معجزه‌هاي زندگي من

در همه اين سال‌ها، خيلي‌ها آمده‌اند و پرسيده‌اند كه خودت شخصا اتفاق بزرگي را تجربه نكرده‌اي؟ معجزه‌اي در زندگي‌ات حس نكرده‌اي؟ من هم هميشه بچه‌هايم را به آنها نشان داده‌ام. من 2 تا بچه سالم و صالح و درسخوان دارم كه مطمئن هستم همه اينها را از امام‌رضا(ع) دارم. هميشه از ايشان خواسته‌ام كه من را در زندگي موفق و عاقبت‌به خير كند و خدا را شكر مي‌كنم كه تا به امروز از زندگي‌ام راضي هستم. معجزه بزرگ زندگي من از همه اين روزهايي كه در جوار امام(ع) بوده‌ام، همين حال خوب و زندگي و خانواده‌ام است كه از ايشان دارم.

  • روزشمار مي‌گذارم

تجربه من اين است كه آدم وقتي وارد اين مجموعه مي‌شود، قيد هر مادياتي را مي‌زند. آنقدر اين حال قشنگ است كه وقتي شيفتم تمام مي‌شود و از حرم بيرون مي‌آيم، از همان لحظه، مدام لحظه‌شماري مي‌كنم و مي‌گويم خدايا كي هفته ديگر مي‌شود تا من دوباره چنين حال خوبي داشته باشم و در اين فضا قرار بگيرم. در واقع زماني كه آنجا هستي، آنقدر از همه‌چيز فارغ مي‌شوي كه جز خدمت به آقا و ياد خدا، چيز ديگري در ذهنت نيست و همين هم باعث مي‌شود حالت آنقدر متفاوت باشد كه هميشه خندان باشي، روي خوش داشته باشي و بتواني با زائران به خوبي رفتار كني. يعني اين خوش‌رفتاري خادمان حرم امام‌رضا(ع) كه همه از آن تعريف مي‌كنند، يك قانون مشخص شده براي خادمان نيست، يك حال دروني است. در حقيقت، رأفت امام(ع) باعث مي‌شود لحن صحبتشان، حركاتشان و نگاهشان با محيط همخواني داشته باشد. آنقدر كه هربار قرار است روز بعد به حرم بروم، پسرم از حال خوبم مي‌فهمد و مي‌گويد: بابا فردا مي‌خواهي به حرم بروي؟

  • ما هم هستيم

در چند وقت اخير، شرايط خادم شدن خيلي بهتر شده است. آستان قدس سايتي دارد كه افرادي كه مايل هستند تا در خدمت آقا باشند، مي‌توانند به سايت مراجعه كنند، فرم ثبت‌نام را پر كنند و اگر شرايط مورد نظر را داشته باشند، از آنها براي خدمتگزاري دعوت مي‌شود. البته اين شرايط براي ساكنان خارج از استان كمي سخت‌تر و براي ساكنان شهر مشهد راحت‌تر است؛ چون رفت‌وآمد موضوع مهمي است كه اگر فاصله دور باشد، مشكلاتي به‌وجود مي‌آيد؛ مخصوصا در روزهاي شلوغ سال كه اين دير و زودشدن‌ها خيلي اهميت دارد. اما با همه اين شرايط، اصلا اينطور نيست كه محدوديت خاص و غيرقابل حلي وجود داشته باشد و بر حسب اولويت، علاقه‌مندان پذيرش مي‌شوند.

  • آقا اجازه! چطوري خادم بشيم؟

من دبير رياضي هستم و هميشه اين كار و اين حضورم در حرم را مديريت كرده‌ام تا به دانش‌آموزان لطمه‌اي وارد نشود. طي اين سال‌ها سعي كرده‌ام علاوه بر رياضي هرچيزي كه خودم ياد گرفته‌ام را هم به بچه‌ها ياد بدهم. البته خودم هيچ‌وقت به آنها نگفته‌ام كه من خادم هستم اما خيلي از روزها پيش آمده است كه يكي از بچه‌ها مي‌گويد آقا ما ديشب شما را در حرم ديديم. چندين بار هم همان موقع پيش من مي‌آيند و با هم حرف مي‌زنيم. چيزي كه برايم جالب است اين است كه بعد از ديدن من، انگيزه‌اي برايشان ايجاد مي‌شود كه آنها هم بيايند و خادم باشند و هميشه درباره اين موضوع از من سؤال مي‌پرسند. همين ترغيب شدنشان به اين كار، خيلي من را خوشحال مي‌كند و برايم يك دنياست.

کد خبر 367123

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha