شنبه ۲۴ شهریور ۱۳۸۶ - ۰۷:۴۷

شکوه تقدسیان: چند روز پیش برای پست کردن ورقه سهام عدالت، به اداره پست رفتم.

 پیرو سفارشات مادر، پاکت را مثل یک سند منگوله‌دار قیمتی، کاملاً‌ حفظ کرده و صاف و بدون تاخوردگی نگه داشته بودم. وقتی وارد اداره پست شدم، پاکت را به خانمی که پشت باجه پیشتاز بود دادم. انتظار داشتم کار تمام شود. اما نشد. خانم به پاکت‌های آموزش و پرورش اشاره کرد و می‌گفت: این پاکت‌ها طبق مقررات اداره پست نیست.

 وقتی سؤال می‌شد چرا! او که احتمالاً‌ برای صدمین بار پاسخ می‌داد، گفت : برای این که آدرس گیرنده باید پایین پاکت باشد و آدرس فرستنده بالای پاکت. ولی این پاکت‌ها بر خلاف این ضابطه تهیه شده است باید یک پاکت جدید بخرید. مراجعین مات و متحیر، یک نگاه به پاکت می‌کردند که با کادر زیبا و خط قشنگ در دستشان مانده بود و یک نگاه دوباره به خانم پشت باجه و می‌پرسیدند:

 - خانم کجا برویم.

 - همین کنار.

 همین کنار را که نگاه می‌کردی، صفی طولانی بود که می‌خواستند پاکت استاندارد بخرند اکثراً‌ به خانم کارمند که در این معرکه هیچ تقصیری نداشت اعتراض می‌کردند. بالاخره داخل صف شدیم و به نوبت ایستادیم.

در این میان آقایی که او هم همین پاکت را در دست داشت و با همان صحبت‌های کارمند پست مواجه شده بود، شروع کرد با صدای بلند به اعتراض کردن و فریاد کشیدن و این که مگر این پاکت‌ها چه اشکالی دارد. مگر نمی‌شود از آنها استفاده کرد. اعتراضات او جو پستخانه را تغییر داد. دعوا و اعتراض گسترده شد.

عده‌ای با او هم کلام شدند. اعتراض‌ها بالا گرفت. آن فرهنگی بازنشسته آنچنان عصبانی و بر افروخته بود که من فکر کردم ممکن است به ایست قلبی دچار شود. جلو رفتم و تذکر دادم و گفتم: «آقا به فکر سلامتی خودتان باشید، الان سکته می‌کنید.»

 او بعد از شنیدن جمله من، مثل این که یادش آمد چندان سالم نیست دست توی جیبش برد و یک بسته قرص را محکم روی پیشخوان مأمورین پست کوبید. بعد دوباره آنها را در جیبش گذاشت. معلوم شد توصیه من بی‌مورد نبوده است. با کمک مردم کمی آرام شد و از اداره پست بیرون رفت.

بعد از رفتن او متلک‌های کارمندان اداره پست به آموزش و پرورش بالا گرفت. مراجعین به دو گروه تقسیم شدند یک گروه بر سر مأموران پست فریاد می‌کشیدند که «آقا مگر چه فرق می‌کند که گیرنده بالا باشد، فرستنده پایین. دنیا که آخر نمی‌شود. چرا سنگ‌اندازی می‌کنید. مأمور شما سواد دارد و می‌تواند تشخیص دهد.»

 گروه دیگر که بیشتر مأموران پست هم با آنان هم صدا بودند می‌گفتند: چه طور یک مأمور آموزش و پرورش هنوز نمی‌داند که چه طور باید پشت پاکت را نوشت. اگر این موضوع ساده را نداند، کارهای دیگر را چه طور برنامه‌ریزی می‌کند. آقایی از پشت باجه بلند بلند می‌گفت: «در کتاب دوم یا سوم دبستان، به بچه‌ها یاد می‌دهند که چه طور روی پاکت را بنویسند. این آقایان هم باید به آن کتاب‌های دبستانی مراجعه کنند.»

 من هم که همیشه به نهاد آموزش و پرورش، تعصب و حساسیت داشته‌ و دارم، سعی کردم هر چه زودتر از اداره پست خارج شوم. من هرگز نتوانسته‌ام بی‌حرمتی دیگران را نسبت به جایی که سالها در آن خدمت کرده‌ام تحمل کنم. به نظر شما اشکال کار در کجا بود. اداره پست یا مأموران اداره بازنشستگی آموزش و پرورش و یا مراجعین عجول و کم حوصله؟

کد خبر 31452

دیدگاه خوانندگان

آخرین خبرهای بازار