شهر يك در قاره دو
فرهمند مهرداد
در شهر گرفتن قرار شده ، بنا تپه هفت روي بر استانبول
با بلنديها و پستي اين تلفيق و دريا و تنگه كنار
مدرن و قديمي نوع دو هر از پلهايي و اسكلهها ساحلها ،
سبز فضاي و سو يك از كردهاند متصل هم به را قاره دو كه
به منحصر و خاص زيبايي شهر گرداگرد جنگلهاي و شهر داخل
است بخشيده شهر اين به فردي
 |
 |
| توپقاپي |
استانبول |
 |
 |
| فاتح پل |
تقسيم ميدان |
امپراتوري سه پايتخت قاره ، دو با است شهر يك استانبول
و ميرسند هم به زمين مغرب و زمين مشرق كه است جايي است ،
جذب را خارجي وارد تازه نظر كه شهر اين ويژگي مهمترين
در.است زمين مغرب و زمين مشرق رسيدن هم به همين ميكند
سربركشيده باستاني مسجد يك مناره آن گوشه هر از كه شهري
مدرنيته مظاهر ميخورد چشم به قديمي بناهاي جا جابه و
.است شده تنيده هم به تاروپود مثل شهر سنتي بافت و غربي
بر شهر اين كه است اين ميبخشد زيبايي استانبول به آنچه
جلوه آن به بلندي و پستي اين و شده بنا تپه هفت روي
دريا و تنگه كنار در شهر گرفتن قرار آن بر علاوه ميدهد ،
و اسكلهها ساحلها با بلنديها و پستي اين تلفيق و
هم به را قاره دو كه مدرن و قديمي نوع دو هر از پلهايي
جنگلهاي و شهر داخل سبز فضاي و سو يك از كردهاند متصل
استانبول به فردي به منحصر و خاص زيبايي شهر گرداگرد
نگاه ديگر سوي به تنگه سوي يك از كه هنگامي.است بخشيده
را مسجدها گنبدهاي و منارهها سو ، ديگر ساحل در و ميكني
اين به كاملا است ، شكافته را گرفته مه فضاي كه ميبيني
.مينگري افسانهاي شهر يك از تصويري به كه ميماند
ظاهري تفاوتهاي و ويژگيها اين تمام وجود با استانبول
و مردم چهره ;دارد تهران به زيادي شباهت خود محتواي در
و رانندگان راندن اتومبيل طرز پوشيدنشان ، لباس طرز
ميزان ميبندند ، كمربند ميبينند را پليس مامور تا اينكه
خيابان ، از شدن رد هنگام قرمز چراغ به پياده عابران توجه
كردن كاسبي طرز يكديگر ، با مردم زدن حرف نحوه
به كه واكسيهايي حتي و مشتريان چانهزدن و مغازهدارها
كه آشغالهايي آخر دست و بزنند ، واكس كفش ميخواهند زور
.ميكنند تداعي را تهران كاملا شده ريخته روها پياده روي
ناگهاني و قارچگونه رشدي تهران مانند هم استانبول
از كه مهاجراني را آن جمعيت از بالايي درصد داشته ،
تشكيل آمدهاند نزديك و دور شهرستانهاي و روستاها
در و دريا كنار اينكه جاي به هم استانبول اگر ميدهند ،
دارد جريان دريا دو ميان كه توفانهايي و بادها مسير
شده محاصره كوهها ميان تهران مانند باشد ، داشته قرار
.نداشت كم تهران از چيزي هوا آلودگي در شايد بود
بيزانتيون عنوان با تاريخ در بار نخستين استانبول از
اين در.است بوده باستان يونان شهرهاي از يكي كه شده ياد
پوزيدون ، كه بود اين بر اعتقاد اسطورهها ، سرزمين
مكان ، اين در زيباييها الهه كروسا و درياها فرمانرواي
ميافتد تپهها از يكي روي بر خورشيد اشعه كه هنگامي
نام مينهند ، بيزانس را او نام و ميشوند پسري صاحب
.ميشود گرفته بيزانس همين از هم بيزانتيون
مينهند بنا يونانيهايي را بيزانتيون مدون تاريخ اما
اژه كرانههاي از (ع)مسيح ميلاد از پيش قرن هفت حدود كه
پيشرفت سرعت به شهر اين.ميكنند مهاجرت بسفر ساحل به
شرقي پايتخت به يونان بر روميان تسلط از پس و ميكند
امپراتور نخستين كنستانتين.ميگردد بدل روم امپراتوري
به را بيزانتيون نام آورد ايمان (ع) مسيح به كه روم
تمدن دوران در نام همينداد تغيير كنستانتينوپليس
بيش در قسطنطنيه.شد مبدل قسطنطنيه به مسلمين نزد اسلامي
بود شرقي روم امپراتوري پايتخت كه قرن يازده از
است شده گفته و گذارد سر پشت را متعدد فرازونشيبهاي
.است داشته جمعيت ميليون نيم از بيش خود اوج دوران در كه
ورود و عثماني سلطان فاتح ، محمد دست به قسطنطنيه تسخير
تاريخ عطفهاي نقطه مهمترين از يكي به شهر اين به اسلام
را بسفر از اسلام عبور و قسطنطنيه دژ سقوط.شد بدل
.ميكنند قلمداد وسطي قرون پايان مورخين
عثماني ، امپراتوري پايتخت به صغير آسياي مردمان مهاجرت
مركز هم همچنان شهر اين داد شهر اين به رنگارنگ چهرهاي
سلاطيني پايتخت هم و ماند (ارتدوكسي) زمين مشرق كليساي
.ميدانستند اسلام پرچمدار و مسلمين خليفه را خود كه
آستانه به بود عثماني خلفاي دربار كه جهت آن از قسطنطنيه
از باشد تلفيقي ميتواند استانبول نام و يافت شهرت
قاعده همين ترتيب ، همين بهكنستانتينوپل و آستانه
جاري نيز شهر اين ديگر نام استانبول ، مورد در ميتواند
.باشد
ورود اسلامي ، امپراتوري آخرين پايتخت عنوان به استانبول
از بازديد.كرد آغاز نوزدهم قرن از را مدرن دنياي به
دقيقا استانبول شهر در استقلال خيابان و تقسيم ميدان
ميرفت استانبول كه است بيستم قرن آغازين سالهاي يادآور
و سنگفرش خيابان.بگيرد خود به را اروپايي شهري چهره
خيابان سوي دو در اروپايي سبك به مغازههايي با تراموا
اروپايي پايتخت نمادهاي متعدد رستورانهاي و كافهها با
.است داده جاي خود در شهر از بخش اين كه است
را سالي پنج اول جهاني جنگ در عثماني شكست با استانبول
اين عثماني ، امپراتوري سقوط با و گذراند متفقين اشغال در
.گرديد تبديل بازنشسته پايتختي به شهر
كه دنياست شهرهاي ديدنيترين جمله از استانبول اكنون
جاي خود در را متعددي توريستپسند و ديدني نقاط و بناها
.است داده
دو ميان كه است بسفر تنگه ساحل استانبول شهر اصلي هسته
بسفوروس كه منطقه اين است ، گرفته جاي مرمره و سياه درياي
باغدارهاي و ماهيگيران كه است جايي همان ميشود ناميده
و ساختند آن در را خود سكونتگاههاي نخستين يوناني مهاجر
براي منطقه همين در متعدد قصرهاي عثماني سلاطين بعدها
اكنون كه قصرها اين معروفترين جمله از.كردند بنا خود
باغچه دلمه قصر ميرود شمار به استانبول ديدني بناهاي از
ساخته عبدالمجيد سلطان زمان و نوزدهم قرن نيمه در كه است
در.ميخورد چشم به غربي بوي و رنگ آن معماري در و شده
و است آن وزن تن كه 5/4 دارد وجود چلچراغ يك قصر اين
.است بوده عبدالمجيد سلطان به انگليس ويكتورياي ملكه هديه
.است جهان چلچراغ بزرگترين چلچراغ اين كه ميشود گفته
دنيا از قصر همين در امروزين تركيه بنيانگذار آتاتورك ،
.است رفته
 |
 |
| باغچه دلمه قصر در جهان چلچراغ بزرگترين
|
(دختر برج) سي قله قيز
|
 |
 |
|
استقلال خيابان
|
احمد
سلطان مسجد |
كه است بشيكداش محله دلمهباغچه ، قصر و محله از پس
جاي خود در را زيبا هنرهاي موزه و دريايي نيروي موزه
اقامتگاه محل در واقع در كه زيبا هنرهاي موزهاست داده
شده تاسيس باغچه دلمه قصر در عثماني دربار وليعهد مخصوص
.است استانبول هنري موزه تنها و نخستين
ييلديز قصر و چراغان قصر محله ، اين ديگر مهم قصر دو
مجلس محل عثماني دوران اواخر در چراغان قصر.است (ستاره)
استفاده هتل عنوان به آن از اكنون و بود قانونگذاري
است قصرها از مجموعهاي واقع در نيز ييلديز قصر.ميشود
در كه بيشتر قدري.شدهاند ساخته وسيعي سبز فضاي در كه
(مياني ده) اورتاكوي ميدان به برويم پيش بسفر ساحل كنار
از و دارد قرار آن كنار در معروفي مسجد كه ميرسيم
.است استانبول ميدانهاي ديدنيترين
منطقه معروف ، نقاط جمله از بسفر ، تنگه آسيايي سمت در
كه ماهي خوراكهاي خاطر به آن رستورانهاي كه است بيكوز
پاشاباغچه محله نيز آن كنار در.دارند شهرت ميفروشند
بوده بطريسازي و شيشه كارگاههاي محل قديم از كه است
.است
چوب از تماما ابتدا كه است بيگلربيگي قصر سوتر ، آن
نوزدهم قرن نيمه در آتشسوزي ، از پس و بوده شده ساخته
مخترع مورس ، ساموئل قصر ، اين در زمانياست شده بازسازي
به عثماني امپراتور پيشگاه در را خود اختراع تلگراف
تلگراف مورد در سلطنتي فرمان نخستين.ميگذارد آزمايش
ميزبان زماني همچنين قصر اين.است شده صادر جا همين نيز
.است بوده قاجار شاه ناصرالدين
استانبول ، اروپايي بخش به آسيايي بخش از گذر براي زماني
گالاتا پل سال 1836 در اينكه تا بوده قايق وسيله تنها
محله به را قرهكوي محله حاضر حال در پل اين.شد ساخته
توجه جلب آنچه پل اين روي در.ميكند وصل اونو امين
انتظار به دست به ماهيگيري قلاب كه هستند مردمي ميكند
گاز را طعمهشان است ممكن كه نشستهاند كوچكي ماهيهاي
شبيه كاملا دارد قرار پل سوي آن در كه اونو امين.بزنند
را قديمي بازار چند و است تهران بازار اطراف محلههاي به
پل نامهاي به هم ديگر پل دو.است داده جاي خود در
.شد ساخته بعدا خليج پل و آتاتورك
كه دارد نيز مدرن و فلزي عظيم معلق پل دو استانبول
سالهاي در (بغازچي يا) بسفوروس پل نام به آنها نخستين
در نيز فاتح پل نام به ديگري پل و ميلادي هفتاد دهه
زيرزميني تونلي حاضر حال در.شد ساخته هشتاد دهه سالهاي
را اروپا و آسيا قاره دو است قرار كه است احداث حال در
.كند متصل هم به دريا زير از
شهر اين نقاط از كه استانبول معروف بناهاي جمله از
از بيش كه است گالاتا برج ميكند توجه جلب و خودنمايي
استفاده زندان عنوان به آن از و دارد قدمت سال ششصد
.است ميشده
از بيش كه دارد بزرگي بازار تهران مانند نيز استانبول
آن از بزرگي بخش و دارد جاي آن در مغازه هزار چهار
مشهور حرفهاي نام به بازار اين راسته هر.است سرپوشيده
مانند دارند فارسي نامهاي راستهها اين از بسياري و است
."دستان به جواهر" راسته و "دستان به صندل" راسته
به دريايي فانوس يك استانبول مشهور نقاط ديگر جمله از
نام به افسانهاي شخصيتي.است (دختر برج) قيزقلهسي نام
تنگه سوي يك از شب هر باستان يونان اساطير در لئاندروس
هرا خود دلدار به تا ميكرده شنا ديگر سوي به بسفر
راه تا ميماند ، او انتظار در دست به مشعل هرا.بپيوندد
را مشعل اين توفان شب يك.دهد نشان دلدادهاش به را
.ميشود گم امواج ميان در ابد تا لئاندروس و ميكند خاموش
به مشعل هرا كه مكاني همان در قيزقلهسي دريايي فانوس
.است شده ساخته ميگرفته دست
زيبا بسيار جزيره هفت استانبول مناطق جذابترين جمله از
مناطق واقع در و دارند قرار مرمره درياي در كه است
مورد شدت به كه ميشوند محسوب شهر تفريحي و ييلاقي
شاهزادگان جزاير به جزاير اين.هستند توريستها استقبال
به اينكه از پس عثماني شاهزادگان از بسياري چون مشهورند
اين در را خود تبعيد دوران ميشدهاند كور تمرد علت
.ميكردهاند سپري جزاير
دارد نام (بزرگ جزيره) آدا بويوك جزاير ، اين معروفترين
بايد آن به رسيدن براي و است جزيره هفت اين بزرگترين كه
جزيره اين ساكنان اغلب.پيمود راه قايق با ساعت دو حدود
مسجد يك و كنيسه يك كليسا ، شش جزيره اين در.هستند يهودي
هيچ پليس ماشين و نشاني آتش ماشين جز.دارد وجود
از آمد و رفت براي و ندارد وجود جزيره در اتومبيلي
.ميشود استفاده گاري يا دوچرخه
.هستند ارامنه يا يهوديان جزيره هفت اين اغلب ساكنان
مجللي بسيار ويلاهاي تركيه اول طراز ثروتمندان از بسياري
بيش تركيه ديدني آثار ميان در امادارند جزاير اين در
اقامتگاه كه توپقاپي قصر و احمد سلطان مسجد چيز هر از
سلطان مسجد.دارند جهاني شهرت بوده ، عثماني سلاطين اصلي
نيز قاپي توپ.دارد مناره شش كه است جهان مسجد تنها احمد
امپراتورهاي قصر ويرانههاي بر فاتح محمد سلطان دست به
قرن چهار مدت به توپقاپي.است شده ساخته بيزانس
.بود عثماني سلاطين اصلي اقامتگاه
شده ساخته هجري قرنيازدهم در كه را سلطاناحمد مسجد
اما.ميشناسند نيز (مسجد گوي) كبود مسجد نام به
به نسبت كه است سليمانيه مسجد استانبول ، مسجد زيباترين
چهار با مسجد اين.دارد بيشتري قدمت نيز احمد سلطان مسجد
بسفر غربي ساحل در شهر بلنديهاي از يكي روي بر منارهاش
عظمت مسجد اين به جغرافيايي ، موقعيت و بزرگي گرفته ، قرار
علوم مدرسه چهار گذشته روزگاران دراست بخشيده خاصي
نوانخانه يك و كاروانسرا يك حمام ، يك طب ، مدرسه يك ديني ،
.است داشته وجود مسجد اين به متصل نيز
انصاري ، ايوب ابو مقبره استانبول ، زيارتگاه مهمترين
شتر كه كسي همان است ، (ص)اسلام پيامبر معروف صحابي
او خانه در بر مدينه به ايشان ورود بدو در (ص)پيامبر
يكي در ايوب ابو.كرد (ص)اكرم رسول ميزبان را وي و نشست
قسطنطنيه فتح براي معاويه دوران در كه مسلمين جنگهاي از
به مسجدي در او مقبره اكنون.رسيد شهادت به گرفت صورت
.دارد جاي استانبول در ايوب مسجد نام
جوار در كه دارد قرار (ادويه)بازار محلهاونو در
اين عطاري مغازههاي در.است واقع (نو مسجد) ينيمسجد
همان به بازار اين.ميخورد چشم به ادويه انواع بازار
ايراني مسافر براي است جالب غربي توريست براي كه اندازه
آورده ايران از ادويهها اين از بسياري.مينمايد معمولي
جلبتوجه ادويه بستههاي روي فارسي نوشتههاي و شده
دارد وجود استانبول در كه ديگري سنتي بازار.ميكند
آقا جعفر مدرسه و افندي محمد مدرسه در كه است هنري بازار
آثار فروش محل به اكنون قديمي مدرسه دو اين.دارد جاي
در را هنرمندان آنها در ميتوان كه شدهاند تبديل هنري
.ديد دستي صنايع ساخت حال
و نشانداشي تقسيم ، محله سه استانبول ، تجاري اصلي منطقه
كه روملي و جمهوريت استقلال ، خيابانهاي درهستند شيشلي
فروش براي مغازههايي دارند ، قرار تقسيم ميدان نزديكي در
استقلال خيابان نيمهشب تا حتي.ميشود يافت كالا انواع
.است مشتري و عابر از مملو مغازههايش با
كه است آقساراي محله استانبول در ايراني مسافران پاتوق
پوشاك فروش براي مغازههايي و بيستاره هتلهاي خاطر به
و حول با بتوان شايد را منطقه ايناست معروف قيمت ارزان
محلهاي استانبول در.كرد مقايسه تهران گمرك ميدان حوش
سربالايي خيابان يك درواقع كه دارد وجود مرتر نام به هم
با پوشاك كه هستند مغازههايي خيابان اين طرف دو.است
لباس كه مغازهها اين از يكي در.ميفروشند ارزان قيمت
ميخورد چشم به بزرگي تابلوي ميفروشد دوم دست و مستعمل
صورت به دوم دست لباس":است نوشته فارسي به آن روي كه
."ايراني مشتريان براي ارزان قيمت به جزئي و كلي
"حاجي" هستيد ايراني بفهمند اينكه محض به هم فروشندهها
.ميكنند صدايتان
|