مهم ترين مسئله اي كه ما در حال حاضر در روابط حرفه اي خود با آن سروكار داريم بحث اعتمادسازي است.
بسياري از رسانه ها با توسل به شيوه هاي گوناگون براي متقاعد ساختن مخاطبان خود نسبت به پيامي كه به آنان منتقل مي كنند سعي وافري به خرج مي دهند.
فرآيندي كه مدام در ذهن روزنامه نگاران رنگ مي گيرد، به اوج مي رسد و حك مي شود اينست كه «خبرها را جعل نمي كنيم» اما ممكن است پاسخ گيرند: «بله، جعل نمي كنيد ولي خبرها را مي سازيد!» اين بحث كهنه روزنامه نگاران و جامعه شناسان كه در كتاب هاي حوزه علوم ارتباطات با همديگر هماوردي مي كنند، مجادله را به درازا كشانده است.
در اين باره استادان علوم ارتباطات بسيار سخن گفته اند و جامعه شناسان زيادي را در اين جدال بر سر ذوق آورده اند اما تجربه روزنامه نگاري محلي گويا فرصتي براي پايين آوردن پرچم نزاع را مهيا كرده است.
نشريات محلي كه منحصراً به همت روزنامه همشهري فعاليت خود را آغاز كرده و يك سال واندي از حياتشان را پشت سر گذاشته اند با نزديك شدن به رويدادها فرصت واكنش صادقانه و آنچه خبرسازي ناميده مي شود را به آحاد افراد جامعه سپرده اند و خود به عنوان واسطه اي نزديك به هر دو قشر به رابطه هرچه بيشتر طرفين مي انديشند.
امروزه نشريات همشهري محله فارغ از جناح بندي هاي رايج در حوزه مطبوعات خود را ملزم به انعكاس مطالب برخاسته از زندگي روزمره مردم ساخته و از اين رهگذر به زبان گوياي آنان مبدل شده اند و از اعتمادي كه در كارنامه خود ثبت كرده اند شادمانند.
مي توان با استناد به اين تجربه موفق تأكيد كرد آنچه باعث مي شود يك روز از سال كه به نام «خبرنگار» نامگذاري شده است محدود به تقدير از خبرنگاران يا بازخواني صدماتي كه در اين راه متحمل مي شوند نشود دستيابي به اين آشتي انكارناپذير است. يك خبرنگار محلي در روزي كه به نامش در صفحات تقويم حك شده است به اين اعتماد به دست آمده بيش از هر چيز مي بالد.
سردبير
Mahalleh3@Tehroony.com