واقعيت اين است كه اوقات فراغت تابعي از اوقات رسمي زندگي است و با ارزش ها و مفاهيمي كه انگيزه زندگي به شمار مي روند، در رابطه اي مستقيم و نزديك قرار دارد
فهيمه خضرحيدري
|
|
|
استاندارد اوقات فراغت در جهان 80 و در كشور ما 90 روز است. از اين گذشته ميانگين ساعت فراغت روزانه ما نيز 23 دقيقه بيش از ميانگين جهاني است. اين رقم در سطح جهان پنج ساعت و در كشور ما پنج ساعت و 23 دقيقه ارزيابي شده است. از طرفي عمر يك ساله هر انسان 8 هزار و 750 ساعت است كه بنا به گفته رئيس سازمان ملي جوانان، 78 درصد آن يعني چيزي در حدود 6 هزار و 830 ساعت صرف تامين نيازهاي ضروري مي شود. 78 درصد از عمر يك ساله مان صرف كار، كسب درآمد و رسيدگي به ضروريات معاش مي شود، اما با 22 درصد باقيمانده چه مي كنيم هنوز يكهزار و 920 ساعت ديگر باقي مانده كه در حقيقت خلائي به نام اوقات فراغت را فراهم مي آورد.به دوش كشيدن چنين حجم بزرگي از زمان، كار ساده اي نيست. چگونه مي توان اين وقتي كه هميشه طلا نام گرفته را بدرستي هدايت و اداره كرد آيا برنامه ها، تئوري ها و راهكارهاي رنگارنگ و متنوعي كه براي مردم در همه جا از بيلبوردهاي سطح شهر و رسانه هاي جمعي گرفته تا هيات دولت، وزارتخانه ها، سازمان ها، مجلس، هلال احمر، بسيج و ... طرح و بررسي مي شود، سرانجام به مديريت كيفي اوقات فراغت، آنهم در كشوري كه نزديك به۴۰ درصد جمعيت آن را جوانان تشكيل مي دهند، خواهد انجاميد
مسئولان نهادهاي مختلف، مدام در جلسات، همايش ها و سمينارها حاضر مي شوند و هرروز طرح تازه اي براي استفاده بهينه از اوقات فراغت پيشنهاد مي دهند. زمان، انري و سرمايه زيادي براي توجه به مسئله اوقات فراغت جوانان هزينه مي شود، اما درست همزمان با همه جلسات كارشناسي، اوقات فراغت دانش آموزان و دانشجويان يا به گشت و گذار بي هدف در خيابان هاي شهر مي گذرد يا پاي كامپيوترها، چت روم ها يا تلويزيون و شبكه هاي ماهواره اي به هدر مي رود. اين در حالي است كه جامعه شناسان معتقدند آسيب هاي اجتماعي معمولا از دريچه فراغت به زندگي انسان راه مي يابد و بسياري از ناهنجاري هاي رفتاري و بزهكاري ها از پيامدهاي اوقات فراغت بدون برنامه ريزي و هدف نزد جوانان است.
در تعريف فراغت
واه فراغت در جلد ششم فرهنگ سخن به آسودگي، فرصت، مجال، امكان، رهايي از قيود، وارستگي و نداشتن كار و مسئوليت جدي كه در آن شخص به امور دلخواه و تفنني مي پردازد، معنا شده است. دكتر محمود گلزاري، روانشناس و عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي مي گويد: اوقات فراغت كلمه جديدي است به معناي زمان آسودگي از كار رسمي و پرداختن به نيازهاي طبيعي جسماني. درحالي كه گذراندن اوقات فراغت با تفريح و سرگرمي و بازي تفاوت دارد، شباهت هايي هم ميان اين سه وجود دارد كه كسب لذت و خوشي وجه مشترك آنهاست. فعاليت هاي فراغت كارهايي اختياري، لذتبخش و بدون مزد هستند كه در زمان آسودگي انجام مي شوند.
در سال 1900 ميلادي ميانگين ساعات كار هفتگي درآمريكا 70 ساعت بود. بزرگسالان اغلب تا پايان عمر كار مي كردند و البته معمولا در سنين كمتر از 50 سالگي مي مردند! در حالي كه امروز در فرانسه مدت زمان كار رسمي به 35 ساعت در هفته تقليل يافته است. امروز در روانشناسي مثبت گرا اثر برخورداري از اوقات فراغت و گذران سالم آن بر شادكامي، بهداشت جسمي، سلامت رواني، رضايت از زندگي، افزايش انگيزه هاي دروني، كارآمدي شغلي و حتي بهبود روابط خانوادگي به اثبات رسيده است.
دكتر شيوا دولت آبادي - روانشناس كار - استراحت و فراغت را سه مقوله مكمل يكديگر در زندگي سالم مي داند و مي گويد: هر ارگانيسمي در كنار كار به عنوان فعاليتي منظم، جدي و داراي پيامد، نياز دارد كه ساعاتي از شبانه روز را به خواب و استراحت براي تجديد حيات بپردازد و آنچه مكمل اين دو وجه از زندگي به شمار مي آيد، چيزي نيست مگر اوقات فراغت در اين نگاه، اوقات فراغت جايگاه مشخص خود را در زندگي داراست و همانقدر جدي تلقي مي شود كه كار و استراحت. فلاسفه بزرگ فراغت را بازي و آزادي معنا كرده اند و آن را شامل فعاليت هايي دانسته اند كه به زندگي معنا مي بخشد. آزادي ، انتخاب و رغبت برجسته ترين عناصر و مشخصه هاي تعريف اوقات فراغت از نگاه دكتر دولت آبادي است. در اينجا انسان آزاد است كه انتخاب كند. فلاسفه اروپايي معتقدند انسان براي رسيدن به تعالي، نياز به زماني براي آزادي دارد؛ آزادي براي انتخاب چيزهايي كه دوست مي دارد و الزاما هم به صورت مستقيم با زندگي شغلي و آينده او در ارتباط نيستند. در اوقات فراغت فرد بايد بتواند آنچه را كه نسبت به آن ميل و رغبت دارد، آزادانه انتخاب كند. تنها در اين صورت است كه شكوفايي اتفاق مي افتد.
تفريح، استراحت، سرگرمي، شكوفايي فردي و اجتماعي، آفرينندگي و خلاقيت بدون توجه به ابعاد جدي و جاري زندگي روزمره، بازي، جشن، شادماني و در يك كلام فراغ بال و جمعيت خاطر حاصل از آن، از جمله مفاهيم اساسي و دخيل در تعريف اوقات فراغت هستند. هم رفتارگرايان و هم تحليلگران بهره مندي از چنين شرايطي را در رشد هوشي و سلامت شخصيت افراد موثر مي دانند.
در اول كلمه نبود، در اول كار بود
براي رسيدن به نگاهي همه جانبه و سالم به مقوله اوقات فراغت و چگونگي استفاده از آن بايد نگاهي كوتاه به مقوله كار بيندازيم. دكتر غلام عباس توسلي- جامعه شناس- اساسا فراغت را هنگامي واجد معنا مي داند كه به دنبال كار شكل گرفته باشد. وي معتقد است رابطه ميان كار و فراغت است كه به زندگي معنا مي دهد. ساليان سال فراغت تنها متعلق به بخش كوچكي از جوامع به عنوان صاحبان سرمايه بود، در حالي كه بخش بزرگي از افراد جامعه براي گذران زندگي خود ناگزير تمامي ساعات عمرشان، جز زماني كه به ناچار خواب بودند را صرف اشتغال تمام وقت مي كردند، اما انقلاب صنعتي و پيامدهاي اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي آن فراغت را از يك امر خصوصي و ويه طبقه اي خاص از جامعه به يك پديده عمومي و اجتماعي تبديل كرد. در اين معني شايد بتوان فراغت را به نوعي دنباله، حاصل يا نتيجه صنعتي شدن و مدرنيته دانست؛ اتفاقي كه در ايران به دنبال انقلاب مشروطه و برش مفهومي ناگهاني بر تاريخ، فرهنگ و جامعه شكل گرفت تا فرصت هاي تازه اي براي كار و مشاركت عمومي پيش روي مردمي كه اندك اندك مي رفتند تا از رعيت به ملت تبديل شوند، قرار گيرد. از اين منظر رشد مفاهيمي مثل فرديت، فراغت، دنياي شخصي، مسائل خصوصي و حتي اتاق خواب شخصي نتيجه مستقيم شكل گيري جامعه مدني و همگاني شدن كار و فعاليت اجتماعي در صد سال اخير به حساب مي آيد.
تقسيم كار اجتماعي، افراد را در مشاغل مختلف تثبيت كرد. در نتيجه با همگاني شدن كار به صورت جدي، ساعاتي از روز و هفته خالي باقي ماند. از سوي ديگر انگيزه هاي اقتصادي صاحبان سرمايه نيز حكم مي كرد كه به منظور افزايش بهره وري نيروي كار، به ساعات خالي و غير كاري او به عنوان اوقات فراغت توجه شود. به اين ترتيب فراغت بيش و پيش از هرچيز ديگر زاييده و مديون كار در جامعه جديد است.
اوقات فراغت، امري شخصي يا پديده اي اجتماعي
مصوبات و مقررات بين المللي و تدوين حقوق ويه مثل حقوق كودك يا حقوق كار كه تفريح، بازي و استراحت را به عنوان يك حق مطرح مي كنند و موظف ساختن دولت هاي عضو مجامع جهاني به سياستگذاري در زمينه فراغت و ساير مقولات مشابه آن، نشان از آن دارد كه اوقات فراغت صرفا مقوله اي شخصي و فردي نيست. امروز در سراسر جهان انواع پيامدهاي زيستي، اقتصادي، اجتماعي، سياسي و رواني كه در ارتباط با اوقات فراغت تعريف شده اند، توجه دولت ها و سياستمداران را به اجتماعي بودن مسئله اوقات فراغت جلب كرده است. در كشورهايي مثل ايران كه با انبوهي از جمعيت جوان مواجهند توجه به چگونگي گذران اوقات فراغت اهميتي مضا عف مي يابد. توجه به اين مسئله در مواد 97 و 98 فصل ارتقاي امنيت انساني و همچنين مواد مختلف توسعه فرهنگي در برنامه چهارم توسعه نيز لحاظ شده است.
دكتر غلام عباس توسلي مي گويد: در جوامع صنعتي در زمينه اوقات فراغت سرمايه گذاري هاي زيادي انجام و اين موضوع بسيار مهم تلقي مي شود تا جايي كه اوقات فراغت در اين جوامع به يك نهاد اقتصادي مهم تبديل شده است. اما در ايران تاكنون بيشتر تمركز بر فراغت جوانان آنهم فقط در طول تابستان بوده است، در حالي كه اوقات فراغت به عنوان بخشي از زندگي انسان نياز به بررسي و مطالعات جامعه شناختي دارد تا راهكارها و راهبردهايي براي گذران سالم آن در ميان گروه هاي مختلف جمعيتي، سني و جنسيتي به دست آيد.
اما آيا سياستگذاران ما پيامدهاي مهم و متنوع چگونگي گذران اوقات فراغت را در نظر دارند و اگرچنين توجهي وجود دارد، برنامه ها و راهكارهاي مدون و عملي آنها در اين زمينه چيست عشرت شايق، نماينده مردم تبريز در مجلس هفتم ضمن انتقاد از عملكرد سازمان ملي جوانان، به آشفتگي هايي اشاره مي كند كه در برنامه ريزي و سياستگذاري در امور جوانان و از جمله فراغت آنها وجود دارد. شايق كه در كميسيون فرهنگي مجلس نيز عضويت دارد، مي گويد: سازمان ملي جوانان با تعريفي كه درحال حاضر از آن وجود دارد، نمي تواند هيچ مشكلي از جوانان ما حل كند. ما به يك وزارت جوانان و خانواده نيازمنديم كه بتواند در چارچوب قانون، مسائل مهمترين و پرجمعيت ترين قشر جامعه يعني جوانان را حل كند. در حال حاضر پست هاي سازماني بيشماري در سازمان ها و نهادهاي مختلف براي اجراي برنامه هاي مربوط به اشتغال و فراغت و ... جوانان در نظر گرفته شده و از طرف ديگر سازمان ملي جوانان هم بودجه زيادي را صرف امور مشابه مي كند.
شايق معتقد است مديريت شايسته اي وجود ندارد كه در اين ميان از اتلاف وقت، نيروي انساني و بودجه هاي كلان جلوگيري كند. طرح اوقات فراغت جوانان به سازمان ها ابلاغ مي شود. سازمان تربيت بدني، وزارت آموزش و پرورش، وزارت ارشاد، هلال احمر، صداوسيما و نهادهاي ديگر مسئول مي شوند كه در اين زمينه كار كنند، اما متولي امور كه در راس هرم نشسته سازمان ملي جوانان است و چرخه ارتباط و هماهنگي نيز در اين ميان وجود ندارد. گاه حتي ممكن است هدف گذاري ها و برنامه هاي سازمان ها ضد و نقيض و بشدت متفاوت و متناقض با يكديگر باشد.
اين نماينده مجلس ضمن تاكيد بر ارتباط تنگاتنگ ميان فراغت و بيكاري با بروز ناهنجاري هاي اجتماعي مي گويد: به عنوان يك شهروند با مشاهده اين همه كلينيك ترك اعتياد در سطح شهر، عرق شرم بر پيشاني ام مي نشيند. ما عادت كرده ايم تا صبر كنيم جوان از شدت بيكاري و بي انگيزگي به اعتياد روي آورد و بعد دفتر و دستك راه بيندازيم و سعي كنيم او را ترك بدهيم. در صورتي كه با برنامه ريزي هاي صحيح براي استفاده از وقت، مي توان از ادامه چنين روندي جلوگيري كرد.
به نظر مي رسد اگر توجه فوري و ضربتي كه همواره به مسائلي مثل شلوغي هاي پس از بازي هاي ورزشي، هيجانات قبل و بعد از مراسم چهارشنبه سوري و ارتباط دختران و پسران جوان در فضاهاي واقعي و مجازي شده است، به برنامه ريزي سازنده درباره اوقات فراغت جوانان به عنوان مسئله اي اجتماعي تعميم پيدا كند، به نتايج بهتري دست خواهيم يافت.
با فراغت هايمان چه مي كنيم
|
|
|
خلاقيت، تحرك، ورزش و شادي از ابعاد مهم گذران سالم و مفيد اوقات فراغت است. اما نگاهي كوتاه به آنچه در شهر مي گذرد، حكايت از آن مي كند كه با خلاء و فقر شديدي در اين مقولات مواجهيم. رستوران ها، كافي شاپ ها وfast foodهاي سطح شهر پر از جواناني است كه ساعت هاي طولاني از وقت خود را قهوه مي نوشند، پيتزا مي خورند، سيگار مي كشند و اينچنين بعدازظهرهاي ديگر روزهاي تعطيل را مي گذرانند. يك راه ديگر كشتن وقت هم ماشين سواري در خيابان هاست. اتاق هاي چت، سريال هاي تلويزيوني، بازي هاي كامپيوتري و شوهاي ماهواره اي نيز از سوي ديگر به جوانان خوشامد مي گويند. وقتي كه طلاست، به سرعت باد، پاي وسايل ارتباط جمعي مي گذرد و اين همه اتلاف وقت به تنبلي، رخوت، انفعال و حتي چاقي بيش از حد مي انجامد. ورزش، سفرهاي يكروزه و بندرت خواندن كتاب نيز بخشي از فراغت دانش آموزان و دانشجويان را پر مي كند. از طرفي برابر با آمار اعلام شده از سوي سازمان ملي جوانان، 9/35 درصد جوانان ايراني علاقه مند به گوش دادن به راديو هستند و از اين ميان 7/38 درصد آنها بيشتر به موسيقي هايي كه از شبكه هاي راديويي پخش مي شود، توجه نشان مي دهند. 8/12 درصد جوانان مشتري پروپاقرص راديوهاي خارجي هستند و 5/77 درصد آنها رغبت زيادي به گوش دادن و تماشاي انواع سي دي ها و نوارهاي ويديويي دارند.
اما چنين بهره گيري از اوقات فراغت تا چه حد مايه هاي رضايت و خشنودي جوانان را فراهم مي آورد و به هيجانات نهفته آنها پاسخ مي دهد آيا تنوع و گستردگي امكاناتي كه پيش روي آنهاست، آنقدر هست كه امكان انتخاب هاي آزادانه را به آنها بدهد و مهمتر از آن محيط و الزاماتي كه جوان ايراني در چارچوب آن به استفاده از فراغت خود مي پردازد تا چه اندازه در گسترش و توسعه شخصيت اجتماعي او و تحكيم پيوندش با ساير اعضاي جامعه نقش دارد
دكتر حسن عشايري، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي ايران مي گويد: يكي از عوامل بازدارنده و مداخله گر، طرحواره هاي فرهنگي و بينش سنتي در حال تغيير و تحول در جامعه ايراني و بويه در كلانشهر تهران است. انيشتين مي گويد: اتم را مي توان شكافت، ولي بينش مردم را به سادگي نمي توان تغيير داد. ما هم مي توانيم فرهنگسرا احداث كنيم، ولي بينش مردم بسادگي تغيير نمي كند. نگرش به فرآيند كار و فراغت در جامعه ما هنوز با واقعيت و روح حاكم زمان، قرن ها فاصله دارد. ميزان كار مفيد در سازمان هاي اداري امروز ما چيزي در حدود 20 دقيقه تخمين زده مي شود.
واقعيت اين است كه اوقات فراغت تابعي از اوقات رسمي زندگي است و با ارزش ها و مفاهيمي كه انگيزه زندگي به شمار مي روند، در رابطه اي مستقيم و نزديك قرار دارد. به اين معنا كه اگر دانستيم چرا زندگي مي كنيم، قادر خواهيم بود چگونگي هاي آن را نيز بسازيم. از طرفي اوقات فراغت تابعي از كمبودها، دردها و دغدغه هاي موجود نيز هست. چهره اوقات فراغت در جامعه اي كه فقر شديد شادي، همبستگي و همدلي ميان شهروندان به چشم مي خورد، با جامعه اي كه واجد چنين ويگي هايي است بكلي تفاوت دارد.
دكتر شيوا دولت آبادي تاكيد مي كند: ما اغلب به بطالت گذراندن و هدر دادن زمان را اوقات فراغت مي دانيم، در حالي كه زمان هاي فراغت مي تواند جنبه هاي خلاق زندگي را پربارتر كند و به نوعي سختي هاي زندگي را براي ما نرم تر و روان تر سازد. اوقات فراغت مفيد زماني شكل مي گيرد كه راهي باشد براي پيوستن فرد به آرمان هاي جمعي، اهداف متعالي تر و حتي هنر و فرهنگ و ابتكار جمعي.
ابرشهري به نام تهران
برپايه تعاريف كنگره متروپوليس، از زماني كه تهران مرز 500 هزار نفر جمعيت را پشت سر گذاشت، يك شهر متروپوليس تلقي شد و با رسيدن جمعيت آن به مرز هشت ميليون نفر به يك ابرشهر يا مگاپوليس تبديل مي شود. مساحت شهر اصلي تهران 717 كيلومتر مربع است كه 22 منطقه شهري را در خود جاي داده. امسال تهران در مجموع 46 شهر و 13 شهرستان را دربرمي گيرد. پيش بيني هاي جمعيتي، جمعيت اين محدوده بزرگ را در سال 1400 حدود 8/17 ميليون نفر و جمعيت شهر تهران را نزديك به 6/8 ميليون نفر برآورد كرده است. توجه به اين حد از افزايش جمعيت و تركيب سني و چگونگي توزيع آن در گستره بي مرز تهران بزرگ از نكات مهم در برنامه ريزي ها و سياستگذاري هاي مربوط به اوقات فراغت در پايتخت است.
از طرفي در مناطق 22گانه شهري نيز شاهد تفاوت هاي عميقي در بينش و فرهنگ شهروندان هستيم. به عبارت ديگر فرآيند اجتماعي شدن كه به زعم گيدنز در سراسر زندگي ادامه دارد، در هر يك از مناطق و بافت هاي شهري ويگي هاي خاص خود را دارد. گوناگوني فرهنگ انساني و ارزش ها و هنجارهاي رفتاري كه از فرهنگي به فرهنگ ديگر متفاوت است و در نظر گرفتن تفاوت هاي فرهنگي و شيوه هاي خاص زندگي نزد افراد مختلف از نكات مهمي است كه در برنامه ريزي اوقات فراغت، بويه در كلانشهر تهران بايد مورد توجه قرار گيرد.
رويكرد خانواده ها
امروزه باتوجه به همه تحولات تاريخي، اجتماعي، فرهنگي و ... كه جهان پشت سر گذاشته نقش زنان، مردان و كودكان در خانواده ها بكلي تغيير كرده است. تفكري كه مرد را يگانه نان آور خانه مي دانست و زن را فرشته خانگي ، در دنياي امروز مدت هاست كه رنگ باخته است. حالا پدر و مادر هر دو از صبح تا شب كار مي كنند و فرزندان خانواده گرچه درموقعيتي بسيار ممتاز از كودكان و نوجوانان روزگار گذشته زندگي مي كنند، اما ساعات طولاني از روز را در خانه تنها مي مانند؛ زمان زيادي كه اغلب صرف خوابيدن هاي طولاني مدت و غيرضروري يا بيهودگي هاي ديگري از اين دست مي شود، تا جايي كه خانه براي بسياري از نوجوانان ايراني در عمل به خوابگاه تبديل شده است. دكتر غلام عباس توسلي در انتقاد به رويكرد خانواده ها نسبت به مسئله فراغت نوجوانان و جوانان مي گويد: خانواده ها ظاهرا آنقدر خسته و تحت فشارهاي سنگين اقتصادي هستند كه اصلا نمي دانند با فرزندان خود چه كنند. توجه بيشتر خانواده ها متمركز بر اين است كه نوجوانان مخل نباشند و آرامش خانه را مختل نكنند، در نتيجه از بيرون رفتن آنها از خانه يا وابستگي شديدشان به تلويزيون استقبال مي كنند.
دكتر توسلي اوقات فراغت را تيغ دولبه اي مي داند كه از يك سو در صورت برنامه ريزي و رعايت اصول روانشناسي مي تواند نشاط آور و مفيد باشد و از سوي ديگر درصورت بي برنامگي و بي توجهي خانواده ها منشا بروز انواع آسيب هاي فردي و اجتماعي از جمله انفعال، رخوت، اعتياد، بي هدفي، بيكاري و مشكلات اخلاقي خواهد بود.
همراهي خانواده ها با فرزندان و صرف انري و زمان بيشتر براي حضور معنوي در زندگي نوجوان و جوان نقش مهمي در بهره برداري درست از اوقات فراغت دارد. دكتر شيوا دولت آبادي با تاكيد بر اطلاع رساني و آگاه سازي خانواده ها در زمينه مسائل مربوط به جوانان مي گويد: بايد جايگاه اوقات فراغت براي خانواده ها روشن و بر ضرورتش به عنوان يك پديده مكمل زندگي و نه بخشي اضافي از آن تاكيد شود. خانواده ها در يك تغيير نگرش و فرهنگ بايد دريابند كه اوقات فراغت بخش فعالي از زندگي است كه به برقراري تعادل و ايجاد روحيه نشاط و اشتياق در جوانان كمك مي كند. با برنامه ريزي اصولي مي توان از بروز بسياري از اختلالات رفتاري، سردرگمي ها، نارضايتي ها و بغض هاي نهفته جوانان پيشگيري كرد.
از اين كلاس به آن كلاس
تعطيلات تابستان كه شروع مي شود، مدارس تعطيل مي شوند و انواع و اقسام كلاس هاي آموزشي، تقويتي، هنري و ... جاي آنها را مي گيرند. مدارس تعطيل است، اما دانش آموزان همچنان كيف و كتاب و دفتر به دست خانه را ترك مي كنند، خيابان هاي شلوغ پرهياهو را پشت سر مي گذارند و مي روند تا در كلاس هاي مختلف آموزش ببينند.
جالب اينكه خود اصطلاح مدرسه School نيز از يك واه يوناني به معناي فراغت و تفريح گرفته شده است. آنچه مسلم است، در جامعه امروزي افراد بايد از مهارت هاي اساسي مانند خواندن، نوشتن، حساب كردن و آگاهي كلي درباره محيط فيزيكي، اقتصادي و اجتماعي شان برخوردار باشند، علاوه بر اين لزوم تسلط بر شكل هاي جديد و گاه بسيار فني و تخصصي اطلاعات نيز از ديگر پيامدهاي جامعه مدرن امروزي است، اما آيا مصداق بارز عبارت مشهور ز گهواره تا گور دانش بجوي اين است كه دانش آموزان تمام 9 ماه تحصيلي و سه ماه تابستان را در كلاس هاي درس بگذرانند و - بدون در نظر گرفتن هرگونه بحث كيفيتي - آنقدر از دانش و معلومات انباشته شوند كه هيچ اندوخته تجربي و ملموسي از زندگي و زماني كه مي گذرد، كسب نكنند
دكتر دولت آبادي تاكيد مي كند: اوقات فراغت نبايد به استرس مدرسه رفتن تبديل شود. اكثر خانواده هاي امروزي اصرار دارند كه فرزندان خود را به زيور علم و هنر آراسته كنند و گاه اين اصرار آنقدر شديد است كه فراموش مي كنند آموزش بدون انگيزه، هدف، استعداد و علاقه قلبي اساسا بي معناست. كشف رغبت ها و استعدادهاي نوجوانان و جوانان و همراهي آنها به شكلي كه بتوانند از يك خلاقيت خودجوش لذت ببرند، مهمترين اقدامي است كه خانواده ها مي توانند در ارتباط با اوقات فراغت فرزندان خود انجام دهند. جوان بايد آزاد باشد كه انتخاب كند و آزادانه فن يا هنر مورد علاقه اش را از آن خود سازد و اگر از روي آزادي و علاقه انتخاب كرد كه از آنچه خودش مي آموزد و توليد مي كند لذت ببرد، راه رسيدن به تعادل را بدون هيچگونه فشار بيروني پيدا كرده است.
هنر زندگي
مي گويند مهم چقدر زيستن است نه چند سال زيستن! مهم اين است كه در نفس كوتاهي كه در فاصله ميان تولد و مرگ در اختيار داريم، چقدر ببينيم، چقدر بخوانيم و چقدر بشكفيم. دكتر عشايري بحث اوقات فراغت را به كل جريان زندگي، ارتباطات سالم با محيط و روابط ميان فردي و كلان فردي تعميم داده و مي گويد: غايت نهايي در بحث اوقات فراغت ايجاد حس زيبايي شناختي، توجه به غفلت زدايي، نكته سنجي، مقاومت در برابر تحميل آگاهي هاي كاذب و دست يافتن به هويت راستين شهروندي است.
چنين بحثي مي تواند به تبديل زندگي روزمره به يك اثر هنري بينجامد و جامعه آگاهي راشكل دهد كه اتحاد آزاد انسان ها در آن عشق و فرزانگي توليد مي كند، چراكه بدون آزادي حتي عشق هم به شوربختي تبديل مي شود.