- خرداد ۱۳۸۴ . ويژه نامه ماه . شماره ششم -
Tehran
همه چيز درباره فراغت
انتخاب آزاد يا ضرورت تعيين شده
واقعيت اين است كه اوقات فراغت تابعي از اوقات رسمي زندگي است و با ارزش ها و مفاهيمي كه انگيزه زندگي به شمار مي روند، در رابطه اي مستقيم و نزديك قرار دارد
فهيمه خضرحيدري
001785.jpg
استاندارد اوقات فراغت در جهان 80 و در كشور ما 90 روز است. از اين گذشته ميانگين ساعت فراغت روزانه ما نيز 23 دقيقه بيش از ميانگين جهاني است. اين رقم در سطح جهان پنج ساعت و در كشور ما پنج ساعت و 23 دقيقه ارزيابي شده است. از طرفي عمر يك ساله هر انسان 8 هزار و 750 ساعت است كه بنا به گفته رئيس سازمان ملي جوانان، 78 درصد آن يعني چيزي در حدود 6 هزار و 830 ساعت صرف تامين نيازهاي ضروري مي شود. 78 درصد از عمر يك ساله مان صرف كار، كسب درآمد و رسيدگي به ضروريات معاش مي شود، اما با 22 درصد باقيمانده چه مي كنيم هنوز يكهزار و 920 ساعت ديگر باقي مانده كه در حقيقت خلائي به نام اوقات فراغت را فراهم مي آورد.به دوش كشيدن چنين حجم بزرگي از زمان، كار ساده اي نيست. چگونه مي توان اين وقتي كه هميشه طلا نام گرفته را بدرستي هدايت و اداره كرد آيا برنامه ها، تئوري ها و راهكارهاي رنگارنگ و متنوعي كه براي مردم در همه جا از بيلبوردهاي سطح شهر و رسانه هاي جمعي گرفته تا هيات دولت، وزارتخانه ها، سازمان ها، مجلس، هلال احمر، بسيج و ... طرح و بررسي مي شود، سرانجام به مديريت كيفي اوقات فراغت، آنهم در كشوري كه نزديك به۴۰ درصد جمعيت آن را جوانان تشكيل مي دهند، خواهد انجاميد
مسئولان نهادهاي مختلف، مدام در جلسات، همايش ها و سمينارها حاضر مي شوند و هرروز طرح تازه اي براي استفاده بهينه از اوقات فراغت پيشنهاد مي دهند. زمان، انري و سرمايه زيادي براي توجه به مسئله اوقات فراغت جوانان هزينه مي شود، اما درست همزمان با همه جلسات كارشناسي، اوقات فراغت دانش آموزان و دانشجويان يا به گشت و گذار بي هدف در خيابان هاي شهر مي گذرد يا پاي كامپيوترها، چت روم ها يا تلويزيون و شبكه هاي ماهواره اي به هدر مي رود. اين در حالي است كه جامعه شناسان معتقدند آسيب هاي اجتماعي معمولا از دريچه فراغت به زندگي انسان راه مي يابد و بسياري از ناهنجاري هاي رفتاري و بزهكاري ها از پيامدهاي اوقات فراغت بدون برنامه ريزي و هدف نزد جوانان است.
در تعريف فراغت
واه فراغت در جلد ششم فرهنگ سخن به آسودگي، فرصت، مجال، امكان، رهايي از قيود، وارستگي و نداشتن كار و مسئوليت جدي كه در آن شخص به امور دلخواه و تفنني مي پردازد، معنا شده است. دكتر محمود گلزاري، روانشناس و عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي مي گويد: اوقات فراغت كلمه جديدي است به معناي زمان آسودگي از كار رسمي و پرداختن به نيازهاي طبيعي جسماني. درحالي كه گذراندن اوقات فراغت با تفريح و سرگرمي و بازي تفاوت دارد، شباهت هايي هم ميان اين سه وجود دارد كه كسب لذت و خوشي وجه مشترك آنهاست. فعاليت هاي فراغت كارهايي اختياري، لذتبخش و بدون مزد هستند كه در زمان آسودگي انجام مي شوند.
در سال 1900 ميلادي ميانگين ساعات كار هفتگي درآمريكا 70 ساعت بود. بزرگسالان اغلب تا پايان عمر كار مي كردند و البته معمولا در سنين كمتر از 50 سالگي مي مردند! در حالي كه امروز در فرانسه مدت زمان كار رسمي به 35 ساعت در هفته تقليل يافته است. امروز در روانشناسي مثبت گرا اثر برخورداري از اوقات فراغت و گذران سالم آن بر شادكامي، بهداشت جسمي، سلامت رواني، رضايت از زندگي، افزايش انگيزه هاي دروني، كارآمدي شغلي و حتي بهبود روابط خانوادگي به اثبات رسيده است.
دكتر شيوا دولت آبادي - روانشناس كار - استراحت و فراغت را سه مقوله مكمل يكديگر در زندگي سالم مي داند و مي گويد: هر ارگانيسمي در كنار كار به عنوان فعاليتي منظم، جدي و داراي پيامد، نياز دارد كه ساعاتي از شبانه روز را به خواب و استراحت براي تجديد حيات بپردازد و آنچه مكمل اين دو وجه از زندگي به شمار مي آيد، چيزي نيست مگر اوقات فراغت در اين نگاه، اوقات فراغت جايگاه مشخص خود را در زندگي داراست و همانقدر جدي تلقي مي شود كه كار و استراحت. فلاسفه بزرگ فراغت را بازي و آزادي معنا كرده اند و آن را شامل فعاليت هايي دانسته اند كه به زندگي معنا مي بخشد. آزادي ، انتخاب و رغبت برجسته ترين عناصر و مشخصه هاي تعريف اوقات فراغت از نگاه دكتر دولت آبادي است. در اينجا انسان آزاد است كه انتخاب كند. فلاسفه اروپايي معتقدند انسان براي رسيدن به تعالي، نياز به زماني براي آزادي دارد؛ آزادي براي انتخاب چيزهايي كه دوست مي دارد و الزاما هم به صورت مستقيم با زندگي شغلي و آينده او در ارتباط نيستند. در اوقات فراغت فرد بايد بتواند آنچه را كه نسبت به آن ميل و رغبت دارد، آزادانه انتخاب كند. تنها در اين صورت است كه شكوفايي اتفاق مي افتد.
تفريح، استراحت، سرگرمي، شكوفايي فردي و اجتماعي، آفرينندگي و خلاقيت بدون توجه به ابعاد جدي و جاري زندگي روزمره، بازي، جشن، شادماني و در يك كلام فراغ بال و جمعيت خاطر حاصل از آن، از جمله مفاهيم اساسي و دخيل در تعريف اوقات فراغت هستند. هم رفتارگرايان و هم تحليلگران بهره مندي از چنين شرايطي را در رشد هوشي و سلامت شخصيت افراد موثر مي دانند.
در اول كلمه نبود، در اول كار بود
براي رسيدن به نگاهي همه جانبه و سالم به مقوله اوقات فراغت و چگونگي استفاده از آن بايد نگاهي كوتاه به مقوله كار بيندازيم. دكتر غلام عباس توسلي- جامعه شناس- اساسا فراغت را هنگامي واجد معنا مي داند كه به دنبال كار شكل گرفته باشد. وي معتقد است رابطه ميان كار و فراغت است كه به زندگي معنا مي دهد. ساليان سال فراغت تنها متعلق به بخش كوچكي از جوامع به عنوان صاحبان سرمايه بود، در حالي كه بخش بزرگي از افراد جامعه براي گذران زندگي خود ناگزير تمامي ساعات عمرشان، جز زماني كه به ناچار خواب بودند را صرف اشتغال تمام وقت مي كردند، اما انقلاب صنعتي و پيامدهاي اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي آن فراغت را از يك امر خصوصي و ويه طبقه اي خاص از جامعه به يك پديده عمومي و اجتماعي تبديل كرد. در اين معني شايد بتوان فراغت را به نوعي دنباله، حاصل يا نتيجه صنعتي شدن و مدرنيته دانست؛ اتفاقي كه در ايران به دنبال انقلاب مشروطه و برش مفهومي ناگهاني بر تاريخ، فرهنگ و جامعه شكل گرفت تا فرصت هاي تازه اي براي كار و مشاركت عمومي پيش روي مردمي كه اندك اندك مي رفتند تا از رعيت به ملت تبديل شوند، قرار گيرد. از اين منظر رشد مفاهيمي مثل فرديت، فراغت، دنياي شخصي، مسائل خصوصي و حتي اتاق خواب شخصي نتيجه مستقيم شكل گيري جامعه مدني و همگاني شدن كار و فعاليت اجتماعي در صد سال اخير به حساب مي آيد.
تقسيم كار اجتماعي، افراد را در مشاغل مختلف تثبيت كرد. در نتيجه با همگاني شدن كار به صورت جدي، ساعاتي از روز و هفته خالي باقي ماند. از سوي ديگر انگيزه هاي اقتصادي صاحبان سرمايه نيز حكم مي كرد كه به منظور افزايش بهره وري نيروي كار، به ساعات خالي و غير كاري او به عنوان اوقات فراغت توجه شود. به اين ترتيب فراغت بيش و پيش از هرچيز ديگر زاييده و مديون كار در جامعه جديد است.
اوقات فراغت، امري شخصي يا پديده اي اجتماعي
مصوبات و مقررات بين المللي و تدوين حقوق ويه مثل حقوق كودك يا حقوق كار كه تفريح، بازي و استراحت را به عنوان يك حق مطرح مي كنند و موظف ساختن دولت هاي عضو مجامع جهاني به سياستگذاري در زمينه فراغت و ساير مقولات مشابه آن، نشان از آن دارد كه اوقات فراغت صرفا مقوله اي شخصي و فردي نيست. امروز در سراسر جهان انواع پيامدهاي زيستي، اقتصادي، اجتماعي، سياسي و رواني كه در ارتباط با اوقات فراغت تعريف شده اند، توجه دولت ها و سياستمداران را به اجتماعي بودن مسئله اوقات فراغت جلب كرده است. در كشورهايي مثل ايران كه با انبوهي از جمعيت جوان مواجهند توجه به چگونگي گذران اوقات فراغت اهميتي مضا عف مي يابد. توجه به اين مسئله در مواد 97 و 98 فصل ارتقاي امنيت انساني و همچنين مواد مختلف توسعه فرهنگي در برنامه چهارم توسعه نيز لحاظ شده است.
دكتر غلام عباس توسلي مي گويد: در جوامع صنعتي در زمينه اوقات فراغت سرمايه گذاري هاي زيادي انجام و اين موضوع بسيار مهم تلقي مي شود تا جايي كه اوقات فراغت در اين جوامع به يك نهاد اقتصادي مهم تبديل شده است. اما در ايران تاكنون بيشتر تمركز بر فراغت جوانان آنهم فقط در طول تابستان بوده است، در حالي كه اوقات فراغت به عنوان بخشي از زندگي انسان نياز به بررسي و مطالعات جامعه شناختي دارد تا راهكارها و راهبردهايي براي گذران سالم آن در ميان گروه هاي مختلف جمعيتي، سني و جنسيتي به دست آيد.
اما آيا سياستگذاران ما پيامدهاي مهم و متنوع چگونگي گذران اوقات فراغت را در نظر دارند و اگرچنين توجهي وجود دارد، برنامه ها و راهكارهاي مدون و عملي آنها در اين زمينه چيست عشرت شايق، نماينده مردم تبريز در مجلس هفتم ضمن انتقاد از عملكرد سازمان ملي جوانان، به آشفتگي هايي اشاره مي كند كه در برنامه ريزي و سياستگذاري در امور جوانان و از جمله فراغت آنها وجود دارد. شايق كه در كميسيون فرهنگي مجلس نيز عضويت دارد، مي گويد: سازمان ملي جوانان با تعريفي كه درحال حاضر از آن وجود دارد، نمي تواند هيچ مشكلي از جوانان ما حل كند. ما به يك وزارت جوانان و خانواده نيازمنديم كه بتواند در چارچوب قانون، مسائل مهمترين و پرجمعيت ترين قشر جامعه يعني جوانان را حل كند. در حال حاضر پست هاي سازماني بيشماري در سازمان ها و نهادهاي مختلف براي اجراي برنامه هاي مربوط به اشتغال و فراغت و ... جوانان در نظر گرفته شده و از طرف ديگر سازمان ملي جوانان هم بودجه زيادي را صرف امور مشابه مي كند.
شايق معتقد است مديريت شايسته اي وجود ندارد كه در اين ميان از اتلاف وقت، نيروي انساني و بودجه هاي كلان جلوگيري كند. طرح اوقات فراغت جوانان به سازمان ها ابلاغ مي شود. سازمان تربيت بدني، وزارت آموزش و پرورش، وزارت ارشاد، هلال احمر، صداوسيما و نهادهاي ديگر مسئول مي شوند كه در اين زمينه كار كنند، اما متولي امور كه در راس هرم نشسته سازمان ملي جوانان است و چرخه ارتباط و هماهنگي نيز در اين ميان وجود ندارد. گاه حتي ممكن است هدف گذاري ها و برنامه هاي سازمان ها ضد و نقيض و بشدت متفاوت و متناقض با يكديگر باشد.
اين نماينده مجلس ضمن تاكيد بر ارتباط تنگاتنگ ميان فراغت و بيكاري با بروز ناهنجاري هاي اجتماعي مي گويد: به عنوان يك شهروند با مشاهده اين همه كلينيك ترك اعتياد در سطح شهر، عرق شرم بر پيشاني ام مي نشيند. ما عادت كرده ايم تا صبر كنيم جوان از شدت بيكاري و بي انگيزگي به اعتياد روي آورد و بعد دفتر و دستك راه بيندازيم و سعي كنيم او را ترك بدهيم. در صورتي كه با برنامه ريزي هاي صحيح براي استفاده از وقت، مي توان از ادامه چنين روندي جلوگيري كرد.
به نظر مي رسد اگر توجه فوري و ضربتي كه همواره به مسائلي مثل شلوغي هاي پس از بازي هاي ورزشي، هيجانات قبل و بعد از مراسم چهارشنبه سوري و ارتباط دختران و پسران جوان در فضاهاي واقعي و مجازي شده است، به برنامه ريزي سازنده درباره اوقات فراغت جوانان به عنوان مسئله اي اجتماعي تعميم پيدا كند، به نتايج بهتري دست خواهيم يافت.
با فراغت هايمان چه مي كنيم
001791.jpg
خلاقيت، تحرك، ورزش و شادي از ابعاد مهم گذران سالم و مفيد اوقات فراغت است. اما نگاهي كوتاه به آنچه در شهر مي گذرد، حكايت از آن مي كند كه با خلاء و فقر شديدي در اين مقولات مواجهيم. رستوران ها، كافي شاپ ها وfast foodهاي سطح شهر پر از جواناني است كه ساعت هاي طولاني از وقت خود را قهوه مي نوشند، پيتزا مي خورند، سيگار مي كشند و اينچنين بعدازظهرهاي ديگر روزهاي تعطيل را مي گذرانند. يك راه ديگر كشتن وقت هم ماشين سواري در خيابان هاست. اتاق هاي چت، سريال هاي تلويزيوني، بازي هاي كامپيوتري و شوهاي ماهواره اي نيز از سوي ديگر به جوانان خوشامد مي گويند. وقتي كه طلاست، به سرعت باد، پاي وسايل ارتباط جمعي مي گذرد و اين همه اتلاف وقت به تنبلي، رخوت، انفعال و حتي چاقي بيش از حد مي انجامد. ورزش، سفرهاي يكروزه و بندرت خواندن كتاب نيز بخشي از فراغت دانش آموزان و دانشجويان را پر مي كند. از طرفي برابر با آمار اعلام شده از سوي سازمان ملي جوانان، 9/35 درصد جوانان ايراني علاقه مند به گوش دادن به راديو هستند و از اين ميان 7/38 درصد آنها بيشتر به موسيقي هايي كه از شبكه هاي راديويي پخش مي شود، توجه نشان مي دهند. 8/12 درصد جوانان مشتري پروپاقرص راديوهاي خارجي هستند و 5/77 درصد آنها رغبت زيادي به گوش دادن و تماشاي انواع سي دي ها و نوارهاي ويديويي دارند.
اما چنين بهره گيري از اوقات فراغت تا چه حد مايه هاي رضايت و خشنودي جوانان را فراهم مي آورد و به هيجانات نهفته آنها پاسخ مي دهد آيا تنوع و گستردگي امكاناتي كه پيش روي آنهاست، آنقدر هست كه امكان انتخاب هاي آزادانه را به آنها بدهد و مهمتر از آن محيط و الزاماتي كه جوان ايراني در چارچوب آن به استفاده از فراغت خود مي پردازد تا چه اندازه در گسترش و توسعه شخصيت اجتماعي او و تحكيم پيوندش با ساير اعضاي جامعه نقش دارد
دكتر حسن عشايري، عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي ايران مي گويد: يكي از عوامل بازدارنده و مداخله گر، طرحواره هاي فرهنگي و بينش سنتي در حال تغيير و تحول در جامعه ايراني و بويه در كلانشهر تهران است. انيشتين مي گويد: اتم را مي توان شكافت، ولي بينش مردم را به سادگي نمي توان تغيير داد. ما هم مي توانيم فرهنگسرا احداث كنيم، ولي بينش مردم بسادگي تغيير نمي كند. نگرش به فرآيند كار و فراغت در جامعه ما هنوز با واقعيت و روح حاكم زمان، قرن ها فاصله دارد. ميزان كار مفيد در سازمان هاي اداري امروز ما چيزي در حدود 20 دقيقه تخمين زده مي شود.
واقعيت اين است كه اوقات فراغت تابعي از اوقات رسمي زندگي است و با ارزش ها و مفاهيمي كه انگيزه زندگي به شمار مي روند، در رابطه اي مستقيم و نزديك قرار دارد. به اين معنا كه اگر دانستيم چرا زندگي مي كنيم، قادر خواهيم بود چگونگي هاي آن را نيز بسازيم. از طرفي اوقات فراغت تابعي از كمبودها، دردها و دغدغه هاي موجود نيز هست. چهره اوقات فراغت در جامعه اي كه فقر شديد شادي، همبستگي و همدلي ميان شهروندان به چشم مي خورد، با جامعه اي كه واجد چنين ويگي هايي است بكلي تفاوت دارد.
دكتر شيوا دولت آبادي تاكيد مي كند: ما اغلب به بطالت گذراندن و هدر دادن زمان را اوقات فراغت مي دانيم، در حالي كه زمان هاي فراغت مي تواند جنبه هاي خلاق زندگي را پربارتر كند و به نوعي سختي هاي زندگي را براي ما نرم تر و روان تر سازد. اوقات فراغت مفيد زماني شكل مي گيرد كه راهي باشد براي پيوستن فرد به آرمان هاي جمعي، اهداف متعالي تر و حتي هنر و فرهنگ و ابتكار جمعي.
ابرشهري به نام تهران
برپايه تعاريف كنگره متروپوليس، از زماني كه تهران مرز 500 هزار نفر جمعيت را پشت سر گذاشت، يك شهر متروپوليس تلقي شد و با رسيدن جمعيت آن به مرز هشت ميليون نفر به يك ابرشهر يا مگاپوليس تبديل مي شود. مساحت شهر اصلي تهران 717 كيلومتر مربع است كه 22 منطقه شهري را در خود جاي داده. امسال تهران در مجموع 46 شهر و 13 شهرستان را دربرمي گيرد. پيش بيني هاي جمعيتي، جمعيت اين محدوده بزرگ را در سال 1400 حدود 8/17 ميليون نفر و جمعيت شهر تهران را نزديك به 6/8 ميليون نفر برآورد كرده است. توجه به اين حد از افزايش جمعيت و تركيب سني و چگونگي توزيع آن در گستره بي مرز تهران بزرگ از نكات مهم در برنامه ريزي ها و سياستگذاري هاي مربوط به اوقات فراغت در پايتخت است.
از طرفي در مناطق 22گانه شهري نيز شاهد تفاوت هاي عميقي در بينش و فرهنگ شهروندان هستيم. به عبارت ديگر فرآيند اجتماعي شدن كه به زعم گيدنز در سراسر زندگي ادامه دارد، در هر يك از مناطق و بافت هاي شهري ويگي هاي خاص خود را دارد. گوناگوني فرهنگ انساني و ارزش ها و هنجارهاي رفتاري كه از فرهنگي به فرهنگ ديگر متفاوت است و در نظر گرفتن تفاوت هاي فرهنگي و شيوه هاي خاص زندگي نزد افراد مختلف از نكات مهمي است كه در برنامه ريزي اوقات فراغت، بويه در كلانشهر تهران بايد مورد توجه قرار گيرد.
رويكرد خانواده ها
امروزه باتوجه به همه تحولات تاريخي، اجتماعي، فرهنگي و ... كه جهان پشت سر گذاشته نقش زنان، مردان و كودكان در خانواده ها بكلي تغيير كرده است. تفكري كه مرد را يگانه نان آور خانه مي دانست و زن را فرشته خانگي ، در دنياي امروز مدت هاست كه رنگ باخته است. حالا پدر و مادر هر دو از صبح تا شب كار مي كنند و فرزندان خانواده گرچه درموقعيتي بسيار ممتاز از كودكان و نوجوانان روزگار گذشته زندگي مي كنند، اما ساعات طولاني از روز را در خانه تنها مي مانند؛ زمان زيادي كه اغلب صرف خوابيدن هاي طولاني مدت و غيرضروري يا بيهودگي هاي ديگري از اين دست مي شود، تا جايي كه خانه براي بسياري از نوجوانان ايراني در عمل به خوابگاه تبديل شده است. دكتر غلام عباس توسلي در انتقاد به رويكرد خانواده ها نسبت به مسئله فراغت نوجوانان و جوانان مي گويد: خانواده ها ظاهرا آنقدر خسته و تحت فشارهاي سنگين اقتصادي هستند كه اصلا نمي دانند با فرزندان خود چه كنند. توجه بيشتر خانواده ها متمركز بر اين است كه نوجوانان مخل نباشند و آرامش خانه را مختل نكنند، در نتيجه از بيرون رفتن آنها از خانه يا وابستگي شديدشان به تلويزيون استقبال مي كنند.
دكتر توسلي اوقات فراغت را تيغ دولبه اي مي داند كه از يك سو در صورت برنامه ريزي و رعايت اصول روانشناسي مي تواند نشاط آور و مفيد باشد و از سوي ديگر درصورت بي برنامگي و بي توجهي خانواده ها منشا بروز انواع آسيب هاي فردي و اجتماعي از جمله انفعال، رخوت، اعتياد، بي هدفي، بيكاري و مشكلات اخلاقي خواهد بود.
همراهي خانواده ها با فرزندان و صرف انري و زمان بيشتر براي حضور معنوي در زندگي نوجوان و جوان نقش مهمي در بهره برداري درست از اوقات فراغت دارد. دكتر شيوا دولت آبادي با تاكيد بر اطلاع رساني و آگاه سازي خانواده ها در زمينه مسائل مربوط به جوانان مي گويد: بايد جايگاه اوقات فراغت براي خانواده ها روشن و بر ضرورتش به عنوان يك پديده مكمل زندگي و نه بخشي اضافي از آن تاكيد شود. خانواده ها در يك تغيير نگرش و فرهنگ بايد دريابند كه اوقات فراغت بخش فعالي از زندگي است كه به برقراري تعادل و ايجاد روحيه نشاط و اشتياق در جوانان كمك مي كند. با برنامه ريزي اصولي مي توان از بروز بسياري از اختلالات رفتاري، سردرگمي ها، نارضايتي ها و بغض هاي نهفته جوانان پيشگيري كرد.
از اين كلاس به آن كلاس
تعطيلات تابستان كه شروع مي شود، مدارس تعطيل مي شوند و انواع و اقسام كلاس هاي آموزشي، تقويتي، هنري و ... جاي آنها را مي گيرند. مدارس تعطيل است، اما دانش آموزان همچنان كيف و كتاب و دفتر به دست خانه را ترك مي كنند، خيابان هاي شلوغ پرهياهو را پشت سر مي گذارند و مي روند تا در كلاس هاي مختلف آموزش ببينند.
جالب اينكه خود اصطلاح مدرسه School نيز از يك واه يوناني به معناي فراغت و تفريح گرفته شده است. آنچه مسلم است، در جامعه امروزي افراد بايد از مهارت هاي اساسي مانند خواندن، نوشتن، حساب كردن و آگاهي كلي درباره محيط فيزيكي، اقتصادي و اجتماعي شان برخوردار باشند، علاوه بر اين لزوم تسلط بر شكل هاي جديد و گاه بسيار فني و تخصصي اطلاعات نيز از ديگر پيامدهاي جامعه مدرن امروزي است، اما آيا مصداق بارز عبارت مشهور ز گهواره تا گور دانش بجوي اين است كه دانش آموزان تمام 9 ماه تحصيلي و سه ماه تابستان را در كلاس هاي درس بگذرانند و - بدون در نظر گرفتن هرگونه بحث كيفيتي - آنقدر از دانش و معلومات انباشته شوند كه هيچ اندوخته تجربي و ملموسي از زندگي و زماني كه مي گذرد، كسب نكنند
دكتر دولت آبادي تاكيد مي كند:  اوقات فراغت نبايد به استرس مدرسه رفتن تبديل شود. اكثر خانواده هاي امروزي اصرار دارند كه فرزندان خود را به زيور علم و هنر آراسته كنند و گاه اين اصرار آنقدر شديد است كه فراموش مي كنند آموزش بدون انگيزه، هدف، استعداد و علاقه قلبي اساسا بي معناست. كشف رغبت ها و استعدادهاي نوجوانان و جوانان و همراهي آنها به شكلي كه بتوانند از يك خلاقيت خودجوش لذت ببرند، مهمترين اقدامي است كه خانواده ها مي توانند در ارتباط با اوقات فراغت فرزندان خود انجام دهند. جوان بايد آزاد باشد كه انتخاب كند و آزادانه فن يا هنر مورد علاقه اش را از آن خود سازد و اگر از روي آزادي و علاقه انتخاب كرد كه از آنچه خودش مي آموزد و توليد مي كند لذت ببرد، راه رسيدن به تعادل را بدون هيچگونه فشار بيروني پيدا كرده است.
هنر زندگي
مي گويند مهم چقدر زيستن است نه چند سال زيستن! مهم اين است كه در نفس كوتاهي كه در فاصله ميان تولد و مرگ در اختيار داريم، چقدر ببينيم، چقدر بخوانيم و چقدر بشكفيم. دكتر عشايري بحث اوقات فراغت را به كل جريان زندگي، ارتباطات سالم با محيط و روابط ميان فردي و كلان فردي تعميم داده و مي گويد:  غايت نهايي در بحث اوقات فراغت ايجاد حس زيبايي شناختي، توجه به غفلت زدايي، نكته سنجي، مقاومت در برابر تحميل آگاهي هاي كاذب و دست يافتن به هويت راستين شهروندي است.
چنين بحثي مي تواند به تبديل زندگي روزمره به يك اثر هنري بينجامد و جامعه آگاهي راشكل دهد كه اتحاد آزاد انسان ها در آن عشق و فرزانگي توليد مي كند، چراكه بدون آزادي حتي عشق هم به شوربختي تبديل مي شود.

برنامه هسته اي ايران
ارتقاي بنيان فني
001809.jpg
دكتر محمد سهيمي
مترجم:وحيد رضا نعيمي
رسانه هاي غربي بخصوص آمريكا چنان با قاطعيت در مورد اهداف نظامي برنامه هسته اي ايران صحبت مي كنند كه به مخاطبان خود اجازه تفكر راجع به اين موضوع را نمي دهند. دكتر محمد سهيمي استاد و مدير گروه مهندسي شيمي دانشگاه كاليفرنياي جنوبي در مقاله اي كه در نشريه هاروارد اينترنشنال ريويو به چاپ رسانده است، با توجه به مسائل اقتصادي، فني و زيست محيطي بر حق ايران،براي ادامه برنامه هسته اي پا مي فشارد و آن را در جهت ارتقاي بنيان صنعتي و فني كشور بسيار حياتي مي داند. به اعتقاد وي، جامعه جهاني نبايد تسليم فشارهاي آمريكا براي محدود سازي برنامه هسته اي ايران شود.
روز 9 فوريه 2003، محمد خاتمي در مورد برنامه ايران براي توليد اورانيوم غني شده، يعني سوخت رآكتورهاي هسته اي و نيروگاه هاي هسته اي صحبت كرد. از آن زمان، كارشناسان و بازرسان آانس بين المللي انري اتمي به طور منظم از تاسيسات هسته اي ايران بازديد كرده اند. دولت جورج دبليو بوش استدلال مي كند منظور اصلي ايران ساخت سلاح هاي هسته اي است و اتحاديه اروپا، روسيه و اپن كه روابط تجاري گسترده اي با ايران دارند، ايران را براي افشاي جزئيات اين برنامه زير فشار گذاشته اند.
اين مقاله به بررسي برنامه ايران براي توليد برق با نيروگاه هاي هسته اي و توجيه اقتصادي، فني و زيست محيطي آن مي پردازد. استدلال آمريكا ضد برنامه هسته اي ايران اين است كه با توجه به ذخاير عظيم نفت و گاز، اين كشور به انري هسته اي نياز ندارد. هنگامي كه محمد رضا پهلوي برنامه هسته اي ايران را در سال 1974 آغاز كرد، امكان توجيه اقتصادي نيروگاه هاي هسته اي وجود نداشت. جمعيت ايران كمتر از نصف تعداد كنوني بود كه 70 ميليون نفر برآورد مي شود، توليد نفت حدود 8/5 ميليون بشكه در روز بود كه بسيار بيش از توليد كنوني 9/3 ميليون بشكه در روز است، مصرف داخلي انري كمتر از يك چهارم مصرف كنوني بود، براي از بين بردن گاز طبيعي، آن را مي سوزاندند و برخلاف حالا، ذخاير نفت در حال نزول نبود. حال اين سئوال مطرح مي شود: از آنجايي كه آمريكا در سال هاي دهه 1970، شاه سابق را به ساخت نيروگاه هاي هسته اي تشويق كرد، چرا حالا بر اين اعتقاد است كه ايران به نيروگاه هاي هسته اي نياز ندارد، در حالي كه همين طور كه اين مقاله نشان مي دهد، اين نيروگاه ها اكنون از نظر اقتصادي توجيه پذير اند
حركت ايران براي دستيابي به فناوري هسته اي در اواسط دهه 1960 و در چارچوب موافقت نامه هاي دوجانبه بين ايران و آمريكا قوت گرفت. تا سال 1974، آمريكا پيشنهاد شاه را براي تشكيل كميسيون مشترك اقتصادي كه مناسبات تجاري ايران با آمريكا را نظم و گسترش دهد، رد مي كرد. اما پس از افزايش شديد بهاي نفت در سال هاي 74-1973، آمريكا به ناگهان به تشكيل كميسيون مشترك اقتصادي با ايران علاقه مند شد. روز 13 آوريل 1974، ريچارد هلمز سفير وقت آمريكا در ايران در نامه اي سري به اسدا...علم، وزير دربار، نوشت: ما متوجه اولويتي كه اعليحضرت به توسعه روش هاي ديگر توليد انري از طريق انري هسته اي مي دهد، شده ايم. واضح است كه اين زمينه اي است كه شايد بتوانيم در آن به شكلي سودمند، برنامه مشخصي براي همكاري و همياري داشته باشيم. در دو بخشنامه امنيت ملي به تاريخ 22 آوريل 1975 و 20 آوريل 1976، جرالد فورد، رئيس جمهوري وقت آمريكا فروش تجهيزات غني سازي و بازآوري اورانيوم و پلوتونيوم را به ايران تصويب كرد، مشروط بر آنكه ايران هشت رآكتور از آمريكا بخرد. آنگاه ايران و آمريكا موافقت نامه اي را به ارزش تقريبي 15 ميليارد دلار امضا كردند كه براساس آن آمريكا با ساخت 8 نيروگاه هسته اي در ايران موافقت كرد كه ظرفيت كل آن۸۰۰۰ مگاوات بود. اعلام رسمي اين موافقت نامه در اكتبر۱۹۷۷ توسط سيدني سوبر، نماينده وزارت خارجه آمريكا در نشست آمريكا و ايران: مشاركتي روزافزون صورت گرفت.
مصرف و منابع انري
جمعيت فعلي ايران حدود 70 ميليون نفر است، در حالي كه اين رقم در سال 1974 به هنگام آغاز برنامه ساخت نيروگاه هاي هسته اي 30 ميليون نفر بود و برآورد مي شود اين رقم تا سال 2021 به 100 ميليون نفر برسد. از سال 1978، مصرف انري ايران به طور متوسط ساليانه 5/5 درصد افزايش يافته در حالي كه توليد انري آن با مصرف همگام نبوده است. تقاضا براي نيروي برق ساليانه هشت درصد بالا مي رود. در نتيجه پيش بيني ايران اين است كه تا سال 2021، به 70000 مگاوات برق نياز دارد، در حالي كه توليد فعلي 31000 مگاوات است. توليد اين ميزان برق نيازمند مصرف 112 تا 140 ميليون بشكه نفت در سال است، چون 18 درصد توليد برق از سوختن نفت به دست مي آيد. اگر اين روند ادامه يابد و منبع انري ديگري جايگزين نفت خام نشود و اگر ايران توليد نفت را به طور چشمگيري افزايش ندهد، در خلال دهه آينده به وارد كننده نفت بدل خواهد شد. اين امر براي كشوري كه 80 درصد كل عوايد صادراتي خود و 45 درصد از كل بودجه ساليانه را از صدور نفت كسب مي كند، فاجعه بزرگي است. به علاوه، ايران حدود 942 تريليون فوت مكعب گاز طبيعي دارد كه 2/15 درصد كل ذخاير جهان را تشكيل مي دهد و از اين نظر، پس از روسيه در مكان دوم قرار دارد. در نتيجه، گاز طبيعي به طور فزاينده اي به يك منبع اصلي انري براي ايران تبديل مي شود.
ضرورت انري هسته اي
استدلال اصلي منتقدان برنامه انري هسته اي اين است كه ايران با برخورداري از ذخاير بزرگ نفت و گاز، نيازي به نيروگاه هاي هسته اي ندارد. اما انگليس، كانادا و روسيه كه همه از صادر كنندگان نفت هستند، بخش عمده اي از نيازهاي خود را به برق از نيروگاه هاي هسته اي تامين مي كنند. ذخاير گاز روسيه حدود يك چهارم ذخاير شناخته شده گاز دنياست و كانادا روزي 5/1 ميليون بشكه نفت به آمريكا صادر مي كند. هر دو كشور به ساخت نيروگاه هاي هسته اي ادامه مي دهند. بين سالهاي 1974 كه ايران نخستين قرارداد ساخت نيروگاه هاي هسته اي را منعقد كرد و 2000، استفاده از نيروگاه هاي هسته اي براي توليد برق در جهان با ضريب 12 افزايش يافته است. تا سال 2021، 10 درصد برق ايران بايد از نيروگاه هاي هسته اي، 20 درصد نيروگاه هاي آبي، 5 درصد ديگر منابع و 60 درصد باقي مانده از گاز طبيعي تامين شود تا اتكاي ايران به نفت براي توليد برق برطرف شود و صادرات بيشتر نفت و جلوگيري از آلودگي زيست محيطي به ايجاد درآمد بيشتر بينجامد. در حال حاضر، 19 درصد برق جهان از نيروگاه هاي هسته اي به دست مي آيد و اين نسبت تا سال 2021، به 27 درصد خواهد رسيد. به علاوه، استفاده از نيروگاه هاي هسته اي و آزاد كردن بخشي از منابع گاز طبيعي كه اكنون صرف توليد برق مي شود، مزاياي زيادي براي ايران خواهد داشت. برنامه انري هسته اي ايران به شكل گيري و توسعه ظرفيت هاي تازه و بي سابقه اي براي ايجاد زيرساخت هاي فن آوري و نيز تاثير بر رشته هاي ديگر، گسترش دانش فني و تحقيقات هسته اي در ساير صنايع و رشته هاي علمي مانند پزشكي و كشاورزي خواهد انجاميد. ارزش افزوده و تنوع آموزش هاي مربوط به فن آوري هسته اي در ايجاد گروهي جديد از فن سالاران و دانشمندان در ايران موثر خواهد بود. ارزش افزوده ناشي از توليد محصولات پتروشيمي با استفاده از گاز طبيعي همراه با اشتغال و پايه صنعتي كه ايجاد مي كند و ارز خارجي ناشي از صدور گاز، بسيار بيش از ارزشي است كه ايران با سوزاندن گاز براي توليد برق كسب مي كند.
اگر بخواهيم برآورد واقعي از هزينه استفاده از نفت و حتي گاز طبيعي به عنوان منبع انري به دست آوريم، نه فقط بايد درآمدي را كه ايران مي تواند با صدور نفتي به دست آورد كه در حال حاضر براي توليد 18 درصد برق خود مصرف مي شود، بلكه بايد آثار منفي مصرف نفت را بر محيط زيست و هزينه درمان افرادي را كه بر اثر آلودگي نفتي بيمار مي شوند، در نظر گرفت. اگر ايران چرخه كامل سوخت هسته اي را حفظ كند، كوير مركزي وسيع آن مي تواند مكان مناسبي براي دفن زباله ها در اعماق زمين باشد، مانند كوهستان يوكا در نوادا.
پيامدهاي بين المللي
برنامه هسته اي به رقابت در عرصه تسليحات هسته اي در خاورميانه منجر نخواهد شد، چون در اين منطقه از مدت ها قبل سلاح هسته اي وجود دارد. اسرائيل، روسيه، پاكستان و هند سلاح هسته اي دارند. تركيه عضو ناتو است و با سلاح هاي هسته اي آن محافظت مي شود. عربستان سعودي و كشورهاي عرب خليج فارس در محافظت نيروهاي آمريكايي هستند.
تركيه و مصر اخيرا به كسب رآكتورهاي هسته اي ابراز علاقه كرده اند، اما اين بدان معنا نيست كه رقابتي در خاورميانه شروع شده است. طبيعي است كه مصر پس از به پايان رساندن منابع نفت و گاز خود در پي دستيابي به منابع ديگر انري باشد. با توجه به اتكاي تركيه به واردات نفت، گاز و برق، براي تركيه عاقلانه است كه برنامه انري هسته اي داشته باشد. چنانچه ايران ناچار شود از چرخه سوخت هسته اي چشم بپوشد اين امر اثر منفي نيرومندي بر توسعه نيروگاه هاي هسته اي به عنوان منابع انري در كشورهاي در حال توسعه خواهد داشت چون اين امر بدان معناست كه آمريكا آن بخش از مفاد ان پي  تي را كه حق تمام ملل را براي استفاده مسالمت آميز از انري هسته اي به رسميت مي شناسد، فقط در صورتي قبول مي كند كه كشورهاي مورد نظر را قبول داشته باشد. تا زماني كه آانس بين المللي انري اتمي، ايران را ناقض تعهدات بين المللي در مورد تسليحات هسته اي تشخيص نداده است، جامعه جهاني نبايد تسليم فشار ناموجه كشورهايي شود كه از پيمان هاي بين المللي به عنوان ابزاري براي پيشبرد اهداف خود و متحدان خود استفاده مي كنند.

نگاهي به برنامه هاي اوقات فراغت و كاستي هاي نظام تربيتي
خميازه اي به بلنداي تابستان
روزهاي تعطيل يك پتانسيل بالقوه عظيمي است كه اگر مديريت درستي براي نظم بخشي و هدفمند كردن آن وجود داشته باشد، مي تواند نتايج بسيار چشمگيري فراروي ما قرار دهد
001635.jpg
محمد مطلق
فراغت واه اي است كه براي يافتن معناي آن نيازي به سرك كشيدن در لغتنامه دهخدا نداريم، اما همين واه ساده بويه با شروع تعطيلات انتهاي سال تحصيلي به يكي از چالش برانگيزترين مفاهيم تبديل مي شود. فراغت يعني يك دنيا برنامه ريزي از سوي نهادها و سازمان ها فراغت يعني شروع دغدغه هاي والدين فراغت يعني بالا رفتن آمار حوادث فراغت يعني ميزگردهاي تخصصي صداوسيما و فراغت يعني يك دنيا مطلب در مطبوعات فراغت يعني همين گزارشي كه مي خوانيد.
فراغت چقدر طولاني است
تا يادمان هست هميشه گفته اند هرچيزي حد تعادلش خوب است و تعطيلات پس از آخرين امتحان دانش آموزان را مي توان از جمله مصاديق كجروي از اين گفته نغز پنداشت. بسياري از والدين و همچنين كارشناسان مسائل آموزشي و تربيتي اعتقاد دارند به جاي يك تعطيلي طولاني در اواخر بهار تا انتهاي تابستان، مي توان چند تعطيلي كوتاه در ميانه هر فصل داشت، اما محاسن اين شكل از ايام تعطيل و فراغت چيست
عليرضا وارسته، شهروند تهراني و ولي يك دانش آموز مي گويد: هرساله با شروع تعطيلات طولاني تابستان، دردسر والدين شروع مي شود. اول اينكه اين زمان به اندازه كافي مي تواند بچه ها را از درس و مشق دور كند، بنابراين آنها هرساله با شروع سال تحصيلي جديد به دليل قطع رابطه با درس به مشكل برمي خورند كه اين مشكل را در انتهاي سال تحصيلي نيز به شكل ديگري مي توان ارزيابي كرد. به عبارت ديگر نه تنها خود ايام تعطيل طولاني است، يك ماه مانده به شروع تعطيلات و يك ماه پس از اتمام تعطيلات نيز روزهايي هستند كه بايد آنها را روزهاي پرت آموزشي به حساب آورد. در روزهاي پاياني سال تحصيلي، دانش آموزان به شوق فرا رسيدن تعطيلات، پس از ماه ها آموزش مداوم و خسته كننده، سر از پا نمي شناسند و عملا فراگيري را رها مي كنند و در روزهاي آغازين سال تحصيلي هم آنقدر رخوت ديده اند كه برقراري ارتباط مجدد با كتاب و درس و مشق برايشان دشوار است.
وي در ادامه از معايب ديگر تعطيلات طولاني مدت مي گويد: مورد بعد اين است كه وقتي ايام فراغت طولاني شد، اين فرصت پيش مي آيد كه ذهنيت بچه ها به سمت و سوهاي ديگري كشيده شود، اگرچه اين مسئله مي تواند جنبه هاي مثبت و مفيدي هم داشته باشد. به طور مثال يادگيري يك رشته هنري اما به همان اندازه هم اين امكان وجود دارد كه يك ناهنجاري شكل بگيرد و تمامي اين موضوعات موجب دغدغه والدين شده و اسباب دردسر آنها را به خاطر كنترل خارج از قاعده كودكان فراهم  كند.
فراغت و برنامه هاي ناهمخوان
لازم به گفتن نيست كه در اين ايام هريك از نهادهاي مرتبط و غيرمرتبط با فرهنگ و آموزش و تربيت به نوبه خود وارد معركه شده و سعي مي كنند با نوعي برنامه ريزي خاص خودشان به عنوان متولي بهينه سازي اوقات فراغت، معرفي شوند يا لااقل اينكه گوشه اي از اين روزهاي كشدار پر از رخوت را پر كنند، اما نبود يك شوراي واحد تصميم ساز باعث مي شود هركسي ساز خود را بزند و چه بسا اينكه بسياري از برنامه ها نيز نتيجه اي جز رشته كردن پنبه ديگري نداشته باشد. پس فراغت آنقدرها هم كه مي گويند بد نيست به شرط اينكه بدانيم با آن چه رفتاري در پيش بگيريم.
منصور قائمي مهر، كارشناس مسائل آموزشي و تربيتي مي گويد: اينكه تعطيلات، پيوسته و طولاني باشد يا گسسته و كوتاه يك بحث است و چگونگي مديريت آن هم يك بحث. در بخش مديريت فراغت هم اگرچه كثرت گرايي خوب است، يعني تعدد امكانات، تعدد سرويس دهي و تعدد مراكز و برنامه ها، اما اگر يك مديريت واحد اين مسئله را عهده دار نباشد، بانوعي آشفتگي روبه رو خواهيم شد كه خطر تعارض در برنامه ها را هم در پي خواهد داشت.
وي در ادامه عنوان مي كند: اين مديريت بايد شورايي عمل كند، چيزي مثل شوراي فراغت و برنامه هايش. ضمانت اجرايي داشته باشد، بدين صورت كه در كميته اي از صاحبنظران و مسئولان تصميمات اتخاذ شود. سپس هر بخش از برنامه ها به يك مركز براي اجرا سپرده شود. اگر اين موضوع شكل بگيرد، دقيقا به اين معناست كه اولا ما از بالا به مسئله نگاه مي كنيم و اگر برنامه اي هم ارائه شد كه متولي آن پيدا نشد، مي توان متولي را به وجود آورد نه اينكه ببينيم هر نهاد چه ميزاني از امكان و توانايي را داراست تا بر مبناي همان امكان، مواردي را پيشنهاد دهيم. دوم آنكه در چنين رويكردي نه تنها برنامه ها روبه روي هم قرار نمي گيرند، بلكه مثل يك پازل به تكميل ديگري كمك هم مي كنند، در نتيجه بچه ها هم دچار تعارض تربيتي نمي شوند.
تعارض تربيتي يكي از اساسي ترين مسائلي است كه موجبات صدمه زدن به فكر و روح كودكان و نوجوانان را فراهم مي كند و اوقات طولاني فراغت، بستري مناسب براي هرچه بيشتر آشكار شدن اين تعارض هاست. تعارض تربيتي صرفا به دليل ناهماهنگي در نظام تربيتي ايجاد مي شود. از سوي ديگر اين گفته بدان معنا نيست كه حتما بايد يك تفكر واحد اين نظام را شكل دهد. به عبارت روشن تر، بهترين ديدگاه درخصوص نظام تربيتي - بويه در ايام طولاني فراغت - رعايت وحدت در عين كثرت و كثرت در عين وحدت است تا هم برنامه ها تنوع خاص خود را داشته باشند و هم به تكامل يكديگر كمك كنند. در اين رويكرد علاوه بر تربيت و آموزش منسجم و هدفمند، مي توان از هدر رفتن هزينه ها نيز بشدت جلوگيري كرد، زيرا وقتي يك نهاد ناخواسته به دليل تعارض با برنامه نهادي ديگر، اثربخشي خود و ديگران را به حداقل مي رساند، دقيقا به اين معناست كه هزينه برنامه هاي خود و ديگران را نيز هدر داده است.
تفريح يا آموزش
با تمام سادگي هاي واه فراغت، به نظر مي رسد بايد بار ديگر به واكاوي دقيق آن پرداخت و به مدد متخصصان، اين واه ساده را مورد بازخواني و بازانديشي قرار داد. راستي فراغت از تحصيل يعني فرصتي براي جمع كردن مجدد انري تحليل رفته به وسيله تفريح يا مجالي براي جبران كاستي هاي آموزشي از مجراي آموزشي دقيق تر
ناصر اميني، شهروند تهراني و ولي چهار دانش آموز مي گويد: من به هيچ وجه با آموزش مخالف نيستم، اما اين موضوع را هم نمي پسندم كه چه در ايام سال تحصيلي و چه در ايام تعطيلات، بچه ها از كانال هاي مختلف وادار به گذراندن آموزش هاي سفت و سخت شوند، همچنان كه با تفريح بي رويه هم مخالفم. به اعتقاد من آموزش البته به معناي آموزش دروس مدرسه اي در همان حد كلاس خوب است، بچه ها حتي نبايد درس و مشق را با خودشان به منزل بياورند، يعني اگر اين فرآيند درست چيده شود، احتياجي نيست كه خانواده ها شريك آموزش مدرسه اي باشند و مدرسه شريك تفريحات خانوادگي.
اما اگر منظورمان از تفريح و آموزش وسيع تر باشد، هردوي اينها مي توانند با هم يك معنا بدهند كه خيلي هم خوب است، ولي نبايد به همين بهانه تعطيلات را هم براي بچه ها به كلاس درس و مشق تبديل كنيم، چون تاثير بد آن بعدها مشخص مي شود. به هر حال بچه ها هم به تفريح غير درسي و حتي شيطنت هاي خاص خودشان نياز دارند.
منصور قائمي مهر، مديريت فراغت را كه برخورد خانواده ها نيز بايد تابعي از همان مديريت باشد، اصلي ترين و مهمترين موضوع در ايام تعطيلي مي داند: روزهاي تعطيل يك پتانسيل بالقوه عظيمي است كه اگر مديريت درستي براي نظم بخشي و هدفمند كردن آن وجود داشته باشد، مي تواند نتايج بسيار چشمگيري فراروي ما قرار دهد. عمدتا ما نمي دانيم در تعطيلات به دنبال چه چيزي هستيم و هر نهادي به فراخور حال و امكاناتي كه دارد، برنامه هايي را ترتيب مي دهد. بخشي از اين برنامه ها در جهت درآمدزايي است، بخشي به عنوان يك حركت روابط عمومي گونه براي تبليغ و بخشي هم فعاليت هاي بازدارنده محسوب مي شود. يعني يك مركز و يك نهاد به خاطر احساس مسئوليتي كه مي كند، فعاليت هايي را ترتيب مي دهد كه هدف اصلي آن مشغول كردن كودكان و نوجوانان است تا انري آنها تخليه شده و كمتر درگير برنامه هاي انحرافي شوند، البته همه اين موارد به جاي خود خوب است، اما تا زماني كه تمركز اصلي روي خود موضوع تعطيلات طولاني و فراغت نباشد، نمي توانيم كاري از پيش ببريم. تنها در اين صورت است كه علاوه بر هدف هاي يادشده، با مديريت صحيح و علمي توانسته ايم يك انري عظيم را به سمت هدفي بزرگ تر هدايت كنيم. اين هدف مي تواند توليد، فن آوري، ارتقاي ذهني، تعديل روحي، تعالي اخلاقي و هرچيز ديگري باشد، به شرط آنكه هم هدف شناخته شده باشد و هم سازوكارهاي رسيدن به آن فراهم شده باشد.

ارمغان تابستان
بچه هاي كار نه متخصص اند و نه يك كارگر حرفه اي، يا از سوي كسي براي پادويي در مغازه آشنايي سفارش مي شوند يا آواره در كوچه پس كوچه هاي شهر فروش كالايي غير مفيد و با سرمايه اوليه بسيار اندك را بهانه مي كنند
001665.jpg
التهاب آسفالت، صاف از ته پاش رفت بالا و ريخت روي لپ هاش. هوا گرم نبود كه، داغ بود؛ تفتيده.
توي ذهنش داشت با كلمه ها بازي مي كرد: تفتيده يا تفديده تف يا تش تش مخفف آتش. تف ديده يعني آتش ديده. بي يي يي ي ي ب. بوق ماشين بود كه با واه هايي از دهن راننده تاكسي قاطي شد و نشست توي گوش و بعد هم ذهنش. زير چشمي لنگ نمناك روي سر راننده را پاييد و رد شد و رفت. حق با مامان بود. نبايد كفش پاشنه دار مي پوشيد. حالا با هر قدمي، به زحمت پاهاش را از روي زمين بلند مي كرد. قير آب شده كف خيابان مي چسبيد به دور پاشنه كفشش.
ارمغان گرما
تابستان جنوب، بالطبع ارمغاني جز گرما و گرما و گرما ندارد. هرچند اين گرما ارمغاني باشد شيرين، سرخ و سبز كه چندان هم فقط نصيب تفديده ها نمي شود.
رطب و خرماي جنوب، مديون هرم داغ اشعه هاي آفتاب مستقيمي است كه بر نخل ها مي نشيند. هندوانه هاي مطبوع خاك شور خوزستان، نبرد مزه ها را به سخره مي گيرند و سبزي خوش رنگ و عطر حميديه، زردي خاك و شهر اينجا را تلافي مي كند.
تابستان زودرس
فضا، فضاي نفس كشيدن نيست، وقتي خورشيد ديگر كاملا تا وسط آسمان سر به فلك مي كشد. هرجايي غير از فضاي بسته با كولر روشن، كوره را تداعي مي كند. جريان متراكمي از هوا كه عبور حتي ذره اي اكسين تازه را برنمي تابد.
به طور متوسط از نيمه فروردين و بدون اغراق از نيمه ارديبهشت است كه هر شب و هر روز از رسانه ملي نام يكي از شهرهاي خوزستان را مي شنويم با عنوان گرم ترين شهر كشور. البته، گاهي اميديه، گاهي آبادان و اغلب اهواز.
به هر ترفندي، به همين دليل امتحانات در اين خطه زرخيز پرالتهاب زودتر از ديگر مناطق به پايان مي رسد.
تابستان از تير شروع مي شود و فصل تعطيلات نيز، اما تابستان بچه مدرسه اي هاي خوزستان زودتر از تير- شايد گاهي از نيمه ارديبهشت - شروع مي شود. حتي اگر نه به لحاظ تعطيلات، صداي پرهيبت كولرهاي گازي موسم تابستان را رسما اعلام مي كنند.
۱۰ ساعت بي زندگي
خورشيد كه از صبح زود بيدار مي شود، تا 10 صبح ديگر كاملا به همه خوزستاني ها سلام داده است. 10 صبح زماني است كه خورشيد خانوم در نقطه اوج خود مي ماند . مي ماند با اندكي شيب تا ساعت 5 و 6 عصر. در نهايت ساعت 7:30 بعدازظهر به قول محلي ها ديگر تش آسمو اشكسته آتش آسمان شكسته است. به رغم فضاي هنوز پرحرارت، بهتر از قبل مي شود نفس كشيد و با نوشيدن ساعت به ساعت آب خنك، خيابان و كوچه و هر فضاي باز بدون كولر قابل تحمل تر مي شود.
به هر حال زندگي جاري است. فعاليت هاي خياباني ادامه دارند. اداره ها، بانك ها، مراكز خدمات رساني و غير اداري ها حتي در گرم ترين ساعات يك بعدازظهر، دو بعدازظهر، سه و چهار بعدازظهر دست از كار و حرفه خود برنمي دارند. حال به هر مشقت و اضطرابي. بگذريم كه چه مقدار راندمان كار پايين مي آيد. اوقات فراغت از ديد اقتصاددانان، ساعاتي تعريف مي شود كه در ازاي آن پولي به فرد داده نمي شود. در مقابل در مورد دانش آموزاني كه نيمي بيشتر از سال را به تحصيل مي پردازند، اوقات فراغت به دوره اي اطلاق مي شود كه به مدرسه نمي روند و تحصيلي در كار نيست. به اين ترتيب، سه ماهه تابستان و به طور معمول براي بچه هاي خوزستاني چهار ماهه خرداد و تير، مرداد و شهريور اوقات فراغت محسوب مي شود.
هر فعاليتي براي اين دوره، در اين منطقه با احتساب همان 10 ساعت كذايي صورت مي پذيرد، اما اينكه شرايط براي چه تعدادي از اين دانش آموزان فراهم است كه بتوانند از اوقات فراغت خود استفاده كنند، مجهولات معادله را افزايش مي دهد. صرف نظر از مسائل مادي، شرايط كنوني، امكانات موجود، امنيت خارج منزل و هر عامل بيروني، چه توقعي مي توانيم از دانش آموزان داشته باشيم
استعدادهاي طبيعي
بالطبع، طبيعت هر سرزمين، خاص آن منطقه است و پديده اي است غير قابل تغيير. روي سخن نه با طبيعت منطقه است و نه با شرايط پذيرفته شده اي كه قابليت تغيير ندارد.
صحبت از استعدادهايي است كه طي يك دوره چهار ماهه به معناي واقعي كلمه رها مي شود. رها از آن جهت كه هيچ مسيري براي هدايت انري مستعد وجود ندارد. دانش آموزاني كه چهار ماه تعطيلات خود را در چنين محيطي طي مي كنند، ناگزير تسليم موقعيت جغرافيايي مكان هستند. استفاده از مجتمع هاي آموزشي، فرهنگسرا به رغم نبود چنين مكاني، كتابخانه هاي عمومي، سينما، استخر يا هر محلي كه بتواند زمان مفيدي براي اين دانش آموز فراهم كند، تحت تاثير اين 10 ساعت، عملا غير ممكن مي شود.
بچه هاي كار در تابستان
روزهاي خوش فراغت و تعطيلات طولاني كمتر براي بچه هاي كار معنا دارد، گويا در دايره واگاني آنها، هنوز مفاهيمي از اين دست تعريف نشده است. اما بچه هاي كار را از دريچه فراغت و تعطيلات مي توان به چند دسته تقسيم كرد:
۱ - بچه هايي كه به دليل نيازهاي شديد مالي بريده از درس و مشق و مدرسه اند. براي آنها همانقدر كه درس معنايي ندارد، فراغت هم بي معني است. آنها اهل كارند و به كار خود و درآمد ناچيز آن نيازمندند.
ديگر لازم به توضيح نيست كه نياز خانواده و برطرف كردن هزينه هاي معيشت خانوار، اين دسته از بچه ها را وادار به كار مي كند وگرنه كار تا اين حد و اندازه، براي مديريت اقتصاد فردي بي معناست.
چنين بچه هايي نه متخصص اند و نه يك كارگر حرفه اي، يا از سوي كسي براي پادويي در مغازه آشنايي سفارش مي شوند يا آواره در كوچه پس كوچه هاي شهر، فروش كالايي غير مفيد و با سرمايه اوليه بسيار اندك را بهانه مي كنند؛ آدامس، فال، جوراب، چاي، دوغ و ...
 ۲ - كودكاني كه خانواده آنها درحد متوسط يا لااقل كمي پايين تر از حد متوسط، مي تواند نيازهاي اوليه شان را برآورده كند. بنابراين فرزندان، دغدغه آنچناني براي كار ندارند و اغلب انگيزه هاي دروني تر از جمله عشق به كار، آنها را به اين سمت و سو ترغيب مي كند. اين دسته از كودكان كار كه مي توان آنها را طبقه متوسط جامعه بچه هاي كار فرض كرد، از جمعيت اكثريتي برخوردارند. و چنين تجربه اي را اغلب بچه هاي ايران حتي در نسل هاي مختلف از سر گذرانده اند.
كمك به خانواده در تامين هزينه هاي كتاب، پوشاك، كيف و كفش و ... حتي براي ساير بچه هاي كوچكتر، مي تواند يكي از هدف هاي اوليه اين بچه ها باشد، اما آنها درصورت رونق كاري مي توانند به خريد كالاهاي فانتزي تر از جمله دوچرخه يا يك كتاب مورد دلخواه نيز فكر كنند.
۳ - طبقه اول بچه هاي كار كه مي تواند كم جمعيت ترين اين بچه ها نيز باشد، آنهايي هستند كه هدف هاي غير مادي از كار دارند. اين دسته از بچه ها با انگيزه هاي دروني يا تشويق ديگران سعي مي كنند در ايام فراغت كار دلخواهي را ياد بگيرند كه چنين رويكردي پيش از اين، به صورت انتقال تجربه كاري از پدر به پسر، متداول تر بوده است.
۴ - اگر تعريف ما از كار اندكي گسترده تر باشد، به دسته ديگري از بچه هاي كار برمي خوريم كه مفهوم فراغت و كار را يكي مي پندارند. آنها از ايام طولاني تعطيل، استفاده لازم را برده و در هر فرصت كوتاهي به چرخه كار در خانواده كمك مي كنند. درواقع نام اين شكل از نگرش به كار را مي توان همكاري گذاشت.
با تقسيم بندي فوق، مي توان گفت كه برنامه ريزي براي اوقات فراغت كودكان كار از جنس دسته اول بيهوده به نظر مي رسد، زيرا ابتدا بايد به فكر تحت پوشش قرار دادن آنها از سوي نهادهاي ذي ربط بود، اما در موارد بعد بويه نهادهاي فرهنگي مي توانند عملكردي مثبت از خود نشان دهند، به اين معنا كه اول بچه هاي كار را شناسايي كرده، سپس به تقسيم بندي علايق آنها بپردازند و در قدم بعد از اين پتانسيل براي پرورش استعدادهاي كاري استفاده كند تا ضمن مرتفع كردن متوسط نيازهاي مادي، نوعي آموزش فراگير هم صورت گيرد كه بدون ترديد ثمره آن، سالها بعد روشن خواهد شد.
طرح كاد يكي از طرح هايي بود كه تا حدودي به اين نگرش نزديك مي نمود، چنانچه بسياري از دانش آموزاني كه در آن سالها اين طرح را گذراندند و موفق به ورود به دانشگاه هم نشدند، همان رشته آموزش ديده را به عنوان شغل برگزيدند. با اين تفاوت كه در طرح ساماندهي بچه هاي كار، اولا تنها كودكان علاقه مند جذب شده و آموزش خواهند ديد، به علاوه، اين طرح نه به عنوان يك واحد درسي، بلكه به عنوان يك آموزش غير درسي خاص اوقات فراغت پيگيري خواهد شد و قطعا نتايج آن به دليل علاقه مندي، بسيار عميق تر از طرح كاد خواهد بود.
نكته قابل توجه ديگر اين است كه در چنين رويكردي، بيش از هرچيز، فرهنگ كار و تقدس كار براي بچه ها تعريف شده و آنها رابطه ميزان تلاش و برآورده شدن نيازهاي مالي را هم بخوبي درك مي كنند. اين موضوع مي تواند نگاه بچه ها را نسبت به والدين نيز تعديل كرده و حس قدرشناسي آنها را درمورد زحمات پدران و مادران افزايش دهد، همچنان كه از اين رهگذر انتقال تجربه اي عميق نيز صورت گرفته است، اما اساس كار براي چنين طرح گسترده اي، آگاهي از بچه هاي كار است.
آيا نهادهاي ذي ربط مي دانند آمار بچه هاي كار در ايران بويه در ايام فراغت چه تعداد است

تابستان، گرما و جرايمي براي اوقات فراغت
تجربه  سالهاي گذشته نشان مي دهد با آغاز فصل تابستان و بيكار شدن جوانان تغييراتي در نوع پرونده هاي رسيدگي شده در دادگاه ها ايجاد مي شود و اين در حالي است كه جرائمي همچون سرقت و ضرب و شتم در بين جوانان تا حدودي افزايش پيدا مي كند
001830.jpg
سينا قنبرپور
۱۸ ميليون دانش آموز به همراه قريب به 4 ميليون دانشجو با گرم شدن هوا و شروع فصل تابستان گويي از زندان روزمرگي تحصيل و به مدرسه و دانشگاه رفتن فارغ شوند، به فراغت مي روند.
اين تغيير برنامه و خالي شدن اوقات روزانه بدون دردسر نيست.
در برنامه ريزي شده ترين حالات كه ممكن است با سفر و كلاس هاي غير درسي عملي شود، امكان قرباني شدن در حادثه ها وجود دارد، چه رسد به آن كه اين 108 روز براي دبستاني  ها، 93 روز براي راهنمايي ها يا 62 روز براي دبيرستاني ها، كنكوري ها و دانشگاهي ها بدون برنامه بگذرد.
اين وضع چنان است كه داديار مجتمع قضايي اطفال در وصفش مي گويد: جرايم جوانان پس از پايان تعطيلات 30 درصد كاهش مي يابد.
هنوز تحقيقي جامع درباره تغيير در ميزان وقوع جرايم در فصول مختلف در كشور ما انجام نگرفته است ولي آنچه مسلم است با شروع فصل تابستان چه به دليل گرما و چه به دليل فراغت قشري عظيم از جامعه، رفتارهاي معمول تغيير مي يابد. كودكان و نوجوانان بيشتر در خيابان ها و مراكز بازي و تفريح تجمع مي كنند. جوانان و ميانسالان نيز به همين ترتيب و اين چنين، شرايط تغيير مي يابد.
از طرفي جرمشناسان معتقدند در فصل گرما و بر اساس قانون حرارتي كتله بليكي نوع رفتارهاي نابهنجار و مجرمانه تغيير مي يابد.
شايد بد نباشد هنوز سه ماهه تابستان شروع نشده، در اين باره تاملي بكنيم؛ چه خانواده ها، چه نوجوانان و جوانان و حتي كودكان و چه متوليان امر. زيرا به نظر مي رسد اگر پليس، دستگاه قضائي و ديگر نهادهاي متولي متوجه اين تغيير رفتار باشند،مي توان با پيش بيني بسياري معضلات، نابساماني ها را كاهش داد!
دورنمايي كه نمايانگر است
مسعود عالي پور، داديار مجتمع قضائي اطفال در اين باره مي گويد: تجربه  سالهاي گذشته نشان مي دهد با آغاز فصل تابستان و بيكار شدن جوانان تغييراتي در نوع پرونده هاي رسيدگي شده در دادگاه ها ايجاد مي شود و اين در حالي است كه جرائمي همچون سرقت و ضرب و شتم در بين جوانان تا حدودي افزايش پيدا مي كند.
اين مقام قضائي سال گذشته در گفت و گويي با خبرگزاري مهر گفته بود: در ايام تعطيلات جرائم جوانان به اوج خود مي رسد، اما پس از پايان تعطيلات حدود 30 درصد از جرائم كاهش خواهد يافت.
وي در تشريح اين نظر خود افزوده بود: كاهش جرائم پس از پايان تعطيلات تابستان مربوط به جرم خاصي نيست و به طور كلي تمامي جرائم جوانان تا حد بسياري كاهش خواهد يافت، زيرا در ايام تابستان برنامه هاي تفريحي و سرگرمي قابل توجهي براي جوانان در نظر گرفته نمي شود. ما شاهد افزايش جرائم هستيم و اين امري است كه هر ساله با آن مواجهيم.
اين حرف نشان مي دهد كه عملا همه ساله براي اوقات فراغت و فصل تابستان برنامه اي در نظر گرفته نمي شود و عموما با نوعي سردرگمي و كلافگي اين روزها سپري مي شود.
بنا بر آمار كانون اصلاح و تربيت در سال 83 ، تعداد نوجوانان معارض با قانون مجموعا 250 نفر بوده است كه از اين تعداد 225 نفر پسر و 25 نفر دختر بوده اند.
بدين ترتيب مي توان نتيجه گرفت كه تابستان و فراغت نيز بيشتر براي پسران دردسرساز است! زيرا اين وضع در ماه هاي گرم به همين نسبت است.
در همين حال منصور مقاره عابد، رئيس كانون اصلاح و تربيت درباره جرايمي كه كودكان و نوجوانان به سبب آن راهي اين مركز مي شوند گفته است: سرقت و جرائم مربوط به پرخاشگري، عمده جرائم پسران و ولگردي و اعمال منافي عفت، اصلي ترين جرائم دختران را تشكيل مي دهد.
البته به گفته اين مقام مسئول، اكثر كودكان حاضر در كانون اصلاح و تربيت حداقل يك بار مواد مخدر را تجربه كرده اند ولي هيچ كدام از اين مدد جويان معتاد نيستند.
از سوي ديگر نظري درباره اوقات فراغت نوجوانان و جوانان وجود دارد كه مي تواند تصوير خطرناك پيش روي ما و تابستان را كامل تر كند.
دكتر مينو محرز عضو كميته كشوري مبارزه با ايدز در اين باره هشدار داده است كه فقدان برنامه اوقات فراغت، جوانان را در معرض رفتارهاي پرخطر قرار مي دهد.
وي در اين باره در گفت و گويي با خبرگزاري مهر تاكيد كرده است: مي توان گفت چون درصد زيادي از جوانان ايراني به علت نداشتن برنامه هاي مناسب براي پر كردن اوقات فراغت در روزهاي تعطيل ناچارند براي پر كردن اين ساعات تعطيل خود ساعت زيادي را در بيرون خانه بگذرانند، بنابراين امكان افزايش رفتارهاي پرخطر در اين تعطيلات نسبت به روزهاي غير تعطيل بيشتر مي شود.
اين متخصص بيماري عفوني و فردي كه مدت هاست در زمينه مبارزه با ايدز فعال است همچنين تاكيد دارد:  متاسفانه در كشور ما، جوانان و نوجوانان در روزهاي تعطيل به علت بيكاري ناشي از در نظر نگرفتن برنامه مفيد از سوي والدين و مسئولان، براي گذراندن اوقات فراغت بيشتر از حد معمول از خانه خارج مي شوند، بنابراين بيشتر در معرض ناهنجاري هاي اجتماعي قرار مي گيرند.
شايد اين قرينه هم به كار بررسي جرائم و آنچه كارشناسان نسبت به آن هشدار داده اند بيايد. فريدون توفيقي بازپرس ويه جرائم خياباني با اشاره به عملكرد دادسراها در بررسي جرائم گفته است: جرم هاي سرقت به شيوه هاي مختلف، شرارت و ايجاد مزاحمت هاي خياباني بالاترين آمار را در سه ماهه مربوط به تابستان به خود اختصاص داده اند، البته اين بدان معنا نيست كه جرائم ديگر كمتر بوده بلكه جرائم مذكور از حد قرمز نيز فراتر رفته است.
بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه در تعطيلات و فراغت هايي نظير فصل تابستان  مزاحمت ، رفتارهاي پرخطر ، پرخاشگري ، ولگردي و سرقت در ميان جوانان و نوجوانان بيشتر ديده مي شود. البته رانندگي بدون گواهينامه نيز بخش اعظمي از پرونده هاي نوجوانان در دادگاه اطفال را تشكيل داده است.
به جز سرقت كه مربوط به فراغت نوجوانان است و گاهي هيجان طلبي را هم مي توان در آن دخيل دانست، جرائم ديگري كه احتمال وقوع آن در تابستان بيشتر است به نوعي با گرما رابطه دارد. بنابراين بد نيست در اين باره هم نگاهي به تئوري ها و نظريات كارشناسان بيندازيم.
موضوع رانندگي بدون گواهينامه هم كمتر به گرما ارتباط پيدا مي كند زيرا در اين فصل بچه ها به مدرسه نمي روند و جذابيت راندن و سرعت هم وسوسه انگيز است.
ضرايب همبستگي  نشان مي دهد كه بين متغيرهاي مستقل نياز و جرم رابطه مثبت و بين متغيرهاي مستقل فرصت و جرم رابطه منفي وجود دارد، به اين معنا كه هرچه بر ميزان نياز افراد در ابعاد مختلف اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي افزوده  شود احتمال ارتكاب جرم به وسيله آنها افزايش مي يابد
تابستان و گرما و جرائم حرارتي
بررسي هاي جرم شناسان و جامعه شناسان ثابت كرده در شهرهاي بزرگ و در هواي گرم وقتي اتومبيل ها به كندي حركت مي كنند افراد از لحاظ مقاومت رواني و همچنين تحريك پذيري شرايط ويه اي را پيدا مي كنند. به عبارت ديگر تحمل انسان ها دچار افت شده و به همين دليل اثر هر محرك خارجي تاثير بيشتري پيدا مي كند. كم حوصلگي، عصبانيت، نق زدن، تعجيل و پرخاشگري از ويگي هاي چنين شرايطي است.
امروزه قانون حرارتي بزهكــاري، در مـكتــب جرم شناسي جغرافيــايي، قــادر اسـت به تــحليل جرايم جســمي در تابستان و گرم ترين ماه هاي سال كمك كند.
دكتر علي نجفي توانا، جرم شناس و استاد حقوق جزا در دانشگاه، در اين باره مي گويد: براساس تجربه درباره افزايش جرايم جسمي بويه ضرب وجرح، قتل ومشاجره مي توان گفت كه افزايش درجه حرارت هوا با اين رويداد، رابطه معناداري پيدا مي كند.
تعطيلي مدارس، آزاد شدن جوان ها و نوجوان ها از مشكلات امتحانات آخر سال و اتمام دوره هاي درسي بايد بررسي شود.
اين حقوقدان همچنين با اشاره به تحقيقات كتله بليكي و گري فرانسوي به عنوان طلايه داران اين نوع بررسي ها و مبدعان قانون حرارتي مي افزايد: نتيجه مطالعات بر اين محور تاكيد داشته است كه برخي جرايم مربوط به مناطق سردسير و برخي ديگر منتسب به مناطق گرمسير است. طبق اين تحقيقات، سرقت، تخريب و نظاير آن، مختص مناطق سردسير و جرايم جنسي و قتل به مناطقي با آب وهواي گرم و حاره اي مربوط شده اند. صرفنظر از صحت وسقم جدي اين نظرات، آنچه مسلم است اينكه ارتباط طبيعت و اثرات عوامل طبيعي، نقش قطعي به رفتارهاي انسان دارد.
اين استاد دانشگاه در تشريح اثرات گرما مي افزايد: حرارت و گرما اثر ديگري هم بر فعاليت هورموني افراد دارد. باتوجه به اين اثر، رشد و تمايلات جنسي در مناطق گرمسيري زودتر از مناطق سردسيري بروز و ظهور پيدا مي كند.
فراغت و محصولات مخرب فرهنگي
نظر ديگري هم درباره تابستان و وقوع اتفاقات ناخوشايند وجود دارد. سردار محمد نوري، معاون آگاهي نيروي انتظامي درباره تابستان و جرايم مربوط به آن گفته است: در طول ايام تعطيلات تابستاني تاثيرات محصولات فرهنگي مخرب سبب مي شود تا جوانان به فعاليت هايي كه انري درونيشان را تخليه مي كند، كشيده شوند.
در همين حال وي افزوده است: در فصل تعطيلات باتوجه به مسافرت خانواده ها و خالي بودن خانه ها، زمينه سرقت و فعاليت باندهاي سرقت بيشتر فراهم است.
با اين وصف سردار نوري توصيه كرده است: خانواده ها و جوانان در اين ايام در پارك ها با افرادي كه از سوابق آنها مطلع نيستند، دوستي نكرده و خانواده ها نيز دوستي هاي فرزندانشان را نظارت كنند.
نيازها، جرايم، فراغت
نتايج يك تحقيق كه براي پايان نامه اي دانشجويي در مقطع كارشناسي ارشد انجام شده نيز نكته خوبي را در خود جاي داده است.
صادق جليلي صالح براي پايان نامه خود تحت عنوان عوامل موثر بر پيشگيري از ارتكاب جرم در بين جوانان در مقطع كارشناسي ارشد با استفاده از يك جامعه آماري 200 نفره، شامل 50دختر و 50پسر مجرم جوان و 50 دختر و 50پسر غير مجرم جوان، دست به بررسي رابطه نيازها و ارتكاب جرم زده است.
براساس نتايج اين پايان نامه، جليلي صالح تحليل كرده است كه ضرايب همبستگي  نشان مي دهد كه بين متغيرهاي مستقل نياز و جرم رابطه مثبت و بين متغيرهاي مستقل فرصت و جرم رابطه منفي وجود دارد، به اين معنا كه هرچه بر ميزان نياز افراد در ابعاد مختلف اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي افزوده  شود احتمال ارتكاب جرم به وسيله آنها افزايش مي يابد.
براساس اين تحقيق هرقـــدر فــرصت هاي اقتصــادي، اجتمــاعي، فرهنگي و سياسي كاهش يابد احتمال ارتكاب جرم افزايش مي يابد.
جليلي صالح در اين باره نيازهاي اجتماعي با ضريب 31/0 را موثرترين نيازها و بعد نيازهاي فرهنگي و در رده سوم نيازهاي اقتصادي را اثرگذار در جرم دانسته است.
در اين ميان نياز به حمايت و تعلق نيز از جمله نيازهايي است كه قادر است به وقوع جرم كمك كند.
اما باتوجه به اين نتايج و آنچه پيشتر گفته شد بايد پرسيد چه مي توان كرد وقتي نيازهاي اجتماعي و نياز به حمايت و تعلق كه هر دو با خانواده و جامعه درگير است، موثرترين ارتباط با وقع جرم را دارند، بايد بر تقويت آنها تاكيد كرد تا با كاهش وقوع جرم مواجه شويم.
اما براساس تحقيقي كه در 28 مركز استان كشور از جوانان انجام گرفته، اكثر ايرانيان كمتر از 5ساعت در هفته اوقات فراغت دارند. اين تحقيق نشان داده است كه 9/38 درصد از مردم تنها يك بار در طول سال به مسافرت مي روند، 8/28 دو بار در طول سال، 1/15 درصد سه بار ، ۱‎/۶ درصد چهاربار و 1/4 درصد پنج بار در طول سال راهي مسافرت مي شوند.
وقتي مسافرت به عنوان يكي از مولفه هاي پر كردن مفيد اوقات فراغت و موثر در تقويت روحيه و سايش روان تا اين حد در انزواست و كمتر كسي به سراغ آن مي رود، بايد گفت در تابستان كه زمان مناسب براي مسافرت است و اين كار اتفاق نمي افتد، چنين وضعي مي تواند به برخي رفتارهاي نادرست بينجامد.
از طرف ديگر اگر بدرستي بدانيم در تابستان و در مواجهه با اثرات گرما چه برنامه هايي بريزيم، مي توانيم به كاهش بسياري از جرايم كمك كنيم. متاسفانه يكي از فرصت هاي كاهش اثرات گرما يعني استخر و آب، بشدت در كشور ما با مضيقه مواجه است. در كل كشور تنها يكهزار و 258 استخر روباز و مسقف وجود دارد كه همين، سبب عدم توزيع عادلانه فرصت استفاده از آن مي شود.
استخر و آب يكي از آرامش بخش ترين روش ها در تابستان بويه براي جوانان است. اين وضع سبب شده تا بسياري در تابستان به آب هاي مواج و رودخانه هايي با آب هاي پرشتاب پناه ببرند و قرباني نبود امكاناتي چون استخرها شوند.
از طرف ديگر متاسفانه برنامه هاي سينماهاي كشور نيز به تناسب تابستان و فراغت تغيير نمي يابد و طراحي نمي شود.
برنامه هاي تلويزيون نيز به همين شكل، اما باتوجه به رابطه ارضاي نيازهاي اجتماعي و كاهش وقوع جرم، بايد به فكر برنامه هاي مشاركت طلبانه در جامعه بود.

تابستان و هيجان راندن
001767.jpg
نخستين باري كه فرمان خودرويي را در دست داشتيد و پاهايتان هم به كلاج و گاز و ترمز مي رسيد را به خاطر داريد وقتي براي نخستين بار رانديد
آن موقع گواهينامه داشتيد يا نه، در حال آموزش بوديد از آن زمان چقدر گذشته است تابستان بود يا زمستان پاييز يا بهار
به عقيده قضات دادگستري كه در مجتمع قضائي اطفال به جرايم افراد زير 18 سال رسيدگي مي كنند، بيشترين حجم پرونده هايي كه در تابستان به دادگاه اطفال ارجاع مي شود، موضوع رانندگي بدون گواهينامه افراد زير 18 سال است.
نگاهي به شرايط و اوضاع حاكم بر اين فصل، پذيرش چنين اعتقادي را از سوي قضات راحت تر مي كند. گرچه در اين باره آماري اعلام نشده و دادگستري نيز خبري در مورد رانندگي افراد زير 18 سال منتشر نكرده است، ولي مي توان پذيرفت كه نوجوانان يا همان زير 18ساله ها در فصل فراغت چنين كاري مي كنند و فصل قابل توجهي از درگيري آنان با خانواده هايشان در تابستان و فراغت اين روزها مربوط به بردن و راندن خودروي خانواده است.
راندن البته هيجان و لذت خاصي به همراه دارد. حتي اگر رانندگي با يك دوچرخه، موتورسيكلت يا ... را در نظر آوريم، همين كه باد با به حركت درآمدن وسيله به سروگردن ما بخورد و حركت سريع تر و سريع تر شود، مي توانيم اين لذت را بيشتر لمس كنيم. نوجوان نيز با پا گذاشتن به تعطيلات تابستاني، ساعاتي از روز را در خانه است كه در 9 ماه ديگر سال نبوده؛ همان زماني كه پدر و مادر براي كار روزانه بيرون از خانه هستند.
البته بماند كه حكمراني بر فضاي خالي خانه، خود خالي از وسوسه ها و آسيب هاي گوناگون نيست، اما اين موضوع وجه قابل توجهي مي يابد.
پدر يا مادر نيستند. خودرو هم كه در پاركينگ خانه پارك شده است. چه هيجاني دارد، پا را آرام آرام از روي پدال كلاج برداشتن و بر پاي راست كه روي گاز قرار دارد، فشار دادن. دنده عوض كردن و نوار گوش دادن و گاهي هم اداي هنرپيشه ها يا پدر و مادر را حين رانندگي درآوردن.
اين وسوسه همه ما را قلقلك داده و به فراخور امكانات براي تحقق بخشيدن به آن تلاش ما را عملي كرده است.
اگر از قبل تمريني در اين باره باشد كه موضوع كاملا رنگ و رويي متفاوت به خود مي گيرد و در غير اين صورت سودايي گران در انتظار ماست.
بنابراين دو صورت در پيش روي اين وسوسه مي توان تصور كرد. اگر نوجوان رانندگي بلد نباشد اين وسوسه مي تواند به قيمت تخريب خودرو و خودروهاي ديگر يا آسيب رساندن به عابران تمام شود. در غير اين صورت و به فرض تمرين داشتن نوجوان و اطمينان از توان كنترل او بر اوضاع حين رانندگي بايد گفت يك جريمه سنگين از سوي پليس و دادگاه در انتظار او و پدرش يا ولي او است.
تازه معمولا زماني از رانندگي بدون گواهينامه نوجوان باخبر مي شويم كه تصادفي روي داده باشد و معلوم شود راننده فاقد گواهينامه است، در غير اين صورت نوجوان لذت بيشتري از هيجان راندن مي برد، زيرا هربار خروج او از خانه بدون دردسر تمام شده است.
البته اين لذت وقتي كامل است كه پدر يا مادر يا برادر و خواهر بزرگتر نيز از ماجرا بويي نبرند و موضوع با يك اوقات تلخي تمام نشود.
بنابراين با چنين فرض هايي بايد گفت يكي از وقايع تابستاني نوجوانان - قشري كه بيشترين زمان تعطيلي را دارند - همين وسوسه راندن است.
در اين ميان پنهان كردن كليد از سوي پدر و ناديده گرفتن جست وجو براي يافت كليد از سوي مادر، جدالي پايان ناپذير است كه معمولا با ماجراهاي خوشايند هم پايان نمي گيرد.
اما واضح است كه چنين روش هايي براي حل اين مسئله و معضلات ناشي از آن كارگشا نبوده و درد را تشديد كرده، بر حرص و ولع نوجوان مي افزايد.
در واقع هيجان انجام چنين كاري افزايش مي يابد، اما در همين حال اگر بتوان اين هيجان را بدرستي شناخت و منطقي آن را به سمت و سوي ديگري هدايت كرد، شايد بتوان اميد داشت حوادثي از اين قبيل كاسته  شود.
اطلاع از مجازات هاي ناشي از رانندگي بدون گواهينامه و خطرات و حوادث ناشي از عدم توان كنترل خودرو مي تواند راهكارهايي براي رسيدن به يك درك متقابل باشد.
از سوي ديگر پدر يا مادر به جاي محدود كردن فرزند خود بايد بتوانند با در اختيار گذاشتن وسايلي از قبيل دوچرخه، سرگرمي هاي متناسب و راهنمايي و هدايت وي به سمت اماكن و مراكزي كه مي شود اين هيجان را در آنجا تخليه كرد، از تلفات آن بكاهند.
اگر بدرستي از سن۱۰-12 سالگي دوچرخه سواري نهادينه شود و راننده دوچرخه بداند كه بايد براي ورود به دنياي وسايل نقليه، گواهينامه رانندگي گرفت و ضمن كسب مهارت قوانين را محور كار قرار داد، مي توان اميدوار بود كه وسوسه راندن كاناليزه شود.
شايد همين الان كه اين مطلب را مي خوانيد يادتان رفته باشد كليد خودرو را پنهان كنيد يا شايد فرزندتان در حال فراهم كردن مقدمات رانندگي باشد، بهتر است با خانه تماس بگيريد. خودروهاي امروز هم بر اين وسوسه مي افزايد.مي توانيد گاهي او را به صورت غيرمحسوس كنترل كنيد،اما بهتر است مبناي ارتباط خود با فرزندان را بر گفت وگوهاي منطقي قرار دهيد و به اين ترتيب نوعي ضمانت اخلاقي از فرزندانتان بگيريد.
به هر حال تابستان سه ماه است و شما نمي توانيد از اين موضوع به سادگي بگذريد. دست كم جان عده اي ممكن است در خطر بيفتد!

وقتي پدر و مادرها بچه هاي همه كاره مي خواهند
كودكان له مي شوند
001788.jpg
ترجمه :مهتاب خسروشاهي
مادر كوين 9 ساله در حالي كه دخترش از مشكلات شديد عصبي - رواني، بي خوابي، كابوس هاي شبانه و بي علاقگي به برنامه هاي تفريحي - آموزشي بشدت رنج مي برد، به پزشك مراجعه كرد.
با بررسي بيشتر دريافتند كوين هفته اي دو بار به هريك از كلاس هاي شنا، اسكيت، زبان فرانسه و موسيقي مي رود. اگرچه كوين كودكي تيزهوش بود، اما توان انجام همه اين برنامه ها را نداشت، چراكه پدر و مادر وي، فصل تابستان را با فصل درس و مدرسه اشتباه گرفته بودند! روانپزشك دريافت كه دليل اصلي بيماري كوين كوچك، فشار بيش از حد والدين در آموزش مهارت هاي گوناگون به اوست.
بسياري از والدين بر اين باورند كه هرچه تعداد كلاس ها و برنامه هاي فوق برنامه فرزندشان بيشتر باشد، فرزندشان فردي موفق بوده و از زندگي سهم و بهره بيشتري خواهد داشت. گرچه آموزش و فراگيري مهارت هاي مختلف راهي صحيح براي پر كردن اوقات فراغت كودك و تدارك آينده اي روشن براي اوست، اما بايد حد و مرزي نيز براي آموزش قائل شد. آموزش نبايد درحدي باشد كه نتيجه آن بيماري و دلزدگي كودك باشد.
روانشناسان معتقدند كودكاني كه در محاصره كلاس ها و برنامه هاي گوناگون آموزشي - تفريحي قرار مي گيرند، كودك شاد و خوبي نبوده و دائما دچار نوعي هيجان و استرس هستند. اين قبيل كودكان دچار پريشاني افكار، دلهره، سردرگمي و ... بوده و نمي توانند هيچ يك از كلاس ها را با موفقيت و لذت به اتمام برسانند. دغدغه حضور در كلاس بعدي و انجام تكاليف و تمرينات كلاس بعدي، راندمان فراگيري آنها را به حداقل كاهش مي دهد.
كوين، كودك 9 ساله اي كه به بيماري عصبي - رواني دچار شده بود، در گفت وگو با روانپزشك خود اظهار داشت: دوست دارم ساعاتي را به برنامه ها و بازي هاي مورد علاقه ام چون دوچرخه سواري، بازي با عروسك ها، تماشاي تلويزيون، باغباني و كاشتن گل در حياط منزل، مطالعه كتاب و حتي خواب و استراحت بپردازم، اما حضور در كلاس هاي گوناگون آنهم هفته اي دو بار، مرا گيج و عصبي كرده است. ديگر نمي توانم به علايقم فكر كنم و به آنها بپردازم و اين مرا كلافه مي كند.
او ادامه مي دهد: هنگام حضور در كلاس زبان، به فكر تمرين پيانو و در هنگام حضور در كلاس پيانو به فكر كلاس اسكيت و شنا هستم. نمي توانم از هيچ كلاسي لذت ببرم. اگر والدينم از ميان اينهمه كلاس فقط يك يا دو كلاس را با مشورت من و علاقه من انتخاب مي كردند، زماني هم براي من باقي مي گذاشتند تا به آنچه دوست دارم بپردازم.
دكتر آلوين روزنفلد، روانشناس كودك عقيده دارد: والدين به بيماري بيش فعالي والدين دچار شده اند! آنها بر اين باورند كه هرچه فرزندشان را در كلاس هاي بيشتري ثبت نام كنند، فرزندشان موفق تر، داناتر و سرآمدتر خواهد بود، اما به عقيده من والدين راه اشتباهي را انتخاب كرده اند.
آندره اليون پوهشگر و روزنامه نگار روزنامه نيويورك تايمز در كتاب خود با عنوان فرزندان والدين بيش فعال مي گويد:  با بررسي 100 كودك مبتلا به مشكلات عصبي - رواني و بررسي عملكرد والدين آنها، دريافتم علت بيماري اين كودكان، ناتواني در پاسخگويي به مسئوليت هايي است كه والدين بدون توجه به ظرفيت و توان آنها بر دوششان تحميل كرده اند.
او ادامه مي دهد: جالب اينجاست كه اغلب كودكان طبقه متوسط به بيماري هاي عصبي - رواني دچار مي شوند، چراكه والدين طبقه متوسط از ترس عقب ماندن فرزندشان از كودكان طبقه مرفه آنها را دچار مهلكه كلاس هاي فوق برنامه مي كنند.
جدا از ابتلاي اين كودكان به بيماري هاي متعدد عصبي - رواني، بعضي توانايي ها و مهارت ها نيز ناخواسته از آنها سلب مي شود. خلاقيت يكي از اين مهارت هاست كه والدين ناخواسته از فرزندانشان سلب مي كنند. دكتر ديانا ارنست مي گويد: والدين سعي مي كنند فرزنداني متجدد، بامهارت، هنرمند، سرآمد و... داشته باشند، غافل از اينكه ناخواسته قدرت خلاقيت را از آنها سلب مي كنند.
استرس و هيجان از دو ديدگاه
استرس و هيجان، واكنش طبيعي بدن در مقابله با شرايط سخت و بحراني يا شاد و غيرمنتظره است. به ياد بياوريد زماني را كه از شنيدن خبري، بسيار خوشحال و پريشان شده ايد يا اينكه خبري ناگوار، شما را سخت آزرده و هيجانزده كرده است.
ترشح آدرنالين، افزايش ضربان قلب، افزايش قدرت ماهيچه ها و توان بدن براي مقابله با شرايط و ... همگي حالت هاي تدافعي بدن براي مقابله با بحران، چه در جهت مثبت و چه منفي است. از اين رو نمي توان گفت استرس و هيجان حالتي مطلقا منفي است.
روانشناسان معتقدند هيجان و استرس در حد متعادل، باعث افزايش توانايي بدن در مقابله با تغيير شرايط مي شود.
در علم روانشناسي، استرس و هيجان به اضطراب يا هيجان تدافعي eustress و اضطراب منفي يا پريشاني distress تقسيم بندي مي شود.
اضطراب يا هيجان تدافعي، اضطرابي مثبت در جهت افزايش توان مقابله با تغيير شرايط بوده و كودكاني كه تا حدي دچار اين اضطراب هستند، دانش آموزاني موفق خواهند بود، اما اضطراب يا پريشاني منفي عاملي در جهت كاهش و در نهايت توقف توانايي هاي جسمي - ذهني كودك مي شود. كودكاني كه درگير كلاس هاي مختلف آموزشي - تفريحي در حد افراط هستند، دچار اضطراب يا پريشاني منفي و در نهايت بيماري عصبي - رواني مي شوند.
آنچه او از دست مي دهد
استرس و اضطراب منفي ناشي از حضور در كلاس هاي مختلف آموزشي - تفريحي به حد افراط، يكي از نكات منفي در كودكان است كه منجر به بيماري هاي متعدد در آنها مي شود.
فقدان خلاقيت - كودكي كه نتواند ساعاتي را به تنهايي يا در جمع دوستان به بازي و تفريح بپردازد، بي شك نمي تواند خلاقيت خويش را بيدار و تقويت كند. كودك با بازي با همسالان يا به تنهايي، مي آموزد كه چگونه مديريت كند. مي آموزد كه چگونه وقت و زمان را تنظيم كند، از خود و وسايل بازي اش محافظت كند، چگونه بخورد، بنوشد و صحبت كند. از همسالان خود بياموزد و به آنها بياموزاند و مهارت هاي زندگي، اجتماعي، فرهنگي و ... را فراگيرد. تصميم گيري دائمي بزرگسالان، تنها قواي خلاقيت كودكان را كور و راكد مي كند.
فراموش كردن كودكي- دنياي كودكي، زيباترين و در عين حال طلايي ترين دوران زندگي آدمي است. كودك نياز دارد تا كودكي كند، رويا بسازد، در قالب پدر يا مادر خويش فرو رفته و زندگي را بازسازي كند، با همسالان خود به دعوا و مرافعه بپردازد، بخندد، گريه كند و ... . اگر والدين، كودكي را از فرزندشان دريغ كنند، گويي بخشي از هويت او را ربوده اند و كودك بي اينكه كودكي كند، بزرگ مي شود. اين قبيل كودكان در بزرگسالي از كودكي خود خاطره اي ندارند و از آن به تلخي يا فراموشي ياد مي كنندو در برقراري ارتباط با همسالان و در نهايت با فرزندانشان دچار مشكل مي شوند.
قطع ارتباط فاميلي - اگرچه روانشناسان، ارتباط بيش از حد كودكان با بزرگسالان را مناسب نمي دانند، اما كودكي كه زماني را در كنار والدين، اقوام و فرزندان آنها بگذراند، هويت خويش را مي شناسد. بي هويتي و ناآگاهي از آنچه هست، كودك را دچار عدم تعادل رواني مي كند.
فقدان خودباوري - كودكان نياز به زماني براي مطالعه آزاد، نوشتن، نقاشي، بازي با اسباب بازي ها، فرو رفتن در روياي كودكانه، جست وجوي ناشناخته ها، آزمون و خطا و ... دارند. اين فعاليت ها باعث افزايش خودباوري، اعتماد به نفس، آشنايي با زندگي و ... مي شود. از اين رو كودكاني كه از اين فعاليت هاي آزادانه محروم مي شوند، بخشي از شخصيتشان رشدنكرده و به كودكاني ترسو، بدون اعتماد به نفس، وابسته، خموده و ... تبديل مي شوند.
ريشه يابي علل فشار والدين
ترديدي نيست كه والدين نيتي جز موفقيت و سربلندي فرزندشان ندارند و برنامه هاي فشرده و ثبت نام كودك در كلاس هاي گوناگون ورزشي، فرهنگي، علمي، هنري و ... راهي براي افزايش توان علمي، مهارت هاي فردي و اجتماعي و درنهايت موفقيت كودك است.
والدين با صرف هزينه و اختصاص بخش اعظمي از ساعات استراحت و تفريح خود به فرزندشان درجهت سعادت فرزندشان گام برمي دارند، اما براي آنكه فرزندشان به آنچه آنها در روياهايشان مي پرورانند، تبديل شوند، بايد براي تعاليم حد و مرزي قائل شوند.
روانشناسان علل فشار والدين بر فرزندان را نكاتي چون جبران كمبودها و نيازهاي كودكي والدين، آموزش هاي فرانگرفته دوران كودكي، وقت گذراني هاي بي هدف دوران كودكي، ترس از عقب ماندن فرزندشان از ديگران، خودنمايي، تحصيلات پايين والدين و ناآگاهي از توان و كشش آموزشي كودك، شرايط اجتماع و همسو شدن با اجتماع، چشم و همچشمي و رقابت با اقوام و آشنايان و ... مي دانند.
اين فشارها و ثبت نام هاي بي رويه والدين در ايام تعطيلات تابستان به اوج مي رسد و كودكان خسته تر از دوران مدرسه، سال تحصيلي آينده را آغاز مي كنند.
روانشناسان معتقدند كودكان يا نوجوانان بين 7 تا 14 سال، حداكثر كشش دو كلاس فوق برنامه را دارند كه براي انتخاب كلاس نيز بايد تنوع رعايت شود، به طوري كه هركلاس آموزشي بايد با يك كلاس ورزشي همراه باشد. در كودكان تيزهوش حداكثر سه كلاس فوق برنامه و ترجيحا يك كلاس آموزشي و دو كلاس تفريحي توصيه مي شود.
برنامه ريزي صحيح
اولين گام، توجه به علاقه كودك است. كودكي كه علاقه وافري به موسيقي، نقاشي يا ورزشي خاص دارد، نمي تواند با ناديده گرفتن علاقه اش و تنها به درخواست والدين در كلاسي كه آنها براي او در نظر گرفته اند، موفق شود. فرزند شما كمترين موفقيت را در كلاس درخواستي شما خواهد داشت. بنابراين اگر فرزندتان آموزش زبان فرانسه را به زبان انگليسي ترجيح مي دهد، او را به اجبار در كلاس زبان انگليسي ثبت نام نكنيد.
بدون توجه به آنچه فرزندان اقوام و آشنايان فرا مي گيرند، كلاس هاي تابستاني فرزندتان را انتخاب كنيد. هر كودك علايق، توان و نيازهاي ويه اي داردكه با ديگري قابل مقايسه نيست.
حتما زماني را به تفريح و سرگرمي اختصاص دهيد. با فرزندتان مشورت كنيد كه روز تعطيل علاقه دارد به سينما برود يا پارك. اين مشورت، حس اعتماد به نفس كودك را تقويت كرده و لذت بيشتري از تفريح خواهد برد.
اگر فرزندتان علاقه دارد همراه با يكي از همسالان خود همكلاسي يا فرزند يكي از اقوام در كلاسي ثبت نام كند، حتما به نياز او پاسخ دهيد.
بگذاريد فرزندتان ساعاتي را به كارهاي مورد علاقه اش بپردازد. بي توجهي به علايق او عواقب ناگواري چون دلزدگي، بي حوصلگي، عصبانيت، كلافگي، پرخاشگري و ... را به دنبال دارد.
در انتخاب ساعت و روز كلاس ها دقت كنيد. بهتر است كلاس ها بويه كلاس هاي آموزشي در روزهاي ابتدايي هفته انتخاب شوند و ساعت هاي آن ترجيحا بين ساعت 9 تا 12 صبح باشد.
خواب بعدازظهر، استراحت و تماشاي تلويزيون عصرگاهي را از فرزندتان دريغ نكنيد.
فرزندتان را اجبار نكنيد تا كتاب هاي درسي سال آينده را مطالعه كند. تنها كافي است يكسري از كتاب هاي درسي سال آينده را خريداري كرده و در كتابخانه يا ميز تحرير فرزندتان بگذاريد. ترديد نكنيد كه فرزندتان براي ارضاي حس كنجكاوي اش، حتما به آنها سري خواهد زد. يادتان باشد هيچگونه تاكيد يا اجباري به كار نبريد.
تابستان، زمان استراحت و تفريح و اندكي آموزش است. تابستان را با فصل درس و مدرسه اشتباه نگيريد و كلام آخر اينكه اجبار نادرست ترين شيوه تربيتي - آموزشي و اختيار همراه با نظارت غيرمستقيم بهترين شيوه آموزشي - تربيتي است. موفق باشيد.

پيچ و خم هاي دشوار تربيتي
والدين در خانواده سالم ساعاتي از وقت مفيد خود را در طول روز به فرزندان اختصاص مي دهندومي كوشند تا زبان فهم آنان را بياموزند و روابط عاطفي عميق تري با آنان برقرار سازند
001662.jpg
ناصر قاسم زاده*
بحث اوقات فراغت هر سال با شروع فصل تابستان و تعطيل شدن مدارس و دانشگاه ها داغ مي شود و همين طور كه اندك اندك به فصل پاييز و زرد شدن برگ درختان نزديك مي شويم، سرد و سردتر شده و سرانجام دوباره تا سال ديگر و تابستاني ديگر به فراموشي سپرده مي شود.
اما واقعيت اين است كه اوقات فراغت بسيار مهمتر و داراي ابعادي پيچيده تر از آن است كه تنها تعطيلات تابستاني را دربربگيرد. هر شهروند در فصول مختلف زندگي خود، ساعاتي به نام اوقات فراغت دارد كه چگونگي استفاده از آن، خود باب هاي مطالعاتي تازه اي را در جامعه شناسي و روانشناسي گشوده است. طبيعي است در سنين نوجواني و جواني كه مشغله ها و مسئوليت هاي افراد كمتر و حجم زمان فراغت آنها بيشتر است، توجه به برنامه ريزي و استفاده مطلوب از زمان نيز اهميت بيشتري مي يابد. با توجه به نقش اساسي و تعيين كننده خانواده و والدين به عنوان الگوهاي اصلي نوجوانان و جوانان در چگونگي استفاده از زمان، اين مقاله از منظر نهاد خانواده و نقش محوري آن در تعيين سطح كيفي فراغت نوجوانان و جوانان به مقوله فراغت مي نگرد.
يكي از ويگي هاي خانواده سالم، نظم، انضباط و برنامه ريزي به عنوان اصول لاينفك زندگي است. هريك از اعضاي چنين خانواده اي پيرو برنامه اي منظم و مشخص هستند و به بيان كلي تر براي فصول مختلف زندگي خود، برنامه اي دارند كه از همان دوران كودكي در مسير آن حركت مي كنند.
خانواده سالم نقش موثر و فعالي در شكل بخشيدن به زندگي و تصويري كه فرزندان از آينده دارند، ايفا مي كند. نيازهاي عاطفي، روحي - رواني و فيزيكي نوجوان و جوان در چنين خانواده اي به بهترين روش پاسخ داده مي شود و همدردي و همدلي توام با درك متقابل از اصول مهم و اساسي نزد والدين در خانواده سالم است. در خانواده سالم حدود و ثغور آزادي و اقتدار فرزندان به طور كامل روشن و مشخص است و توانايي هاي جوانان از سوي پدر و مادر، ناديده گرفته نمي شود.
در اين خانواده باتوجه به توانايي ها، استعدادها و قدرت جسماني جوانان، امكانات تفريحي و ورزشي براي آنها در نظر گرفته مي شود. خانواده سالم واقعيت هاي اجتماعي نظير ارتباط با جنس مقابل را بخوبي مي شناسد و آن را با گرايش به بي بندوباري اشتباه نمي گيرد، بلكه با همراهي و همدلي، موانع، محدوديت ها و مشكلات شخصيتي فرزندان را كشف و راه را براي رفع آنها هموار مي سازد. در همين راستا راه هاي مهار خشم و بروز هيجانات به جوانان آموزش داده و اميدواري به زندگي و آينده در آنها تقويت مي شود.
تقريبا همه روانشناسان رفتارهايي مثل كنجكاوي، منفي نگري، خودمحوري، استقلال طلبي، لجبازي و تمايل به ريسك و خطر را از جمله مشخصه هاي بارز دوران نوجواني مي دانند. به همين دليل آگاهي خانواده و ساير نهادهاي مرتبط با نوجوانان و جوانان از ويگي هاي خاص اين دوران، مي تواند از بروز بسياري از مشكلات فردي، رفتاري و روحي آنها جلوگيري كند.
والدين در خانواده سالم ساعاتي از وقت مفيد خود را در طول روز به فرزندان اختصاص مي دهند و مي كوشند تا زبان فهم آنان را بياموزند و روابط عاطفي عميق تري با آنان برقرار سازند. در چنين فرآيند عاطفي عميقي است كه خانواده مي تواند نقش خود را در ميان انبوه مشكلات اجتماعي، فاصله هاي طبقاتي و پتانسيل هاي متفاوت اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، تحصيلي و ... بدرستي ايفا كند و از بروز عقده هاي رواني و گره هاي ناگزيري كه در چنين شرايطي در روح و ذهن جوانان پديد مي آيد، پيشگيري كند. خانواده سالم به فرزند خود مي آموزد كه انسان با تلاش و جديت قادر است بر مشكلات فائق آيد. محروم كردن جوانان از خواسته هاي طبيعي و انساني كه موجب رشد و نمو سالم آنها مي شود، راه را براي بروز انواع مشكلات عاطفي، اخلاقي و ... هموار مي كند. توجه به مسائل و مشكلات نوجوانان و جوانان به طور معمول از دغدغه هاي اصلي هر پدر و مادر آگاه و مسئولي است، اما در اين راه علاوه بر توجه و علاقه، بهره مندي از اطلاعات و دانش روز نيز از ضروري ترين امور است.
دختران و پسران ايراني معمولا در سنين 11 تا 15 سالگي به بلوغ جنسي مي رسند و همراه با تغييرات جسماني خاص دوران بلوغ، به طور طبيعي تغييراتي نيز در دستگاه عاطفي فرد رخ مي دهد كه به دنبال آن عشق و علاقه به گروه دوستان و صرف وقت و گفت وگوهاي طولاني با آنها شكل مي گيرد. اين ارتباطات، دريچه هاي تازه اي از جهان عواطف و ارتباطات اجتماعي را به روي جوان مي گشايد و هويت او را توسعه مي بخشد. تجربه نشان داده است كه نوجوانان در اين سنين معمولا از والدين خود فاصله مي گيرند و از ارتباط با گروه دوستان و همسالان لذت بيشتري مي برند.
تحولات چند دهه اخير، بخصوص رشد بي رويه جمعيت، افزايش بي حساب ساكنان شهرها و افزايش سكونت خانواده هاي با درآمد اندك در مناطق فقيرنشين شهري، از جمله خطراتي است كه كودكان، نوجوانان و جوانان طبقات محروم را تهديد مي كند. در چنين شرايطي است كه خانواده، ناگزير آنقدر درگير ارضاي نيازهاي اوليه، فوري و جسمي فرزندان مي شود كه مقولاتي از قبيل اوقات فراغت را به فراموشي مي سپارد.
اما علاوه بر فقر اقتصادي، بيشتر خانواده ها به سبب مشكلات فكري، روحي، رفتاري، محروميت هاي فرهنگي و ناآگاهي از پيچ و خم هاي دشوار تربيتي فرزندان، توانايي رويارويي با ناهنجاري هاي خاص دوران نوجواني و جواني از قبيل آشفتگي فكري، افسردگي، خشونت گرايي، نوميدي از آينده و حتي اعتياد فرزندان خود را ندارند. مسئله اينجاست كه خانواده از يك سو نقش بسيار مهمي در مراحل رشد فرزندان و پاسخگويي به نيازهاي رشد نوجوانان و جوانان دارد و از سوي ديگر تعداد زيادي از خانواده ها، بــويه خـــانــواده هاي محروم، شرايط و امكانات لازم براي پاسخگويي به نيازهاي اين گروه را ندارند. در اين شرايط دستگاه ها و نهادهاي مسئول در جامعه مي توانند ضمن اختصاص يارانه هاي لازم، شرايط بهتري را براي كمك به نوجوانان و جوانان فراهم آورند. اما خانواده، نهادي جدا از جامعه نيست. وضعيت حاكم بر هر خانواده تا حد زيادي متاثر از نظام اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي حاكم بر جامعه است.
مسئله ديگر، وجود خرده فرهنگ هاي درست يا نادرست موجود در جامعه است كه هريك تعريفي از قشر جوان مي دهند كه گاه حتي در تضاد با يكديگر است. فرهنگ سازي براي شناخت صحيح ويگي هاي جواني و جايگزين سازي و اصلاح تعاريف نزد والدين از مهمترين اقداماتي است كه دستگاه هاي سياستگذار مي توانند در زمينه ساماندهي اوقات فراغت جوانان به آن بپردازند.
در اين ميان باتوجه به نرخ رشد جمعيت در كشور، برنامه ريزي هاي درازمدت از اولويت خاص برخوردارند. اوقات فراغت در حقيقت غذاي روح هر فرد است؛ غذايي كه در حفظ بهداشت رواني افراد جامعه نقش بسيار مهمي ايفا مي كند، همچنان كه بي توجهي به آن نيز غفلت از سلامت روح و روان نسل سرنوشت ساز جامعه خواهد بود. فروپاشي ارزش ها و اخلاقيات، بي مسئوليتي، اعتياد، بزهكاري و ... همه و همه ناشي از برخوردار نبودن خانواده ها و مسئولان فرهنگي جامعه از حساسيت لازم درباره مسائل مربوط به جوانان است.
نوجواني و جواني فصل نشاط، شادابي، پويايي و خلاقيت است. بسياري از پدر و مادرها وضعيت نابسامان اقتصادي و فقر مالي خانواده را علت بي توجهي خود به ويگي هاي خاص دوران جواني مي دانند. گرچه ناديده گرفتن واقعيات اقتصادي در شرايط بحراني موجود غير منطقي به نظر مي رسد، مع الوصف والدين آگاه، همدل، صميمي و صادق همراه با فرزندان خود با مشكلات زندگي دست و پنجه نرم كرده و با تجزيه و تحليل منطقي شرايط موجود مي كوشند تا حداكثر بهره را از حداقل امكانات ببرند و آستانه تحمل و سازگاري فرزندان خود را تقويت كنند. از سوي ديگر تلاش هايي كه در درون خانواده ها صورت مي گيرد نيز نمي تواند رافع مسئوليت هاي برنامه ريزان و سياستگذاران دولتي براي شهروندان در گروه هاي سني و جنسيتي مختلف باشد.
به اين ترتيب شبكه گسترده اي از عوامل، عناصر و روابط در ساماندهي اوقات فراغت نقش دارند كه به مجموعه آنها بايد توجه به شرايط سني و نيازهاي عاطفي و رواني و جنسيتي نوجوان و جوان را نيز افزود.
در تعاملاتي كه در اوقات فراغت ميان جوانان به وجود مي آيد، بخش مهمي از هويت اجتماعي و آينده شغلي و تحصيلي آنها بنا نهاده مي شود، از اين منظر توجه به چگونه سپري شدن اين اوقات و كاركردهايي كه فراغت مي تواند در تكامل شخصيت فردي و ا جتماعي جوانان داشته باشد، از ضروريات و اولويت هاي جامعه جوان به شمار مي آيد.
*دكتر روانشناس و روان مشاور

گزارش ويژه
انتخاب آزاد يا ضرورت تعيين شده
ارتقاي بنيان فني
خميازه اي به بلنداي تابستان
ارمغان تابستان
تابستان، گرما و جرايمي براي اوقات فراغت
تابستان و هيجان راندن
كودكان له مي شوند
پيچ و خم هاي دشوار تربيتي
ايران
تدبير حكومتي
...تا 27
بومرنگ سياستمداران آمريكا
۸ دوره انتخابات و نحوه ترجمه شعارها
بي اعتنا به قدرت
قلم توتم من است
چريك بي هياهو
جامعه
نوازش باد از لواي بادگيرها
تبليغ در مدرسه ممنوع
ديوارها طبله كرده اند
دادو ستد در دالان هاي مرگ
اقتصاد
تجارت دوطرفه
پارادوكس هواپيمايي
انديشه
پيش شرط هاي معرفت
فهم متن
ايده ها و انديشه ها
كتاب
نظاره دلتنگي هاي انسان
مصرف تظاهري و ضايع كردن تظاهري
موفقيت معطوف به آينده
باز هم با سياوش از آتش
هنر
نبرد با شمشيرهاي نوراني
اين مرد خشن،  آن مرد مهربان
چشم انداز اخلاقيات
رنگ آميزي نو در ساختاري كهن
جهان
سياستمداران اقليت در اروپا
چالش بزرگ اروپاي متحد
زندگي بعد از كاخ سفيد
دوست يا دشمن
ورزش
منطق پيروزي
پديده ها مي سوزند
تيم منتخب جهان در قاره سبز
دانش
اگر جلوترنباشيم برابريم
واكسن ترك اعتياد
راه هاي هوشياري
شكارچي سياهچاله ها
ادبيات
از غزل امروز تا غزل بي فردا
نگاه دانشورانه
مادر سي و هفت ساله پركار
يك قصه گوي ساده هستم
همه نام هاي من ...
|  گزارش ويژه  |  ايران  |  جامعه  |  اقتصاد  |  انديشه  |  كتاب  |  هنر  |  جهان  |
|  ورزش  |  دانش  |  شناسنامه  |  ادبيات  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |