علاوه بر مطبوعات ورزشي و خود بازيكنان، باشگاه ها نيز مقصر هستند، چراكه مشاوران و روانشناسان خوبي ندارند و تاكنون شاهد اين نبوده ايم كه فرد متخصصي در باشگاهي آنقدر پديده هايش را توجيه كند كه جنبه بزرگ و مطرح شدن را داشته باشند
فوتبال ايران پديده ساز است يا پديده كش اين سوالي است كه بايد براي رسيدن به پاسخ آن مجموعه اي از عوامل مرتبط با فوتبال را بررسي كرد. فدراسيون، باشگاه ها، مديران، مربيان، بازيكنان، مطبوعات و تمامي رسانه هاي گروهي، عواملي هستند كه با فوتبال ارتباط تنگاتنگ و تاثيرگذاري دارند. در حالي كه به روزهاي پاياني چهارمين دوره رقابت هاي ليگ برتر نزديك مي شويم، شاهد حضور برخي پديده ها در اردوي تيم ملي هستيم، اما خيلي از آنهايي كه بايد به چشم مي آمدند، بنابر شرايط حساس بازي هاي تيم ملي به اردو دعوت نشده اند و منتظر فرصت هاي آينده هستند.
پويايي ليگ هاي دنيا با جوانان
سرمايه گذاري باشگاه هاي مطرح و بزرگ فوتبال جهان روي بازيكنان جوان، سالهاست آغاز شده و درچند سال اخير به اوج خود رسيده است. شرايط فعلي فوتبال حرفه اي دنيا به گونه اي است كه باشگاه هاي بزرگي مثل منچستريونايتد، آث ميلان، چلسي، يوونتوس، آرسنال، بايرن مونيخ و ... جذب جوانان زير 20 سال را در دستور كاري خود قرار داده اند. آنها حاضرند براي جذب چنين بازيكناني حتي چند برابر بازيكنان صاحبنام پول بدهند. البته اين پول ها بدون هدف پرداخت نمي شود، آنها براي عقد قرارداد با يك بازيكن ماه ها او را زيرنظر مي گيرند و با مسئولان استعداديابي كه دارند، دست روي بازيكناني مي گذارند كه مي دانند در آينده چندين برابر پول هزينه شده را به باشگاه برمي گردانند. در حالي كه بازيكنان صاحبنام و بزرگي در تيم هاي مطرح اروپا بازي مي كنند، اما هر فصل شاهد ظهور چهره هاي جديدي هستيم كه حضور ستاره ها را تحت تاثير خود قرار مي دهند.
وين روني و كريستين رونالدو از جمله اين بازيكنان هستند كه فوتبال انگليس را تحت تاثير قرار داده اند. مسلما سرمايه گذاري روي چنين بازيكناني سبب پويايي ليگ و باشگاه هاي صاحب فوتبال خواهد شد، اما تيمي مثل رئال مادريد كه بهترين ستاره هاي دنيا را به خدمت گرفته است، اين فصل نتوانست نشاط و شادابي سالهاي گذشته را داشته باشد. رئال امسال از مردان باتجربه اش بيشتر استفاده كرد و همين امر اجازه نداد آنها بتوانند بازي هاي جذابي را به نمايش بگذارند. شايد به اين دليل كه ستاره هاي اين تيم ديگر انگيزه اي براي درخشيدن و مشهور شدن نداشتند.
پديده ها هر سال بيشتر مي شوند
حسن بها دادن به جوانان در فوتبال حرفه اي اين است كه هر فصل شاهد ظهور پديده هاي جديدي در جهان فوتبال هستيم. آمارها نشان مي دهد روند ظهور و رشد پديده ها در كشورهاي اروپايي و آمريكاي جنوبي، هر سال بهبود مي يابد و بازيكنان جوان و جديدي به دنياي توپ گرد وارد مي شوند، اما اين آمار در آسيا و كشورهايي كه فوتبال پيشرفته و توسعه يافته اي ندارند، روند يكنواخت و تقريبا مسكوتي را پشت سر مي گذارد. روند ظهور پديده ها در كشورهاي آسيايي بسيار كند است و كمتر شاهد آن هستيم كه در يك تورنمنت رسمي مثل جام ملت هاي آسيا يا بازي هاي آسيايي، پديده هايي بيشتر از انگشتان يك دست ظهور كنند. اما آيا اين روند در ايران هم كند و يكنواخت است!
باشگاه هاي گمنام شجاع ترند
در فوتبال ايران و تا قبل از راه اندازي ليگ حرفه اي، كمتر شاهد حضور جوانان در تيم هاي بزرگ بوديم. در سالهاي نه چندان دور، بازيكناني با 35 تا 37 سال سن در ليگ بازي مي كردند، اما اين روند و ميانگين سني اين قبيل بازيكنان هر روز كمتر مي شود. فوتبال ايران كه تا قبل از اولين دوره ليگ حرفه اي درچهار سال گذشته روند كند و ساكني را براي رسيدن به فوتبال روز دنيا طي مي كرد، پس از تحولاتي كه در نحوه برگزاري بازي ها به وجود آمد، شكل سريع تري به خود گرفت. شروع اولين دوره ليگ برتر با مشكلات و انتقادات فراواني همراه بود، اما به مرور زمان و با حمايت هاي محسن صفايي فراهاني به عنوان رئيس وقت فدراسيون فوتبال، اين مشكلات رفته رفته رنگ باخت و كمتر شد تا جايي كه حالا شاهد تكرار آن اشتباهات اولين دوره هستيم. با روي كار آمدن محمد دادكان، روند جوانگرايي در ليگ برتر فوتبال سرعت بيشتري به خود گرفت. يكي از اقدامات مثبتي كه در فدراسيون فوتبال صورت گرفت، راه اندازي پايگاه هاي استعداديابي در مناطق مختلف كشور بود كه سبب شد بازيكنان بسياري از تيم ها و شهرهاي گمنام خيلي زود در فوتبال ايران مطرح شوند. البته در كنار اين فاكتور مثبت، بايد به ناكامي تيم هاي ملي نوجوانان و جوانان و حتي اميد كشورمان نيز اشاره كرد كه نتوانستند جواز حضور در مسابقات جهاني و المپيك را كسب كنند. قطعا اگر فدراسيون فوتبال كارهاي پايه اي در فوتبال را زودتر آغاز مي كرد، اين تيم ها به چنين سرنوشتي دچار نمي شدند. با اين حال چهارمين دوره ليگ برتر، هرچند از نظر فني در سطح بسيار بالاتري نسبت به دوره هاي گذشته برگزار شد، اما باز هم شاهد بوديم كه تيم هاي بزرگ و مطرح فوتبال كشورمان كمتر به جوانان خود بها دادند، اما تيم هايي كه محبوبيت كمتري دارند، به جواناني ميدان دادند كه تيم هاي بزرگ تا چند سال ديگر هم به آنها ميدان نمي دادند. تيم هايي مثل فجر سپاسي، شموشك، سايپا، ملوان، برق، فولاد و حتي ابومسلم با كمترين هزينه ها بازيكناني را به فوتبال ايران معرفي كرده اند كه قطعا طي سالهاي آينده، پشتونه اي مطمئن براي تيم ملي خواهند بود. بازيكناني چون علي عليزاده، مصطفي مهديزاده، مسعود شجاعي، بهروز پاك نيت، ميثم سليماني، لفته حميدي، مجتبي جباري و ... از جمله اين بازيكنان هستند، اما آيا استقلال و پرسپوليس هم چنين بازيكناني دارند!
استقلال از پرسپوليس پيشي گرفت
|
|
|
دو تيم پرطرفدار و محبوب فوتبال ايران سالها بود كه پديده جواني را مطرح نمي كردند و بيشتر از دسترنج باشگاه هاي ديگر استفاده مي كردند. مروري بر اسامي سالهاي گذشته بازيكنان اين دو تيم ثابت مي كند آنها در امر جوانگرايي در رده هاي انتهاي جدول هستند. از شروع اولين دوره ليگ برتر اين معضل بزرگ در استقلال و پرسپوليس هم رو به زوال گذاشت. روي كار آمدن مربياني كه به كار جوانان اعتقاد داشتند، زمينه ساز از بين رفتن اين معضل بزرگ شد. هرچند كه وينكو بگوويچ به عنوان مربي كه در فولاد بازيكنان زيادي را به فوتبال ايران معرفي كرد، با حضورش در پرسپوليس اقدام به جوانگرايي كرد، اما واقعيت اين است كه امير قلعه نويي، سرمربي جوان استقلال در ميدان دادن به جوانان گوي سبقت را از رقيب ديرينه خود ربود. درست است كه بگوويچ نزديك به 10 بازيكن جوان تيم اميد اين باشگاه را به تمرينات بزرگسالان آورد كه حالا عصاي دست كادر فني هستند، اما در آن برهه زماني به واسطه حضور بازيكنان بزرگ و پا به سن گذاشته در پرسپوليس، كمتر فرصتي به جوان هاي انتخابي وينكو بگوويچ رسيد. همين مهرداد اولادي كه حالا مرد شماره يك خط حمله پرسپوليس است، در زمان حضور بگوويچ كمترين شانس بازي را هم پيدا نكرد، اما امير قلعه نويي از همان روزهاي اول به مردان جوانش بها داد و حالا همان جوان ها عصاي دستش شده اند. وحيد طالبلو، اميرحسين صادقي، پيروز قرباني و ... از جمله اين بازيكنان هستند. استقلال اين روند را اين فصل نيز ادامه داده است، اما پرسپوليس هنوز از حضور بازيكنان پا به سن گذاشته رنج مي برد.
پديده هاي ليگ چهارم
چهارمين دوره ليگ برتر هرچند از نظر فني در سطح بسيار بالاتري نسبت به دوره هاي گذشته برگزار شد اما باز هم تيم هاي بزرگ و مطرح فوتبال كشورمان كمتر به جوانان خود بها دادند
چهارمين دوره رقابت هاي ليگ برتر در حالي روزهاي پاياني اش را سپري مي كند كه امسال از نظر فني رشد چشمگيري نسبت به دوره هاي گذشته داشت. در ليگ امسال اتفاقات زيادي رخ داد كه مهمترين آن صدرنشيني مطلق تيمي بود كه به ساختن بازيكن و جوانگرايي، معروف و مشهور است. فولاد خوزستان كه در آستانه قهرماني در اين دوره از رقابت هاست، امسال مزد زحمات چندين ساله خود و سرمايه گذاري روي جوانانش را گرفت. آنها مستحق اين عنوان هستند، چراكه چند سال است سختي كشيده اند و روي جوانان كار كرده اند تا آنها را به اين سطح برسانند. در تيم فولاد بازيكناني چون سيدمحمد علوي، پمان منتظري، ميثم سليماني، لفته حميدي، علي بداوي، سامان موسوي و... چهره هاي خيلي شناخته شده اي نيستند، اما مطمئنا در سالهاي آينده آنها را در اردوهاي ملي خواهيم ديد.
بدون شك فولاد را بايد كارخانه بازيكن سازي فوتبال ايران ناميد كه هرسال مي تواند بيشترين پديده را داشته باشد.
اما در كنار فولاد تيم هاي ديگري هم هستند كه جوانان خوبي را تحويل فوتبال داده اند. در چهارمين دوره رقابت هاي ليگ برتر، بازيكنان جواني چون مسعود شجاعي از سايپا، ميثم منيعي از پاس، علي قرباني و علي عشوري زاد از ملوان، مجتبي جباري و آندرانيك تيموريان از ابومسلم، مهرداد اولادي از پرسپوليس، ميثم بائو از استقلال، حميد زوهاني از صباباتري، جلال اكبري از سپاهان، سعيد فرزانه و حجت زادمحمود از استقلال، شيث رضايي و محمد محمدي از پرسپوليس، لفته حميدي و پمان منتظري از فولاد چهره شدند كه البته در بين آنها تنها محمد محمدي از نظر سني در شرايط جواني نيست. در كنار محمدي مي توان از فريدون فضلي هم نام بردكه امسال خود را به عنوان دومين گلزن برتر ليگ مطرح كرد.
پديده هاي فصل قبل چرا سوختند
زماني كه يك بازيكن به عنوان پديده به فوتبال معرفي مي شود، بايد روند رو به رشدش را به گونه اي ادامه دهد كه از اين مرز عبور كند و به سمت ستاره شدن پيش برود. در واقع پديده شدن شروع يك زندگي جديد براي رسيدن به قله هاي موفقيت بيشتر است. اما آيا بازيكنان فوتبال ما كه كل فصل هاي گذشته پديده شده اند، اين مسير را طي كرده اند آيا مسئول يا نهادي هست كه زندگي ورزشي پس از اين اتفاق بزرگ چنين بازيكناني را زيرنظر بگيرد و آنها را در مسير رشد و ترقي نگه دارد قطعا پاسخ به اين سوالات منفي خواهد بود، چون نه باشگاه هاي ما چنان ساختاري دارند كه بتوانند اين كار را انجام دهند، نه فدراسيون فوتبال چنين برنامه هايي را دارد. براي اين مورد يك مثال زنده و عيني مي زنيم. آرش برهاني فصل گذشته با زدن گل هاي حساس و سرنوشت ساز، يكي از عوامل مهم قهرماني تيم فوتبال پاس بود. او آنقدر خوب كار كرد و خوب تر گل زد كه به اردوي تيم ملي اميد و بزرگسالان دعوت شده و هنوز هم در اردو هست، اما آيا اين برهاني همان آرش فصل گذشته
|
|
|
پاس است كه مثل آب خوردن گل مي زد آيا او در تيم ملي همانطور گل مي زند كه در پاس فصل گذشته گل مي زد براستي برهاني - بهترين پديده فصل گذشته - چه شده كه از نظر فني و روحي در چنين شرايطي قرار گرفته است سهراب انتظاري كجاست مهرزاد معدنچي چه مي كند عباس آقايي، داود سيدعباسي، عليرضا عباسفرد، حميد شفيعي، امير وزيري، سيدمهدي سيدصالحي، مرتضي كاشي، ارشاد يوسفي و ... اينها كه فصل هاي گذشته پديده بودند، الان كجاي اين فوتبال هستند آيا آنها هنوز هم مثل يك پديده عمل مي كنند چه كسي مسئول و مقصر افت آنهاست
همه مقصرند از بازيكنان تا باشگاه ها
براي پيدا كردن مقصران از بين رفتن پديده ها، خيلي نبايد سختي كشيد، چون از خود بازيكنان تا مسئولان و مديران باشگاه ها و مطبوعات همه مقصرند كه در اين بين بازيكنان بيشترين سهم را دارند. متاسفانه بازيكنان جوان ما قبل از آنكه جنبه بزرگ شدن را داشته باشند، دوست دارند از رفتار بازيكنان بزرگ تقليد كنند. ذهنيت ها و باورهاي غلطي كه برايشان به وجود مي آيد، آنها را به دنيايي رويايي مي برد كه خيلي زود به زمينشان مي زند. در شكل گيري اين ذهنيت و خودبزرگ بيني مطبوعات ورزشي نيز مقصر هستند. متاسفانه به محض آنكه يك بازيكن درچند بازي خوب كار مي كند، نشريات ورزشي آنقدر او را بزرگ مي كنند كه خود بازيكن باورش مي شود آنقدر بزرگ شده كه ديگر هيچ انگيزه اي براي ادامه دادن روند رو به رشدش ندارد. از اين نمونه بازيكنان بسياري را مي شود نام برد كه رفته رفته از دنياي واقعي خود فاصله گرفته اند و تا جايي پيش رفته اند كه حالا ديگر هيچ جايي در اردوهاي تيم ملي و حتي ليست هاي 30 و 40 نفره آن ندارند.
علاوه بر مطبوعات ورزشي و خود بازيكنان، باشگاه ها نيز مقصر هستند، چراكه مشاوران و روانشناسان ورزشي خوبي ندارند و تاكنون شاهد اين نبوده ايم كه فرد متخصصي در باشگاهي آنقدر پديده هايش را توجيه كند كه جنبه بزرگ و مطرح شدن را داشته باشند. اين نقيصه اي است كه در باشگاه هاي ما وجود دارد و به رغم گذشت چهار سال از حرفه اي شدن ليگ، هنوز هيچ اقدامي براي ريشه كني آن صورت نگرفته است.
پديده هاي موفق هم داشته ايم
همه اينهايي كه اشاره كرديم مطلق نيست، بازيكناني را هم داشته ايم كه پس از پديده شدنشان در ليگ و فوتبال ايران، پله هاي ترقي را تا رسيدن به بالاترين سطح فوتبال پيموده اند. بازيكني مثل علي دايي از زماني كه پديده شد تا حالا كه 35 سال سن دارد، كمتر دچار افت شده است. او آنقدر پيش رفت تا در باشگاه هاي معتبري چون هرتابرلين، بايرن مونيخ و آرمينيابيله فلد بازي كرد و آنقدر پيش رفت تا بهترين گلزن تمام دوران فوتبال جهان لقب گرفت. مهدي مهدوي كيا هم همين طور. محرم نويدكيا، رحمان رضايي، وحيد هاشميان و البته جواد نكونام كه هنوز به تيم هاي اروپايي نپيوسته است. اينها نمونه هاي موفقي از پديده هاي فوتبال ايران هستند كه خصوصيات اخلاقي و رفتاري آنها نشان مي دهد، شخصيت بزرگ شدن و ظرفيت حفظ آن را داشته اند. فوتبال ما براي پيشرفت و به روز شدن به وجود چنين بازيكناني نياز مبرم دارد.