- خرداد ۱۳۸۴ . ويژه نامه ماه . شماره ششم -
Tehran
منطق پيروزي
جهانگير كوثري
001821.jpg
جام جهاني 1998 را به خاطر داريد؛ ايران در يكي از بزرگترين مسابقات ورزشي - سياسي عصر جديد در مقابل آمريكا قرار گرفت و در آن بازي پيروز شد. اكنون ايران دوباره به جام جهاني مي رود. بدون بازي هاي پلي آف، بدون مشكلات مرحله سوم و بدون دغدغه هاي هيجان برانگيز. تيم ملي ايران با شكست دادن بحرين، اپن و كره شمالي مستقيم به جام جهاني رسيد. بازي پنجم با بحرين در تهران از نظر رواني، سخت ترين بازي ايران به حساب مي آمد. در مقابل اينهمه ابراز شور و شوق، تيم ايران بايد چگونه بازي مي كرد فشار 60 ميليون ايراني بر دوش بازيكنان فوتبال و مربي آلمان بود. چه نوع تاكتيكي، با كدام آرايش و كدام نفرات اگر برنامه هاي برانكو جواب نمي داد، چه اتفاقي رخ مي داد
اما برنامه ريزي برانكو و بازيكنان، منطق دلنشين خود را داشت و در لابه لاي برنامه هاي گلزني، برانكو تكنيك و تاكتيك خود را روي ثبات و دوام دفاعي تيم قرار داده بود و چه هوشمندانه اين برنامه را پياده كرد. برانكو مي دانست هنوز يك فرصت ديگر براي ايران باقي است بازي ششم مقابل اپن. اپن هم برزيل يا انگليس و آرانتين نيست. پس درصد ريسك را بايد پايين آورد و منطق صعود را با معيارهاي فكري فوتبال در نظر گرفت. او به قدرت و ابتكار بازيكنان خود كاملا واقف بود و مي دانست در سخت ترين لحظات آنان قادرند تيم را نجات دهند. برانكو هرگز فكر خود را براي پيشنهادات غير اصولي خسته نكرد، گوش نكرد و استراتي خود را پياده كرد.
او به يك مشي، عقيده محكم داشت؛ استفاده از بازيكنان كاملا حرفه اي و آماده. او خوب مي دانست فريدون زندي در كايزرسلاترن صحيح تر و بابرنامه تر، تمرينات خود را انجام داده است و خوب مي دانست وحيد هاشميان، يك مهاجم حرفه اي است. همانگونه كه كريمي، دايي و مهدوي كيا نشان داده اند. پس بايد قدرت تيم را همپاي قدرت روحي و آمادگي حرفه اي كرد تا در اين ميدان حساس، درصد شكست و فروريختن دروازه ما كم باشد.
انديشه برانكو با شناخت كافي از ويگي بازيكنانش كاملا جواب داد و تيم ايران يكي از حساس ترين، سخت ترين و مهمترين بازي هاي خود را برد. زيبايي بازي جاي خود دارد كه اتفاقا تيم ما در اين زمينه نيز دلنشين تر از حريف بازي كرد. اقتدار بازي و توپ از آن ايران بود، نبض و آهنگ بازي از آن ايران بود. برتري تاكتيك و تكنيك از آن ايران بود و موقعيت گل ايران نيز بيشتر از حريف بود. در كل ايران تيم تر از بحرين بود با مهره هايي كه هركدام عشق به پيروزي داشتند.
فوتبال يك نمايش واقعي است
شور و شوق براي فوتبال بخشي از تار و پود زندگي بسياري از ماست. اين شور مي تواند براي هواداران، ابراز وطن پرستي محلي و ملي و ساير اشكال دلبستگي متعصبانه را شامل شود. چرا فوتبال محمل ابراز اين نوع شوق عمومي است عامه پسندترين پديده اجتماعي ديگر شكل فوتبال نيست! فوتبال اتفاقا ابعاد فرهنگي و اجتماعي گسترده اي را به دست آورده و جايگاه اخلاقي و فرهنگي مناسبي را در عرصه جهاني كسب كرده است. جذابيت فوتبال ناشي از چيست شايد تماشاگران فوتبال گاهي رفتار غير متعارف و خشني از خود نشان مي دهند، گرچه عده اي كوركورانه تعصبات باشگاهي و ناسيوناليستي از خود نشان مي دهند. شور و شوق فوتبال در افراد واجد كيفيتي بي ضرر است. آنها كه فوتبال را دوست دارند، اين ذوق را نوعي عشق و عرق محلي مي دانند كه صرفا علاقه مندي به محل زندگي خود و اجدادشان را نشان مي دهد. به ظاهر و گاهي به رنگ آميزي اغراق آميز نوجوانان و جوانان توجه كنيد كه رنگ لباس باشگاه يا پرچم كشور خود را به نوعي در لباس و صورت خود ترسيم مي كنند.
سرچشمه اين علائق ذاتي در چه عاملي نهفته است آيا از آنجا كه انسان در تمام اعمال روزانه اش از دست استفاده مي كند و فوتبال آن را نهي مي كند، دليل روانشناسانه اي براي كنجكاوي انسان نيست استفاده از پا كه يك امر غير متعارف است، باعث جذابيت حركت انسان براي بيننده نمي شود و او را به سوي پذيرش قانون و قاعده كلي ترغيب نمي كند پس مي توان گفت در هر دو بعد روانشناسانه و اجتماعي- تاريخي، فوتبال تاثيري تمدن آموزانه دارد و اگر در جهت و بستر اجتماعي صحيحي هدايت شود، شاخص هاي فرهنگي تازه اي را به وجود مي آورد. فوتبال و تماشاي اين بازي، هرگز خشونت زا نيست. در رويدادي كه جهان را براي يك ماه تحت الشعاع بازي هاي خود قرار مي دهد جام جهاني نمي توان تنها خشونت عده اي را دستاويز هجمه به آن دانست. شور و هيجان تماشاگران فوتبال تحسين برانگيز و احترام آور است. اين غوغانمايي و شوق از اجتماعي برمي آيد كه پتانسيل نهفته دروني جواني دارد.
001824.jpg
يك جامعه دق كرده و مرده هرگز قادر نيست اين غرور دروني پيروزي تيم ملي كشورش را اينگونه انعكاس دهد. فوتبال در ذات خود خشونت زا و خشونت آميز نيست. بايد ديد اين شور ناشي از پيروزي در كدام زمينه اجتماعي قرار مي گيرد و چگونه با آن برخورد مي شود.
هدايت هر هيجان و عكس العملي در جهت ارزشمند مردمي و اجتماعي و تخريبي و حادثه اي انجام مي گيرد. فوتبال يك امر زنده و واقعي است. فوتبال همچون موسيقي، نمايش مد و نوسانات اقتصادي، يكي از راه هاي درك جهان براي ماست. زندگي با فوتبال يك امر حياتبخش است، يك حقيقت امروزي كه در شكل افسانه انعكاس مي يابد. ما با فوتبال در منطق يك رويارويي جهاني قرار گرفته ايم، در عرصه يك سياست جهاني، يك بازار مكاره، يك گردهمايي، يك اجلاس انساني و مهربانانه. ما به جام جهاني رفته ايم و بايد ابعاد اين حضور را دريابيم. در اين درياي بزرگ تبليغات و اقتصاد، ما نيز سوار كشتي جام جهاني شده ايم. همانگونه كه اشاره رفت، بايد بستري را فراهم كنيم كه از اين حضور بهترين بهره را بستانيم.
هر واكنش و رفتار ما چه از سوي بازيكنان و چه از سوي تماشاگران مورد ارزيابي قرار مي گيرد. حالا ما عضو جهاني فوتبال به شكل زنده اش هستيم. ما برگزيده شده ايم تا در اين رخداد بزرگ ارزش هاي فرهنگي، ديني، اجتماعي و انساني خود را نشان دهيم. از همين عكس العمل هاي تماشاگران شروع مي كنيم، از ابراز شور و شوق خودمان، از رفتاري كه بايد توام با حسن رفتار باشد و باورهاي فرهنگي ما را به نوعي جلوه دهد. واكنش هيجانات دروني كه ناشي از پيروزي تيم ملي فوتبال كشورمان است را در بخش هاي مختلف رسانه هاي جهان تحليل مي كنند و آنجاست كه ما نمره فرهنگي مي گيريم.
اين شور و هيجاني كه ايراني ها از خودشان پس از پيروزي بر بحرين نشان دادند، در نوع خود بي نظير و بي بديل بود. از بعضي از حركت هاي جزئي نيز بايد گذشت و به آنها به ديده اغماض نگريست. تخريب اتوبوس، ايجاد راهبندان و ... عكس العمل شادي بخش دوستداران فوتبال نيست. آنچه از برآيند تمام واكنش هاي مردم شاهد بوديم تشويق ايران بود و قهرمانان و نخبگان فوتبال آن. اين پديده اجتماعي در جامعه ما ارزش هاي خود را نيافته است. فوتبال همچون زندگي است، خشونت ندارد، تخريب نمي خواهد و تنها تعدادي اندوه ذاتي دارد كه غم انگيز نيست. جهان يك عرصه شاد است نه يك دره سياه اشك. اكنون اجازه بدهيد ايران ما هم در اين عرصه فراجهاني خود را بيازمايد.

در فوتبال رو به حرفه اي ايران
پديده ها مي سوزند
علاوه بر مطبوعات ورزشي و خود بازيكنان، باشگاه ها نيز مقصر هستند، چراكه مشاوران و روانشناسان خوبي ندارند و تاكنون شاهد اين نبوده ايم كه فرد متخصصي در باشگاهي آنقدر پديده هايش را توجيه كند كه جنبه بزرگ و مطرح شدن را داشته باشند
001815.jpg
عكس: مجتبي جانبخش
فوتبال ايران پديده ساز است يا پديده كش اين سوالي است كه بايد براي رسيدن به پاسخ آن مجموعه اي از عوامل مرتبط با فوتبال را بررسي كرد. فدراسيون، باشگاه ها، مديران، مربيان، بازيكنان، مطبوعات و تمامي رسانه هاي گروهي، عواملي هستند كه با فوتبال ارتباط تنگاتنگ و تاثيرگذاري دارند. در حالي كه به روزهاي پاياني چهارمين دوره رقابت هاي ليگ برتر نزديك مي شويم، شاهد حضور برخي پديده ها در اردوي تيم ملي هستيم، اما خيلي از آنهايي كه بايد به چشم مي آمدند، بنابر شرايط حساس بازي هاي تيم ملي به اردو دعوت نشده اند و منتظر فرصت هاي آينده هستند.
پويايي ليگ هاي دنيا با جوانان
سرمايه گذاري باشگاه هاي مطرح و بزرگ فوتبال جهان روي بازيكنان جوان، سالهاست آغاز شده و درچند سال اخير به اوج خود رسيده است. شرايط فعلي فوتبال حرفه اي دنيا به گونه اي است كه باشگاه هاي بزرگي مثل منچستريونايتد، آث ميلان، چلسي، يوونتوس، آرسنال، بايرن مونيخ و ... جذب جوانان زير 20 سال را در دستور كاري خود قرار داده اند. آنها حاضرند براي جذب چنين بازيكناني حتي چند برابر بازيكنان صاحبنام پول بدهند. البته اين پول ها بدون هدف پرداخت نمي شود، آنها براي عقد قرارداد با يك بازيكن ماه ها او را زيرنظر مي گيرند و با مسئولان استعداديابي كه دارند، دست روي بازيكناني مي گذارند كه مي دانند در آينده چندين برابر پول هزينه شده را به باشگاه برمي گردانند. در حالي كه بازيكنان صاحبنام و بزرگي در تيم هاي مطرح اروپا بازي مي كنند، اما هر فصل شاهد ظهور چهره هاي جديدي هستيم كه حضور ستاره ها را تحت تاثير خود قرار مي دهند.
وين روني و كريستين رونالدو از جمله اين بازيكنان هستند كه فوتبال انگليس را تحت تاثير قرار داده اند. مسلما سرمايه گذاري روي چنين بازيكناني سبب پويايي ليگ و باشگاه هاي صاحب فوتبال خواهد شد، اما تيمي مثل رئال مادريد كه بهترين ستاره هاي دنيا را به خدمت گرفته است، اين فصل نتوانست نشاط و شادابي سالهاي گذشته را داشته باشد. رئال امسال از مردان باتجربه اش بيشتر استفاده كرد و همين امر اجازه نداد آنها بتوانند بازي هاي جذابي را به نمايش بگذارند. شايد به اين دليل كه ستاره هاي اين تيم ديگر انگيزه اي براي درخشيدن و مشهور شدن نداشتند.
پديده ها هر سال بيشتر مي شوند
حسن بها دادن به جوانان در فوتبال حرفه اي اين است كه هر فصل شاهد ظهور پديده هاي جديدي در جهان فوتبال هستيم. آمارها نشان مي دهد روند ظهور و رشد پديده ها در كشورهاي اروپايي و آمريكاي جنوبي، هر سال بهبود مي يابد و بازيكنان جوان و جديدي به دنياي توپ گرد وارد مي شوند، اما اين آمار در آسيا و كشورهايي كه فوتبال پيشرفته و توسعه يافته اي ندارند، روند يكنواخت و تقريبا مسكوتي را پشت سر مي گذارد. روند ظهور پديده ها در كشورهاي آسيايي بسيار كند است و كمتر شاهد آن هستيم كه در يك تورنمنت رسمي مثل جام ملت  هاي آسيا يا بازي هاي آسيايي، پديده هايي بيشتر از انگشتان يك دست ظهور كنند. اما آيا اين روند در ايران هم كند و يكنواخت است!
باشگاه هاي گمنام شجاع ترند
در فوتبال ايران و تا قبل از راه اندازي ليگ حرفه اي، كمتر شاهد حضور جوانان در تيم هاي بزرگ بوديم. در سالهاي نه چندان دور، بازيكناني با 35 تا 37 سال سن در ليگ بازي مي كردند، اما اين روند و ميانگين سني اين قبيل بازيكنان هر روز كمتر مي شود. فوتبال ايران كه تا قبل از اولين دوره ليگ حرفه اي درچهار سال گذشته روند كند و ساكني را براي رسيدن به فوتبال روز دنيا طي مي كرد، پس از تحولاتي كه در نحوه برگزاري بازي ها به وجود آمد، شكل سريع تري به خود گرفت. شروع اولين دوره ليگ برتر با مشكلات و انتقادات فراواني همراه بود، اما به مرور زمان و با حمايت هاي محسن صفايي فراهاني به عنوان رئيس وقت فدراسيون فوتبال، اين مشكلات رفته رفته رنگ باخت و كمتر شد تا جايي كه حالا شاهد تكرار آن اشتباهات اولين دوره هستيم. با روي كار آمدن محمد دادكان، روند جوانگرايي در ليگ برتر فوتبال سرعت بيشتري به خود گرفت. يكي از اقدامات مثبتي كه در فدراسيون فوتبال صورت گرفت، راه اندازي پايگاه هاي استعداديابي در مناطق مختلف كشور بود كه سبب شد بازيكنان بسياري از تيم ها و شهرهاي گمنام خيلي زود در فوتبال ايران مطرح شوند. البته در كنار اين فاكتور مثبت، بايد به ناكامي تيم هاي ملي نوجوانان و جوانان و حتي اميد كشورمان نيز اشاره كرد كه نتوانستند جواز حضور در مسابقات جهاني و المپيك را كسب كنند. قطعا اگر فدراسيون فوتبال كارهاي پايه اي در فوتبال را زودتر آغاز مي كرد، اين تيم ها به چنين سرنوشتي دچار نمي شدند. با اين حال چهارمين دوره ليگ برتر، هرچند از نظر فني در سطح بسيار بالاتري نسبت به دوره هاي گذشته برگزار شد، اما باز هم شاهد بوديم كه تيم هاي بزرگ و مطرح فوتبال كشورمان كمتر به جوانان خود بها دادند، اما تيم هايي كه محبوبيت كمتري دارند، به جواناني ميدان دادند كه تيم هاي بزرگ تا چند سال ديگر هم به آنها ميدان نمي دادند. تيم هايي مثل فجر سپاسي، شموشك، سايپا، ملوان، برق، فولاد و حتي ابومسلم با كمترين هزينه ها بازيكناني را به فوتبال ايران معرفي كرده اند كه قطعا طي سالهاي آينده، پشتونه اي مطمئن براي تيم ملي خواهند بود. بازيكناني چون علي عليزاده، مصطفي مهديزاده، مسعود شجاعي، بهروز پاك نيت، ميثم سليماني، لفته حميدي، مجتبي جباري و ... از جمله اين بازيكنان هستند، اما آيا استقلال و پرسپوليس هم چنين بازيكناني دارند!
استقلال از پرسپوليس پيشي گرفت
001818.jpg
دو تيم پرطرفدار و محبوب فوتبال ايران سالها بود كه پديده جواني را مطرح نمي كردند و بيشتر از دسترنج باشگاه هاي ديگر استفاده مي كردند. مروري بر اسامي سالهاي گذشته بازيكنان اين دو تيم ثابت مي كند آنها در امر جوانگرايي در رده هاي انتهاي جدول هستند. از شروع اولين دوره ليگ برتر اين معضل بزرگ در استقلال و پرسپوليس هم رو به زوال گذاشت. روي كار آمدن مربياني كه به كار جوانان اعتقاد داشتند، زمينه ساز از بين رفتن اين معضل بزرگ شد. هرچند كه وينكو بگوويچ به عنوان مربي كه در فولاد بازيكنان زيادي را به فوتبال ايران معرفي كرد، با حضورش در پرسپوليس اقدام به جوانگرايي كرد، اما واقعيت اين است كه امير قلعه نويي، سرمربي جوان استقلال در ميدان دادن به جوانان گوي سبقت را از رقيب ديرينه خود ربود. درست است كه بگوويچ نزديك به 10 بازيكن جوان تيم اميد اين باشگاه را به تمرينات بزرگسالان آورد كه حالا عصاي دست كادر فني هستند، اما در آن برهه زماني به واسطه حضور بازيكنان بزرگ و پا به سن گذاشته در پرسپوليس، كمتر فرصتي به جوان هاي انتخابي وينكو بگوويچ رسيد. همين مهرداد اولادي كه حالا مرد شماره يك خط حمله پرسپوليس است، در زمان حضور بگوويچ كمترين شانس بازي را هم پيدا نكرد، اما امير قلعه نويي از همان روزهاي اول به مردان جوانش بها داد و حالا همان جوان ها عصاي دستش شده اند. وحيد طالبلو، اميرحسين صادقي، پيروز قرباني و ... از جمله اين بازيكنان هستند. استقلال اين روند را اين فصل نيز ادامه داده است، اما پرسپوليس هنوز از حضور بازيكنان پا به سن گذاشته رنج مي برد.
پديده هاي ليگ چهارم
چهارمين دوره ليگ برتر هرچند از نظر فني در سطح بسيار بالاتري نسبت به دوره هاي گذشته برگزار شد اما باز هم تيم هاي بزرگ و مطرح فوتبال كشورمان كمتر به جوانان خود بها دادند
چهارمين دوره رقابت هاي ليگ برتر در حالي روزهاي پاياني اش را سپري مي كند كه امسال از نظر فني رشد چشمگيري نسبت به دوره هاي گذشته داشت. در ليگ امسال اتفاقات زيادي رخ داد كه مهمترين آن صدرنشيني مطلق تيمي بود كه به ساختن بازيكن و جوانگرايي، معروف و مشهور است. فولاد خوزستان كه در آستانه قهرماني در اين دوره از رقابت هاست، امسال مزد زحمات چندين ساله خود و سرمايه گذاري روي جوانانش را گرفت. آنها مستحق اين عنوان هستند، چراكه چند سال است سختي كشيده اند و روي جوانان كار كرده اند تا آنها را به اين سطح برسانند. در تيم فولاد بازيكناني چون سيدمحمد علوي، پمان منتظري، ميثم سليماني، لفته حميدي، علي بداوي، سامان موسوي و... چهره هاي خيلي شناخته شده اي نيستند، اما مطمئنا در سالهاي آينده آنها را در اردوهاي ملي خواهيم ديد.
بدون شك فولاد را بايد كارخانه بازيكن سازي فوتبال ايران ناميد كه هرسال مي تواند بيشترين پديده را داشته باشد.
اما در كنار فولاد تيم هاي ديگري هم هستند كه جوانان خوبي را تحويل فوتبال داده اند. در چهارمين دوره رقابت هاي ليگ برتر، بازيكنان جواني چون مسعود شجاعي از سايپا، ميثم منيعي از پاس، علي قرباني و علي عشوري زاد از ملوان، مجتبي جباري و آندرانيك تيموريان از ابومسلم، مهرداد اولادي از پرسپوليس، ميثم بائو از استقلال، حميد زوهاني از صباباتري، جلال اكبري از سپاهان، سعيد فرزانه و حجت زادمحمود از استقلال، شيث رضايي و محمد محمدي از پرسپوليس، لفته حميدي و پمان منتظري از فولاد چهره شدند كه البته در بين آنها تنها محمد محمدي از نظر سني در شرايط جواني نيست. در كنار محمدي مي توان از فريدون فضلي هم نام بردكه امسال خود را به عنوان دومين گلزن برتر ليگ مطرح كرد.
پديده هاي فصل قبل چرا سوختند
زماني كه يك بازيكن به عنوان پديده به فوتبال معرفي مي شود، بايد روند رو به رشدش را به گونه اي ادامه دهد كه از اين مرز عبور كند و به سمت ستاره شدن پيش برود. در واقع پديده شدن شروع يك زندگي جديد براي رسيدن به قله هاي موفقيت بيشتر است. اما آيا بازيكنان فوتبال ما كه كل فصل هاي گذشته پديده شده اند، اين مسير را طي كرده اند آيا مسئول يا نهادي هست كه زندگي ورزشي پس از اين اتفاق بزرگ چنين بازيكناني را زيرنظر بگيرد و آنها را در مسير رشد و ترقي نگه دارد قطعا پاسخ به اين سوالات منفي خواهد بود، چون نه باشگاه هاي ما چنان ساختاري دارند كه بتوانند اين كار را انجام دهند، نه فدراسيون فوتبال چنين برنامه هايي را دارد. براي اين مورد يك مثال زنده و عيني مي زنيم. آرش برهاني فصل گذشته با زدن گل هاي حساس و سرنوشت ساز، يكي از عوامل مهم قهرماني تيم فوتبال پاس بود. او آنقدر خوب كار كرد و خوب تر گل زد كه به اردوي تيم ملي اميد و بزرگسالان دعوت شده و هنوز هم در اردو هست، اما آيا اين برهاني همان آرش فصل گذشته
001869.jpg
پاس است كه مثل آب خوردن گل مي زد آيا او در تيم ملي همانطور گل مي زند كه در پاس فصل گذشته گل مي زد براستي برهاني - بهترين پديده فصل گذشته - چه شده كه از نظر فني و روحي در چنين شرايطي قرار گرفته است سهراب انتظاري كجاست مهرزاد معدنچي چه مي كند عباس آقايي، داود سيدعباسي، عليرضا عباسفرد، حميد شفيعي، امير وزيري، سيدمهدي سيدصالحي، مرتضي كاشي، ارشاد يوسفي و ... اينها كه فصل هاي گذشته پديده بودند، الان كجاي اين فوتبال هستند آيا آنها هنوز هم مثل يك پديده عمل مي كنند چه كسي مسئول و مقصر افت آنهاست
همه مقصرند از بازيكنان تا باشگاه ها
براي پيدا كردن مقصران از بين رفتن پديده ها، خيلي نبايد سختي كشيد، چون از خود بازيكنان تا مسئولان و مديران باشگاه ها و مطبوعات همه مقصرند كه در اين بين بازيكنان بيشترين سهم را دارند. متاسفانه بازيكنان جوان ما قبل از آنكه جنبه بزرگ شدن را داشته باشند، دوست دارند از رفتار بازيكنان بزرگ تقليد كنند. ذهنيت ها و باورهاي غلطي كه برايشان به وجود مي آيد، آنها را به دنيايي رويايي مي برد كه خيلي زود به زمينشان مي زند. در شكل گيري اين ذهنيت و خودبزرگ بيني مطبوعات ورزشي نيز مقصر هستند. متاسفانه به محض آنكه يك بازيكن درچند بازي خوب كار مي كند، نشريات ورزشي آنقدر او را بزرگ مي كنند كه خود بازيكن باورش مي شود آنقدر بزرگ شده كه ديگر هيچ انگيزه اي براي ادامه دادن روند رو به رشدش ندارد. از اين نمونه بازيكنان بسياري را مي شود نام برد كه رفته رفته از دنياي واقعي خود فاصله گرفته اند و تا جايي پيش رفته اند كه حالا ديگر هيچ جايي در اردوهاي تيم ملي و حتي ليست هاي 30 و 40 نفره آن ندارند.
علاوه بر مطبوعات ورزشي و خود بازيكنان، باشگاه ها نيز مقصر هستند، چراكه مشاوران و روانشناسان ورزشي خوبي ندارند و تاكنون شاهد اين نبوده ايم كه فرد متخصصي در باشگاهي آنقدر پديده هايش را توجيه كند كه جنبه بزرگ و مطرح شدن را داشته باشند. اين نقيصه اي است كه در باشگاه هاي ما وجود دارد و به رغم گذشت چهار سال از حرفه اي شدن ليگ، هنوز هيچ اقدامي براي ريشه كني آن صورت نگرفته است.
پديده هاي موفق هم داشته ايم
همه اينهايي كه اشاره كرديم مطلق نيست، بازيكناني را هم داشته ايم كه پس از پديده شدنشان در ليگ و فوتبال ايران، پله هاي ترقي را تا رسيدن به بالاترين سطح فوتبال پيموده اند. بازيكني مثل علي دايي از زماني كه پديده شد تا حالا كه 35 سال سن دارد، كمتر دچار افت شده است. او آنقدر پيش رفت تا در باشگاه هاي معتبري چون هرتابرلين، بايرن مونيخ و آرمينيابيله فلد بازي كرد و آنقدر پيش رفت تا بهترين گلزن تمام دوران فوتبال جهان لقب گرفت. مهدي مهدوي كيا هم همين طور. محرم نويدكيا، رحمان رضايي، وحيد هاشميان و البته جواد نكونام كه هنوز به تيم هاي اروپايي نپيوسته است. اينها نمونه هاي موفقي از پديده هاي فوتبال ايران هستند كه خصوصيات اخلاقي و رفتاري آنها نشان مي دهد، شخصيت بزرگ شدن و ظرفيت حفظ آن را داشته اند. فوتبال ما براي پيشرفت و به روز شدن به وجود چنين بازيكناني نياز مبرم دارد.

بهترين هاي فوتبال اروپا در فصلي كه گذشت
تيم منتخب جهان در قاره سبز
امير بهادري ناد
001671.jpg
در اين زمان از سال، رقابت هاي باشگاهي در تمام كشورهاي اروپايي به پايان رسيده و هم اكنون زمان گزينش بهترين ها و اهداي جوايز مختلف به آنان است. البته در بسياري از موارد اين گزينش ها ناعادلانه است، چون بازيكناني كه در تيم هاي گمنام و كوچك بازي مي كنند، چندان مورد توجه رسانه هاي گروهي قرار نمي گيرند. از سوي ديگر بازيكناني كه در آگهي هاي بازرگاني و تلويزيون حضور دارند، بيشتر در حوزه ديد خبرنگاران هستند. به هرحال نتايج اين انتخابات ناعادلانه در مورد بهترين هاي فوتبال اروپا در فصلي كه گذشت، از نظرتان مي گذرد.
تيم پديده هاي فوتبال اروپا
001794.jpg
باآنكه خط دفاعي تيم ويارئال چندان مطمئن نبود، اما رينا، جور مدافعان اين تيم را كشيد. راموس نيز يك بازيكن چندبعدي و سريع است و كمپاني با وجود سن بسيار پايين هم اكنون دو سال است كه در قلب خط دفاعي اندرلشت مي درخشد. پابلو نيز يك بازيكن تنومند است كه روز به روز پيشرفت مي كند و چيليني با ويگي هاي انفجاري خود شيفته يورش بردن به سوي دروازه حريفان است.
نكته جالب اينكه هر چهار بازيكن خط دفاعي، بالاي 85/1 سانتيمتر قد دارند و دوران حضور مدافعان كوتاه قامتي همچون فرانكو باره سي و گري نويل به پايان رسيده است.
در خط مياني مك گدي، يك بازيكن خستگي ناپذير است و فابرگاس و آرين روبن موقعيت خود را در آرسنال و چلسي كاملا تثبيت كرده اند و ديگر هيچ كس به سن آنها فكر نمي كند.
و اما در مورد انتخاب پودولسكي كه فصل گذشته را در رقابت هاي دسته دوم بازي كرد. او با آنكه در خط مياني به كار گرفته مي شد، 24 گل به ثمر رساند.
اگر مسائل حاشيه اي وين روني را به فراموشي بسپاريد، بايد او را جزو استثناهاي فوتبال جهان دانست و در نهايت گيلاردينو كه در 67بازي اخير خود در سريA،}۹۴}گل به ثمر رسانده و بهترين گلزن زير 25 سال فوتبال اروپا به شمار مي آيد.
001707.jpg
مربي: فرگوسن منچستر يونايتد
تيم منتخب اول فوتبال اروپا
ما مي توانستيم نام چك و اسين را در فهرست تيم پديده هاي فوتبال اروپا قرار ندهيم، اما بهتر از آنها نتوانستيم بيابيم. پتر چك، دروازه بان اول فوتبال اروپاست و نقطه ضعف هاي او بسيار كم اثر در سرنوشت بازي است. همچنين بازي اسين، انسان را به ياد بازي هاي پاتريك ويه را مي اندازد.
شايد سوال شود كه به چه دليل كافو 35 ساله انتخاب شد كافو، سمبل پشتكار در فوتبال جهان است. او نشان داد كه حتي بازيكنان پير نيز مي توانند با حضور مداوم در تمرينات، خود را در شرايط آرماني حفظ كنند.
كاناوارو و جان تري نيز در قلب خط دفاعي يوونتوس و چلسي از جمله عوامل اصلي موفقيت اين تيم ها بودند، اما گمنام ترين بازيكن در اين فهرست آبيدال است. او تلفيقي از قدرت بدني ليلين تورام و هوش و تكنيك ليزارازو است.
لمپارد و رونالدينيو هم انتخاب مسلم تمام كارشناسان فوتبال در اين فصل هستند و دكو هم به دليل اينكه بلافاصله خود را با شرايط تيم جديد وفق داد، انتخاب شد. او در پورتو يك هافبك تهاجمي بود، اما در بارسلونا عقب نشيني كرد و به عنوان هافبك دفاعي به بازي پرداخت.
اتوئو نيز در حالي كه هيچ كس او را مهاجم اول بارسلونا نمي دانست، با گل هاي زيادي كه به ثمر رساند، خود را به عنوان يكي از باهوش ترين و گلزن ترين مهاجمان به فوتبال جهان معرفي كرد. ابراهيموويچ هم شرايط مشابه به اتوئو را داشت كه به سرعت در اين تيم جديد مسلط شد و به جرات مي توان گفت كه اگر او نبود، يوونتوس به مقام قهرماني سري A دست نمي يافت.
اما بدون ترديد عنوان بهترين مربي سال متعلق به هيدينگ است. او با وجود از دست دادن چهار بازيكن كليدي خود پيش از آغاز فصل، آيندهوون را به مقام قهرماني جام حذفي و ليگ هلند هدايت كرد و تنها يك دقيقه با حضور در فينال ليگ قهرمانان فاصله داشت.
مربي: گاس هيدينگ آيندهوون - هلند
001710.jpg
تيم منتخب دوم فوتبال اروپا
001674.jpg
ايكر كاسياس به حدي دروازه رئال مادريد را از خطر فروپاشي نجات داد كه شمارش آن از دست كارشناسان فوتبال خارج شد. زانتي هم با اينكه بازيكن بزرگي است، اما به دليل بازي در يك تيم تبعيدي اينترميلان چندان مورد توجه قرار نمي گيرد. نستا و كاراگر نيز بهترين بازيكنان دو تيم فيناليست ليگ قهرمانان اروپا بودند و زامبروتا نيز براي چندمين سال متوالي، حتي يك قدم اشتباه نيز برنداشت.
با آنكه جرارد اين فصل به زيبايي فصل گذشته بازي نكرد، اما كاري كه وي در بازي پاياني و در ورزشگاه آتاتورك انجام داد باعث شد تا وارد تيم منتخب شود واما ماكله له تنها بازيكن بدون جانشين در تيم خوزه مورينيو بود. فان بومل نيز قلب آتش بازي آيندهوون در اروپا به شمار مي آمد و مينتال با وجود بازي در خط مياني و يك تيم نسبتا ضعيف، 24 بار دروازه حريفان را باز كرد.
در آلمان، ماكاي يك سروگردن بالاتر از ساير مهاجمان بوندسليگا نشان داد و با آنكه هانري در هفته هاي پاياني فصل مصدوم شد، اما 25 گلي را كه به ثمر رساند، نمي توان ناديده گرفت. باتوجه به اينكه خوزه مورينيو در تيم منتخب اول قرار نگرفت، بدون ترديد بايد او را به عنوان مربي تيم منتخب دوم برگزيد.
مربي: خوزه مورينيو چلسي
001713.jpg


گزارش ويژه
انتخاب آزاد يا ضرورت تعيين شده
ارتقاي بنيان فني
خميازه اي به بلنداي تابستان
ارمغان تابستان
تابستان، گرما و جرايمي براي اوقات فراغت
تابستان و هيجان راندن
كودكان له مي شوند
پيچ و خم هاي دشوار تربيتي
ايران
تدبير حكومتي
...تا 27
بومرنگ سياستمداران آمريكا
۸ دوره انتخابات و نحوه ترجمه شعارها
بي اعتنا به قدرت
قلم توتم من است
چريك بي هياهو
جامعه
نوازش باد از لواي بادگيرها
تبليغ در مدرسه ممنوع
ديوارها طبله كرده اند
دادو ستد در دالان هاي مرگ
اقتصاد
تجارت دوطرفه
پارادوكس هواپيمايي
انديشه
پيش شرط هاي معرفت
فهم متن
ايده ها و انديشه ها
كتاب
نظاره دلتنگي هاي انسان
مصرف تظاهري و ضايع كردن تظاهري
موفقيت معطوف به آينده
باز هم با سياوش از آتش
هنر
نبرد با شمشيرهاي نوراني
اين مرد خشن،  آن مرد مهربان
چشم انداز اخلاقيات
رنگ آميزي نو در ساختاري كهن
جهان
سياستمداران اقليت در اروپا
چالش بزرگ اروپاي متحد
زندگي بعد از كاخ سفيد
دوست يا دشمن
ورزش
منطق پيروزي
پديده ها مي سوزند
تيم منتخب جهان در قاره سبز
دانش
اگر جلوترنباشيم برابريم
واكسن ترك اعتياد
راه هاي هوشياري
شكارچي سياهچاله ها
ادبيات
از غزل امروز تا غزل بي فردا
نگاه دانشورانه
مادر سي و هفت ساله پركار
يك قصه گوي ساده هستم
همه نام هاي من ...
|  گزارش ويژه  |  ايران  |  جامعه  |  اقتصاد  |  انديشه  |  كتاب  |  هنر  |  جهان  |
|  ورزش  |  دانش  |  شناسنامه  |  ادبيات  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |