تهراني ها بيشترين رعايت كنندگان قوانين رانندگي
داستان توريستي كه آنفاركتوس زد
يك داستان كوتاه: جك يك توريست است كه آمده تهران. يك ماشين كرايه مي كند و مي زند به خيابان. از وجود اين همه موتوري در خيابان به وجد آمده اما پس از چند دقيقه، اين وجد به وحشت تبديل مي شود. يك جا همين كه در خودرو را باز مي كند كه پياده شود، 4 موتوري، همزمان و با 100 تا سرعت، از لاي پنجره ماشين و از كنار آن رد مي شوند. جك مي ترسد و ماشين را روشن مي كند و مي زند به چاك. سر اولين چهارراه، در حالي كه دارد با خيالي آسوده از چراغ سبز عبور مي كند، مشاهده مي كند كه چندين خودرو و موتوري هم دارند با خيالي آسوده از چراغ قرمز عبور مي كنند. وي سعي مي كند كنترل خود را حفظ كرده و با تردد در بين خطوط، خاطرات زادگاهش را زنده كند، راننده پيكان پشت سر اما عجله دارد و هي بوق مي زند. مي آيد بكشد سمت راست ولي بهش راه نمي دهند. با بوق هاي ممتد ماشين عقبي، هول مي شود و يكهو مي كشد سمت چپ. يك موتوري را مي بيند كه با سكو قرار دادن صندوق عقب ماشين جك، الان روي هواست. تكان شديد اما فقط به خاطر ضربه موتوري نيست، يك ماشين هم از بغل، به خودروي او ماليده و ديگري هم از پشت، زارت گذاشته پشت ماشين جك و عقب بندي ماشين را آورده پايين!
شب، هتل محل اقامت: تب و لرز جك، به خاطر تجربه يكروزه رانندگي در خيابان هاي شلوغ و بي در و پيكر تهران است. روي تختش خوابيده و دارد فكر مي كند چه خوب كه فردا از تهران مي زند بيرون و مي رود تا گشت و گذار و رانندگي در شهرهاي ديگر را تجربه كند.
تلويزيون روشن است؛ بخش خبرهاي انگليسي؛ سردار محمد رويانيان بر صفحه تلويزيون ظاهر مي شود و از صدور روزانه 100 هزار قبض جريمه در كشور خبر مي دهد و تاكيد مي كند: رانندگان در استان تهران، بيش از هر استان كشور، قوانين راهنمايي و رانندگي را رعايت مي كنند . از اطلاعات هتل دارند زنگ مي زنند اورژانس تهران. جك با شنيدن اين خبر آنفاركتوس زده؛ لب و دهن و چشم و چالش كج شده و هر چند ثانيه يك بار هم- انگار كه سرش را از پنجره ماشين آورده باشد بيرون- هوار مي زند و گاهي هم براي كساني كه از كنارش رد مي شوند، سوت مي زند!
مجلس، حذف كنكور را تصويب كرد
هيچ خيالي نيست
بالاخره پس از گيس و گيس كشي هاي فراوان، مجلس طرح حذف كنكور را تصويب كرد. به اين ترتيب دكان دستگاه كنكور، فقط تا 4 سال ديگر پابرجاست و از سال،۹۰ كنكور با سال هاي دوم و سوم دبيرستان و پيش دانشگاهي ادغام مي شود.
هر سال هم از 10 درس، به صورت سراسري و تشريحي امتحان گرفته مي شود و پس از چرتكه انداختن و محاسبه جمع نمرات، داوطلبان وارد دانشگاه مي شوند. در همين راستا، اتحاديه آموزشگاه هاي كنكور، كلاس هاي تقويتي، بازار نشر كتاب هاي تستي، اتحاديه تندخوانان كنكوري، صنف شربت سازان ويژه 2 هفته مانده به كنكور و اتحاديه هاي مرتبط با كنكور، با ارسال نمابري به صفحه رويداد در هفته اعلام كردند: آقايان را چه مي شود؟ ما را بگو كه تازه داشتيم به سمت كارهاي خيريه رو مي آورديم. هر چند بددلان و شايعه سازان اين قضيه را به فرار ما از پرداخت ماليات نسبت مي دادند اما هيچ خيالي نيست، يك روز هم نوبت ما مي شود واسه شما نامه بدهيم و ببينيد در يك دكان ديگر نشسته ايم، جاي كنكور هم اصلا خالي نيست!
حمايت از پايان نامه هاي مرتبط با موادمخدر
تأثير چغندر در طعم آش جو
دبيركل ستاد مبارزه با موادمخدر گفته: از پايان نامه هاي دانشجويي مرتبط با مبارزه با موادمخدر، حمايت مي كنيم . چند وقت پيش هم مديركل همين ستاد، از دانشجويان خواسته بود براي مبارزه با پديده اعتياد (آن زمان تاكيد روي قرص هاي روانگردان بود) در دانشگاه ها، آستين بالا بزنند.
يك داستان كاملا واقعي: يك بار يك دانشجو تصميم گرفت براي مبارزه با اعتياد، آستين خود را بالا بزند. وي در راستاي قضيه آستين دانشجويان و حمايت مادي و معنوي مسئولان، موضوع پايان نامه خود را تحقيق روي قرص هاي روانگردان و ميزان آشنايي جوانان با اين قرص ها در مقطع دبيرستان، انتخاب كرد. فرد مذكور كه خوشحال به نظر مي رسيد، رفت مركز آموزش و پرورش استان تهران و طبق آن چيزي كه ازش خواسته بودند، برگه سؤالات تحقيق خود درباره قرص هاي روانگردان را گذاشت جلوي مسئول آنجا. بعد ايستاد تا پس از خوانده شدن سؤال ها، مجوز تحقيقش در مدارس صادر شود. سؤال ها كه خوانده شد، مجوز صادر نشد كه هيچ، با زبان خوش به او گفتند بار آخرت باشد مي خواهي روي آمار و ارقام و اين جور چيزها كار كني، برو باباجان، برو واي نستا اينجا! دانشجوي مذكور، آستين خود را داد پايين و براي پايان نامه خود، موضوع تاثير چغندر در كيفيت و طعم آش جو را انتخاب كرد و زيرلب يك چيزهايي گفت و رفت.
نتيجه گيري تاريخي: انسان برود وزارت كار، در فهرست بيكارها ثبت نام كند ولي اين قدر زود باور نباشد!
نتيجه گيري اخلاقي: در هر شرايط و موقعيتي از به كار بردن الفاظ زشت و ركيك- حتي زيرلبي- خودداري كنيد.
نتيجه گيري تجربي: دور از شوخي، آش جو را با سركه بخوريد، اند طعم و مزه مي شود.
قليان در قهوه خانه ممنوع
در فوايد تغيير كاربري
- آقا!، مغازه بنده، قهوه خانه است مثلا.
- قهوه خانه است كه قهوه خانه است، آمده ايم قليان ها را بريزيم توي گوني ببريم!
- اِ...! عجب حرفي مي زني ها! قليان نباشه، من در قهوه خانه را براي چي باز كنم؟ ملت كه به خاطر يك استكان چاي نمي آيند اينجا بنشينند.
- تغيير كاربري بدهيد خب. الان كافي نت خوب جواب مي دهد. فلافلي هم بد نيست. از اين مغازه هاي كيشي هم خوب است. جنس ارزان بريز، خانم بچه ها را هم مي فرستم همين جا براي خريد؛ هي، سرباز! قليان ها را بريز توي گوني بايد برويم قهوه خانه بعدي.
ديالوگ هاي فيلم تخيلي فوق در رابطه با برخورد با قهوه خانه هايي است كه قليان سرو مي كنند. مديركل نظارت بر اماكن عمومي ناجا گفته چيزي به نام قهوه خانه در قانون صنفي نداريم و از آنجايي كه براساس قانون وزارت بهداشت، استفاده از مواد دخاني و قليان در محيط هاي عمومي خلاف است، با قهوه خانه هايي كه اقدام به اين كار مي كنند، برخورد مي كنيم. به نظر ما كه همان تغيير كاربري آبرومندانه تر است!
سفر، دسته جمعي اش خوب است
چرا فقط ما؟
فعلا بخش هايي از صحبت هاي اخير آقاي مشاعي را همين شكلي بخوانيد تا بعد ببينيم چه مي شود؛ من نمي توانم جلوي اين طرح (سهميه بندي بنزين) را بگيرم چون مردم سوخت مصرف مي كنند كه به سفر بروند. نمي توانم بگويم به خاطر گردشگري، قيمت سوخت مملكت بايد پايين بيايد. مي گويند مگر چند نفر مي روند گردش، در حالي كه ديگران بيهوده از اين سوخت استفاده مي كنند؟
يكي از راه هاي كم كردن اثر سهمينه بندي بنزين بر سفر، برگزاري تورهاي جمعي است. عده اي كه مي خواهند انفرادي بروند سفر، خب بايد پول بيشتري بدهند. ولي با تورهاي جمعي، هم حمل و نقل عمومي وارد كار مي شود، هم مصرف سوخت و هزينه سفر كمتر مي شود و هم از تعداد خودروهايي كه در جاده ها تردد مي كنند، كاسته مي شود و ضريب امنيت بالاتر مي رود .
چرا نگاه مي كنيد؟! عادت كرده ايد به هر چيزي گير بدهيدها! بعدش هم، انصافا سفرهاي دسته جمعي بيشتر حال نمي دهد؟ ضريب امنيتش بالاتر نيست؟ حالا كه خودمان هم اين صحبت را با دقت خوانده ايم، ديديم چيزي نيست كه قرار باشد به اش كليد كنيم. بعدش هم چرا فقط ما؟ يك بار هم خودتان مسائل را تحليل كنيد.
لباس هاي مشاغل مي آيند
جشنواره مردان سرزمين من
درستش هم همين است. اين طرح برخورد با بدحجابي و تامين امنيت اجتماعي، بايد به ادارات هم كشيده شود! مگر بدحجاب ها فقط در خيابان ها هستند؟ خب، خيلي از همين هايي كه دارند با اين تريپ توي خيابان راه مي روند، يكهو مسير را كج مي كنند و مي روند داخل سازمان و اداره متبوعشان. بهترين كار هم همين است كه دارد كم كم اجرا مي شود؛ لباس مشاغل . يعني هر سازماني براي خودش پا مي شود مي رود دبيرخانه جشنواره زنان سرزمين من و مي نشيند كنار يك اپراتور آموزش ديده. اپراتور هم بر مي دارد بيش از 1400 طرح لباس مشاغل را نشان سازمان مذكور مي دهد. تازه همان جا هم مي توانيد طرح مذكور را
- آن طور كه خودتان مي خواهيد- اصلاح كنيد. لباس هاي مشاغل دبيرخانه زنان سرزمين من، البته مختص به زنان كارمند است و اميد داريم به زودي و با شروع طرح برخورد با مردان بدحجاب، دبيرخانه جشنواره مردان سرزمين من هم راه اندازي شود و بيايند يك لباس شغل آبرومند، براي آقايان كارمند طراحي كنند. البته براي ما بايد لباس مشاغل را از آنهايي كه برعكس، تن صاحبش مي كنند، سفارش داد!
كاسبي با كپسول هاي ترك اعتياد تقلبي
كپسول هاي مرگ موش
عزيز من، رفته اي سراغ مواد مخدر، يك اشتباه كرده اي، يك خبطي مرتكب شده اي، حالا براي درست كردنش چرا مي آيي مرگ موش مي خوري؟ اين كپسول هاي ترك اعتياد چيست كه مي رويد از عطاري ها مي خريد؟ بعضي ها براي دو زار سود، حاضرند پهن هم توي اين كپسول ها جاسازي كنند. بچه هاي مركز تشخيص هويت هم نتوانسته اند بفهمند تركيب اين كپسول ها چيست و به چه كاري مي آيد، آن وقت مي روي با تجويز عطاري ها براي ترك اعتياد، كپسولي مي خوري كه داخل آن خون حيوانات و خاك هم كشف شده! اينها نه تنها درمان كننده نيستند كه بعضا آدم را مي برند توي توهم و فاز منفي و اين جور صحبت ها. رييس مركز تشخيص هويت ناجا هشدار داده مواد حاوي اين كپسول ها كه برخي از آنها آمفي تامين ها هستند، نه تنها مهاركننده نيستند بلكه محرك بوده و درست همانند اكستازي عمل مي كنند و احتمال وارد كردن آسيب به فرد را افزايش مي دهند.
توليد و پخش پنجه بوكس و قمه ممنوع شد
غلافش كن
توليد و فروش و واردات هرگونه پنجه بوكس، قمه و چاقوي ضامن دار ممنوع مي شود. نمايندگان مجلس، يك فوريت اين طرح را با 140 رأي موافق و 9 راي مخالف تصويب كردند. فكر مي كنيد آن 9 نفري كه مخالف تصويب ممنوعيت توليد و فروش و واردات پنجه بوكس و چاقوي ضامن دار و قمه شده اند، از نمايندگان كدام شهرها بوده اند؟ فكر مي كنيد علت مخالفتشان چه بوده؟ اينها هيچ كدام مهم نيست مهم اين است كه بر اساس اين قانون، متخلفان به 6 ماه تا 2 سال حبس و اقامت اجباري در مناطق معين شده، محكوم مي شوند. با اينكه موافقان اين طرح، اصرار دارند كه قمه، پنجه بوكس و چاقوي ضامن دار جز براي ضرب و جرح و قتل كارايي ندارد ولي گويا مخالفان طرح معتقدند اين وسايل، كارايي هاي ديگري هم دارد! نه، جداً فكر مي كنيد مخالفان اين طرح، نمايندگان كجا بوده اند؟
دوام زندگي با زنان شاغل بيشتر است
آبگوشت را سر سفره بياوريد
تحقيقات آمريكايي ها نشان مي دهد تداوم و پايداري ازدواج با زنان شاغل، بيشتر از زناني است كه فقط خانه دار هستند. يكي از علت هاي چنين قضيه اي، مي تواند اين باشد كه زن ها وقتي در خانه هستند، راه به راه گوشي را برمي دارند و زنگ مي زنند به خواهر و مادرشان يا حضوري مي روند پيششان و درباره خواهر و مادر همسرشان حرف هاي نامربوط مي زنند، هي غيبت مي كنند و درباره خانواده شوهرشان به نتايج غيراخلاقي مي رسند. تعارف كه نداريم، هي فحش مي دهند! ولي وقتي شاغل مي شوند و مي روند سركار، اين قضايا سر خواهر و مادر همكاران و مخصوصا مديرانشان پياده مي شود و به اين ترتيب، كانون خانواده كماكان گرم مي ماند و اين كانون محل كار است كه به فنا مي رود! البته نكته قابل توجه در اين تحقيق، اين است كه آمده: دوام ازدواج با زنان شاغل بيشتر است . يعني چي؟ يعني اينكه سرجمع، خانه دار و شاغلش آن چنان توفيري ندارد و فقط دوام زندگي با زنان شاغل، كمي بيشتر است، همين. از خود ما اگر بپرسيد، اساسا مي گوييم اين تحقيق هم مثل كارهاي ديگر اين آمريكايي ها توطئه اي بيش نيست، وگرنه ما خودمان بارها نتايج تحقيقات ملي را خوانده ايم كه نشان مي دهد آمار طلاق در خانواده هايي كه زنان، شاغل هستند، بيشتر است! تحقيقات اينها سنت ها را نشانه رفته است اما زن وقتي در خانه باشد، فرصت كافي براي بار گذاشتن آبگوشت دارد و وقتي آقاي خانه از سر كار برمي گردد، مي آيد استقبال و پاكت هاي ميوه و گوشت را مي گيرد و مي رود يك چايي ديشلمه مي ريزد مي آورد براي آقا!