- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۱۱۹ - شنبه ۱۲ خرداد ۱۳۸۶ - - Jun 2, 2007
docharkhe
فكر مي كني زوريه؟
012066.jpg
قائم مقام معاونت دانشجويي وزارت علوم اعلام كرده سرانه بهداشتي و درماني براي دانشجويان، در بودجه امسال در نظر گرفته نشده است. در همين رابطه يك آزمون چند گزينه اي ترتيب داده ايم كه خواهشمند است- با زبان خوش- يكي از اين گزينه ها را تيك بزنيد:
سؤال: علت در نظر نگرفتن سرانه بهداشتي و درماني براي دانشجويان در بودجه امسال چيست؟
الف) خود دانشجو را هم اساسا نبايد در نظر گرفت، چه برسد به سرانه بهداشتي اش.
ب) اكثر دانشجويان يك جورهايي مريض هستند، فلذا هزينه اش زياد مي شد.
ج) توجه به امور بهداشتي و درماني دانشجو جماعت؟ كه چي؟
د) كو تا انتخابات بعدي؟
هـ) فكر مي كني زوريه؟ خاطرخواهي پوليه؟ دوست داشتن آدما فكر كردي اين جوريه؟
و) الف، ب و د

ديدار در بغداد
012069.jpg
يكشنبه هفته پيش، دفتر نخست وزير عراق در منطقه الخضراي بغداد، مورد توجه تمام رسانه هاي جهان قرار گرفت چون بالاخره بعد از 28سال حسين كاظمي قمي (سفير ايران) و رايان كروكر (سفير آمريكا در عراق) به عنوان نمايندگان ايران و آمريكا رودررو با هم مذاكره كردند. اين مذاكره با پيغام و پسغام هاي متعدد آمريكا به ايران برگزار شد. در ابتداي مذاكرات، نوري المالكي - نخست وزير و ميزبان نشست- از حسن نيت 2 طرف تشكر كرد و جلسه را ترك گفت تا 2 طرف در حضور نمايندگاني از عراق گفت وگو را آغاز كنند. در آغاز مذاكرات كه پشت درهاي بسته انجام شد، عقربه ها ساعت 10:30 صبح را نشان مي داد و در پايان مذاكرات، عقربه ها به ساعت 2:30 بعدازظهر رسيده بود. در پايان مذاكرات 4ساعته، ايراني ها اعلام كردند ما به آمريكايي ها درباره كم كاري هايشان در عراق به طور جدي و شفاف تذكر داديم. ايران همين طور در اين مذاكره، پيشنهاد تشكيل كميته امنيتي 3جانبه ايران-عراق-آمريكا براي تقويت دولت عراق و تاسيس شوراي حكومتي با حضور همه مذاهب در اين كشور را مطرح كرد. آمريكايي ها هم ضمن مثبت ارزيابي كردن مذاكرات و اعلام توافق گسترده 2 طرف گفتند، ما به ايراني ها راجع به تامين مالي و نظامي گروه هاي تروريستي در عراق، هشدار لازم را داديم! بدين ترتيب، دور اول مذاكرات در بغداد با دلخوري هايي كه نسبت به هم داشتند و ايراداتي  كه به هم گرفتند و اتهاماتي كه 2 طرف به يكديگر وارد كردند، تمام شد. و ايران و آمريكا تصميم براي ادامه مذاكره را به بعد موكول كردند.

نويسنده قورباغه ات را قورت بده به ايران آمد
ايران را دوست دارم
012072.jpg
دانش نورشفيعي
هفته پيش، تهران ميزبان سميناري بود با عنوان مديريت نوين در قرن 21 . ماه ها قبل از برگزاري اين سمينار، مسئولان برگزاري، خبر از حضور كسي دادند كه براي مخاطبان حوزه مديريت غافلگير كننده بود؛ نويسنده كتاب قورباغه را قورت بده ، برايان تريسي. البته اين اولين بار نبود كه او به ايران مي آمد. تريسي سي و چند سال پيش هم به ايران آمده بود. او در آن زمان، به عنوان يك گردشگر وارد ايران شد و هنوز به چنين شهرتي نرسيده بود.
بــــرايان تريسي 63 ساله الان مــــديريت شركـــت
Br ian Tracy International را برعهده دارد كه تخصص آن، تأمين منابع انساني است و در سراسر آمريكا و 31 كشور جهان فعاليت مي  كند و سرمايه شركت او بالغ بر 265 ميليون دلار و درآمد سالانه آن، بيش از 75 ميليون دلار است. او يكي از پرطرفدارترين مربيان و سخنرانان در زمينه هاي مختلف مديريت است.
تريسي تاكنون بيش از 4 هزار سمينار برگزار كرده و با بيش از هزار سازمان و شركت در بيش از 80 كشور هم كار كرده است، به عنوان نمونه، مي توان از مشاوره وي به مديران آي بي ام و شركت هاي بزرگي همچون اچ پي، فورد، فدرال اكسپرس، پپسي كولا، نيسان، تويوتا، وال مارت و... اشاره كرد. او به ورزش خيلي علاقه دارد و در اين خصوص مي گويد: اولين شرط سرحال نگه داشتن شما اين است كه دور شكمتان را تنظيم كنيد . او نزديك به 40 كتاب نوشته كه 16 جلد از آنها به عنوان كتاب هاي پرفروش سال هاي انتشار خود هستند و در اين ميان، كتاب هاي قورباغه را قورت بده ، روان شناسي فروش و هدف در بين ايرانيان شناخته شده ترند.برايان تريسي مي گويد: قانون طلايي مديريت را در هر كاري كه انجام مي دهي، به كار بگير، با ديگران همان طور برخورد كن كه مي خواهي با تو برخورد كنند ، از دايره راحتي خود بيرون بيا. فقط هنگامي مي تواني رشد كني كه هنگام تجربه يك كار جديد، توانايي تحمل حس ناخوشايند و ناراحتي را داشته باشي .
زماني كه برايان تريسي براي حضور در سمينار مديرت نوين در قرن 21 دعوت شد، شايد كمتر كسي باور مي كرد كه او اين دعوت را بپذيرد؛ اما با وجود موافقت تريسي تا لحظات آخر هم اميدي به آمدنش نبود و حتي راديو صداي آمريكا از عدم حضور او در ايران خبر داد. ولي ديدن برايان تريسي در فرودگاه ايران همه را ذوق زده كرد و خودش هم گفت كه علاقه مند به حضور در ايران بوده است.
برايان، ايران را خيلي خوب مي شناسد؛ شهرها، خوردني ها، صنايع دستي و از همه مهم تر، تاريخ ايران را به خوبي مطالعه كرده است. تريسي، ايران و ايراني را خيلي دوست دارد. در پايان مراسم وقتي به عنوان هديه به او صنايع دستي داده شد، خيلي لذت برد. در آخر مراسم جمعيت زيادي براي گرفتن عكس و امضا از برايان تريسي هجوم آوردند، او از اين موضوع حسابي تعجب كرد و از مردم خواست صف تشكيل دهند و بالاخره همه را راضي از سالن به بيرون فرستاد.برايان تريسي درباره شيوه فروش در ايران مي گويد: شيوه فروش در ايران خيلي عجيب است؛ قيمت ها واقعي نيست و فروشندگان تخفيف هاي جالبي مي دهند .
او با خبرنگاران ايراني ميانه خوبي نداشت و انگار زياد اهل مصاحبه نيست؛ حتي از محل اقامت او در ايران هم كسي باخبر نبود.

رويدادهفته
تهراني ها بيشترين رعايت كنندگان قوانين رانندگي
داستان توريستي كه آنفاركتوس زد

يك داستان كوتاه: جك يك توريست است كه آمده تهران. يك ماشين كرايه مي كند و مي زند به خيابان. از وجود اين همه موتوري در خيابان به وجد آمده اما پس از چند دقيقه، اين وجد به وحشت تبديل مي شود. يك جا همين كه در خودرو را باز مي كند كه پياده شود، 4 موتوري، همزمان و با 100 تا سرعت، از لاي پنجره  ماشين و از كنار آن رد مي شوند. جك مي ترسد و ماشين را روشن مي كند و مي زند به چاك. سر اولين چهارراه، در حالي كه دارد با خيالي آسوده از چراغ سبز عبور مي كند، مشاهده مي كند كه چندين خودرو و موتوري هم دارند با خيالي آسوده از چراغ قرمز عبور مي كنند. وي سعي مي  كند كنترل خود را حفظ كرده و با تردد در بين خطوط، خاطرات زادگاهش را زنده كند، راننده پيكان پشت سر اما عجله دارد و هي بوق مي زند. مي آيد بكشد سمت راست ولي بهش راه نمي دهند. با بوق هاي ممتد ماشين عقبي، هول مي شود و يكهو مي  كشد سمت چپ. يك موتوري را مي بيند كه با سكو قرار دادن صندوق عقب ماشين جك، الان روي هواست. تكان شديد اما فقط به خاطر ضربه موتوري نيست، يك ماشين هم از بغل، به خودروي او ماليده و ديگري هم از پشت، زارت گذاشته پشت ماشين جك و عقب بندي  ماشين را آورده پايين!
شب، هتل محل اقامت: تب و لرز جك، به خاطر تجربه يكروزه رانندگي در خيابان هاي شلوغ و بي در و پيكر تهران است. روي تختش خوابيده و دارد فكر مي كند چه خوب كه فردا از تهران مي زند بيرون و مي رود تا گشت و گذار و رانندگي در شهرهاي ديگر را تجربه كند.
تلويزيون روشن است؛ بخش  خبرهاي انگليسي؛ سردار محمد رويانيان بر صفحه تلويزيون ظاهر مي شود و از صدور روزانه 100 هزار قبض جريمه در كشور خبر مي دهد و تاكيد مي كند: رانندگان در استان تهران، بيش از هر استان كشور، قوانين راهنمايي و رانندگي را رعايت مي كنند . از اطلاعات هتل دارند زنگ مي زنند اورژانس تهران. جك با شنيدن اين خبر آنفاركتوس زده؛ لب و دهن و چشم و چالش كج شده و هر چند ثانيه يك بار هم- انگار كه سرش را از پنجره ماشين آورده باشد بيرون- هوار مي زند و گاهي هم براي كساني كه از كنارش رد مي شوند، سوت مي زند!

مجلس، حذف كنكور را تصويب كرد
هيچ خيالي نيست

بالاخره پس از گيس و گيس كشي هاي فراوان، مجلس طرح حذف كنكور را تصويب كرد. به اين ترتيب دكان دستگاه كنكور، فقط تا 4 سال ديگر پابرجاست و از سال،۹۰ كنكور با سال هاي دوم و سوم دبيرستان و پيش دانشگاهي ادغام مي شود.
هر سال هم از 10 درس، به صورت سراسري و تشريحي امتحان گرفته مي شود و پس از چرتكه انداختن و محاسبه جمع نمرات، داوطلبان وارد دانشگاه مي شوند. در همين راستا، اتحاديه آموزشگاه هاي كنكور، كلاس هاي تقويتي، بازار نشر كتاب هاي تستي، اتحاديه تندخوانان كنكوري، صنف شربت سازان ويژه 2 هفته مانده به كنكور و اتحاديه هاي مرتبط با كنكور، با ارسال نمابري به صفحه رويداد در هفته اعلام كردند: آقايان را چه مي شود؟ ما را بگو كه تازه داشتيم به سمت كارهاي خيريه رو مي آورديم. هر چند بددلان و شايعه سازان اين قضيه را به فرار ما از پرداخت ماليات نسبت مي دادند اما هيچ خيالي نيست، يك روز هم نوبت ما مي شود واسه شما نامه بدهيم و ببينيد در يك دكان ديگر نشسته ايم، جاي كنكور هم اصلا خالي نيست!
011985.jpg
حمايت از پايان نامه هاي مرتبط با موادمخدر
تأثير چغندر در طعم آش جو

دبيركل ستاد مبارزه با موادمخدر گفته: از پايان نامه هاي دانشجويي مرتبط با مبارزه با موادمخدر، حمايت مي كنيم . چند وقت پيش هم مديركل همين ستاد، از دانشجويان خواسته بود براي مبارزه با پديده اعتياد (آن زمان تاكيد روي قرص هاي روانگردان بود) در دانشگاه ها، آستين بالا بزنند.
يك داستان كاملا واقعي: يك بار يك دانشجو تصميم گرفت براي مبارزه با اعتياد، آستين خود را بالا بزند. وي در راستاي قضيه آستين دانشجويان و حمايت مادي و معنوي مسئولان، موضوع پايان نامه خود را تحقيق روي قرص هاي روانگردان و ميزان آشنايي جوانان با اين قرص ها در مقطع دبيرستان، انتخاب كرد. فرد مذكور كه خوشحال به نظر مي رسيد، رفت مركز آموزش و پرورش استان تهران و طبق آن چيزي كه ازش خواسته بودند، برگه سؤالات تحقيق خود درباره قرص هاي روانگردان را گذاشت جلوي مسئول آنجا. بعد ايستاد تا پس از خوانده شدن سؤال ها، مجوز تحقيقش در مدارس صادر شود. سؤال ها كه خوانده شد، مجوز صادر نشد كه هيچ، با زبان خوش به او گفتند بار آخرت باشد مي خواهي روي آمار و ارقام و اين جور چيزها كار كني، برو باباجان، برو واي نستا اينجا! دانشجوي مذكور، آستين خود را داد پايين و براي پايان نامه  خود، موضوع تاثير چغندر در كيفيت و طعم آش جو را انتخاب كرد و زيرلب يك چيزهايي گفت و رفت.
نتيجه گيري تاريخي: انسان برود وزارت كار، در فهرست بيكارها ثبت نام كند ولي اين قدر زود باور نباشد!
نتيجه گيري اخلاقي: در هر شرايط و موقعيتي از به كار بردن الفاظ زشت و ركيك- حتي زيرلبي- خودداري كنيد.
نتيجه گيري تجربي: دور از شوخي، آش جو را با سركه بخوريد، اند طعم و مزه مي شود.

قليان در قهوه خانه ممنوع
در فوايد تغيير كاربري

- آقا!، مغازه بنده، قهوه خانه است مثلا.
- قهوه خانه است كه قهوه خانه است، آمده ايم قليان ها را بريزيم توي گوني ببريم!
- اِ...! عجب حرفي مي زني ها! قليان نباشه، من در قهوه خانه را براي چي باز كنم؟ ملت كه به خاطر يك استكان چاي نمي آيند اينجا بنشينند.
- تغيير كاربري بدهيد خب. الان كافي نت خوب جواب مي دهد. فلافلي هم بد نيست. از اين مغازه هاي كيشي هم خوب است. جنس ارزان بريز، خانم بچه ها را هم مي فرستم همين جا براي خريد؛ هي، سرباز! قليان ها را بريز توي گوني بايد برويم قهوه خانه بعدي.
ديالوگ هاي فيلم تخيلي فوق در رابطه با برخورد با قهوه خانه هايي است كه قليان سرو مي كنند. مديركل نظارت بر اماكن عمومي ناجا گفته چيزي به نام قهوه خانه در قانون صنفي نداريم و از آنجايي كه براساس قانون وزارت بهداشت، استفاده از مواد دخاني و قليان در محيط هاي عمومي خلاف است، با قهوه خانه هايي كه اقدام به اين كار مي كنند، برخورد مي كنيم. به نظر ما كه همان تغيير كاربري آبرومندانه تر است!
012060.jpg
سفر، دسته جمعي اش خوب است
چرا فقط ما؟

فعلا بخش هايي از صحبت هاي اخير آقاي مشاعي را همين شكلي بخوانيد تا بعد ببينيم چه مي شود؛ من نمي توانم جلوي اين طرح (سهميه بندي بنزين) را بگيرم چون مردم سوخت مصرف مي كنند كه به سفر بروند. نمي توانم بگويم به خاطر گردشگري، قيمت سوخت مملكت بايد پايين بيايد. مي گويند مگر چند نفر مي روند گردش، در حالي كه ديگران بيهوده از اين سوخت استفاده مي كنند؟
يكي از راه هاي كم كردن اثر سهمينه بندي بنزين بر سفر، برگزاري تورهاي جمعي است. عده اي كه مي خواهند انفرادي بروند سفر، خب بايد پول بيشتري بدهند. ولي با تورهاي جمعي، هم حمل و نقل عمومي وارد كار مي شود، هم مصرف سوخت و هزينه سفر كمتر مي شود و هم از تعداد خودروهايي كه در جاده ها تردد مي كنند، كاسته مي شود و ضريب امنيت بالاتر مي رود .
چرا نگاه مي كنيد؟! عادت كرده ايد به هر چيزي گير بدهيدها! بعدش هم، انصافا سفرهاي دسته جمعي بيشتر حال نمي دهد؟ ضريب امنيتش بالاتر نيست؟ حالا كه خودمان هم اين صحبت را با دقت خوانده ايم، ديديم چيزي نيست كه قرار باشد به اش كليد كنيم. بعدش هم چرا فقط ما؟ يك بار هم خودتان مسائل را تحليل كنيد.
012057.jpg
لباس هاي مشاغل مي آيند
جشنواره مردان سرزمين من

درستش هم همين است. اين طرح برخورد با بدحجابي و تامين امنيت اجتماعي، بايد به ادارات هم كشيده شود! مگر بدحجاب ها فقط در خيابان ها هستند؟ خب، خيلي از همين هايي كه دارند با اين تريپ توي خيابان راه مي روند، يكهو مسير را كج مي كنند و مي روند داخل سازمان و اداره متبوعشان. بهترين كار هم همين است كه دارد كم كم اجرا مي شود؛ لباس مشاغل . يعني هر سازماني براي خودش پا مي شود مي رود دبيرخانه جشنواره زنان سرزمين من و مي نشيند كنار يك اپراتور آموزش ديده. اپراتور هم بر مي دارد بيش از 1400 طرح لباس مشاغل را نشان سازمان مذكور مي دهد. تازه همان جا هم مي توانيد طرح مذكور را
- آن طور كه خودتان مي خواهيد- اصلاح كنيد. لباس هاي مشاغل دبيرخانه زنان سرزمين من، البته مختص به زنان كارمند است و اميد داريم به زودي و با شروع طرح برخورد با مردان بدحجاب، دبيرخانه جشنواره مردان سرزمين من هم راه اندازي شود و بيايند يك لباس شغل آبرومند، براي آقايان كارمند طراحي كنند. البته براي ما بايد لباس مشاغل را از آنهايي كه برعكس، تن صاحبش مي كنند، سفارش داد!
012054.jpg
كاسبي با كپسول هاي ترك اعتياد تقلبي
كپسول هاي مرگ موش

عزيز من، رفته اي سراغ مواد مخدر، يك اشتباه كرده اي، يك خبطي مرتكب شده اي، حالا براي درست كردنش چرا مي آيي مرگ موش مي خوري؟ اين كپسول هاي ترك اعتياد چيست كه مي رويد از عطاري ها مي خريد؟ بعضي ها براي دو زار سود، حاضرند پهن هم توي اين كپسول ها جاسازي كنند. بچه هاي مركز تشخيص هويت هم نتوانسته اند بفهمند تركيب اين كپسول ها چيست و به چه كاري مي آيد، آن وقت مي روي با تجويز عطاري ها براي ترك اعتياد، كپسولي مي خوري كه داخل آن خون حيوانات و خاك هم كشف شده! اينها نه تنها درمان كننده نيستند كه بعضا آدم را مي برند توي توهم و فاز منفي و اين جور صحبت ها. رييس مركز تشخيص هويت ناجا هشدار داده مواد حاوي اين كپسول ها كه برخي از آنها آمفي تامين ها هستند، نه تنها مهاركننده نيستند بلكه محرك بوده و درست همانند اكستازي عمل مي كنند و احتمال وارد كردن آسيب به فرد را افزايش مي دهند.

توليد و پخش پنجه بوكس و قمه ممنوع شد
غلافش كن

توليد و فروش و واردات هرگونه پنجه بوكس، قمه و چاقوي ضامن دار ممنوع مي شود. نمايندگان مجلس، يك فوريت اين طرح را با 140 رأي موافق و 9 راي مخالف تصويب كردند. فكر مي كنيد آن 9 نفري كه مخالف تصويب ممنوعيت توليد و فروش و واردات پنجه بوكس و چاقوي ضامن دار و قمه شده اند، از نمايندگان كدام شهرها بوده اند؟ فكر مي كنيد علت مخالفتشان چه بوده؟ اينها هيچ كدام مهم نيست مهم اين است كه بر اساس اين قانون،  متخلفان به 6 ماه تا 2 سال حبس و اقامت اجباري در مناطق معين شده، محكوم مي شوند. با اينكه موافقان اين طرح، اصرار دارند كه قمه، پنجه بوكس و چاقوي ضامن دار جز براي ضرب و جرح و قتل كارايي ندارد ولي گويا مخالفان طرح معتقدند اين وسايل، كارايي هاي ديگري هم دارد! نه، جداً فكر مي كنيد مخالفان اين طرح، نمايندگان كجا بوده اند؟
012063.jpg
دوام زندگي با زنان شاغل بيشتر است
آبگوشت را سر سفره بياوريد

تحقيقات آمريكايي ها نشان مي دهد تداوم و پايداري ازدواج با زنان شاغل، بيشتر از زناني است كه فقط خانه دار هستند. يكي از علت هاي چنين قضيه اي، مي تواند اين باشد كه زن ها وقتي در خانه هستند، راه به راه گوشي را برمي دارند و زنگ مي زنند به خواهر و مادرشان يا حضوري مي روند پيششان و درباره خواهر و مادر همسرشان حرف هاي نامربوط مي زنند، هي غيبت مي كنند و درباره خانواده شوهرشان به نتايج غيراخلاقي مي رسند. تعارف كه نداريم، هي فحش مي دهند! ولي وقتي شاغل مي شوند و مي روند سركار، اين قضايا سر خواهر و مادر همكاران و مخصوصا مديرانشان پياده مي شود و به اين ترتيب، كانون خانواده كماكان گرم مي ماند و اين كانون محل كار است كه به فنا مي رود! البته نكته قابل توجه در اين تحقيق، اين است كه آمده: دوام ازدواج با زنان شاغل بيشتر است . يعني چي؟ يعني اينكه سرجمع، خانه دار و شاغلش آن چنان توفيري ندارد و فقط دوام زندگي با زنان شاغل، كمي بيشتر است، همين. از خود ما اگر بپرسيد، اساسا مي گوييم اين تحقيق هم مثل كارهاي ديگر اين آمريكايي ها توطئه اي بيش نيست، وگرنه ما خودمان بارها نتايج تحقيقات ملي را خوانده ايم كه نشان مي دهد آمار طلاق در خانواده هايي كه زنان، شاغل هستند، بيشتر است! تحقيقات اينها سنت ها را نشانه رفته است اما زن وقتي در خانه باشد، فرصت كافي براي بار گذاشتن آبگوشت دارد و وقتي آقاي خانه از سر كار برمي گردد، مي آيد استقبال و پاكت هاي ميوه و گوشت را مي گيرد و مي رود يك چايي ديشلمه مي ريزد مي آورد براي آقا!

فهرست
نامه ها
فهرست
سينما تلويزيون
تام گلزار ، جري افشار
بلند مهربان
لاك پشت ها پرواز نمي كنند، چرا؟
رويدادهفته
ورزشي
شاراپووا سوسك شد
ماهواره ضايع شد
وداع باشكوه
چهار دست و پا راه مي رفتم
رويدادهفته
ستاره ها شهر را به هم نريختند!
در شهرك غرب گم شدم!
بانوي اينتر در شهرري
رئيس بزرگ هم به تهران سفر مي كند
پادشاه سياه چلسي
جوانان آفريقا، گلزنان اروپا
اجتماعي
مرد دانايي كه مي ميرد ستاره اي است كه غروب مي كند و مصيبت مرگ او سخت تر از اندوه مرگ دسته جمعي يك قبيله است
زندگي
فكر مي كني زوريه؟
ديدار در بغداد
ايران را دوست دارم
رويدادهفته
رازهاي سرزمين من
آنها به قوچ ها شليك مي كنند
بيخي كه آن نداشت
سينما
آفتاب در قاب
هيچ بازيگري جرات ندارد نقش امام را بازي كند
سه برش از يك زندگي
واقعيت مرده است؟
دانش
سياهي، كيستي؟
به طور خلاصه
موسيقي
پدر، عشق، پسر
تفرشي بعد از چند سال
موسيقي فيلم يا سمفوني
روزها
آن مرد ديگر نيامد
رويدادها
جهان كوچك
رئيس، برهنه رفت
نوبت عاشقي
پول آمريكايي
همه بي آبرويي هاي قبلي
ويژه
نشانه هاي پايان
خاطرات پزشك امام
روزهاي آخر
خاطرات تيم پزشكي
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  رازهاي سرزمين من  |  دانش  |  سينما  |
|  موسيقي  |  روزها  |  جهان كوچك  |  ويژه  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |
|  گزارش  |  موفقيت  |  يادداشت  |  موضوع ويژه  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |