كپي كمرنگ حاتمي كيا
فيلم جديد سعيد سهيلي
سنگ، كاغذ، قيچي ( اكران در سينما)
سنگ، كاغذ، قيچي با فلاش بك ها و فلاش فورواردهاي پرتعداد و با تدوين موازي در همان اوايل فيلم، وانمود مي كند كه فيلم مهم و قابل اعتنايي است، اما زياد طول نمي كشد تا دست كارگردان رو شود و جامة نخ نماي فيلم توي ذوق بزند. سهيلي در سنگ... در شمايل يك حاتمي كيا ي كم استعداد ظاهر مي شود؛ موقعيت اصلي فيلم (ماجراي گروگانگيري) يادآور آژانس شيشه اي حاتمي كياست،موسيقي پرحجم و تلقين كننده فيلم تا حد زيادي يادآور موسيقي آثار حاتمي كياست (مخصوصا بوي پيرهن يوسف). ديالوگ هاي شعاري و مثلاً جسورانه و ارجاعات به مباحث داغ روز هم دقيقاً مشابه همان ويژگي است كه حاتمي كيا سال هاست (به ويژه در به نام پدر) گرفتار آن است. البته اين فهرست بلندبالا را حضور قاسم زارع و اصغر نقي زاده(بازيگران فيلم هاي حاتمي كيا) در سنگ... تكميل مي كند.
باز هم بچه مثبت
سريال بودار و تكه انداز
راه بي پايان (چهارشنبه/ 20:15/ شبكه 3 ـ تكرار پنجشنبه/ 13:30)
اين سريال يك چيزي تو مايه هاي سال هاي برف و بنفشه است؛ يك بچه مثبت از خارج به ايران برمي گردد و مي خواهد كارهاي درست و حسابي بكند اما عده اي نمي گذارند. تنها فرقش اين است كه سال هاي برف و بنفشه سعيد سلطاني در دهه 40 مي گذرد و راه بي پايان همايون اسعديان در زمان حال. البته يك فرق ديگر هم دارد؛ بچه مثبت در سال هاي برف و بنفشه، سام درخشاني و در اين سريال هومن سعيدي است؛ همان سرباز معنوي فيلم يك تكه نان كمال تبريزي. حالا او در اين سريال يك جوان اتوكشيده است كه مي خواهد پروتزهاي پزشكي ارزان داخلي درست كند اما آدم بدجنس ها تو كار او مي گذارند. در اين سريال به جز مثبت بازي سيدي، بازي خوب فرهاد اصلاني هم خيلي ديدني و جذاب است؛ عينهو بازي اش در سريال خانه اي در تاريكي ؛ ضمن اينكه حجم بالاي بازيگرهاي خوب مثل مهران رحيمي و آتيلا پسياني در كنار كارگرداني چهره اي مثل همايون اسعديان كه در كارنامه اش آثاري مثل مرد آفتابي ، نيش و سريال چراغ جادو را دارد، باعث شده تا اين سريال واقعا جذاب باشد. داستان بودار، تكه هاي معني دار امروزي و چيزهاي ديگري كه به مرز خطوط قرمز اقتصادي ـ سياسي نزديك شده هم در جذابيت راه بي پايان مؤثر است.
|
|
|
دنياي ملاقلي پور
يك فيلم پر ايهام
قارچ سمي( شنبه / 16:30/ سينما تك)
قارچ سمي خيلي خوب آغاز مي شود. صحنه هاي اولش مثل نجات سرباز رايان است؛ اما هرچي جلو مي رويم در ارتباط نقش هاي فيلم با هم گيج تر مي شويم. دنيايي كه ملاقلي پور به مخاطبش ارائه مي دهد دنيايي است كه خودش ساخته و همين شايد زياد به مذاق بيننده خوش نيايد. گواه اين ادعا اينكه قارچ سمي وقتي 5 سال پيش اكران شد، فقط 57 ميليون تومان فروخت. اما با همه اين تفاسير بازي هاي فيلم خيلي خوب است؛ خصوصا بازي امير جعفري كه هميشه عادت به ديدن بازي طنز او داشته ايم. او اين بار در قارچ سمي در نقش اميني- يك آدم قالتاق پست فطرت- بازي مي كند. كليت داستان هم اين طوري است كه مهندس دومان سردارجنگ بوده و الان مدير شركت ساختماني است، اما هنوز تو حال و هواي جبهه است. دومان اتفاقي با بيتا كه علاقه اي به نامزدش ندارد برخورد مي كند و بيتا عاشق دومان مي شود . از طرفي دومان كه ديگر حاضر نيست با شارلاتان بازي هيأت مديره شركت كنار بيايد، با كمك سليمان با آنها درگير مي شود. آنها هم زندگي دومان و زنش آلما(رويا تيموريان) را به هم مي ريزند و با پرونده سازي، دومان را به زندان مي فرستند.
كارآگاه مرموز
تكرار معماهاي شرلوك هلمز
شرلوك هلمز (جمعه/ 20:15/ شبكه 3)
باز هم آقاي كارآگاه قدبلند مرموز (همان شرلوك هلمز خودمان) و دستيار وفادارش دكتر واتسون با معماهاي عجيب و غريبشان برگشته اند. آنهايي كه تا حالا از دستشان در رفته و اين سريال را نديده اند، حالا فرصت دارند با ماجراهاي مرموز آقاي مرموز(!) آشنا شوند. داستان هاي سريال، به انگلستان 2 قرن پيش مربوط مي شود و لندن شبيه لندن داستان هاي چارلز ديكنز است؛ با همان كوچه هاي ترسناك و البته كثيف. دوبلور نقش شرلوك هلمز، بهرام زند توانسته تمام ويژگي هاي اين شخصيت اسرارآميز را به بيننده منتقل كند و حتي از طرف كلوپ بين المللي هواداران شرلوك هلمز، مجموعه كتاب هاي هلمز را هديه گرفته است. شرلوك هلمز در ميان همكاران هموطنش،يعني پوآرو و خانم مارپل در دنيا از همه معروف تر شده و تنها فرق شرلوك هلمز با خانم مارپل و پوآرو در نوع در جريان گذاشتن وقايع داستان براي بيننده است. در داستان هاي شرلوك هلمز تمام سرنخ ها در اختيار بيننده هم قرار مي گيرد و بيننده همزمان با كارآگاه در حل معماها پيش مي رود ولي در 2 سريال ديگر فقط در پايان ماجراست كه همه اطلاعات را رو مي كنند و بيننده متوجه كل جريانات داستان مي شود.
خاله زنك بازي
نمايش زنده تلويزيوني
از كجا بايد شروع كنيم؟ (جمعه/۱۰:15/ شبكه 5)
كساني كه صبح جمعه حاضر مي شوند حدود ساعت،۱۰ قيد خواب را بزنند و سحرخيز بشوند(!)، به محض بيداري، اولين كارشان روشن كردن تلويزيون با چشمان پف كرده است. اينها معمولا مي زنند شبكه 5 تا اين نمايش خانوادگي زنده را ببينند؛ چرا كه اين اجراي زنده خيلي بامزه از آب درآمده. مريم سعادت و فلامك جنيدي پاهاي ثابت برنامه اند و لابه لاي اجرايشان- كه در يك دكور با شكل و قيافه آپارتمان جريان دارد- ملت مشكل دار و در آستانه طلاق و بزن بزن، به طور مستقيم تماس مي گيرند و راحت حرفشان را مي زنند. حتي چندباري زن و شوهرها پاي تلفن با هم دعوا كرده اند و چند باري هم خانم هاي ستمديده با چشم پر اشك، داستان ظلم شوهرها و خانواده هاي ديوسيرتشان را تعريف كرده و اشك ملت را درآورده اند. جالب اينجاست كه برنامه سازهاي اين برنامه، تلفن ها را قطع نمي كنند تا طرف هر چه دل تنگش خواست بگويد! سعادت و جنيدي هم با هر كس كه پشت خط است، درد دل مي كنند و فضاي آشناي گفت وگوهاي متداول بانوان ايراني، اين دفعه جلوي دوربين شكل مي گيرد. اين برنامه براي پراندن خواب از سر و ديدن و شنيدن دعوا و حرف هاي خاله زنكي توصيه مي شود.
احسان ناظم بكايي-علي به پژوه