سراغ هر 3 بازيگر نقش امام رفتيم كه در سنين مختلفي آن را بازي مي كنند. ماجراي انتخاب و پيدا شدن هر كدامشان در كار حكايت خودش را دارد.
كودكي امام (ره) ................آرمان ايران پور
۲ سال براي او صبر كردند
دوست نداشتم كس ديگري نقش امام را بازي كند
صحبت كردن با آرمان ايران پور مثل انتخابش توسط عوامل فيلم، كار خيلي ساده اي نيست چون بچه ها تصوري از بازيگري و حتي ديالوگ ندارند و بر اين باورند كه فقط دارند به صورت دسته جمعي بازي مي كنند. مادرش مي گويد: از طرف يكي از دوستانمان باخبر شديم كه براي نقش كودكي امام(ره) دنبال بازيگر هستند. اول خيلي جدي نگرفتيم ولي بعد گفتيم به امتحانش مي ارزد و عكس آرمان را فرستاديم. بعد، از دفتر آقاي افخمي تماس گرفتند و آرمان را براي تست خواستند. از نظر افخمي، آرمان همان كسي بود كه دنبالش مي گشت. تاثيرگذاري و گيرايي نگاه و حركات آرمان، چشم افخمي را گرفته بود و براي همين از فردايش كار را با او شروع كرد . آرمان مؤدب و آرام است ولي اين باعث نمي شود با رودربايستي و خجالت حرفش را بزند.
اولين روز فيلم برداري يادت هست؟
روز اول همه رفتيم شهريار توي يك اتاق از من خواستند بروم زير كرسي و از زير لحاف به دوربين نگاه كنم. زمستان بود و هواي اتاق خيلي گرم نبود. اولين بار بود كه كرسي مي ديدم ولي نترسيدم. به دوربين نگاه كردم و بعد يك لحظه حس كردم همه دارند من را نگاه مي كنند، ترسيدم و آمدم بيرون و گفتم نمي خواهم بازي كنم اما آقاي افخمي با من صحبت كرد و گفت: هر وقت دلت خواست به دوربين نگاه كن. خيالم راحت شد و بعد كم كم ترسم ريخت.
در اولين صحنه ات ديالوگ هم داشتي؟
نه، فقط به من گفتند به دوربين نگاه كن، همين. اما روزهاي بعد بايد حرف هم مي زدم.
لباسي كه پوشيده بودي، يادت است چه جوري بود؟
يك بلوز راه راه صورتي و آبي بود كه يقه اش را با دكمه مي بستم و يك شلوار مشكي هم مي پوشيدم. هر وقت هم بيرون از خانه فيلم برداري داشتيم، پوستين قهوه اي تنم مي كردم.
وقتي دوربين بيشتر روي نگاهت زوم مي كرد و حس تو را مي خواست، چه جوري بازي مي كردي؟
مثلا به من مي گفتند به يك نقطه نگاه كن و غمگين باش. آقاي افخمي مي گفت فكر كن الان مادرت دارد از خانه مي رود و چند سال نمي بيني اش، چه حسي پيدا مي كني؟ وقتي اين طوري مي گفت ناراحت مي شدم و غم در چهره ام معلوم مي شد. وقتي هم كه با بچه هاي دايه (هديه تهراني) بازي مي كردم خوشحال بودم و او مي گفت آفرين خوشحالي ات را نشان بده.
در ميان بازيگران از كدام يك از آنها بيشتر خوشت آمد؟
با خانم سحر دولتشاهي خيلي جور شدم؛ هماني كه نقش مادرم را بازي مي كرد. روز اول آمد به من گفت: ببين، من هم مثل تو اولين بار است كه جلوي دوربين بازي مي كنم، پس بيا با هم دوست شويم. بعد از آن هر وقت فيلم برداري نداشتيم با هم بدمينتون بازي مي كرديم يا با موبايل او گيم بازي مي كردم.
خانم تهراني را هم خيلي دوست دارم. دلم مي خواست هر روز كه سر صحنه مي روم او هم باشد. برايم مدام قصه تعريف مي كرد.
مي دانستي نقش چه كسي را داري بازي مي كني؟
بله، من امام خميني(ره) را از عكس هايش مي شناسم. آقاي افخمي هم خيلي درباره ايشان و نوه اش با من حرف مي زد و مي گفت وقتي كودك بوده چه كارهايي مي كرده و چه بازي هايي مي كرده.
خوشحالي كه 9 سالگي امام(ره) را هم خودت بازي مي كني؟
بله، وقتي شنيدم يك بچه ديگر قرار است بقيه نقش مرا بازي كند، ناراحت شدم و به مامانم گفتم كه دوست دارم همه بچگي امام(ره) را خودم بازي كنم.
فكر مي كني در آينده باز هم بازيگري را ادمه بدهي؟
نمي دانم. الان درس خواندن برايم مهم تر است. الان كلاس اول دبستان هستم و بايد به درس هايم برسم اما سينما را خيلي دوست دارم. حتي اگر توي فيلمي بازي نكنم، باز هم سينما مي روم و فيلم مي بينم.
جواني امام (ره) ................محمدهادي حيدري
قرار نبود بازي هم بكند
از اين همه شباهت تعجب كردم
شايد از خوش شانسي محمد هادي حيدري - دستيار دوم افخمي - بود كه يكدفعه مورد توجه قرار گرفت. سعيد ملكان - طراح گريم فيلم - با يك تست گريم، او را كشف كرد و شباهت او به جواني حضرت امام(ره)، باعث شد كه حتي خانواده امام(ره) در برخورد اول با عكس بازيگر، متوجه تفاوت آن با عكس حقيقي امام نشوند!
حيدري 30 سالش است و از 9 سال پيش با ساخت مستندي درباره ابراهيم حاتمي كيا سينما را تجربه كرده است. پس از آن در خلال ساخت چند مستند و فعاليت ديگر، با بهروز افخمي آشنا مي شود و به عنوان دستيار دوم او در فرزند صبح مشغول به كار مي شود. بازي در نقش جواني امام(ره)، فرصت ويژه اي براي او بوده كه براي كمتر كسي اين جوري پيش مي آيد.
ميانسالي امام (ره) ................عبدالرضا اكبري
معتقداست كه درباره نقش نبايد حرفي زد
شايد خيلي خوب، شايد خيلي بد
صحبت كردن با عبدالرضا اكبري- كسي كه نقش ميانسالي امام(ره) را بازي كرده- خيلي هم ساده نبود، مخصوصا كه خود او خيلي حساسيت داشت كه درباره اين نقش هرچه مي تواند كمتر حرف بزند. دليلش هم به نظر خودش منطقي بود: چون نقش حساسيت هاي زيادي دارد، تا موقع اكران فيلم دوست ندارم ازش حرف بزنم .
به هر حال او چند روز ديگر از كيش به تهران مي آيد تا سكانس هاي دستگيري و تبعيد امام(ره) به تركيه را بازي كند. گفت وگوي تلفني ما با او، هرچند كه به جايي نرسيد و او حاضر نشد درباره حس خودش از نقش و جزئيات بازي اش در فرزند صبح حرفي بزند اما پر از اطلاعاتي بود كه او- ناخودآگاه- در اختيارمان گذاشت. البته در پايان هم اين جمله را يادآور شد كه من اصلا نمي خواستم حرف بزنم اما با همين چانه زدن با شما خبرنگارها، كلي تخليه اطلاعاتي شدم.
شما 63 سالگي امام(ره) را بازي مي كنيد. چه جوري براي اين نقش انتخاب شديد؟
درباره جزئيات بازي ام هيچي نمي گويم. چون فكر مي كنم روي بازي هاي بعدي ام اثر مي گذارد.
چرا؟
خب، هر خبر يا مصاحبه اي كه چاپ مي شود مطبوعات نظر مي دهند و پيش داوري هايي هم مي شود.
يعني اصلا نمي خواهيد درباره نقشتان صحبت كنيد؟
بازي من از صحنه اي شروع مي شود كه اولين بار ساواك امام را نصف شب در قم دستگير مي كند. همين.
چه جوري؟
با يك بنز قديمي 170 مرا به زندان قصر مي برند و از من پلان هايي مي گيرند كه در آنها ساواكي ها امام را دستگير كرده اند و امام در ماشين نشسته است.
كل سكانس چقدر است؟
حدود 7 دقيقه كه بر چهره و بازي من زوم شده است.
خب، بعد از اين؟
بعد از اين ندارد. بقيه را چند روز ديگر بازي مي كنم.
چه صحنه اي است؟
سكانس دستگيري دوباره ام و بعد صحنه اي كه وارد فرودگاه تركيه مي شوم.
يعني در تركيه هم بازي داريد؟
نه، فقط ورود به فرودگاه گرفته مي شود كه فضاي قديمي فرودگاه است و از آنجا امام تبعيد مي شوند.
پس صحنه هاي خود تركيه را نداريم؟
نه.
قضيه نوفل لوشاتو و تصويربرداري در فرانسه چيست؟
منتفي شده است. قرار بود صحنه هايي هم مربوط به نوفل لوشاتو باشد كه انگار نيست.
شما در سكانس بيمارستان حضور نداريد؟
نه، نماي بيمارستان هست و دوربين به جاي نگاه امام(ره) همه چيز را روايت مي كند.
حس خودتان از بازي در نقش امام (ره) چيست؟
فعلا نمي توانم بگويم.
بازي خودتان را چطور مي بينيد؟
نمي دانم. فعلا براي اين حرف نمي زنم كه به كل كار لطمه نخورد. منتظر باشيد تا اكران فيلم. شايد هم بازي من جور ديگري به نظر بيايد.
منظورتان چيست، يعني خيلي خوب بازي كرده ايد يا خيلي بد؟
منظورم هر دويش است.
با توجه به گريم سنگيني كه روي صورتتان است، چه حسي از بازي در اين نقش داريد؟
دوست ندارم فعلا حرفي بزنم. قرارمان با عوامل فيلم هم اين بود كه هيچ عكسي از من منتشر نشود تا فيلم برداري تمام شود و بعد فيلم به نمايش دربيايد.
چقدر بازي در نقش جواني امام(ره) برايتان غيرمنتظره بود؟
زياد، من جز بازي در يك فيلم كوتاه، جلوي دوربين نرفته بودم و بيشتر در زمينه نويسندگي و فيلمسازي فعاليت كرده بودم. آقاي افخمي هم اصلا دنبال بازيگر نبودند بلكه بيشتر حساسيتشان روي شباهت چهره بود. براي همين من را انتخاب كردند.
شما فقط 4 دقيقه در كل فيلم بازي مي كنيد؟
بله، پلان ابتدايي فيلم با من شروع مي شود كه مربوط به ورود روح الله به خانه كودكي اش است و بعد از آن گشت و گذارهاي او در خانه قديمي.
يعني بيشتر از چهره شما فيلم برداري شده؟
پلان هاي مربوط به من كاملا حركتي است؛ دوربين در معماري پيچيده و تو در توي خانه حضرت امام(ره) مي چرخد و از صورت من عبور مي كند و به شكلي خاص به فضاي رؤياگونه جواني و كودكي ايشان وارد مي شويم.
براي بازي در اين نقش تمرين خاصي داشتي؟
به هر حال خيلي دور از اين فضا نبودم، براي همين چيزي را كه از من مي خواستند، مي توانستم در بياورم ولي بيشتر بايد روي نگاهم و چشم هايم كار مي كردم تا حس اصلي را به تماشاچي بدهد.
در آوردن نوع نگاه كسي مانند حضرت امام(ره) چقدر سخت بود؟
مهم اين بود كه آن حس را درك كنم و به شناخت كاملي از شخصيت روحاني ايشان برسم. براي همين كاملا زاويه ديدم را به سمت حال و هواي روحاني ايشان بردم.
اولين بار چه كسي شما را براي اين نقش پيشنهاد داد؟
ناهيد طلوع (طراح صحنه و لباس). يك روز وقتي مشغول كار بوديم، عكس جواني امام را نزديك صورت من آورد و گفت كه به نظرش فرم صورت من خيلي شبيه اين عكس است. اول فكر كردم شوخي مي كند اما وقتي آقاي افخمي هم اين نظر را تأييد كرد، قبول كردم كه تست گريم بدهم.
با سحر دولتشاهي، بازيگر نقش مادر حضرت امام(ره) در فيلم فرزند صبح
خيلي مي ترسيدم
هنوز خيلي ها به اشتباه فكر مي كنند او بعد از چهارشنبه سوري (خواهر هديه تهراني) و ميم مثل مادر (دوست گلشيفته فراهاني)، در نقش مادر حضرت امام خميني(ره) در اين فيلم ظاهر شده است.
سحر دولتشاهي ليسانس ادبيات نمايشي اش را همزمان با ليسانس مترجمي زبان فرانسه گرفته است. فعاليتش را با تئاتر شروع كرد؛ مثل بازي در نمايش بي شير و شكر گروه پرچين (به كارگرداني مشترك حميد امجد و مهرداد ضيايي) و نيز زائر (حميد امجد) و تجربه هاي اخير به كارگرداني اميررضا كوهستاني. او اكنون عضو گروه بازي اي به سرپرستي آتيلا پسياني است.
عكس العمل شما وقتي فهميديد براي اين نقش انتخاب شديد چه بود؟
اولش خيلي فكر كردم و خيلي هم مي ترسيدم. بيشتر ترسم از اين بود كه نتوانم خوب از پس نقش بربيايم و شناخت كافي از اين شخصيت نداشته باشم. از طرف ديگر دوست داشتم با آقاي افخمي كار كنم، به همين دليل قبول كردم.
خب، چطوري به اين شناخت رسيديد؟
مطالعه كردم. درباره خود حضرت امام(ره)، زندگي و منش و رفتارشان.
از اينكه چنين نقشي در كارنامه بازيگريتان دارد ثبت مي شود، چه حسي داريد؟
بيشتر از اينكه اسم نقش و ظاهرش برايم مهم باشد، خود بازي مهم بوده است. به همين خاطر، خيلي تلاش كردم كه نقشم طوري باشد كه كاملا به فيلم كمك كند و يك نقطه اتصال بين بقيه بازي ها باشد. حس مي كنم جايم را درست انتخاب كرده بودم و درست تصميم گرفتم.
از اينكه در طول فيلم برداري وقفه افتاده است، ناراحت نشديد؟
خب، دست من نبود. اين اتفاق در جاهاي ديگر هم افتاد و فقط مربوط به ما نبوده. با اين حال سعي مي كنم كه انسجام نقش حتما حفظ شود و كار يكدست باشد. ما كه بازيگريم براي به دست آوردن حس بايد كلي تلاش كنيم و اگر به دست آمد، آن وقت مي توانيم با مهارت حفظش كنيم.
از ترجمه چه خبر؟ الان چه كتابي در دست داريد؟
كتابي از مارگريت دوراس به نام آگاتا را ترجمه كرده ام كه آماده چاپ است.
كتاب ديگري هم در دست دارم به نام ديگه حتي يك بازي هم نيست كه 20سال تجربه يك گروه تجربي تئاتر به شكل مقالات متعدد است كه در مرحله پاياني است.
فكر مي كنيد در جشنواره فيلم فجر امسال فرزند صبح حضور داشته باشد؟
اين طور كه آقاي شرف الدين قولش را داده بله.
و بازي شما به چشم بيايد؟
اميدوارم. من تمام تلاشم را كرده ام.