- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۱۱۸ - شنبه ۵ خرداد ۱۳۸۶ - - May 26, 2007
docharkhe
گشتي در اولين نمايشگاه ملي رسانه هاي ديجيتال و نرم افزارهاي چندرسانه اي
Digital
با الفباي ايراني
011550.jpg
براي بچه ها هم بخش هاي ويژه اي در نمايشگاه بود تا حالش را ببرند
011553.jpg
سي دي هاي سامي يوسف هم در نمايشگاه حسابي روي بورس بود
011559.jpg
فضاي نمايشگاه پر بود از كاريكاتورهايي با موضوع رايانه و زندگي
011556.jpg
بچه ها بازي هاي رايانه اي را با ماشين هاي ايراني مثل پيكان تجربه كردند

محسن امين
بروبچ، پشت 206 اسپرت، زانتيا و ديگر محصولات وطني نشسته اند و دارند توي اتوبان هاي تهران لايي مي كشند و كورس مي گذارند. به قيافه يكي دوتايشان اصلا نمي آيد كه گواهينامه داشته باشند. اما خيالي نيست! كسي به شان گير نمي دهد. تصادف هم بكنند، خون از دماع كسي نمي آيد؛ آنها نشسته اند پاي بازي رايانه اي! سالن بازي هاي رايانه اي ديجيتال اولين نمايشگاه صنعت ديجيتال، پاتوق عشاق بازي هاي رايانه اي است كه مجاني بنشينند و به جاي ويراژدادن لامبورگيني در خيابان هاي نيويورك، از همين 206 هاي خودمان براي لوله كردن آسفالت اتوبان ها استفاده كنند. نمايشگاه، به صورت كاملا mp3 در 5 سالن جمع وجور جنوبي محل دائمي نمايشگاه هاي بين المللي تهران برگزار شده و هركس در دنياي صفر و يك، ادعايش مي شود، حي و حاضر است؛ از موبايل بازها تا اهالي درس و تدريس و البته اهالي مطبوعاتي آن لاين و عشق بازي ها آمده اند كه هرچي با ابتكار ايراني خودشان براي بازار تدارك ديده اند، رو كنند. ته نمايشگاه، اختصاص دارد به علاقه مندان فرهيخته تر كه به فكر فعاليت فرهنگي در عرصه دنياي مجازي اند. آنجا، پاتوق وبلاگ نويس هاست، به اضافه خبرنگارها و خبرگزارها! همه نوع نويسنده دست به كيبوردي اينجا هست؛ انگار مطبوعاتي هاي كشور، قصد كرده باشند دراين چند روز، تلافي برگزارنشدن نمايشگاه مطبوعات را دربياورند.
011547.jpg
چند تا رسانه؟
اصلا نرم افزار چندرسانه اي يعني چه؟ اينجا در 4تا سالني كه ملت با اين عنوان دور هم جمع شده اند همه چيز پيدا مي شود؛ از CDهاي خاله سارا بگير تا نسخه نرم افزاري جعبه لايتز. فيلم، نوحه، جزوه درسي، اطلس طلايي و جغرافيايي و هر چيزي كه به ذهنتان بيايد و نمونه واقعي داشته باشد. 241غرفه علم شده تا ابزار ورود شما را به اين دنيا فراهم كند.
در همان ورودي، اگر پايه يادگرفتن IT باشيد، مي توانيد يك مجموعه CD با تخفيف 40 درصد بخريد. 2 تا جوان شيك و پيك كه وجناتشان به خود بيل گيتس مي خورد، درحال توجيه  كردن مراجعان هستند؛ شما كدام استاد را پيدا مي كنيد كه يكسره، بدون نوشيدن يك ليوان آب يا غرغر و دودركردن، 29 ساعت تمام به شما درس بدهد؟
جلوتر، چند تا جوان كه براي هميشه عرق دانشگاه شريف را دارند ايستاده اند. تيريپ شان آخر بچه درسخوان هاست. آنها بالاخره بسته سيستم عامل لينوكس شريف را تمام كرده اند و كلي مدعي اند روي دست سيستم عامل ويندوز بلند شده اند.
سالن به اندازه كافي شلوغ است. اما نه آنقدر كه راهبندان شود. اينجا اغلب آدم ها دنبال يك فرم نرم افزاري و ديجيتالي مشخص از زندگي آمده اند و جلوي همه غرفه ها زياد نمي مانند. يكي از غرفه هاي فرهنگي، توي همين شلوغي، براي حضار مسابقه sms گذاشته. سوالش هم اين است كه ايران در جنگ 8 ساله، از چند كشور اسير گرفت؟ . البته جوايزشان برعكس سؤال، كاملا ديجيتال است؛ لپ تاپ و دوربين هندي كم .
آن طرف تر- اگر دنبال راهي براي ارتباط راحت با دنياي ديجيتال باشيد- غرفه اي اولين نرم افزار تايپ هوشمند فارسي را ارائه كرده؛ نرم افزاري كه پيش بيني مي كند شما بعد از هر كلمه چه كلماتي را ممكن است تايپ كنيد و خودش آنها را جلوجلو به عنوان گزينه برايتان مي آورد.
قيمت ها خيلي بالا نيست. دنياي نمايشگاهي ديجيتال خيلي دست و دلبازتر از صنف هاي ديگر است.
اينجا بعضي غرفه ها تا 60 درصد هم تخفيف مي دهند ضمن اينكه بعد از خريد، خيلي راحت مي شود اكثر محصولات را كپي زد و به دست قوم و خويش و دوستان رساند(!) كپي رايت سيخي چند؟ حتي درمورد محصولات وطني.

بازي دات كام
وارد سالن 13 كه مي شوي، غرفه هاي تلفن همراه ديگر آنتن نمي دهد و سايه بازي هاي رايانه اي، بر همه چيز سنگيني مي كند.
فضاي اينجا بيشتر از خريد و فروش، نمايشگاهي است؛ اصلا يك راسته سالن را گذاشته اند تا اين كاره ها، بنشينند پاي بازي و دست آخر، راي بدهند كه بهترين بازي ارائه شده كدام است.
اكثر بازي ها، در فضاي ايراني اسلامي است؛ از قصه هاي هزار و يك شب داخلشان پيدا مي كني تا ماشين سواري با محصولات سايپا و ايران خودرو در ترافيك تهران.
آدم هايي كه توي اين سالن بيشتر مي مانند، 2 دسته اند؛ يا همان اول، ميخ بازي ها مي شوند و مي مانند به بازي كردن تا آخر وقت يا تيريپ مهندسي زده اند و خودشان طراح بازي اند. اكثر شركت ها اطلاعيه كوچكي زده اند تا كساني كه توي برنامه نويسي بازي ها حرفي براي گفتن دارند، بيايند براي همكاري. هرچند دقيقه يك بار هم، اعلام مي شود كارگاه آشنايي با برنامه نويسي بازي هاي كامپيوتري آن طرف سالن، به راه است. ملت اما، بيشتر ترجيح مي دهند، مصرف كننده بازي باشند. گيم نت مجاني را كي ول مي كند برود پي برنامه نويسي؟

گوشي بازهاش اين طرف
نرم افزار بتركون ويژه گوشي هاي سوني اريكسون، شامل عكس، mp3، بلوتوث هاي خفن و...؛ اين همه چيزي است كه يكي از غرفه هاي سالن شماره 12 ارائه مي دهد. اينجا 24تا شركت غرفه زده اند تا اهالي موبايل به دست را از آخرين خدمات فارسي ساز، موسيقي، فيلم و عكس، بهره مند كنند. اسم يكي از غرفه ها، رسما گوشي بازها است. در اين راسته بازار، اگر ظرفيت گوشي جواب بدهد، مي شود تمام قرآن، ديوان شعرا، جعبه لايتز و... را داخل تلفن همراه گذاشت و سُراند داخل جيب. آنهايي كه زياد پول بالاي گوشي شان نداده اند، از اين سالن زود مي گذرند چون اصولا كاري ندارند. اينجا عملا با گوشي كمتر از سري۶۰ نوكيا ول معطليد اما اگر آپ ديت هستيد يكي از شركت ها دوره كامل آموزش مكالمه انگليسي را بر مبناي كتاب Interchange In to توليد كرده و به تفكيك درس مي توانيد پاي درس استاد بنشينيد.
مذهبي هايش هم جلوي غرفه هاي خاصي جمع شده اند. شوخي كه نيست؛ يك عدد گوشي فسقلي را تبديل مي كنند به موذني كه به افق همان شهري كه در آن هستيد برايتان اذان مي گويد؛ تقويمش هم شمسي و قمري است؛ متن، ترجمه، تفسير و قرائت كل قرآن را هم به همراه امكان جست وجو دارد. توي اين شلوغي، چندتا غرفه با بقيه فرق مي كنند و فقط براي فروش نيامده اند؛ گروه برنامه نويسي دانشگاه علم و صنعت كارهاي ابتكاري دانشجويي آورده، غرفه مركز توسعه فناوري اطلاعات و رسانه هاي ديجيتال هم كه بزرگ بازار است، سمينار آشنايي با خدمات ارزش افزوده sms گذاشته. مجري دارد به حضار ياد مي دهد كه چطور با sms حساب بانكي شان را جابه جا كنند يا قبض تلفن شان را بپردازند.
آخر همه توضيحاتش هم يادآوري مي كند كه هنوز درحال رايزني با شبكه بانكي هستيم كه مثلا جابه جايي پول با sms را قبول كنند .

آن لاين هاي فرهيخته
اينجا، عملا نمايشگاه مطبوعات بدون كاغذ است. از روي پيشاني آدم هايي كه داخل غرفه ها نشسته اند، مي شود آن لاين بودن اين آدم هاي فرهيخته را متوجه شد. اصولا هر شخصيت حقيقي و حقوقي كه 2 گيگ فضا در اينترنت اشغال كرده، آمده و براي خودش غرفه زده. اصلا عنوان نمايشگاه، بيشتر به آنها ربط دارد. توي غرفه ها به جاي آنكه مثل بقيه نمايشگاه محصول ارائه شود و پول رد و بدل كنند، اصحاب فكر و سخن، درحال رايزني هاي سياسي، فرهنگي، علمي و تكنولوژيك هستند. اكثر خبرگزاري ها آمده اند؛ سرويس دهنده هاي وبلاگ، اينترنت و دامين هم هكذا... بساط پايگاه هاي اينترنتي و وبلاگ ها هم به راه است. بلندگوي سالن، هر چند دقيقه يك بار، از عشاق وبلاگ نويسي دعوت مي كند براي شركت در كارگاه آشنايي با وبلاگ نويسي بشتابند.
جلوي يكي از غرفه ها، يك صندلي گذاشته اند و فردي رودررو دارد با مسئول غرفه مباحثه مي كند. آنجا غرفه يك پژوهشگر IT است كه زندگي اش را وقف اين كار كرده. يكي از غرفه ها هم، كارش قالب گيري است. آنجا به شما قالب هاي پيشنهادي براي وبلاگ ارائه مي دهند. اغلب غرفه ها، مثل تمام سالن 14 و 15 ساكت و خلوت است. مشتري هاي آنها احتمالا به جاي آمدن به نمايشگاه برايشان اي ميل زده اند؛ يك نوع استفاده از فناوري ديجيتال. اين روزها، باوجود تكنولوژي ديجيتال، كي مي ره تو نمايشگاه؟

نمايشگاه بسته اي
طاها رسولي
اولين جشنواره و نمايشگاه ملي رسانه هاي ديجيتال به سلامتي برگزار شد اما باز هم مطابق معمول اين گردهمايي هيچ كمكي به پيشرفت در زمينه نرم افزار و ديگر رسانه هاي ديجيتال نكرد. ناهماهنگي و بدون هدف بودن نمايشگاه، دليل اصلي اين موضوع بود. در حالي كه قانون كپي رايت- نه به صورت داخلي و نه خارجي- در ايران رعايت نمي شود، نمي توان اميدي به پيشرفت در نرم افزار داشت. سرمايه گذاري براي توليد نرم افزارهاي داخلي بسيار كم است و فارغ  التحصيل هاي رشته هاي مختلف علوم رايانه، به خاطر امنيت نداشتن دسترنجشان، معمولا انگيزه اي براي رفتن به سراغ نرم افزارنويسي ندارند؛ آن هم وقتي كه نمونه هاي خارجي با بهترين كيفيت و كمترين قيمت در دسترس همه هست. جالب اينجاست كه يكي از گروه هاي بزرگ شركت كننده در اين نمايشگاه، شركت هاي ارائه دهنده بسته هاي نرم افزارهاي خارجي بودند. در بسياري از غرفه هاي بخش نرم افزارهاي چندرسانه اي، با شركت هايي مواجه مي شديد كه كاري نداشتند جز جمع كردن آخرين نسخه هاي نرم افزارهاي خارجي از سراسر دنيا، به همراه كرك هاي مربوط و ريختن آنها در كلكسيون هاي مختلف در قالب سي دي يا دي وي دي.
دسته ديگر شركت كننده ها، گروه هايي بودند كه به ارائه نرم افزارهاي آموزشي چندرسانه اي مي پرداختند؛ آموزش برنامه هايي نظير فتوشاپ، ورد و افترافكت و دسته سوم تنها بانك هاي اطلاعاتي مختلف را در اختيار كاربرها قرار مي دادند؛ مانند بانك اطلاعات هنرپيشه هاي سينما، فوتباليست ها و اطلاعات اسلامي  نظير قرآن، احكام و... بهتر بود بخش نرم افزارهاي چندرسانه اي نامش به واسطه كاربري چندرسانه اي تغيير مي كرد، زيرا تنها پيشرفت قابل ذكر، طراحي منوهاي گرافيكي مختلف براي كلكسيون نرم افزار هاي خارجي و آموزشي بود.
در كشور ما توليد نرم افزار هنوز اولين مراحل رشد خودش را هم طي نكرده است. هنوز بسياري از شركت هاي بزرگ ايراني، از نرم افزارهاي حسابداري داخلي استفاده مي كنند كه تحت فاكس پرو و داس نوشته و اجرا مي شوند! در نبود حمايت كننده و سرمايه گذار براي توليد نرم افزارهاي داخلي و اعمال نكردن قانون كپي رايت براي محصولات داخلي و خارجي،هزينه كردن بودجه هاي ميلياردي براي برگزاري اين چنين نمايشگاه هايي بي فايده به نظر مي رسد. البته خيلي منفي نگاه نكنيم؛ بالاخره فارغ التحصيل هاي رشته هاي نرم افزار و سخت افزار هم احتياج به شغل دارند.

بمب هاي عروسكي
انگار بعد از باربي، نوبت نوع جديدي از عروسك هاي خارجي است كه بازار ايران را قرق كنند. عروسك هاي برتز با قيافه هاي جديد وارد شده اند
011571.jpg
اسم عروسك هاي برتز را شنيده ايد؟ ما كه قبلا نشنيده بوديم و از ميان دارو دسته عروسك ها، فقط باربي را مي شناختيم و همين دارا و ساراي خودمان را. اولين بار اسم برتز را در مقاله اي در سايت MSN ديديم كه خبر مي داد روانشناس هاي آمريكايي دادشان از اين عروسك ها درآمده. اين قدر اين روان شناس ها شلوغ كرده بودند كه فكر كرديم اين عروسك ها مي توانند سوژه اي خوبي براي صفحه جهان مجله باشند. مي خواستيم مثلا بگوييم اين عروسك ها ممكن است به زودي به ايران هم بيايند و مثل باربي ها بازار را قرق كنند و فلان و بهمان. ولي بعدا فهميديم برتزها چند سالي است كه به ايران آمده اند و مثل باربي بين عده  اي از دختر كوچولوهاي ايراني محبوب هستند؛ دختر كوچولوهايي كه با اين عروسك ها زندگي مي كنند و اگر فكري نكنيم، در آينده برتز و باربي الگوي لباس و مد و قيافه شان مي شوند؛ دختر كوچولوهايي كه بزرگ  مي  شوند و بعدها در خيابان هاي شهر به  آنها تذكر مي دهند كه چرا با اين قيافه بيرون  آمده اند. آن روز شايد كسي يادش نباشد كه قصه از يك عروسك ساده شروع شده است!

دسترسي به عروسك هاي جديد در بازار ايران اصلا سخت نيست
شايد براي همين باشد كه آن ها مثل قند مي فروشند
آنها از كجا مي آيند؟
011565.jpg
وضعيت ظاهري اين عروسك ها كه خيلي از آنها را در فروشگاه هاي اسباب بازي شهرهايمان، مي توانيد پيدا كنيد، طوري است كه بدون اصلاحات در مجله نمي توانيم چاپ كنيم. دليل وجود اين برچسب ها روي عكس اين عروسك ها در اين چند صفحه به همين قضيه برمي گردد، شبيه همان كاغذهاي سفيدي كه در اسباب بازي فروشي ها روي بسته هاي اين عروسك ها مي زنند

در سال،۸۵ 1.172.214كيلوگرم عروسك خارجي به همراه لباس و وسايل جانبي شان وارد شده كه قيمت آنها معادل 1.985.124دلار است.
در فروردين سال،۸۶ 30.138كيلوگرم عروسك خارجي و لوازم جانبي و لباسهايشان وارد شده كه ارزش دلاري آنها معادل 55.425دلار است.
011541.jpg
اين  جور كالاها ممنوع الورود نيستند ولي شرط ورودشان ثبت كالا در وزارت بازرگاني، پرداخت 55 درصد ارزان ترين كالا به گمرك و گرفتن مجوز از كانون پرورش فكري كودكان است
مرضيه قاضي زاده
دختر جوان از جلوي ويترين اسباب بازي فروشي رد مي  شود و براي چند لحظه چشمش روي عروسك باربي پشت ويترين ثابت مي  ماند. خاطره اي شايد نگهش داشته؛ تصوير وقت هايي كه دست مادر و پدرش را جلوي مغازه براي خريدن عروسك مي كشيده. حالا عروسك هاي ديگري مثل برتز و بي بي بورن و اكشن من، به ويترين اسباب بازي فروشي ها اضافه شده اند؛ عروسك هايي كه دخترها و پسرهاي جوان نسل هاي بعدي قرار است با آنها بزرگ شوند.
عروسك برتز از آخرين مد هاي ويترين اسباب بازي فروشي هاي ايران و بقيه جاهاي دنياست؛ عروسكي شبيه به عروسك هاي باربي كه آن قدر مشتري پيدا كرده كه برايش مدل اصل و مدل تقلبي زده اند. مدل اصل برتز، يك عروسك يازده و نيم اينچي (29 سانتي متري) با مجموعه اي از لباس ها و وسايل متنوع است كه چيني  ها، تحت ليسانس شركت آمريكايي M.g.I مي زنند و در ايران با قيمتي بين 24 تا 120 هزار تومان مي فروشند. چشم بادامي ها، فكر قيمت بالاي اين عروسك ها را هم كرده اند و برتزهاي تقلبي را در مدل ها و قيمت هاي مختلف توليد كرده اند؛ آنچه شايد شما هم بخواهيد، برتزهاي 4 ـ 3 هزار توماني، برتزهاي كوچك و بزرگ، برتز 30 سانتي و برتز 70 سانتي! البته فروشنده هاي اسباب بازي  حرفشان اين است كه نمي شود يك قيمت ثابت براي عروسك ها در نظر گرفت. عروسك هاي باربي و برتز، هر كدامشان حدود 400 ـ 300 مدل دارند با كلي وسيله جانبي؛ تازه اگر مدل هاي تقلبي شان را بگذاريم كنار .
به غير از وسايل جانبي و مدل عروسك ها، سال ساخت آنها در ميزان قيمتشان تأثير دارد. فروشنده اي مي گويد: برتز ساده 2006 بدون هيچ وسايلي، 18 ـ 17 هزار تومان است ولي همان عروسك توليد شده در يك سال ديگر، 40 ـ 39 هزار تومان فروخته شده، در حالي كه فقط آرايش و مدل لباسش فرق مي كرده .
در كنار باربي و برتز، مارك هاي ديگر عروسك هاي خارجي هم قيمت ثابتي ندارند. بي بي  بورن، بي بي آنابل و اكشن من، جزء مارك هاي متداول بازار عروسك فروشي ها هستند اما طبيعي است كه به خاطر دامنه قيمت 40 تا 120 هزار توماني شان، چندان شناخته شده و همه گير نشوند.


وقتي عروسك ها خوب مي فروشند
بازار عروسك ها با وجود بالا و پايين رفتن قيمت، بازاري فصلي است. بگذاريد باز هم برويم سراغ فروشنده هاي اسباب بازي. به گفته آنها: تابستان و عيد فروش خوب است. در پاييز فروش افت مي كند و با شروع زمستان دوباره بهتر مي شود .
اين هفته هايي كه در حال گذرند، هفته هاي كسادي كار اسباب بازي فروشي هاست. از 15 فروردين تا 15 خرداد كه بچه ها مشغول درس و امتحانند، عروسك ها و اسباب بازي ها پشت ويترين مغازه ها خاك مي  خورند و اين وضع تا بعد از دوره امتحانات مدارس ـ كه پدرها و مادرها مي خواهند جايزه بچه هاي دلبندشان را رو كنند ـ ادامه دارد.
وضعيت بازار سال نوي عروسك فروشي ها، فقط به مشتري ها بستگي ندارد. درست همزمان با شروع سال جديد، تعرفه هاي گمرك هم جديدتر و زيادتر مي شوند و اين براي واردكننده ها و فروشنده هاي عروسك هاي خارجي، اصلا خوش يمن نيست.
آنها بايد هفت  خوان را براي وارد كردن اسباب بازي هاي خارجي بگذرانند. محمدرضا نادر، معاون امور گمركي اداره گمرك مي گويد: با اينكه اين  جور كالاها ممنوع الورود نيستند ولي شرط ورودشان ثبت كالا در وزارت بازرگاني، پرداخت 55 درصد ارزان ترين كالا به گمرك و گرفتن مجوز از كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان است. اما با داشتن اين شرايط هم هيچ گونه انحصاري از طرف وزارت بازرگاني براي شركت هاي خاصي كه اين گونه كالاها را وارد مي كنند، تعريف نشده . طبيعي است كه با وجود چنين مقررات سفت و سختي، بازار عروسك هايي مثل باربي و برتز بايد از سكه بيفتد.
تا حد زيادي احتمال دارد كه چنين كالايي كه بعضا از نظر مراجع قانوني، مخالف شئون ملي و فرهنگ عمومي است در بازرسي هاي معمول گمرك گرفتار شود.

وقتي عروسك ها خوب نمي فروشند
اين نبايد همه ماجرا باشد؛ صاحب مغازه ها مي گويند بازار باربي و برتز در ايران بازار خوبي است. آنها مي گويند: از تهران خريد مي كنيم؛ از شركت هاي واردات و صادرات اسباب بازي. اين شركت ها انواع و اقسام عروسك ها و اسباب بازي هاي وارداتي را در فروشگاه هايشان مي چينند و ما مي رويم خريد مي كنيم . ولي هيچ  كدامشان به هيچ عنوان حاضر نمي شوند شماره تلفن حتي يكي از اين شركت هاي واردكننده اسباب بازي را لو بدهند! داستان براي آنها كاملا مافيايي است.
پاي اين شركت هاي مخفي واردكننده يا ارسال كارها، به سايت هاي اينترنتي و آگهي هاي روزنامه هم كشيده شده؛ يك آگهي كوتاه، با يكي دو تا شماره تلفن و يك آدرس اي ميل.
آن طرف خط: الو؟ شما از كجا تماس مي گيريد؟
شما دقيقا چه مدل اسباب بازي اي مي خواهيد؟
ما فهرست اسباب بازي هايمان را برايتان ميل مي كنيم.
آدرس ميل لطفا؟
با اي ميل اقلام خريد را انتخاب مي كني و آنها اجناس را برايت خواهند آورد، بدون اينكه ازشان آدرسي داشته باشي.
معلوم نيست اين عروسك ها دقيقا از چه ميان برهايي وارد مي شوند. اعتقاد محمدرضا نادري بر اين است كه هر كالاي خارجي كه وارد مي شود، به معني ترخيص آن از گمرك نيست و امكان دارد از مجاري غيرقانوني ديگري وارد شده باشد. در اين صورت فقط وقتي كالاهايي را خارج از اماكن گمركي، به ظن قاچاق كشف كنند و به ما تحويل دهند، مسئول پيگيري مجوز گمركي و قانوني بودن آن اجناس مي شويم .
شايد اين عروسك ها را بين بقيه اجناس و چمدان ها قايم كرده باشند. شايد جعبه هايشان را عوض كرده باشند. ؛ اين را يكي از فروشنده ها درباره نحوه ارسال كارها مي گويد. البته به قول مغازه دار ديگري همه مسافرها هم مي توانند براي بچه هايشان عروسك باربي و برتز بياورند. اين طوري قيمتش هم كمتر تمام مي شود . هر كدام اين كانال ها، فقط راهي است كه عروسك هاي آن ور آبي را به دست بچه ها برسانند؛ به دست دختران و پسران جوان نسل هاي بعدي.

پشت پرده اين پلاستيكي هاي دوست داشتني
آمار نوزادها را داريم!
لطفا صبر كنيد... عروسك ها براي اينكه اين قدر زيبا شوند به زمان نياز دارند. ؛ اين جمله در سايت برتن زماني كه همه انتظار ديدن عروسك ها را مي كشيدند، دائما رژه مي رفت.
فكر مي كنيد اين عروسك هاي زيبا، بي حساب و كتاب، يك  باره وارد بازار مي شوند؟ يعني كمپاني ها تا ته خط را نديده اند؟ اين بار مي خواهيم از پشت پرده توليد بگوييم تا بدانيد پشت سر الگوهاي پلاستيكي بازار، ساعت ها فكر و ايده و مطالعه و محاسبه پنهان است.

هر صنفي، الگوي خودش را مي خواهد!
دنيس كري رابينسون كه يك آمريكايي - آفريقايي است، با اين ايده كه هركسي دوست دارد عروسكي شبيه خودش داشته باشد از 2005 وارد گود رقابت شده است؛ آن هم با نام Dolls Like Me (عروسك هايي شبيه خودم)! اين شركت بر تنوع مخاطبان و سلايق متنوع آنان تاكيد دارد و سعي كرده براي هر صنف از مخاطبانش، گم شده همان گروه را پيدا كند؛ آخر بايد براي هر طبقه اي، الگوي دلپذير خودش را قاب بزني تا بتواني آن را قالبش كني ديگر!
وقتي اين ايده جواب داد، تصميم به تعميمش گرفته شد؛ كودكان علاوه بر عروسك هايي شبيه خودشان، دوست دارند عروسك هايي شبيه دوستانشان هم داشته باشند! با اين ايده، اين قضيه كه ظاهر آدم ها شبيه هم نيست به يك فرصت تبديل شد براي فروش بيشتر؛ حالا هركس چند عروسك مي خرد؛ يكي شبيه خودش و بقيه شبيه دوستان و اقوامش. آيا شما دوست نداريد خانواده عروسك هايتان كامل باشد و هيچ وقت جاي خالي آنهايي را كه دوست داريد حس نكنيد؟

عروسك هاي ديني و قومي!
اما كار به همين جا ختم نمي شود؛ بايد در ميان مسلمانان كه جمعيت زيادي در دنيا دارند هم رخنه كرد! پس بايد عروسك هاي محجبه و جذابي توليد شود تا اسباب بازي دختران مسلمان و الگوي مخفي شان شود؛ عروسك هايي كه گاه از آنها به باربي باحجاب (!) تعبير شده است.
حالا وقت آن است كه تنوع محصولات اين كمپاني نوپا، بين كشورها و مليت ها و اقوام ديگر هم راه باز كند. آنها براي مهاجران و مردم 5 كشور چين (با آن وسعت جمعيت)، ايالات متحده آمريكا، ايتاليا، مكزيك و كنيا، سفيران فرهنگي پلاستيكي خود را هديه مي فرستند؛ عروسك هايي كه هركدام داراي داستاني درباره كشور هدفشان هستند.

چرا فقط بچه ها؟
شايد خيلي از ما، بچه تر كه بوديم با لالايي مادربزرگ هايمان به خواب مي رفتيم. شايد قصه ها و لحن پدربزرگ هايمان، هنوز برايمان خاطرات شيريني باشد كه دوست داشته باشيم يادآوري شوند و شايد هم دلمان بخواهد كه نغمه هاي كودكي براي مان زنده بمانند. حالا اگر كسي عروسكي به شما - كه ديگر آدم بزرگ شده ايد - هديه كند و يكباره ببينيد كه انگار دوباره مادربزرگتان دارد براي تان لالايي و شعر مي خواند، غرق رويا نمي شويد و با آن ارتباط برقرار نمي كنيد؟
شركت توليدي Baby Abuelita Productions (مامان بزرگ كوچولو) با اين ايده، بزرگسالان را هم اسير عروسك هايي با طرح پدربزرگ ها و مادربزرگ ها كرده است؛ عروسك هايي كه علاوه بر طراحان، خوانندگان و موسيقي دانان هم روي آنها كار كرده اند و شعرها و موسيقي هاي قديمي كوبايي، اسپانيايي، كلمبيايي، مكزيكي، نيكاراگوئه اي، پورتوريكايي و بسياري كشورها را روي آن گذاشته اند.
سال 2004 كه اولين نسل اين عروسك ها عرضه شد، خيلي ها بدبين بودند كه چه كسي حاضر است عروسك پدربزرگ يا مادربزرگ بخرد؟ اما آمار، فروش 10 هزارتايي آنها را در كمتر از يك سال نشان مي داد؛ جالب اينكه بيشترين خريد در ميان بزرگسالان و حتي قديمي ترها بود نه بچه ها (يعني ديگر پدربزرگ ها و مادربزرگ ها هم عروسك باز شده اند). پيش بيني مي شود در سال 2007 بيش از 100 هزار نمونه از اين عروسك ها فروش برود.

آمار نوزادان و فرهنگ خانواده هايشان را داريم!
اين جمله براندا آندولينا بازارياب كمپاني توليدكننده باربي (ماتل)، تكان دهنده است؛ ما همواره با دقت، آمار نوزادان متولدشده را بررسي مي كنيم و تركيب والدين و فرهنگ و زبان آنها را كاملا درنظر مي گيريم .
اين جمله را هم از راينه رايس متخصص گرايش و استقبال مردمي در انجمن صنايع اسباب بازي بشنويد؛ بازار جوامع غيرانگليسي زبان، خصوصا اسپانيايي زبان ها، يك بازار نامحسوس ولي بسيار بزرگ و انبوه است كه بايد هدف گرفته شود .
اين بار كمپاني باربي چند ايده جديد دارد. كيف دورا عروسكي است كه هر لغتي به انگليسي گفته شود، اسپانيايي اش را پاسخ مي دهد. بدين ترتيب اين عروسك هاي بامزه حتي در خانواده هاي انگليسي زباني كه دوست دارند فرزندانشان زبان خارجي ديگري بياموزند پرطرفدار شده اند.
اما باربي باهوش هم در راه است؛ عروسكي كه در اصل يك لپ تاپ متحرك است كه علاوه بر انواع قابليت هاي عروسك هاي باربي قبل، بازي هاي متنوع ديگر، قابليت هاي نرم افزاري بالا و امكان آموزش زبان اسپانيايي را هم دارد. اين عروسك در پاييز 2007 به بازار عرضه خواهد شد و اين بار نفوذ فرهنگي و عرصه الگوسازي آن، اضافه بر ظاهر و شرايط باربي و حتي آموزش زبان، در انواع امكانات مالتي مديا ي طراحي شده اي است كه در تركيب آنها بسيار فكر و پول خرج شده است.
راستي مي دانيد كه ورود به كارخانه باربي ممنوع است و هركسي اجازه ورود به آن را ندارد؟ حتي آنها هم كه اذن دخول به شركت ماتل دريافت كنند، حق ورود به بسياري از مكان ها و ملاقات با بسياري از طراحان و ايده پردازان را ندارند؛ فكر مي كنيد در پشت آن اتاق هاي بسته و اتاق هاي فكر و فرهنگ و الگوسازي، چه خبر است؟

چرا بزرگش مي كني؟
روان شناس ها مي گويند عروسك هاي الگوساز روي بچه ها تاثير منفي مي گذارند ولي توليد كننده ها اين ادعا را فقط يك توهم مي دانند
011538.jpg
عروسك  هاي برتز به كودكان مي آموزند كه چگونه لباس بپوشند، موهايشان را آرايش كنند و در شوهاي لباس شركت كنند. اين مسائل اعتماد به نفس آنها را از بين مي برد
سيد بشير حسيني
اين يعني وضعيت قرمز؛ يعني نبايد چشم ها را بست؛ يعني خبري شده و اتفاقي افتاده است.
انجمن روان شناسان آمريكا گزارش اعتراض آميزي منتشر مي كند. مسئولان سايت MSN، مقاله تندي را در معرض ديد مخاطبان مي گذارند. بازار انحصاري باربي به خطر افتاده است. نتيجه نظرسنجي BBC تكان دهنده است. دعوا بالا مي گيرد. همه چيز هم زير سر عروسك هاي برتز است. رئيس كمپاني ام جي اي همه اتهامات را رد مي كند و همه را به ذهن بيمار آدم بزرگ ها منتسب مي كند نه دنياي پاك كودكان! اگر خبري نبود اين همه داد و قال چرا؟ اگر تاثيرش چشمگير و تكان دهنده نبود، فروش چند ميليارد دلاري سالانه و توليد بيش از 144 ميليون از آن براي چي؟
آنها را نسل جديد باربي ها ناميده اند اما برخلاف باربي ها، خيلي بلوند و چشم آبي نيستند بلكه براساس الگوهاي چندفرهنگي آمريكا و جمعيت هاي غالب طراحي شده اند. هركدامشان با خودشان يك جهيزيه كامل دارند؛ انواع و اقسام لوازم و وسايل جانبي. خيلي هم متنوعند. خلاصه كاري كرده اند كه هم جاي پاي خودشان را در بازار اسباب بازي و عروسك محكم كنند و هم كلي گرد و خاك راه بيندازند. آنها براي جامعه آمريكا يك مسئله شده اند؛ آيا باوجود آثار و تبعات فوق العاده منفي اين عروسك ها بر ذهن و روح و حتي جسم كودكان، نبايد جلوي توليد آنها را سد كرد؟
مفيد يا مخرب؟
تحقيقات دپارتمان آموزش دوران كودكي در دانشكده ويلوك بوستون حاوي اين نكته است كه كودكان در بازي هايشان تفكر، تعامل با محيط، روابط اجتماعي و درس هاي زندگي را ياد مي گيرند و با آن تجربيات بزرگ مي شوند. تاثيري كه اسباب بازي بر ذهن كودك مي گذارد حتي در جهان بيني او هم موثر است. كودك از طريق اسباب بازي با دنياي خود محاوره مي كند و الگوهايش را با خاطرات و علايقش پيوند مي زند. دنياي كودك، دنياي بازي ها و اسباب بازي هايش است و با همين دنياي خودي است كه دنياي اطراف را مي بيند و آن را براي خود ترجمه مي كند.
روان شناسان كودك، در اين پژوهش به اين نكته هم رسيده اند كه داشتن اسباب بازي هاي مناسب - مانند يك عروسك معمولي - سبب ايجاد خلاقيت در كودكان مي شود. عروسك ها خصوصا در دنياي دختربچه ها، گاهي فراتر از يك دوست عمل مي كنند و بچه ها با آنها همذات پنداري دارند. تاثير يك عروسك و خاطراتش، در بسياري از موارد به دوران كودكي محدود نمي شود و تا آخر عمر همراه فرد است. اين تاثير در بسياري از موارد، نامحسوس و ناخودآگاه است .
011562.jpg
عروسك ها زمان لازم دارند!
A Passion For Fashion (اشتياق به مد)، شعار عروسك هاي برتز (bratz) است؛ عروسك هايي كه سايت هايشان مملو از عكس هاي جذاب و طرح هاي متنوع و محصولات متعددند. اما جالب اينجاست كه در فاصله زماني انتظار براي ديدن عكس ها و قسمت هاي مختلف سايت، مرتبا اين پيام نمايش داده مي شود: لطفا صبر كنيد... عروسك ها براي اينكه اين قدر زيبا بشوند، زمان لازم دارند .
برتزها رقبايي شده اند براي باربي و ديگر عروسك هايي كه براي موفقيت در رقابت بايد برگ برنده اي رو مي كردند. آنها به يك تنوع گسترده دست يافته اند. براي شناخت ابعاد خانواده برتز بد نيست بدانيد كه اضافه بر برتزهاي دخترانه و پسرانه، برتزهاي نوزاد هم به بازار عرضه شده اند كه فقط يك پوشك كوچك به پا دارند.
اما كلاغ داستان در همين جا به خانه اش نمي رسد بلكه به فهرست عروسك هاي بالا بايد اينها را هم اضافه كنيد؛ عروسك حيوانات خانگي (petz)، تي شرت و لباس هاي عروسكي در سايز كودكان و... .

صحنه جرم، ورود ممنوع
واقعا ايراد اين عروسك هاي دوست داشتني كه دوست كودكان و حتي بزرگسالان كشور خودمان هم شده اند چيست؟ مگر يك عروسك فسقلي بي جان، مي تواند در دوستي نقش خاله خرسه را بازي كند و سنگي به سر ما بكوبد؟ چه اتفاقي افتاده كه داد و قال انجمن روان شناسان آمريكا، سايت MSN، موسسه مبارزه با تبليغات آزاد كودكان و خيلي هاي ديگر درآمده است؟
پايه گذاران موسسه مبارزه با تبليغات آزاد كودكان (CCFC) معتقدند: اين عروسك ها دختران را تشويق مي كنند تا به خودشان به عنوان يك كالاي جنسي كه قدرتش در پوشيدن لباس هاي تحريك كننده است، نگاه كنند .
يك مقاله بسيار تند و اعتراضي در سايت رسمي مايكروسافت (MSN) با عنوان ?Are bratz too sexy (آيا عروسك هاي برتز بيش از حد عريان نيستند؟) از توليد اين عروسك ها براي كودكان ابراز نارضايتي كرده و آثار مخرب آن در آينده را گوشزد كرده است و حتي خواستار برخورد با آن شده؛ چراكه در بزرگسالان هم تاثير مخربي دارد.
نظرسنجي BBC هم زنگ خطر ديگري را به صدا درآورد: بيش از 50 درصد دختران و زنان بريتانيا از ظاهر خود ناراضي اند و خود را به ميزان كافي لاغر نمي دانند و در عين احساس افسردگي و سرخوردگي، حاضرند خود را به تيغ جراحي پلاستيك بسپارند .

اي كودك، زيبا باش!
در اين دوزخي كه به پا شده، آتش انجمن روان شناسان آمريكا از همه تندتر است. آنها در گزارششان هشدار داده اند كه نگاه رسانه هاي اين كشور به دختران خردسال و نشان دادن آنها در حد يك وسيله شهوتراني، تاثيري فوق العاده منفي بر سلامت رواني آنها مي گذارد و باعث بروز عارضه هاي رواني مانند اختلال در خوردن و كاهش اعتماد به نفس مي شود.
در اين گزارش آمده است: عروسكي كه دامن كوتاه سياه چرمي و چكمه هاي تنگ ساق بلند به تن دارد، لباس زير دختربچه هاي 7 ساله كه با واژه هاي نامناسب تزئين شده، ترغيب دختران 6-5 ساله به عشوه گري در مسابقات زيبايي كودكان، همه و همه بخشي از فرهنگ آمريكايي شده كه به زن و دختر به عنوان يك وسيله شهوتراني نگاه مي كند (باور كنيد اين حرف ها را خود روان شناسان آمريكايي زده اند).
آنها معتقدند عروسك  هاي برتز به كودكان خردسال مي آموزند كه چگونه بازي كنند، لباس بپوشند، موهايشان را آرايش كنند و در شوهاي لباس شركت كنند. اين مسائل باعث بروز برخي مشكلات مانند افسردگي، كاهش اعتماد به نفس و بلوغ فكري زودرس در دختران جوان شده است .
دكتر آيلين زوربريكن كه رئيس تيم هدايتگر اين پژوهش ها بوده مي گويد: نگرش جنسي القايي به دختران كه اين عروسك ها و رسانه ها مبلغ آن هستند بر تحصيل دختران اثر منفي مي گذارد و آن دسته از آنان كه خود را در حد يك شيء تزئيني مي بينند، در برخي دروس مدرسه ازجمله رياضيات يا حل مسائل فكري، موفقيت كمتري دارند .
011568.jpg
خونسردي آقاي رئيس!
او يك ايراني است؛ يك هموطن خودمان؛ يك فارس زبان كه از دهة۷۰ در آمريكا زندگي مي كند! كسي كه با پايه گذاري شركت ام جي اي دنياي عروسكي را مدرنيزه كرده.
اسحاق لاريان رئيس شركت ام جي اي كه انگار از اين اتفاق خوشحال هم شده و آن  را تبليغ عروسك هايش قلمداد مي كند، با خونسردي پاسخ داده عروسك به هيچ وجه نمي تواند الگوي كودك باشد! .
ايشان در ادامه بياناتش، تمامي انتقادها را مطالب طنزي دانسته كه ربطي به عروسك ها ندارد. او مي گويد: من هر روز به اين عروسك ها كه تمام ديوار محل كار مرا پوشانده اند نگاه مي كنم و چنين تصوري برايم ايجاد نمي شود كه آنها لباس هايي محرك و جنسي پوشيده اند. اين عروسك ها فقط عروسك هايي فانتزي و خيالي هستند و اين آدم بزرگ ها هستند كه همه چيز را جنسي مي بينند، درحالي كه كودكان، اين عروسك ها را فقط به خاطرزيبايي شان مي خرند؛ همين! .

باربي هاي خوش خط و خال
011544.jpg
۱. تولد باربي:
مت كه با هندلر از ماه عسل برگشته بود در سال 1945، به هندلر پيشنهاد تاسيس كمپاني ماتل را داد. هندلر هم يك شركت توليد قاب عكاسي تاسيس كرد كه آرام آرام سر از توليد اسباب بازي درآورد.
اگر شما يك دختر دلبند به نام باربارا داشتيد و مي خواستيد روي عروسك هاي بازاري تان اسمي بگذاريد، چه نامي را انتخاب مي كرديد؟ سارا، دارا يا باربي ؟ حالا فهميديد اسم باربي از كجا درآمد؟ بله! از خلاصه نام باربارا ميليسنت رابرتز . دختر مت و هندلر .
۲. از وزارت جنگ تا عروسك دخترانه:
باربي  هاي اوليه هرچند در غرب مشتري زيادي پيدا كرد، اما طراحي شان چنگي به دل نمي زد. پس ماتل بايد سراغ طراحي مي رفت كه در شناخت فرم بدن زنان، تخصص، استعداد و تجربه داشته باشد. بهترين گزينه، جك رايان طراح موشك هاي ضدهوايي اسپارو و هاوك در وزارت جنگ آمريكا بود؛ كسي كه در سال 1961، باربي را از تنهايي درآورد و دوست پسر او را طراحي كرد؛ كن پسري بود با لباس هاي شيك و موهاي قهوه اي.
۳. تور باربي گسترده تر مي شود
باربي بلوند اروپايي و آمريكايي، بيشتر در دل اين طيف از مشتريان، خودش را جا مي كند؛ پس شركت ماتل اقدام به توليد و فروش عروسك  با چهره مليت هاي ديگر كرد. كريستين  باربي سياهان شد، كي يرا باربي ژاپني ها و چيني ها و ترزا باربي آمريكاي لاتين.
۴. باربي سير نمي شود ولي لاغر مي ماند!
اواخر قرن بيستم، هري پاتر خيلي گرد و خاك كرد. وقت آن بود كه باربي، آن را هم ببلعد! درست در همين سال 2000 بود كه كمپاني ماتل امتياز كامل مجموعه عروسك ها، پازل ها، بازي هاي كامپيوتري، فيلم ها و تمامي محصولات پيرامون داستان هاي هري پاتر را خريد.
،۲۰۰۱ اولين سالي بود كه باربي، هنرپيشه هم شد؛ در يك فيلم كامپيوتري به نام باربي در فندق شكن . اما اين آخرين بار نبود و پس از آن، بارها و بارها در بسياري از فيلم هاي كامپيوتري، انيميشن، سينمايي و غيراخلاقي، باربي ظاهر شد و پروژه خود را كامل تر كرد.

يك كم دلمان بسوزد
فاطمه عبدلي
از اينكه فين دماغش را آن طوري با بغض مي كشد بالا و اصرار مي كند، بيشتر لجم مي گيرد. تو رو خدا بخر ديگه... آخه چي ميشه؟ محلش نمي دهم. با غيظ به عروسك هاي بي ريخت زير دست فروشنده نگاه مي كنم. هر چي بخواي مي خرم غير از اينا بچه طفلكي پاهايش را مي كوبد روي زمين؛ آخه چرا؟....خيلي بدي . راست مي گويد؛ من خيلي بدم چون دارم همه حرصم را از اين بي  قواره ها سر يك بچه 5ساله خالي مي كنم؛ بچه اي كه نمي دانم به چه دليلي از اين عروسك ها و قيافه شان خوشش آمده و دلش مي خواهد يك دانه از آنها را داشته باشد و مني كه هيچ رقمه نمي توانم بهش بفهمانم اين عروسك ها چيزهاي قشنگي نيستند. بدبختي اين است كه اينها (گويا اسمشان برتز است) نه تنها خوشگل نيستند كه زشت هم هستند (صد هزار رحمت به باربي ها).عقلم قد نمي دهد كه اينها چي شان به موجودي مي برد كه قرار است بچه ها را دلخوش يا سرگرم كنند؛ چشم هاي وغ شان يا هيكل قناص زنانه شان؟ و يا تركيب اينها كه آدم را ياد همه آن زن هاي تو فيلم ها مي اندازد كه هميشه قرار بوده ازشان بدت بيايد؟ اصلا نمي فهمم اين همه زنانگي به كجاي دنياي بچه ها ربط دارد؛ لباس هاي تنگ و اروتيك، آرايش هاي غليظ، موهاي درست كرده،كيف وكفش سانتي  مانتال، جواهرات و باقي آن چيزهاي آدم بزرگانه ديگر.
اين عروسك ها براي من نماد همه زشتي هايي است كه آدم ها با بزرگ شدنشان كم كم به آنها تن مي دهند، بعد بهشان عادت مي كنند و بعدتر معتادشان مي شوند و قضيه آزاردهنده اين است كه يك مشت كله خر دارند با طراحي اين طور چيزها (همه آن بازي ها، كارتون ها و چيز هايي كه بين بچه ها و بچه بودن فاصله مي اندازد) بچه ها را به اين زودي توي كثافت و لجن دنياي آدم بزرگ ها هل مي دهند. حتي اگر از تكراري بودن اين حرف رودل كنيد، باز هم حقيقت محض است كه بچه ها به اندازة همة پلشتي هاي ما آدم بزرگ ها پاكند و معصوم (بله به اين زيادي) و بچه هاي اين زمانه خيلي بيشتر از اينها مظلوم. مظلوم هستند چون آرامش كه به آنها نمي دهيم و تربيتشان كه نمي كنيم هيچ، اين همه هم امكان بدي و زشت بودن برايشان دست و پا مي كنيم. اگر به بچه ها انسان بودن (و در درجات بعد مادر يا پدر و همسر خوب بودن) ياد نمي دهيم خدا را خوش مي آيد حداقل بهشان تمرين بد نبودن بدهيم. واقعا ستم است كه اين فرصت كم صاف و سالم بودن بچه ها صرف اين شود كه التماس كنان از بزرگ ترها رژ لب بخواهند يا دامن كوتاه.
اينكه ببيني بچه اي با اين برتز ها بازي مي كند و مي خواهد خودش را شكل آنها درست كند همان قدر بد و افسرده كننده است كه مي بيني بعضي ها بچه هايشان را سرخاب سفيداب مي مالند و مي كنندشان شكل مدل و مي برند عكس هايشان را مي زنند روي مجلات خانواده.
بهتر است اگر پدري، مادري، خواهري... چيزي هستيم (يا هر كسي كه با بچه اي سر و كار دارد) كمي هم ياد بچگي خودمان بيفتيم كه خجالت مي كشيديم حتي لباس عروسك هايمان را جلوي بقيه عوض كنيم و بعد هم نگاهي به امروزمان بيندازيم. يادمان نرود كه ما چه جوري بوديم و الان چه جوري هستيم. حالا واقعا درست است از روي يلخي گري و بي حوصلگي در مقابل خواسته هاي همه جوره بچه ها كوتاه بياييم؟ اگر كمي هم دلمان براي بچه هاي اين ننه باباهاي آينده بسوزد بد نيست.

فهرست
نامه ها
فهرست
سينما تلويزيون
نوزادان در ترافيكِ پارك وي
سي دي رادان رسيد!
غافلگير شدم
رويدادهفته
تلويزيون
نامزد سيمرغ بلورين مي شوم
بازيگري دروغ است
ورزشي
چشم خورديم
منو رها كن
جهانگير كوثري توليد ورزش دو را بر عهده گرفت
مي خواستند پايم را بخرند!
رويدادهفته
بارديگر كنار دروازه هاي آبي
حكايت ساختماني در شميران
از آتيلا تا اميرارسلان
دختران سرعت دختران استقامت
از 32 تا 700 هزار تومان
دختر برنزي اسكيت
اجتماعي
دنيا عجيب است وعجيب تر از دنيا غفلت ما درآن است
زندگي
يانگوم، بانو هن، تشكر تشكر!
من گيلاسم
افغانستان دارد، ما نداشته باشيم؟
رويداد هفته
رازهاي سرزمين من
قصري از بخار
كشفيات بولدوزري
سينما
كارآگاه ايراني وارد مي شود
براي قصه هاي پليسي تربيت نشده ايم
قحطي فيلم پليسي؟
جذابيت پنهان جادوگري
افسانه هاي عصر جديد
شرك مي ميرد
خر در كن
دانش
سسمي جان مادرت باز شو
به طور خلاصه
موسيقي
طنين اسلام در گوش هاي غرب
شاعران و پيامبر
روزها
ظهور امپراتوري مسلمانان
هم خليفه، هم قيصر
لجبازي هاي آقاي دورانت
رويدادها
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  رازهاي سرزمين من  |  دانش  |
|  سينما  |  موسيقي  |  روزها  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |
|  گزارش  |  موفقيت  |  يادداشت  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |