- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۱۱۷ - شنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۶ - - May 19, 2007
docharkhe
فينگيل هاي جهان، متحد شويد!
010836.jpg
ما خودمان از وقتي اين خبر را شنيده ايم جان در بدنمان در حال تلاطم است و بي صبرانه منتظريم تا مسابقات شروع شود و تماشا كنيم. .آقا، مسابقه گذاشته اند براي انتخاب قوي ترين خردسالان ايران به اسم جام فينگيل ها ! بر اساس برنامه ريزي، قرار است كودكان رده سني 1 تا 5 سال در اولين جام فينگيل ها شركت كرده و قدرت بدني و استعداد خود را در رشته مربوطه به نمايش بگذارند. مسابقات عبارتند از مسابقات دو چهار دست و پا، دو با روروئك و دو معمولي. در رشته پرتاب وزنه بخش هاي پرتاب قوطي شير خشك، پرتاب پوشك بچه و... را داريم و همچنين مسابقات وزنه برداري شير خشك، حمل عروسك، مسابقه سه چرخه سواري و سرانجام انتخاب قوي ترين فينگيل كه عبارت است از حمل كاميون اسباب بازي.اين مسابقات، از 12 تا 15 تيرماه و در حمايت از كودكان ديابتي برگزار مي شود. همچنين قرار است اين جام هرساله در شهرهاي تهران، تبريز و كيش برگزار شود.براي شركت در اين جام چند تا از بچه هاي همشهري جوان از همين حالا به اردوي آمادگي رفته اند و مي گويند اگر بتوانيم شناسنامه هايمان را چند سال كوچك كنيم و براي صغر سني ها هم سختگيري نكنند، شايد به عنوان فينگيل آهنين انتخاب شويم!بعضي همكاران هم دست به كار شده اند تا شايد براي سال هاي بعد اين مسابقات، قهرمانان بزرگي پديد بياورند! براي كسب اطلاعات بيشتر مي توانيد به سايت www.fingil.com سر بزنيد يا با شماره تلفن 66900901 و 66900927 تماس بگيريد.به خدا ما هم همين اطلاعات را داريم؛ زنگ نزنيد چون نمي توانيم كمك بيشتري به شما فينگيل هاي عزيز بكنيم!

بان فومل!
010809.jpg
ما اينجا يك خبر تاپ سكرت داريم. (آقاي حداد اصرار دارند توضيح بدهيم همان بسيار سري خودمان است). داشتيم مي گفتيم؛ يك خبري مي خواهيم برايتان نقل كنيم، اوپس. فقط بايد قول بدهيد كه بين خودمان بماند. مشغول ذمه ايد اگر اين ور آن ور نقلش كنيد.بچه ها زنگ زده اند به آقاي X بپرسند نتيجه سفر خارجي اش چي بوده، آقاي X هم هرچي گفته مثبت؛ همه اش نتايج پربار. بعد حرف كشيده به كريمي و اينكه آقاي X هفته گذشته گفته بود در اوج آمادگي است. بچه ها پرسيده بودند علي كريمي كه اين همه آماده است چرا در بايرن اين قدر زاقارت بازي مي كند؟ بعد استاد توضيح داده كه خب، بالاخره پيش مي آيد؛ همه قهرمان هاي ورزشي دوران اوج و فرود دارند و شايد علي كريمي هم يك دوره افت داشته ولي حالا دوباره آماده است. بعد استاد يك جمله گفته خدا! گفته: مگر فقط بازيكنان ما اين طوري اند. شما همين بان فومل(!) را نگاه كنيد؛ او هم اين فصل افت كرده بود.آقا، بان فومل! جان خودم همه فكر مي كنند اين را از خودمان درآورده ايم؛ كي باور مي كند استاد اين قدر كارش درست باشد؟!

جنجال رشوه گيري
جامعه داوري ايران را بهم ريخت
افشاگري آقاي سيار
010830.jpg
مهدي اميرپور
پس از اينكه پرويز سيار با يك سري جملات آتشين فوتبال ايران را به هم ريخت، حالا همه منتظر هستند كه او ادعاي خودش را ثابت كند. او كه به صراحت تمام گفته بود بعضي از داوران در ايران رشوه مي گيرند ، هنوز هم زير حرف هايش نمي زند. اولين واكنش به ادعاي سيار، به صحبت هاي تند رئيس كميته داوران برمي گشت. مسعود عنايت او را يك دروغگوي كم حافظه دانست كه هميشه به دنبال حاشيه سازي است. پس از آن هم يك خبر روي سايت فدراسيون فوتبال رفت كه در آن رئيس هيات فوتبال چند استان، پرويز سيار را محكوم كرده بودند. در اين ميان تندترين موضع گيري، مال جلال مرادي رئيس هيات فوتبال كرمانشاه بود كه خودش زماني مسابقات ليگ ايران را داوري مي كرد. اما با وجود تمام اين فشارها، سيار تا حالا عقب نشيني نكرده. سيار حتي با لحن تندتري حرف مي زند تا كار حتما به شكايت بكشد. افتخاري، نايب رئيس فدراسيون فوتبال، تهديد كرده در صورتي كه سيار حرف هايش را پس نگيرد، كار به مراجع قضايي مي كشد. حتي مسعود عنايت، رئيس كميته داوران هم شرط كرده كه اگر سيار عذرخواهي نكند، كار به شكايت و شكايت كشي بكشد. اما انگار اين بار سيار با دست پر به ميدان آمده و دوست دارد كه در صورت شكايت مديران فدراسيون فوتبال، مدارك جديد را رو كند؛ مداركي كه احتمالا به رشوه گيري يك داور در 2 سال پيش بر مي گردد و سيار تازه مي خواهد آن را رو كند. البته آن داور عملا يكي دو سالي هم از قضاوت محروم بود. ابهامي كه در اين بين باقي مي ماند، اين است كه چرا سيار اين مدارك را 2 سال پيش رو نكرده. همه مي دانند كه او با اعضاي كميته داوران فدراسيون فوتبال در دوره دادكان رابطه خوبي داشته و الان به خاطر مشكل با عنايت در كميته داوران، دست به اين افشاگري ها مي زند. در هر صورت همه منتظر هستند كه ببينند سرنوشت اين داستان به كجا مي كشد.

افشين داغرحمادي باز ركورد پرش سه گام را شكست
با درد ساق مي پرم
010821.jpg
مهري رنجبر
افشين برخلاف بقيه ورزشكاران، از فوتبال به دووميداني رسيده، آن هم به خاطر پرشي كه داشته؛ نيم متر بيشتر از بقيه همكلاسي هايش. از همان موقع هم مي پريد، آن هم نه در آغوش هم تيمي هايش بعد از گل زدن؛ كه روي خاك هاي نرم چاله پرش. افشين كه سال قبل در شيراز ركورد پرش سه گام ايران را 15 سانتي متر بالا برد و خود را به جاي عليرضا حبيبي، آقاي پرش سه گام ايران معرفي كرد، حدود 10 ماه بعد دوباره در حافظيه شيراز ركورد زد و اين بار يك سانتي متر ركورد خودش و ايران را بهتر كرد؛ او 16 متر و 38 سانتي متر پريد.
چي شد پرنده سه گام شديد؟
اول فوتبال بازي مي كردم. سال 74 از بچه هاي مدرسه تست پرش مي گرفتند. بقيه 4 متر و نيم پريدند و من 5 متر، نيم متر بيش از بقيه. مربي ورزشمان وقتي ركوردم را ديد، به من گفت تو به درد دو و ميداني و پرش مي خوري.
اگر فوتبال را ادامه مي  داديد حالا وضعتان خيلي بهتر بود. از اينكه دو و ميداني را انتخاب كرده ايد پشيمان نيستيد؟
نه، پشيمان نيستم. به خاطر اينكه دو و ميداني را بيشتر دوست دارم.
پارسال در مرحله سوم ليگ، براي اينكه ثابت كنيد بعد از 2 سال مصدوميت هنوز هستيد، پريديد و ركورد عليرضا حبيبي را زديد. امسال هم در مسابقه قهرماني كشور يك سانتي متر ركورد پرش سه گام ايران را كه دست خودتان بوده، زديد. ركورد جديدتان با برنامه بود يا اتفاقي؟
مي خواستم ركورد بزنم اما نه در شيراز و مسابقه قهرماني كشور. برنامه ام براي مرحله اول ليگ و در تهران بود. اما مربي ام گفت بدنت خوب است، همين جا ركورد بزن. من هم زدم.
با ركورد جهاني پرش سه گام چقدر فاصله داريد؟
۴۰ سانتي متر.
چه كار بايد بكنيد تا خودتان را به آن برسانيد؟
بايد بيشتر تمرين كرد. اما ما الان پيست براي تمرين و چاله پرش نداريم. مجبوريم در زمين خاكي دانشگاه شهيد چمران تمرين كنيم.
پس تمرين با اعمال شاقه داريد؟
كارمان خيلي سخت است اما بايد بسازيم.
تمرين روي خاك و مسابقه در پيست باعث مصدوميت نمي شود؟
وقتي روي خاك تمرين مي  كنيم و روي تارتان مسابقه مي  دهيم، ساق هايمان وحشتناك درد مي گيرد. اگر پيست باشد اين دردها را نداريم.
افشين داغرحمادي تا چه زماني مي پرد؟
با خداست. همه ورزشكاران آرزو دارند به المپيك بروند. من هم مثل آنها. من الان 29 ساله ام و معمولا پرش سه گامي ها تا 35 سالگي مي پرند. فكر مي كنم من هم فعلا فرصت براي پرش دارم. مي  خواهم حداقل ورودي المپيك را بگيرم. البته همه اينها به برنامه ريزي مــــربي ام برمي گردد.

رويدادهفته
بازگشت حاجي و حاجي و بقيه
داريم به دهه 60 برمي گرديم

ما خيلي خوشحاليم؛ اين قدر خوشحاليم كه دلمان مي خواهد يك مبل خوش فنر پيدا كنيم و به اين خرس گندگي روي آن بالا و پايين بپريم و خود را مسخره خاص و عام كنيم. خدا شاهد است اگر دست ما بود مي داديم روزي صدبار آهنگ دلاوران، نام آوران را از همه شبكه هاي راديويي و تلويزيوني پخش كنند؛ روزي 50بار هم آن آهنگ آقاي اصفهاني را بگذارند كه تويش مي گفت اگر باختي غصه نخور دنيا بزرگه و اين حرف ها؛ همان آهنگي كه بعد از باخت تيم ملي به پرتغال پخش مي كردند تا ملت سكته نكنند. حالا چرا ما اين قدر خوشحاليم؟ يعني شما نمي دانيد؟! مي گويند كور از خدا چي مي خواهد، دو چشم بينا. حالا ماهم از خدا چي مي خواستيم؟ مي خواستيم دوباره حاجي فتح الله زاده برگردد، دوباره حاجي عابديني برگردد و ناصرخان حجازي هم كه آقايان موجب حذفش شده بودند برگردد. خب حالا برگشته اند. حاجي فتح الله زاده برگشته، ناصرخان و حاجي عابديني هم كه بندگان خدا هميشه براي خدمت كردن حاضرند. صدا بزنند، 3سوت حاضرند. آن وقت دوباره همه چيز مي شود عين دهة۶۰؛ يعني برمي گرديم به همان دوران خوش و خرم و حوض و هندوانه و چلوكباب و دلي از عزا درمي آوريم. تازه ما مي گوييم اين اول كار است؛ فكر مي كنيد قسمت اگر مي شد و مي توانستيم فوتبال را به دهة۵۰ يا 40 برگردانيم چه حالي مي داد، چه كيفي مي كرديم. اما تا همين جايش هم خدايي بايد شيريني پخش كرد؛ بايد جشن گرفت. چرا اين طوري نگاه مي كنيد؟ به ما نمي آيد جشن بگيريم؟ چون همه اش غر مي زنيم و گله و شكايت مي كنيم، حرفمان را باور نمي كنيد؟ ما را متهم مي كنيد كه همه اش حرف منفي مي زنيم؟ پدر، مادر ما متهم ايم! عمه جان، دايي جان ما متهم ايم!
010812.jpg
شيريني در فوتبال فوران مي كند
بپا ديابتي نشي

اگر فكر مي كنيد ما اين هفته ممكن است حتي يك خبر غم انگيز و ناراحت كننده بدهيم و خداي نكرده حالي از شما اخذ بنماييم، كاملا در اشتباهيد. در روزهاي اخير ما كل  ورزش ايران و جهان را كه گشتيم، جز قند و نبات و شكلات و ايضا شكلات، چيز ديگري نديديم. به اين ترتيب نه تصادف قطار در بمبئي، نه قطع برق در سن ديه گو و نه خورده شدن يك نفر به دست يك كروكوديل نامرد در ناميبيا و نه ديگر اخبار ناراحت كننده ديگري كه صدا و سيماي عزيز، خدا مي داند هر روزتوي چشم ما مي كند، اصلا برايمان محلي از اعراب ندارد. حتي اين خبر كه بانو يانگوم سرطان گرفته اند هم گرچه باعث شده تحريريه همشهري جوان به شكلي كاملا ملتهب دربيايد و ما اضطراب و نگراني را در چشم خيلي از بچه ها، به خصوص بعضي از آنها مي خوانيم، بازهم تاثيري در صفحه رويدادهاي ورزشي اين هفته ندارد و ما اخبار را به صورت كاملا شاد به شما تقديم خواهيم كرد. براي اينكه نشان بدهيم همه چيز در نهايت خوشي و خرمي است هم مي خواهيم صعود پگاه رشت و شيرين فراز كرمانشاه را به ليگ برتر تبريك بگوييم. رسيدن شيرين فراز به خصوص بعد از اينكه قندي هم به دسته يك سقوط كرده بود، دوباره موجب شيريني بيشتر ليگ خواهد شد. تازه از خبرهاي خوش ديگر بگويم كه تيم هاي كشتي آزاد و فرنگي ايران، قهرمان آسيا شدند. يك خبر خوش بهاري ديگر هم شكست بارسا مقابل ختافه و اميدواري دوباره قوهاي سفيد مادريد براي قهرماني بود و براي نوشتن اين خبر هم هيچ فشار و تهديد و ارعابي در كار نبوده و اصلا دست هاي پشت پرده جواد رسولي نقشي نداشته است.
010803.jpg
حق ورزش را مي گيريم
دادكان در شب شيشه اي

به جان خودمان نمي خواهيم اين روند توليد كيك زرد و كلوچه سبز و كلا خوشمزه بازي در اين صفحه را متوقف كنيم؛ فقط مي خواستيم از اين بلندگو استفاده كنيم و دادمان را از اين برنامه شب شيشه اي و مجري خرده شيشه اي اش بستانيم. آخر آقاي من! برادر من! اين برنامه كه همه اش شد سينما، همه اش شد هنر. هربار بازمي كني، دارد مريلا زارعي و بهرام رادان و رضا كيانيان را نشان مي دهد. خب پس سهم ورزشي ها چي مي شود؟ پس اين حسين شلغم ها، علي مانگاها، مجيد گيلاس ها؟ اينها حرف هايشان را كجا بايد بزنند؟ حالا اينها هيچي، الان اين همه حمله به آقاي خسروي - اين داور شايسته و خوش برخورد و مهربان كشورمان - مي شود. چي مي شود آقاي رشيدپور يك بار هم ايشان را دعوت كند، بگذارد حرف دلش را بزند؟ چي مي شود ناصرخان ابراهيمي را دعوت كنند يا همايون خان شاهرخي يا علي عليزاده - اين مهاجم شايسته كشورمان - يا افشين پيرواني؟ اصلا ما خودمان اينجا برايتان يك قطعه شب شيشه اي اجرا مي كنيم حال كنيد؛ مهمانمان هم آقاي دادكان است. قسمت ما قبل آخر: پخش آهنگ چهارفصل ويوالدي. رشيدپور: آقاي دادكان! چه حسي داريد؟ دادكان: ياد دوران رياستم در فوتبال افتادم كه چقدر فوتبال ما پيشرفته بود و جام جهاني، اما حالا اينهايي كه آمده اند يك مشت...
رشيدپور: علي جون چند دقيقه وقت داريم؟ آهان 3 دقيقه. خب آقاي دادكان من چندتا اسم براتون مي گم شما بگين چيه! فدراسيون فوتبال؟ باغ، ششدانگ، ارث. / مهندس م: شيتيل، بخور بخور، خائن. / مهندس ص: خائن، خارجي، فيفا. / مهندس ع: اخراج، ديكتاتور، خائن. / مطبوعات: باج، باجگير. / همكارهاي سابق تون تو فدراسيون: گل، ماه، خدمتگزار. / انتخابات فدراسيون فوتبال: نيستم، اصلا. / اگر مطمئن باشين رأي ميارين: آره، پس گردني، تروتميز! خيلي ممنونيم آقاي دادكان كه امشب با ما بودين. تماشاگران عزيز شب تون به خير.
010800.jpg
استقلالي ها سرمايه سوزي مي كنند
شير كپنهاگ را بگيريد

شما فكر مي كنيد چرا بعضي از كشورها كه يك مقدار پيشرفت هاي ظاهري كرده اند به نظر ما مي رسد كه خيلي خوب هستند درحالي كه ما خودمان از آنها خيلي بهتريم و آنها فقط ظواهر گول زننده دارند؟ هان؟ چرا؟ آيا جز اين است كه آنها به گذشته شان خيلي توجه دارند و به پيشكسوت هايشان احترام مي گذارند و صندوق حمايت از بازنشستگي شان از ما بيشتر پول خرج مي كند؟ نه خير، جز اين نيست و نخواهد بود. نمونه اش همين كشوري كه ما دلمان نمي خواهد اسمش را اينجا بياوريم! همين كشوري كه وايكينگ ها و كينگ كونگ ها آن را علم كرده اند و حالا خودش را اروپايي حساب مي كند و شيريني مخصوص به خودش را دارد. خب ما چند سال پيش اشتباه كرديم رفتيم با تيم ملي اينها يك بازي كرديم كه صفر - صفر مساوي شديم. در آن بازي هم دروازه بان شايسته تيم ملي كولاك كرد و لقب شير كپنهاگ گرفت. اما شما فكر مي كنيد آنها چنين حادثه اي را فراموش كرده اند؟ چه خيال خوشي داريد! هادي طباطبايي در همين روزهاي گذشته با خبرگزاري ها مصاحبه كرده و گفته مذاكرات اوليه ام را با يك باشگاه.. آغاز كرده ام تا درصورت حصول توافق طرفين به مدت 3 هفته دروازه بانان تمام رده هاي سني اين باشگاه را به صورت اختصاصي تمرين بدهم. در صورت تاييد مسئولان فني باشگاه هم هدايت دروازه بانان تيم زير 18 ساله هاي اين باشگاه را در فصل آينده برعهده مي گيريم.
هادي طباطبايي در آخر حرف هايش هم گفته: اگر از سوي باشگاه استقلال با مديريت جديد دعوت به كار شوم با كمال ميل آن را خواهم پذيرفت . حالا شما داشته باشيد؛ اگر استقلالي ها جنبيدند! آخرش كاري مي كنند كه اين سرمايه هاي ملي به تاراج بروند و به جاي ايران بروند از دانش هايشان جاي ديگري استفاده كنند. حالا ببينيد!
010806.jpg
همچنان به دنبال تورنمنت كهكشاني
دل برزيل كباب مي شود
اولش خواستيم بگوييم دلمان مي سوزد ولي بعدش ديديم هيچ هم دلمان نمي سوزد، خيلي هم به اين چمداني از اعتماد به نفس و كوله باري از پشتكاري كه عزيزان مسئول به خرج مي دهند، افتخار مي كنيم و خوشحاليم.(*) داريم از سروراني مي گوييم كه چندماه است كليد كرده اند يك تورنمنت بسيار بسيار درجه يك در ايران برگزار كنند. البته از روز اولي كه اين تصميم را گرفته اند تا امروز صدبار نظرشان درباره تيم هاي حاضر در تورنمنت عوض شده ولي آخرين اخبار حاكي از اين است كه اين عزيزان دل، فعلا تيم هاي ملي برزيل، فرانسه، ايتاليا، غنا و آمريكا را براي اين تورنمنت درنظر دارند (آخي… بابا تواضع!) و دارند تمام تلاششان را مي كنند كه ان شاءالله اگر خدا بخواهد، اگر اين هفته نشد، هفته بعد اين مسابقات را برگزار كنند! اخيرا هم خبري منتشر شد كه عزيزان از صدا و سيما و تربيت بدني كشور گله مند بودند كه با اين همه ريخت و پاش چرا حاضر نيستند 2 ميليارد تومان خرج كنند تا چنين تورنمنتي برگزار شود و براي فوتبال كشورمان آبرو و اعتبار به همراه بياورد. البته ما معتقديم زياد در بند ماديات نبايد بود. آن تيم ها اگر نمي آيند، از نيت خير ما خبر ندارند؛ اگر نه، اگر مي فهميدند در اين دل هاي پاك ما چي مي گذرد، روزهاي مسابقات فيفا و برنامه ريزي هاي بلندمدت كه كشك است، قيد پول بليت و هتل را هم مي زدند، با خرج خودشان مي آمدند در اين تورنمنت بازي مي كردند. هم نقاط ديدني كشور ما را مي ديدند و هم اينكه دعاي ما پشت سرشان بود. ما مطمئنيم اگر نمي آيند به خاطر اين است كه ما خوب توجيه شان نكرده ايم؛ باهاشان صحبت نكرده ايم. تا حالا نشسته ايد 2كلمه حرف دلتان را بهشان بزنيد؟ بفرما! نزده ايد كه!
(*) دومين دليل هم اين بود كه قرار گذاشته ايم اين هفته خوشحال باشيم.

بازي هاي اين هفته
فينال ليگ قهرمانان را حتما ببينيد

حالا كه مسابقات ليگ برتر انگليس تمام شده، صدا و سيما براي پخش مستقيم فوتبال، روي ليگ هاي ديگر اروپايي تمركز كرده. حالا كه ديگر در لاليگاي اسپانيا، رئال و بارسلونا با 66 امتياز شانه به شانه هم حركت مي كنند و در بوندس ليگا اشتوتگارت منتظر آخرين لغزش رقيبانش است تا كاپ قهرماني را مال خود كند، تماشاي مسابقاتي كه از شبكه سوم پخش مي شود، به قدر كافي هيجان انگيز است.البته بماند كه در سري A از مدت ها پيش، اينتر قهرمان شده و ديگر كسي انگيزه اي براي تماشاي مسابقات آن را ندارد. تمام اين ماجراها را به فينال ليگ قهرمانان اضافه كنيد كه بين ليورپول و ميلان انجام مي شود. پس اين هفته، مسابقه پشت مسابقه مي تواند شما را پاي تلويزيون بنشاند.
010887.jpg


باور كردني نيست ولي مچ اندازي در ايران تيم ملي دارد
و ملي پوشان در مسابقات آسيايي شركت مي كنند
جاي زورزدن اينجاست
011085.jpg
عكس ها:مجتبي جانبخش
تيم ملي مچ اندازي 11 ورزشكار دارد كه مي توانند در مسابقات به ميدان بروند. عدد 11 مچ اندازي برگرفته از تعداد وزن هاست
011013.jpg
پنجه در پنجه تا مچ اندازي
يكي از نكات اين ورزش، اين است كه بدون زمان هم انجام مي شود؛ يعني رقابت تا لحظه اي ادامه دارد كه يكي از 2 نفر بتواند مچ حريف را به زمين بكوبد در غير اين صورت، مسابقه ادامه خواهد داشت. جالب اينكه زمان برگزاري مسابقات مچ اندازي، خيلي كم پيش مي آيد كه بيشتر از يك دقيقه طول بكشد. شايد اين طور به نظر برسد كه فردي كه در وزن هاي پايين مسابقه مي دهد، مسابقه اش خيلي زودتر از سنگين وزن ها تمام مي شود ولي اصلا اين طوري نيست. ورزشكاران ايراني معمولا در كمتر از يك دقيقه كارشان تمام است. البته شنيده ام در مسابقات خارجي هم همين جوري است.

محمود مولايي
خيلي اتفاقي شد. در يكي از روزهاي بهاري، وقتي كه بخشنامه اي به اغلب باشگاه هاي بزرگ بدنسازي رسيد، هيچ كس نمي دانست قرار است چه اتفاقي بيفتد. اما بخشنامه كه در مورد مسابقات مچ اندازي توضيح داده بود، يكدفعه خيلي ها را وسوسه كرد؛ به طوري كه خوره هاي مچ اندازي به سمت محل مسابقه سرازير شدند. البته رئيس فدراسيون پرورش اندام هنوز هم حسرت به دل است كه چرا تنها تعداد معدودي از ورزشكاران ايران توانستند در اين مسابقات شركت كنند. به هر حال اولين دوره مسابقات مچ اندازي ايران، در غياب برخي استان ها در تهران برگزار شد.
مسئول كميته مچ اندازي اصرار دارد كه مسابقات مچ اندازي را 6-5 سال پيش هم توي تهران و شهرهاي ديگر برگزار مي كرده. اما خودش هم قبول دارد كه مسابقاتي كه همين اواخر انجام شد، با بقيه متفاوت بود. آنها اين بار با فراخواني كه براي شركت علاقه مندان مچ اندازي داده بودند، سعي كردند مسابقات به شكل گسترده تري برگزار شود. اما يك اشتباه در توزيع آن سبب شد كه تنها 7 استان كشور بتوانند در اين مسابقات شركت كنند. پورعلي فر، رئيس فدراسيون پرورش اندام مي گويد: دير به فكر افتاديم. وقتي دست به كار شديم، خيلي عجله داشتيم. براي همين فقط تيم هايي مثل تهران، كردستان، شيراز و چند تا شهر ديگر به اين مسابقات آمدند .
اين تيم ها البته قبل از شروع مسابقات، هنوز تيمي به آن شكل نداشتند. به همين دليل در باشگاه از كساني كه مي خواستند توي اين رقابت حاضر شوند، تست گرفتند. بعد نفرات برتر هر استان انتخاب شدند و به استقبال مسابقات آمدند. جالب اينكه برخي از همين نفرات از اهميت موضوع خبر نداشتند. ميرپيمان ميرجعفري مي گويد: من كه اصلا نمي دانستم چه خبر است. فقط تست دادم و مربيان گفتند مي تواني در مسابقات شركت كني. باور كنيد همه چيز خيلي به سرعت انجام شد. فكر كنم از روزي كه براي اين مسابقات انتخاب شدم تا روزي كه مسابقه ها شروع شد، 2 روز فاصله بود. يك كمي خنده دار بود! اين موضوع يك كمي به من استرس وارد مي كرد. احساس مي كردم بهتر است در مسابقات شركت نكنم. اما دست آخر تصميم گرفتم دلم را به دريا بزنم .
جالب اينكه تمامي نفرات شركت كننده، از قوانين مچ اندازي اطلاعات چنداني نداشتند. حتي برخي مسئولان اين ورزش بر اين باورند كه ممكن است تست هايي كه از علاقه مندان اين رشته گرفته شده، صحيح نبوده و در قوانين آن اشتباهاتي صورت گرفته باشد. براي همين يك روز قبل از مسابقات، ورزشكاران را جايي جمع كردند و برايشان كلاس توجيهي گذاشتند. ارغوائي، يكي از نفرات شركت كننده در مسابقات مي گويد: خود من كه هيچ اطلاعي از قوانين نداشتم چون هيچ وقت جايي نديده بودم كه اين ورزش با قوانين خاصي برگزار شود. اول فكر مي كردم تا آخر مسابقه مچ نبايد بشكند. اما الان مي دانم كه اين موضوع بايد در ابتداي مسابقه رعايت شود و بعد اگر مچ بشكند، هيچ اتفاقي نمي افتد .
البته براي اينكه مچ اندازها به اين نكته توجه كنند، داور مسابقه حركتي انجام مي دهد؛ به اين ترتيب كه دستش را مشت مي كند و بين مچ و شانه ورزشكار قرار مي دهد. اگر بين مچ تا شانه، يك مشت جا گرفت، آن وقت ورزشكار اشتباهي مرتكب نشده، در غير اين صورت داور، حركت دست ها را تنظيم مي كند. اگر ورزشكار دوباره اشتباه كند، اين بار داور مسابقه يك اخطار مي دهد. هر 2 اخطار مترادف است با يك خطاي كامل. اما اين خطا نبايد به عدد 2 برسد. زيرا 2 خطا، ورزشكار را طبق قوانين، از گردونه مسابقات خارج مي كند. در ضمن نبايد آرنج از زمين بلند شود و اين اشتباه هم يك اخطار دارد و... به هر حال در هر ميز 2 داور حضور دارند؛ به اين ترتيب كه يك داور اول وجود دارد و دومي به عنوان دستيار به او كمك مي كند.

وزن كشي هم مي كنند
اگر بدانيد دليل همه اين شتاب زدگي ها براي برگزاري مسابقات مچ اندازي چه بوده، اصلا ايرادي نمي گيريد. كميته مچ اندازي كه زير نظر فدراسيون پرورش اندام اداره مي شود، بعد از كنكاش در مورد مسابقات آسيايي، امسال به اين نتيجه رسيده كه مچ اندازان مي توانند در مسابقات بين المللي هم شركت كنند. بنابراين نفرات بهتر مچ اندازي به غير از دريافت جوايزي، مجوز حضور در مسابقات آسيايي را هم گرفتند. مسابقات آسيايي درست پانزدهم خرداد ماه در قرقيزستان برگزار مي شود و اولين اردوي تيم ملي مچ اندازي الان تشكيل شده است.
پورعلي فر از اين موضوع خيلي خوشحال است؛ البته كميته مچ اندازي هنوز نتوانسته روي پاي خودش بايستد. ولي با اين اقدامات مي شود به آنها اميدوار بود. الان اين كميته، تيم ملي دارد و اين براي همه ما خوشايند است. به نظر من ورزش مچ اندازي خيلي هيجان دارد و اين هيجان به پيشرفت آن مي تواند كمك كند. اگر به سالن مسابقات مچ اندازي بياييد، حتما متوجه منظور من مي شويد. ما هم سعي مي كنيم كميته مچ اندازي، هر چه زودتر سر و سامان بگيرد .
تيم ملي مچ اندازي مثل فوتبال، 11 ورزشكار دارد كه مي توانند در مسابقات به ميدان بروند؛ البته با تفاوت  هاي بسيار، يعني مانند فوتبال يك بازي گروهي نيست يا بازيكن جايگزيني ندارد. عدد 11 مچ اندازي برگرفته از تعداد وزن هاست. بنابراين مسابقات آسيايي در 11وزن برگزار مي شود. ورزشكاران از اوزان 55 كيلوگرم تا به اضافه 110 كيلوگرم به رقابت مي پردازند. نكته جالب اين است كه از 55كيلو تا 90كيلو، وزن ها 5 كيلو، 5كيلو بالا مي روند ولي از 90 كيلو به بالا، 10 كيلو، 10 كيلو. ارغوائي، قهرمان 90كيلوگرمي اي است كه مثل اغلب ورزشكاران اين رشته پيش از شروع مچ اندازي، پرورش اندام كار مي كرده. او يكي از نفرات اعزامي مسابقات آسيايي است؛ اصلا فكر نمي كردم توي اين يكي دو هفته ملي پوش شوم و بخواهم در مسابقات بين المللي شركت كنم. اما مي توانم به جرات بگويم كه قابليتش را دارم. آخر من از بچگي به مچ اندازي علاقه زيادي داشتم. خيلي ها مي گويند مچ ات فوق العاده است. به نظر خودم قدرتش خدادادي است. بعضي وقت ها فكر مي كنم دست خودم نيست، خصوصا دست راستم! توي مسابقه، داشتن تمركز هم خيلي شرط است، نبايد فكر كنيم كه همه اش قدرت است. توي همان كلاسي كه برگزار كردند، با ذكر دلايل مي گفتند كه 50درصد قدرت است و 50درصد تمركز ورزشكار .
او تنها ملي پوشي نيست كه به كسب عنوان در اين مسابقات اميدوار است، بلكه اغلب ملي پوشان چنين عقيده اي دارند. رضا زرگر، قهرمان وزن 85كيلو، معتقد است در ايران مچ اندازهاي باهوش و قدرتمندي حضور دارند؛ فكر نمي كنم چيزي از حريفان كم داشته باشيم. اين درست است كه بچه هاي ما تجربه ندارند و قبلا توي كوچه و باشگاه محله شان مچ مي انداخته  اند، ولي اين دليل نمي شود كه ما نتيجه نگيريم. ما مطمئن نيستيم كه تيم هايي كه به مسابقات آسيايي مي آيند، همگي باتجربه باشند. البته ما اصلا به تجربه حريفان كار نداريم. بچه ها كارشان را بلد هستند و مي دانند چطوري با حريفان مچ بيندازند .
اما ارغوائي نظر جالب تري دارد. او ادعا مي كند با روندي كه تيم ملي مچ اندازي طي مي كند، هيچ بعيد نيست كه در آينده بتوانند قهرماني جهان را هم به دست بياورند.

مي توانيم قهرمان شويم
ملي پوشان مچ اندازي را البته نبايد در مسابقات آسيايي دست كم گرفت. در واقع آنها براي اين بازي ها برنامه هايي دارند. بچه هاي تيم ملي به غير از فنون كلاسيك، در مواقع لزوم مي  توانند از فنون بدل استفاده كنند. يكي از اين فنون، راك است. در اين حالت ورزشكار بيشتر از اينكه انرژي اش را صرف خواباندن مچ حريف بكند، دستش را به طرف سينه اش حركت مي  دهد؛ به شكلي كه حريف تعادلش را از دست بدهد و در حركت دوم مچ حريف را به زمين بزند. ممكن است اين بدل نتيجه ندهد. اما مي شود دست را طوري كشيد كه از دست حريف خارج شود؛ البته به گونه اي كه داور گمان كند كه حريف دست را رها كرد كه در اين صورت يك اخطار نصيب حريف مي شود. تكرار اين حركت داور را مجبور مي  كند تا با بندي كه شبيه تسبيح است، مچ  ها را به هم متصل كند. اما قدرت دست ها بيشتر است و اگر اين بند پاره شود، ورزشكار اين بار بازنده اعلام مي شود.
كبري بدل ديگري است كه ورزشكاران ايراني با آن آشنايي كامل دارند. وقتي كه داور مسابقه مشتش را بين شانه و مچ 2 ورزشكار قرار مي دهد و مسابقه شروع مي شود، ديگر داور مسابقه ايرادي به شكسته شدن مچ دست نمي گيرد. آن وقت ورزشكار تا حدودي مي تواند مسابقه را كنترل كند. به گفته ميرجعفري راه هاي ديگري هم وجود دارد كه احتمال پيروزي ورزشكار را بالا مي برد: مثلا وقتي كه داور دستور شروع مسابقه را مي  دهد، مي توانيم كل وزن بدن را روي دست بيندازيم و با اين كار شرايط را براي حريف سخت تر كنيم. به نظر من ورزشكاران خارجي خيلي كلاسيك مچ مي اندازند اما ما براي پيروزي، ترفندهاي ديگري را هم به كار مي گيريم. به نظر من اين مسئله دور از مردانگي نيست .

اميد به المپيك
بعد از مسابقات آسيايي و مسابقات جهاني مچ اندازي، كميته مچ اندازي نيم نگاهي هم به المپيك دارد. مسئولان برگزاري مسابقات المپيك 2008 پكن، با معرفي اين رشته موافقت كرده اند. به اين ترتيب اگر مچ اندازي بتواند مسئولان المپيك را راضي نگه دارد، از المپيك بعدي مسابقات مچ اندازي هم به طور رسمي برگزار مي  شود. عضو روابط عمومي اين كميته در اين رابطه مي گويد: در المپيك قبلي، پرورش  اندام معرفي شد و نتوانست سهميه المپيك پكن را بگيرد. فكر مي  كنم مچ اندازي با پرورش اندام خيلي متفاوت است. چون اين ورزش آن قدر جذاب و ديدني است كه مي تواند سهميه بگيرد. به نظر من مچ اندازي، 70 درصد شانس حضور در المپيك را دارد .
اگر اين اتفاق بيفتد، 11 طلا، 11 نقره و 11 برنز به مدال هاي المپيك اضافه مي  شود. اين مقام مسئول ادامه مي دهد: فكر نمي كنم ورزشي در جهان باشد كه اين قدر مدال هايش زياد باشد. تنوع مدال ما را بسيار اميدوار كرده چون اميدوار هستيم با صعود تيم ملي ايران به المپيك، بتوانيم بيشترين مدال را براي كشورمان به دست بياوريم.
تعداد زياد مدال هاي اين رشته يك دليل عمده دارد؛ دليل آن به رده هاي سني برمي گردد. مچ اندازي به ترتيب در رده هاي جوانان، بزرگسالان، بالاي 40 سال و بالاي 50 سال ورزشكار دارد. به علاوه در اين رده ها، جانبازان، معلولين و بانوان هم ورزشكار دارند. البته كميته مچ اندازي هنوز تيمي به نام بانوان ندارد. آنها درصدد هستند در يك سال آينده، مسابقات بانوان را هم پا به پاي مسابقات آقايان برگزار كنند تا عقب نمانند. اما تازگي ها تيمي به نام جانبازان و معلولين تشكيل شده و جالب اينكه آنها انگيزه فراواني براي حضور در مسابقات بين المللي دارند. ظاهرا فدراسيون پرورش اندام در نظر دارد ورزش جانبازان و معلولين را ارتقا بدهد.
با اين حال، هنوز هيچ يك از اين رده ها صاحب ليگ نشده است. براي همين، علاقه مندان اين رشته ـ به غير از اعضاي تيم ملي ـ بلاتكليف هستند. زرگري مي گويد: آنهايي كه نتوانستند به تيم ملي برسند، الان منتظر مسابقات بعدي هستند .

در آستانه سفر تيم ملي مچ اندازي به مسابقات آسيايي
مشكل خروجي 4 مچ انداز!
مهري رنجبر
تيم ملي مچ اندازي ايران، خرداد ماه پا به مسابقات قهرماني آسيا مي گذارد. ملي پوشان ايران در اولين حضور، با رقباي آسيايي خود دست و پنجه نرم مي كنند. هرچند به قول تفرشيان، مسئول كميته مچ اندازي ايران، اعضاي تيم ملي قدرت بدني خوبي دارند اما نبايد از تكنيك ضعيف آنها غافل شد. از طرف ديگر تيم ايران به خاطر مشكل خروجي 4 مچ انداز در 4 وزن، شايد با تيم كامل به قرقيزستان نرود و احتمال دارد به خاطر مشكلات خروجي آنها اميد زيادي از بين برود.
نفرات اول 4 وزن، به خاطر مشكل خروجي نمي توانند همراه تيم در مسابقه هاي قهرماني آسيا- كه در قرقيزستان برگزار مي شود- شركت كنند. آيا نفرات جديدي جايگزين آنها مي شوند؟
احتمالا نفرات دوم جايگزين آنها مي شوند.
يعني مشكل آنها حل شدني نيست؟
مشكل آنها حل شدني است. اما ما فرصت نداريم. مسابقات 11 خرداد در قرقيزستان شروع مي شود. ما بايد نامه بزنيم به اداره كل تا بعد به اداره گذرنامه فرستاده شود اما به خاطر فرصت كم به ناچار مجبوريم نفرات دوم را جايگزين كنيم. شايد هم در نهايت در اين 4 وزن كسي اعزام نشود.
قبل از اعزام، تيم اردو هم دارد؟
به احتمال زياد تيم از 29 ارديبهشت به اردو مي رود. البته اول هماهنگي ها را با مجموعه انقلاب انجام مي دهيم. شايد يكي دو روزي اين طرف يا آن طرف شود. اردونشينان 7 روز زير نظر مربيان،  تمرينات بدنسازي و تكنيك هاي روز دنيا را انجام مي دهند؛ به ويژه تكنيك هاي علم فيزيك را؛ چرا كه در ايران مچ اندازي به صورت سنتي انجام مي شود.
اسامي دعوت شدگان به اردو را هم اعلام مي كنيد؟
الان نه. بايد هماهنگ كنيم، بعد اسامي را اعلام كنيم. در وزن هايي كه نفرات اول مشكل خروجي دارند، از هر وزن، 2 نفر دعوت مي شوند. تعدادي از جانبازان هم به اردو مي آيند تا با بچه ها تمرين كنند.
ممكن است اصلا تيم به مسابقه ها اعزام نشود؟
اين طور نيست. تيم به طور حتم اعزام مي شود. حتي اگر در 4 وزن نماينده نداشته باشيم.
تفاوت تيم ملي مچ اندازي ايران با بقيه آسيايي ها در چيست؟ 
درست است كه بچه هاي ما قدرت بدني خوبي دارند اما مشكل تكنيكي دارند. آنها بايد بيشتر كار كنند. اما مشكل اين است كه زمان براي تمرين آنها خيلي كم است.
فكر مي كنيد تيم در اولين حضورش در بين آسيايي ها، چه مقامي به دست آورد؟
سعي مي كنيم با دست پر برگرديم. تيم ايران جزو 5-4 تيم اول آسيا قرار مي گيرد؛ چرا كه در وزن اوپن 100 و 110 كيلو، مچ اندازهاي خوبي داريم.

فينال ليگ قهرمانان اروپا؛ بازگشت ميلان - ليورپول به آغاز
آتن درآتش
011130.jpg
بازي دو سال پيش را هيچ كس از ياد نبرده است. يك معجزة تمام عيار. ليورپولي ها در آن بازي از اعماق جهنم برگشتند و در استانبول جشن گرفتند. چهارشنبه شب اين هفته، زخم ميلان فقط با پيروزي و بوسه زدن بر جام تسلي مي يابد
011139.jpg
. برلوسكوني براي نماينده اش در مقر يوفا يك سفارش ويژه داشت: ما سپيد مي پوشيم؛ مثل تمام فينال هاي خوش يمن ميلان من
011133.jpg
شروين طاهري
هفت، تنها هفت دقيقه. اگر از شما بپرسند در اين زمان كوتاه چه كار بزرگي از دستتان برمي آيد، چه جوابي داريد كه بدهيد؟ آن شب جواب رافا و پسرهاي سرخ ليورپول روشن بود: يك هت تريك تيمي و بزرگ ترين بازگشت تمام فينال هاي بزرگ تمام تورنمنت هاي بزرگ تمام دوران . آن فينال جادويي 2 سال قبل در چنين روزهايي و در يك قدمي قلمروي آسيا برگزار مي شد. استانبول هميشه براي اروپاييان سمبل شرق اسرارآميز بوده است اما اين بار هيچ نشاني از ترك ها نبود؛ ليورپول بود و ميلان. چهارشنبه 23 مي 2007، (دوم خرداد 1386) همه چيز از نو آغاز مي شود؛ چند قدم آن طرف تر از استانبول، در آتن؛ خاستگاه تمدن غرب. ليورپول و ميلان دوباره خود را به ميعادگاه قديمي رسانده اند؛ فينال ليگ قهرمانان؛ از مسيري كه بسيار به مسير فصل
۵-2004 شباهت دارد. گويي زمان براي 2 سال متوقف شده و حالا دوباره به جريان مي افتد.
براي انتقام يا افتخار؟
وقتي شير يا خط كردند، برخلاف فينال ليگ قهرمانان 2005 ، ميلان بود كه قرعه ميزبان مجازي به نامش افتاد نه ليورپول. برلوسكوني براي نماينده اش در مقر يوفا يك سفارش ويژه داشت: ما سپيد مي پوشيم؛ مثل تمام فينال هاي خوش يمن ميلان من .
اگر ليورپول 2 سال پيش رنگ سرخ را از ميلان ربود، اين بار روسونري (سرخ و سياه) ها رنگشان را فداي بخت سپيد كردند. پيش زمينه اين اعتقاد كه رنگ سفيد براي ميلان شانس مي آورد به 5 قهرماني از 6 قهرماني جام باشگاه هاي اروپا بازمي گردد كه آنها پيراهن مشهور راه راه سرخ و سياه شان را در چمدان ها گذاشتند و پيراهن سفيد بر تن كردند كه ايتاليايي ها به آن ماگليا فورتوناتا يا پيراهن شانس مي گويند.
در فينال سال 1963 جام قهرمانان، ميلان سپيد با غلبه بر بنفيكا نخستين جام را بالا برد و همين اتفاق چهار بار ديگر در مقابل استه وا بخارست 1989، بنفيكا 1990، بارسلونا 1994 و يوونتوس 2003 تكرار شد.
البته پيراهن شانس 2بار هم بخت را از ميلان برگرداند؛ 1995 وقتي آژاكس فان گال آخرين ميلان كاپلو را به زانو درآورد و درست يك دهه بعد كه ليورپول بنيتس، موج سرخ اسپانيايي را به اروپا معرفي كرد. باقي همه آن داستان هايي است كه حول و حوش فينال جادويي استانبول ساخته شدند. آخرين باري كه ميلان در يك بازي فينال لباس سنتي اش را بر تن كرد سال 1993 بود كه نخستين جام سيم گون ليگ قهرمانان را به مارسي واگذار كرد و حتي اتهام تباني فرانسوي ها هم نتوانست جام را به ميلان ببرد. در نقطه مقابل، پيراهن سرخ همواره براي ليورپول مترادف با موفقيت بوده است؛ همان طور كه 2سال پيش در تركيه چنين شد. 5 قهرماني پسران آنفيلد در فينال هاي 1977، 1978، 1981، 1984 و 2003 با لباس قرمز سنتي شان رقم خورده. گرچه رشته خرافات رنگي در يك نقطه از هم مي گسلد؛ فينال 1985 يا همان فاجعه هيسل بلژيك؛ زماني كه ليورپول براي دومين بار متوالي پا به فينال گذاشت و نه تنها جام را به يوونتوس واگذار كرد، كه فوتبال جزيره هم به خاطر مقصرشناخته شدن هوليگان هاي انگليسي در كشتار بيش از 80 هوادار يوونتوس تا سال 1998 از رقابت هاي باشگاهي اروپا محروم شدند. آيا ميان آن شوم بختي و حضور ديگرباره ليورپول در فينال 2007 رابطه اي وجود دارد كه اين روزها حتي طيف وسيعي از دوستداران فوتبال انگلستان قهرماني ميلان را پيش بيني مي كنند؟

بنيتس نگران تك خال هاي ميلان
ترس بنيتس را پيش از بازي فينال مي توان مشاهده كرد. او به شدت نگران استعدادهاي ناب و تك خال هاي ميلان است. سرمربي سرخ هاي اسپانيايي - لقبي كه در اروپا روي ليورپول بنيتس گذاشته اند - مي گويد: پس از آنچه 2سال پيش به آن نائل آمديم، بايد حواسمان را حسابي جمع كنيم. ميلان يكي از آن خطرناك هاست. ما در مقابل تيمي بازي خواهيم كرد كه در همة پست ها قدرتمند است. آنها در دفاع خوب و در حمله عالي هستند و بازيكناني مثل گتوزو و كاكا را دارند كه در پست هايشان در جهان بي نظيرند. بنابراين، نهايت احترام را براي تيم آنچلوتي قائل هستم. اما بايد بگويم كه ليورپول از 2 سال پيش خيلي قوي تر شده .
رافا فاصله ميان پيروزي بر چلسي تا سفر به آتن را با استراتژي انگيزه دادن به يكايك چهره هاي كليدي اش سپري كرده است. او هر روز در جريان تمرينات، روي يكي از بازيكناني كه احساس مي كند بيشترين بهره را در فينال به تيم خواهند رساند، دست مي گذارد و او را در مقابل ديگران به عرش مي رساند. ابتدا نوبت بودوين زندن بود كه تازه به اوج بازمي گردد و بعد كيول ،  آلونسو ، جرارد و رينا .

آنچلوتي، يكپارچه انتقام
در يك عصر گرفته و غمگين كه ابرهاي سياه يكريز بر فراز ميلان مي بارند، خبرنگار انگليسي مجلة هفتگي يوفا كارلو آنچلوتي سرمربي روسونري را كمتر از 24 ساعت پس از پيروزي خيره كننده برابر منچستريونايتد و جشن شادي سن سيرو غافلگير مي كند و خاطرات فينال 2 سال قبل را كه به شكست ميلان برابر ليورپول در ضربات پنالتي انجاميد، به يادش مي اندازد. اما او نه كاري به آسمان گرفته دارد و نه به خاطرات تلخ. كارلتو يكپارچه انتقام است. او با اشاره به پارچه نوشته عظيمي كه تيفوسي هاي سن سيرو به انگليسي رويش نوشته بودند: پيروزي از آن ماست ، آن را چنين تعبير مي كند: تماشاي بازي تيم تو آن طور كه ما در نيمة اول ديديم، آرزوي هر مربي است .
پشت بندش كارلتو مي گويد: در 45 دقيقه نخست در مقابل منچستريونايتد، ما فوتبال كاملي را به نمايش گذاشتيم . و به تفاوت هاي ميلان با قهرمان ليگ برتر اشاره مي كند كه چگونه ميلان قدرت، سرعت و مهارت بي نظيرش را به رخ من يو كشيد. كاكا از نگاه او ماية تفاوت بوده است؛ به ويژه وقتي كه با حركت خارق العاده اش، دهمين گل خود را در ليگ قهرمانان اين فصل به ثمر رساند. كاكا حالا در جدول گلزنان و شوت زنان ليگ قهرمانان با فاصله از رقبايي مثل كراوچ، رونالدو، نيستلروي، مورينتس و دروگبا پيش است.

از كارآگاه فروتن تا كارآگاه درك
بهمن فروتن و اظهارنظرهاي عجيبش را همة شما مي شناسيد. او كه هنگام فينال ليورپول ـ ميلان 2005 به تازگي از آلمان بازگشته بود، به نقل از دوست آلماني اش ـ كه سردبير مجلة روشنفكري فوتبال با نام الف فرويند يا يازده رفيق بود ـ به تساوي كشيده شدن ديدار 2 تيم كه در نيمه اول با نتيجة 3 بر صفر به سود ميلان تمام شده بود را حاصل بند و بست مديران 2 باشگاه با هم و با بنگاه هاي شرط بندي در زمان استراحت بين 2 نيمه و در جايگاه ويژه ورزشگاه آتاتورك دانست. فروتن در رسانه ها حتي مكانيسم بند و بست را هم توضيح داد: برلوسكوني در ميلان بيش از 200 ميليون يورو بدهي بالا آورده بود و مي دانست كه از قبل اكثريت شرط بندان روي قهرماني تيم او شرط بسته اند. تازه بساط شرط بندي در اروپا تا دقيقة 90 هر بازي ادامه دارد. در عوض، وضع مالي ليورپول مثل ساير باشگاه هاي بزرگ انگليس توپ توپ بود. كافي بود، مديران ليورپول به همتاي ايتاليايي شان ندا بدهند كه روي قهرماني ليورپول چند ده ميليون يورو شرط بندي كند و آن وقت تغيير سرنوشت قهرماني، بيش از 300 ميليون يورو را به خزانه برلوسكوني سرازير مي كرد.
همه مي دانند كه بنگاه هاي بزرگ شرط بندي مثل ويل هيل ، بت اند وين و 666 انگليسي هستند و رابطه تنگاتنگي با باشگاه هاي ليگ برتري دارند. حاصل اين همكاري، قهرماني ليورپول و نجات برلوسكوني از ورشكستگي، سود سرشار بنگاه ها و ضرر جزئي ميليون ها نفري بود كه روي ميلان شرط بسته بودند و البته بزرگ ترين كلاه از سر هواداران فوتبال واقعي برداشته شد .
حالا پس از 2 سال، در قلب انگلستان، درك رائه كارشناس ليگ قهرمانان سايت ساكرنت ـ معتبرترين سايت اختصاصي فوتبال در جهان - در همان ابتداي مقاله اش درباره پيش بيني فينال امسال ليگ قهرمانان مي نويسد: در حالي كه بعضي هواداران ليورپول جلو افتاده اند و تيم خود را داراي بخت قهرماني مي خوانند، بعيد مي  دانم رافا بنيتس خيلي از اينكه عمده شرط بندان، ميلان را بخت اصلي دانسته اند، خوشحال باشد .
از زاويه نگاه يك آدم بدبين ـ يا شايد هم واقع  بين ـ مثل بهمن فروتن يا درك رائه اين بار شانس قهرماني ميلان به اين خاطر تضمين شده است كه برلوسكوني برعكس 2 سال پيش كه نخست وزير ايتاليا بود، يعني اعتبار كافي داشت و مي خواست پول درو كند، حالا از صندلي صدارت پايين آمده و دوباره در پي اعتبار است. يا شايد ليورپول كه در آستانه واگذاري به مالك آمريكايي كمپاني ژيلت است بايد آخرين بدهي  هايش را با شرط بندي روي قهرماني رقيب صاف كند.
به همة اينها اضافه كنيد، اظهارنظر صريح سر آلكس فرگوسن را كه هفته پيش اعلام كرد: من با اطمينان روي قهرماني ميلان در ليگ قهرمانان شرط مي بندم. به مربي آنها كارلو آنچلوتي هم گفتم كه هيچ راهي براي قهرمان نشدن شما وجود ندارد .
حالا به جاي خنديدن به تئوري توطئه امثال فروتن، كمي هم به خودمان به عنوان هواداران ساده دل فوتبال بخنديم. كافي است كمي فكر كنيم و از خود بپرسيم كه فرگوسن عمده ثروتش را از كجا آورده؟ بله، او دوست نزديك سلطان قمار انگليس يا همان سهامدار ايرلندي اكثر سهام منچستريونايتد پيش از آمدن گليزر است كه هر هفته به سرآلكس به عنوان پيشكش، نام اسب برنده را هديه مي دهد.
يك شعر شوكه كننده
خورخه والدانو شاعر فوتبال، به مناسبت فينال، شعري سروده؛ شعري كه بسيار تلخ و انتقادي است. همبازي سابق مارادونا در جام جهاني۸۶ و سرمربي و مديرفني سابق رئال مادريد كه با رفتنش، ققنوس هاي سپيد به كبوترهايي بي آزار تبديل شدند، موج اخير نتيجه گرايي در فوتبال انگلستان به سردمداري 2 مربي لاتين به نام هاي مورينيو و بنيتس را زير سؤال برده است. والدانو كه چند كتاب شعر فوتبال منتشر كرده، اخيرا در روزنامه ماركا نوشته است: فوتبال از احساسات موضوعي و پيش بيني شده تشكيل شده و در اين فوتبال، آنفيلد شكست ناپذير است. اگر يك سوسيس به سر سيخ بزني و بين اين جماعت آويزان كني، آنگاه ورزشگاه ديوانه مي شود و مردم به تو خواهند گفت كه چه هنري داري! به تو خواهند گفت: اين ديگر يك سوسيس آويزان از سيخ نيست .
و ادامه مي دهد: چلسي و ليورپول عادي ترين و اغراق آميزترين نمونه هاي راهي هستند كه فوتبال در حال پيمودن آن است؛ خيلي خسيس، خيلي حريص، خيلي تاكتيكي، خيلي فيزيكي و كاملا مستقيم . و سرانجام نتيجه گيري مي كند: روش زندگي مورينيو و بنيتس را رسانه ها به همه جاي دنيا پراكنده اند، در حالي كه نگاه اين 2 به هم حاكي از بي اعتمادي است. اما آنها 2 چيز بيشتر ندارند؛ يك اشتهاي قبلا سركوب شده براي افتخار و دوم، نياز براي تحت كنترل درآوردن همه چيز. و هر 2 مورد از يك عامل كليدي نشأت مي گيرند؛ هم مورينيو و هم بنيتس بازيكناني ارضا نشده بودند. براي همين، تمام انگيزه هايشان به سمت مربيگري كاناليزه شد. آنهايي كه استعداد افتخارآفريني به عنوان يك بازيكن را نداشته اند به استعداد بازيكنان هم اعتقادي ندارند. آنها اعتقادي به توانايي هاي في البداهه براي پيروزي در مسابقات فوتبال هم ندارند. خلاصه، بنيتس و مورينيو دقيقا از همان نوع مربياني هستند كه زماني كه خودشان مي خواستند بازي كنند، به آنها نياز داشتند . با اين حساب، آيا فرق مي كرد اگر چلسي به جاي ليورپول به فينال مي آمد؟ آيا فرقي مي كند اگر ليورپول قهرمان شود يا ميلان؟

كي ميدونه، چي ميشه؟
سعيد اكبري
بازار كري داغ است و خوره هاي فوتبال از حالا براي بازي چهارشنبه بي قراري مي كنند. چندتايشان به همشهري جوان گفتند درباره اين بازي چي فكر مي كنند.
011091.jpg
عشقم ميلان!
اهل پيش بيني نيستم؛ ولي ميلان 2 بر صفر مي برد. من عاشق ميلانم. ديوانة اين تيم هستم. سال قبل كه به حقش نرسيد؛ اميدوارم اين دفعه هم انتقام آن شكست را بگيرد و هم به حقش برسد. دوست دارم كاكا و سيدورف به ليورپول گل بزنند. جلوي سيدورف بازي كرده ام؛ بدجور از او خوشم مي آيد. فقط حيف كه ليورپول به فينال رسيد! ضعيف هستند، اگر چلسي يا رئال به جاي اين تيم بالا مي آمد، بچه ها محك جدي تري مي خوردند! ميلان رودست ندارد و به خاطر اينكه رنگ پيراهنش قرمز است تعصب خاصي روي اين تيم دارم. اگر بشود با ليورپولي ها كري مي خوانم، البته اگر تيم شان حرفي براي گفتن داشته باشد.
011106.jpg
ليورپول مي زند
خيلي حيف شد؛ دوست داشتم چلسي و بايرن مونيخ به فينال برسند. هر دو تيم را دوست دارم. حالا هم كه ليورپول و ميلان به فينال رسيده اند، دوست دارم بازي قشنگ باشد. احساسم اين است كه ليورپول مثل دفعه گذشته قهرمان مي شود. در اين تيم از بازي جرارد و پيتر كراوچ خوشم مي آيد. بازي فورواردهاي ديگرشان را نمي پسندم. اي كاش رابي فاولر را توي تركيب بگذارند؛ از بازيكنان مورد علاقه ام است. اگر بگويم سر فوتبال با بچه هاي سينمايي يا خواننده ها كري ندارم دروغ گفته ام. غالبا همه طرفدار تيم هاي مختلف هستند و زياد هم براي هم كري مي خوانيم.
011109.jpg
شك نكنيد ميلان مي زند
اصلا پرسيدن ندارد، چيزي كه واضح است؛ ليورپول مي بازد و ميلان قهرمان مي شود! شك نكنيدها. ميلان خيلي راحت بازي را مي برد و انتقام شكست آن سال را مي گيرد. باورتان نمي شود! براي خيلي ها كري خوانده بودم. اما ميلان كه باخت، آبروم رفت! امسال ولي كارشان تمام است. فقط دوست داشتم فينال بين ميلان و چلسي برگزار مي شد. چون ليورپول حريف قدرتمندي نيست! چلسي مي آمد بالا، فينال خيلي زيباتر مي شد. همه روي منچستر مانور مي دادند كه مي رسد به فينال ولي خدايي اين تيم چي دارد؟ از هيچ چيزشان خوشم نمي آيد. مطمئنم كه در فينال براي ميلان، كاكا و اينزاگي گل مي زنند و ما قهرمان مي شويم!
011112.jpg
عادل با ماست، مزدك با دشمن!
يكي جرارد مي زند يكي هم پيتر كراوچ. كاكا هم يك گل براي ميلان مي زند و در نهايت ليورپول 2 بر يك مي برد! ميلان آن سال خوشگل باخت و امسال هم به اميد خدا مي بازد. فقط چي مي شد به جاي ميلان، منچستريونايتد مي رسيد به فينال! آن وقت جوري آنها را شكست مي داديم كه نگو. آنها به خاطر قدرتشان در ليگ برتر قهرمان نشدند؛ بيشتر خوش شانسي آوردند! راستش به هيچ وجه فكر نمي كردم ميلان برسد به فينال. چون منچستر شانسي شانسي خوب مي برد! رودررويي ميلان و ليورپول، من و عادل (فردوسي پور) را جلوي مزدك ميرزايي قرار داده. او با دشمن هاست و مي بيند ليورپول چطور خوشگل مي برد!
011115.jpg
ميلان مي برد
البته خيلي سخت است كه بخواهم از فوتبال اروپا حرف بزنم. چون اگر وقت كنم فوتبال داخل را پيگيري مي كنم. برايم خيلي مهم نيست چه اتفاقي در فينال ليگ قهرمانان اروپا مي افتد. باور كنيد پلي آف امسال برايم مهم تر بود. من طرفدار تراكتورسازي هستم! حيف شد به حريفش باخت. در مورد فينال ليگ قهرمانان فقط بگويم ميلان برنده است. با توجه به شناختي كه از ايتاليايي ها دارم مي دانم فوتبالشان عالي است! از آنجا كه خيلي بازيكنان ميلان را نمي شناسم، بنويس علي دايي برايشان دو گل مي زند! آخر هم دو بر يك مي برند.
011118.jpg
فوتبال ايتاليا را دوست دارم
حقيقتا خيلي اهل فوتبال نيستم. خيلي نمي توانم مسابقات را پيگيري كنم. اما خبرش را دارم كه ليورپول و ميلان به فينال رسيده اند. از بين اين دو تيم ميلان را مي پسندم. چند تا از بازي هايش را ديده ام. اين كاكا فوق العاده است؛ يكجوري بازي مي كند كه آدم هي مي گويد آفرين! بنده كلا طرفدار فوتبال ايتاليا هستم. در همين راستا ميلان 2 يا 3 تا به ليورپول مي زند. خيلي دوست داشتم توتي هم در ميلان حضور داشت؛ در اين صورت تيمشان كامل مي شد. بازيكن خوبي است. از ديدا گلر ميلان هم بدم نمي آيد. كلا از فوتباليست ها خوشم مي آيد! اگر وقت كنم حتما بازي را مي بينم و كلي حال ليورپولي ها را مي گيرم.
011121.jpg
كاكا آماده ترين است
من طرفدار فوتبال زيبا هستم. در اينكه فوتبال انگليس نسبت به ايتاليا خيلي قوي تر و بهتر است، شكي نيست، اما اين دليل نمي شود كه بگويم ليورپول مي تواند ميلان را شكست دهد. فينال، حساسيت هاي خودش را دارد و هر دو تيم جام را مي خواهند؛ چون نه ليورپول و نه ميلان در ليگ كشورهايشان جام نگرفته اند و اين بهترين زمان براي جبران است. فكر كنم آماده ترين بازيكن زمين كاكا باشد. در بازي هاي اخير ميلان  عالي بوده. البته نبايد از استيون جرارد هم گذشت. او جزو 4 هافبك برتر ليگ قهرمانان است. اميدوارم فينال، زيبا از آب دربيايد و تيمي كه قشنگ بازي مي كند، ببرد.
011124.jpg
آقا، ليورپول!
بعضي از دوستان كري مي خوانند ولي بنده، خيلي اهل كري خواندن نيستم. بچه ها در زمين حرفشان را مي زنند و ان شاءالله وقتي ميلان باخت، خود به خود جواب كري ها داده مي شود. من ليورپول را دوست دارم. اما دوست دارم منطقي پيش بيني كنم؛ به همين خاطر فكر مي كنم بازي يك بر يك شود و در ضربات پنالتي، بچه ها حريف را مغلوب كنند و مثل سال پيش، ميلان را ناكام بگذارند. بازيكن محبوب من يعني رابي فاولر روي نيمكت ليورپول مي نشيند و اميدوارم بنيتس به او بازي بدهد. فقط اين را هم بگويم كه دوست داشتم فينال بين منچستر-ليورپول باشد. اين طوري بازي جذاب تر مي شد. از تيم فرگوسن هم خوشم مي آيد.
011127.jpg
با عادل كري دارم!
تا وقتي ميلان هست چه كسي طرفدار ليورپول مي شود؟! سر اين بازي با عادل فردوسي پور كري دارم و خودش هم مي داند كه تيمش مي بازد. اين ميلاني كه من ديدم راحت قهرمان اروپا مي شود. آنها 2بر يك ليورپول را مي زنند؛ آن هم با گل هاي كاكا و آندره پيرلو.
تك گل  ليورپول را هم جرارد به ثمر مي رساند. من طرفدار فوتبال ايتاليا هستم و دوست داشتم بازي فينال بين ميلان و اينتر برگزار مي شد. ليورپول كه بلد نيست فوتبال زيبا بازي كند. دوست دارم پائولو مالديني در تركيب ميلان باشد و خوش بدرخشد. عاشق بازي او هستم و اگر گل زد كه چه بهتر.
011094.jpg
ان شاءالله ميلان
از من نپرسيد نتيجه چند چند مي شود. همچنين نپرسيد طرفدار كدام تيم هستي چون نه طرفدار ميلانم نه طرفدار ليورپول. اما فكر كنم ميلان مي برد؛ چون سري قبل حق ليورپول نبود كه قهرمان شود. الان ميلاني ها انگيزه بيشتري دارند و مي خواهند انتقام آن شكست را بگيرند. نمي خواهم نتيجه را پيش بيني كنم اما دوست دارم هم كاكا گل بزند و هم جيلاردينو . از جيلاردينو خيلي خوشم مي آيد چون چهره اش نشان مي دهد بازيكن مودبي است! همه اينها را گفتم كه نشان بدهم اين فينال خيلي فوق العاده نيست. مثلا اگر چلسي و بارسا به فينال مي رسيدند چقدر جذاب تر مي شد؛ اين طوري ما هم براي شروع بازي لحظه شماري مي كرديم.
011097.jpg
اهميت ندارد!
شما فكر كنيد من فقط يك تماشاگرم؛ يعني نه روي رنگ خاصي تعصب دارم و نه تيمي. فوتبال نگاه مي كنم چون دوست دارم از داوران خارجي چيزي ياد بگيرم. كلا خيلي مفيد است و به نوعي يك كلاس آموزشي است. در مورد بازي فينال هم بايد بگويم زيبا از آب درمي آيد چون هر دو تيم، فورواردهاي خوبي دارند. كاكا و اينزاگي در ميلان هستند و پيتر كراوچ هم آن طرف. فكر كنم گل اول بازي را كراوچ مي زند، اما 70-60 دقيقه كه منتظر بمانيد، مي فهميد آخرش بازي چند چند مي شود! هر دو تيم مدعي اند و قدرت يكساني دارند. اشتباهات تعيين كننده است ولي كلا به داوران توصيه مي كنم بيشتر به كار داور بازي دقت كنند!
011100.jpg
از رفتار آنچلوتي بدم مي آيد
هرچند عاشق كاكا هستم ولي دوست ندارم ميلان، فينال را ببرد. از مربي اي كه بخواهد بازيكن خراب كند بدم مي آيد. متاسفانه كارلو آنچلوتي از آن دسته مربياني است كه يك وقت هايي بچه بازي درمي آورد و با ستاره ها لج مي كند. اما باز هم مي گويم عاشق كاكا هستم؛ ديوانه كننده بازي مي كند. ولي قلبا دوست دارم ليورپول نتيجه بگيرد. بنيتس سرمربي اين تيم يك مرد فوق العاده و محترم است. دوست داشتم به جاي ميلان، يك تيم اسپانيايي مثل رئال يا بارسلونا در فينال حاضر بود چون فوتبال آنها در مقايسه با ايتاليايي ها لذت بخش است ولي حالا كه ميلان بالا آمده اميدوارم ببازد!
011103.jpg
انگليسي ها موذي اند!
انگليسي ها جنسشان خراب است! به همان دليلي كه همه مي دانند. در سياست موذي اند! ولي اگر فكر مي كنيد كه اينها را گفتم به خاطر اينكه بعد بگويم ميلان مي برد، سخت در اشتباه هستيد! اتفاقا به نظر من فينال را ليورپول 2 بر يك مي برد و چند تا موقعيت صددرصد هم از دست مي دهد. آنها اعتماد به نفس زيادي دارند و تيمي را شكست داده اند كه راحت مي توانست ميلان را ببرد. چلسي حريف كمي نيست. دوست دارم در اين بازي كويت و جرارد براي ليورپول گل بزنند و تنها گل ميلان را هم كاكا به ثمر برساند. حيف كه بازيكن مورد علاقه ام در فينال نيست. اگر رونالدينيو بود بازي خيلي قشنگ تر مي شد ولي بارسا در كمال بدشانسي حذف شد وگرنه حقش حضور در فينال بود.

سرخ و سياه
فيلارمونيك آنچلوتي
011187.jpg
آرمن ساروخانيان
ميلان در 5 سال گذشته توانسته 4 بار به نيمه نهايي ليگ قهرمانان برسد و اين سومين فينال باشگاه بزرگ ايتاليايي در همين مدت است. ميلان كه يكي از متهمين پرونده تباني فوتبال ايتاليا بود، شروع بي سر و صدايي در ليگ قهرمانان داشت ولي قدم به قدم بهتر شد تا با 2 بازي به يادماندني مقابل بايرن مونيخ و منچستريونايتد به فينال برسد. ميلان بخش بزرگي از اين موفقيت را مديون آكادمي پزشكي بي نظيرش است كه توانسته بازيكنان مسن اين تيم را در اوج آمادگي نگه دارد و در روزهاي پاياني فصل هميشه شاداب تر از سايرتيم هاست. اما نكته ديگري كه شكوفايي ميلان مدل۲۰۰۷ را به تاخير انداخت، جابه جايي هاي ابتداي فصل بود. پر كردن جاي خالي شوچنكو، بهترين مهاجم سال هاي اخير باشگاه، كار آساني نبود و هنوز هم هيچ كدام از مهاجمين ميلان قادر به اين كار نشده اند. مصدوميت پرشمار بازيكنان اصلي هم مزيد بر علت شد تا اين تيم در سريA و ليگ قهرمانان نتايج درخشاني نگيرد. اما آنچلوتي با پافشاري بر تركيب دلخواهش سرانجام توانست به هارموني فوق العاده اي برسد.
اودو و يان كولوفسكي در سمت راست و چپ دفاع به خوبي جا افتاده اند و بازگشت نستا در اين روزهاي حساس كمك كرد تا ضعف دفاع مياني ميلان پوشانده شود. مالديني و كالادزه هم مدافعان باتجربه اي هستند كه اين مجموعه را تكميل مي كنند.
011142.jpg
راهكار ديگر آنچلوتي براي پر كردن جاي شوچنكو، استفاده از آرايش 1 ـ 5 ـ 4 بود كه حالا كاملا جا افتاده است. برلوسكوني، مالك باشگاه كه هميشه عادت به دخالت در كار فني تيم دارد، 2 سال قبل با انتقاد شديدي از آنچلوتي خواسته بود كه تيم را هميشه با 2 مهاجم به زمين بفرستد. ولي مربي ميلان وقتي در ابتداي فصل با آرايش 2 ـ 4 - 4 نتيجه نگرفت، با هوشمندي، تغيير سيستم داد. جيلاردينو، اينزاگي و روبن اوليورا هيچ كدام در گلزني موفق نبودند و به همين دليل آنچلوتي تصميم گرفت از كاكا به عنوان مهاجم دوم استفاده كند. او در اين نقطه واقعا درخشيد و حالا با 10 گل زده، بهترين مهاجم ليگ قهرمانان محسوب مي شود. آزادي عمل او و جابه جايي هاي بي پايانش در عرض دفاع حريف، يارگيري مستقيم با او را غيرممكن مي  كند و منچستريونايتد در 2 بازي رفت و برگشت، راهي براي مهار او پيدا نكرد. در خط مياني، بازيكناني چون پيرلو، گاتوسو، آمبرو سيني و سيدورف به دليل سابقه طولاني بازي در كنار يكديگر، هماهنگي بي نظيري دارند و حفظ توپ آنها هر حريفي را مجبور به عقب نشيني مي كند. حالا بايد ديد پرسينگ ليورپول تا چه حد مي تواند بر بازي سازي آنها تاثيرگذار باشد. سيدورف و كاكا كه توانستند بايرن مونيخ و منچستريونايتد را به خانه بفرستند و اگر بتوانند از چنگ يارگيري بازيكنان ليورپول فرار كنند، مي توانند راه پيروزي ميلان را هموار كنند. ميلان براي گرفتن انتقام 2 سال قبل، ابزار لازم را در اختيار دارد.
در فينال هم انتظار مي رود بنيتس قبل از هر چيز به فكر گرفتن زهر ميلان باشد. البته اين روش مخالفان زيادي دارد و خورخه والدانو، ستاره سابق فوتبال آرژانتين و مدير فني سابق رئال مادريد، آن را موجب مرگ خلاقيت در فوتبال جهان مي داند.

سرخ سرخ
هنر كشتن خلاقيت
011211.jpg
وقتي 2 سال پيش ليورپول پس از سناريوي عجيب فينال، فاتح ليگ قهرمانان شد، اكثرا آن را به حساب شگفتي هاي توجيه ناپذير فوتبال گذاشتند ولي راهيابي دوباره اين تيم به فينال، حتي مخالفان سرسخت اين تيم را مجبور به رد اين نظريه مي كند. بنيتس با اين موفقيت - كه اوج آن بازي برگشت نيمه نهايي مقابل چلسي بود - ثابت كرد كه رمز بقا در مسابقات حذفي را بهتر از هر مربي ديگري مي داند. ليورپول در مرحله يك هشتم نهايي موفق شده بود بارسلونا، مدافع عنوان قهرماني را كنار بزند و البته آن هم با گل هاي زده بيشتر در خانه حريف به دست آمد.
اما وراي اين حسابگري، تخصص بزرگ بنيتس از نظر تاكتيكي، خنثي كردن بازي حريفان است. اين موضوع در رويارويي اين تيم مقابل بارسلونا و چلسي به خوبي ديده شد كه هر 2  تيم با وجود داشتن بهترين عناصر تهاجمي، با ديواري بسته روبه رو شدند. در بازي برگشت نيمه نهايي در آنفيلد، چلسي در طول 120 دقيقه تنها يك موقعيت گلزني به دست آورد تا نتواند به گل سرنوشت ساز خارج از خانه دست يابد و سرانجام در ضربات پنالتي حذف شد. بنيتس براي رسيدن به اين هدف، مجموعه اي از بازيكنان دونده و تخريبي را در اختيار دارد؛ از ماسكرانو، محمد سيسوكو و يان آرنه ريسه گرفته تا جرارد كه وجه تخريبي بازي اش كمتر از جنبه خلاقانه آن نيست. در اين تيم هيچ اثري از يك بازيكن فانتزي و يك شماره 10 واقعي مانند توتي ديده نمي شود و هر بازيكني كه به زمين مي رود، بخشي از مأموريت خنثي كردن بازي حريف را بر عهده دارد. بدين ترتيب ليورپول براي رسيدن به گل - كه هدف نهايي فوتبال است - از روش هاي متعارف استفاده نمي كند و قبل از زدن ضربه نهايي، به فكر تضعيف و تخريب بازي حريف و فرسوده كردن اوست.
تيم بنيتس نسبت به فينال۲ سال قبل استانبول كه موفق شد شكست 0-3 نيمه اول مقابل ميلان را جبران كند، قوي تر شده است. رينا دروازه باني مطمئن تر از دودك و پنالتي گيري قهار است. زوج كاراگر و دني اگر در قلب دفاع، پرانرژي و مطمئن هستند. در خط مياني، كاراگر و سيسوكو به جمع جرارد و ژابي آلونسو اضافه شده اند و در خط حمله، درك كويت، كرگ بلامي و پيتر كراوچ مهاجميني با قابليت هاي متفاوت هستند كه هيچ كدام در فينال قبلي حضور نداشتند. بدين ترتيب دست بنيتس براي تغييرات تاكتيكي در جريان بازي كاملا باز است. اين تيم عمدتا با آرايش 2-4-4 بازي مي كند و گاهي به 3-3-4 تغيير سيستم مي دهد.
011136.jpg
ستاره فينال استانبول بي ترديد جرارد بود كه با كاريزمايش توانست اين تيم به گل نشسته را براي بازگشت تهييج كند. او اين بار در آتن هم فرمانده بنيتس درون زمين خواهد بود و بايد ديد مربي اسپانيايي از او در كدام نقطه از زمين استفاده خواهد كرد. حضور او در پست هافبك راست كه با جناح چپ قدرتمند ميلان و سيدورف تلاقي مي كند، محتمل تر است.

فهرست
نامه ها
فهرست
سينما تلويزيون
يانگوم ايراني
فردوسي پور در جگركي
رويدادهفته
ورزشي
فينگيل هاي جهان، متحد شويد!
بان فومل!
افشاگري آقاي سيار
با درد ساق مي پرم
رويدادهفته
جاي زورزدن اينجاست
مشكل خروجي 4 مچ انداز!
آتن درآتش
از كارآگاه فروتن تا كارآگاه درك
كي ميدونه، چي ميشه؟
فيلارمونيك آنچلوتي
هنر كشتن خلاقيت
اجتماعي
نيايش پاكان، انديشيدن در ملكوت آسمانها و زمين است
زندگي
احساس مي  كنم يه چيزيم مي شه
گاهي به آسمان زل بزن
يار دبستاني من چوبه دار مني
رويدادهفته
رازهاي سرزمين من
تنگه پُر هياهو
داستان ما و اين ميراث كهن
سينما
ستاره، نخل سينما
دوراهي عجيب كن
هياهوي بسيار يك غولجشنواره
بوي پوست فرانسوي
هفت شانس اول
دروغ هاي حقيقي
عشق هچل هفت
دلت تنگه، مرد تنها
دانش
هيچ كس داغشو دوست نداره
مظنونين هميشگي
به طور خلاصه
موسيقي
پاپ را آزاد كنيد ما نمي ترسيم!
بازگشت دوباره به نقطه صفر
روزها
خرمشهر خاكش دامن گير است
رويدادها
جهان كوچك
زلزله در تل آويو
كميسيون وينوگراد
متهم شماره۱
متهم شماره۲
متهم شماره۳
ما ايستاده ايم
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  رازهاي سرزمين من  |  دانش  |  سينما  |
|  موسيقي  |  روزها  |  جهان كوچك  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |
|  گزارش  |  موفقيت  |  يادداشت  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |