- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۱۱۷ - شنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۸۶ - - May 19, 2007
docharkhe
از طراحي داخلي خانه چيزي شنيده ايد؟ اين روزها بازارش حسابي داغ است
زلم زيمبوصدميليون فونداسيون هيچي
010911.jpg
طرح: محمدرضا دوست محمدي
010920.jpg
اين نمونه يك خانه خالي آماده تحويل است. طراحي كف و راه پله كار معماران داخلي است
010929.jpg
چوب در طراحي هاي جديد جايگاه ويژه اي دارد. به سقف توجه كنيد!
010926.jpg
هميشه كه نبايد در كمد را يك تكه سفيد كرد. با چنين طرح ساده اي مي شود فضا را از يكنواختي درآورد.
010914.jpg
گاهي وقت ها با سنگ و فلز مي شود چنين فضاي جذابي ايجاد كرد.
010923.jpg
دستشويي هاي مدرن اين روزها حسابي مد شده اند و اتفاقا ظاهر جالبي هم دارند.
010917.jpg
و اين هم يك استخر خانگي كه احتمالا طراحي و ساخت آن براي صاحبش چند ميليوني آب خورده.
۵۰ درصد مشتري ها از طريق فاميل و دوست و آشنا پيدا مي شوند. دليلش هم واضح است؛ خانه همديگر را مي بينند و خوششان مي آيد
محسن امين
يك وقتي براي ساختن خانه، همين جوري شروع به كار مي كردند و ديوارها را مي بردند بالا و سقف مي زدند. بعد تازه يادشان مي افتاد كه توي اين چهارديواري چطور مي شود زندگي كرد و وسايل را داخلش چيد! اغلب هم خيلي زود، كلنگ برمي داشتند مي افتادند به جان ديوارها تا نقشه را عوض كنند. اما حالا چند وقتي است كه وقتي مي خواهند خانه بسازند، معمارها را جدي تر مي گيرند و نظرشان را مي خواهند؛ اين قدر كه غير از طراحي اتاق ها و معلوم كردن جاي سرويس هاي بهداشتي از آنها درمورد رنگ خانه، چيدمان مبلمان، نوع و نقشه لامپ ها و... هم مي پرسند. اصلا كار تا اينجا پيش رفته كه مي تواني خانه رويايي ات را نساخته، با شبيه سازي كامپيوتري ببيني. منتها اينها خرج برمي دارد. اول بايد بگردي توي بيل بوردهاي بزرگ شهر يا آگهي هاي مختلف تا يك آرشيتكت كاردرست به پستت بخورد. اين طوري مي تواني خانه اي داشته باشي كه از در و ديوارش هنر و سليقه بريزد و همه چيزش به خودت بيايد.
در كار لوكس و شيك طراحي داخلي خانه، حرف اول را پول مي زند؛ بعد، داشتن سليقه و فن كار. براي همين تا مدت ها فقط خانه آدم هاي پولدار بالاي شهر جاي اين كارها بود؛ از همان هايي كه مبلمان شان به اندازه تمام خانه آدم هاي پايين شهر مي ارزد!
اما كم كم همه جاي شهر پر شده از آدم هايي كه مدعي اند مي توانند با درانداختن طرحي نو، خانه هاي قديمي و آپارتمان هاي تنگ و ترش را تبديل كنند به كلبه اي عروسكي كه چشم همه فاميل را دربياورد.
پاي اين آدم ها از حدود سال 77 توي زندگي مردم عادي باز شد؛ از وقتي كه بازار ايران پر شد از جنس هاي متنوع، لوكس و گران خارجي كه خريد و استفاده اش نياز به مشورت يك آدم اين كاره داشت.
بايد مي دانستي چه بخري و كجا بگذاري كه دست آخر، اين همه خرج نكني كه تازه خانه ات بشود بازار مكاره هفت رنگ! جوان ترها و آدم هايي كه پول حسابي بالاي خريد جنس هاي لوكس مي دادند، كم كم عادت كردند خرج يك آرشيتكت را هم بدهند كه همه اينها را برايشان توي خانه ديزاين (طراحي) كند. اين طوري آرشيتكت ها درمورد همه چيز حتي رنگ اتاق خواب و اندازه تختخواب آدم ها و ... هم  نظر دادند تا نور و فضاي خانه جوري نباشد كه خداي ناكرده خانم خانه افسردگي بگيرد يا كلاس كار آشپزخانه و شومينه در شأن اهالي منزل نباشد.

دست كي توي كار است؟
توي اكثر كشورهاي دنيا، يكي از گرايش هاي بچه هاي معماري همين طراحي داخلي است. اما در ايران، رشته مشخصي براي اين بازار تازه وجود ندارد. به همين دليل، هركي دستش آمده كه چطور مي شود مشتري جذب كرد، وارد بازار شده است.
مديرعامل يكي از شركت هاي فعال در اين زمينه كه خودش معماري خوانده، درمورد هم صنف هايش مي گويد: از گرافيست داريم تا طراح صنعتي و نقاش. حتي اصناف مرتبط هم از قافله عقب نمانده اند؛ مبل فروش، پرده فروش و... جنس كه مي فروشند، نظر كارشناسي هم مي دهند .
همين آدم هاي نابلد و تازه كار، بازارشان را خراب كرده اند. خودش توي مؤسسه هايي كه دوره هاي طراحي داخلي برگزار مي كنند، تدريس مي كند، با اين وجود هيچ كدام از شاگردهاي اين دوره ها را قبول ندارد: آخرش از اينها چيزي درنمي آيد. درس ها متفرقه و حتي بي ربط است. هرچند همه شان توي بازار كار مدعي هستند و براي گرفتن كار، قيمت پايين مي دهند. 95 درصد مشتري ها هم نمي دانند فرق كار خوب و بد چيست .
جداي از فن كار - قبل از هر چيز - بايد پول و اعتبار باشد تا كسي بتواند توي اين كار قد علم كند. خودش مي گويد: لااقل 100 هزار تومان لازم است. البته با اين پول فقط مي شود شركت ثبت كرد و مهر و سربرگ گرفت. اما براي اينكه حداقل بتواني كار طراحي و خدماتي بگيري به حدود 20 ميليون سرمايه نياز داري. به همين دليل، كمتر بچه هاي معماري مي آيند كار خصوصي بكنند. بازار هنوز براي اين حرف ها روبه راه نيست .
كي خريدار است؟
مشتري هاي عمده طراحي داخلي، 2 دسته مشخص اند: اداره ها و شركت هايي كه متوجه شده اند داشتن فضاي آرام و تقسيم بندي اصولي محيط كار، روي بازده كارمندان شان تأثير مثبت مي گذارد. اينها خوب هم خرج مي كنند و مبلغ قراردادشان شايد حتي براي يك سال يك شركت طراحي كافي باشد. دسته دوم، آدم هاي پولدار بالاي شهرند. بالاخره ويلاي 400، 300 متري را يكي بايد بيايد طرح بدهد كه چه كارش كنند.
هرچند هنوز تعداد كمي از مردم به اين مشاوره گرفتن ها عادت دارند. آقاي طراح مي گويد: توي اروپا، مردم دستشان آمده طراحي داخل خانه، كار هر كسي نيست. فقط خواسته هايشان را به آرشيتكت مي گويند، كليد را هم مي دهند و چند روز بعد مي آيند خانه را حاضر و آماده تحويل مي گيرند. اما در ايران، خانم خانه حرف اول و آخر را مي زند. ما مي شويم مجري اوامر ايشان! آخرش هم معلوم نمي شود اين طراحي ماست يا سليقه آنها! خيلي وقت ها هم كار، سعي و خطا مي شود. يك بار رنگ يك اتاق را 3 بار عوض كرديم. آخرش نپسنديدند و يك دست گچ كشته رويش كشيديم و رفتيم پي كارمان، خلاص .
۵۰ درصد مشتري ها از طريق فاميل و دوست و آشنا و همسايه پيدا مي شوند. دليلش هم واضح است؛ خانه همديگر را مي بينند و خوششان مي آيد. به اين هم فكر نمي كنند كه آن طرح به خانه شان مي آيد يا نه؟ مهم اين است كه از همديگر كم نياورند.
اكثرشان چيزي از طراحي شنيده اند و 4تا جنس لوكس هم نشان كرده اند كه بخرند. اين هم كه به خانه آنها نخورد يا به فرهنگ ما نيايد اصلا مهم نيست. تازگي مد شده وان 3 ميليوني ايتاليايي مي خرند. اين وان ها جاي دوش ندارند و حمام گرفتن اش مكافات است. خيلي ها هم تا قيمت را مي گوييم پاپس مي كشند. بعضي زوج هاي جوان هم طرح هاي فانتزي و خوبي توي ذهنشان است اما از اين پول ها اصلا توي بساط شان نيست .

بازار چطور مي چرخد؟
شركت هاي طراحي داخلي، ترجيح مي دهند كاري بگيرند كه تازه سقف كاري اش تمام شده باشد. اين طوري تمام جزئيات و ظريف كاري هاي توكاري ساختمان تا موكت كردن و چيدن مبل، پاي خودشان مي افتد و طبيعي است كه سودشان هم بيشتر مي شود.
اگر با يكي از اين شركت ها كه آگهي شان در اينترنت و بيل بوردهاي شهر پيدا مي شود، براي اين كار تماس بگيريد، به شما خواهند گفت كه خانه خاك و خلي را تحويل مي گيرند و جارو كشيده تحويل مي دهند. معمولا قيمت را هم با تلفن نمي گويند. بايد بيايند كار را ببينند و انتظارات شما را بسنجند، بعد قيمت بدهند.
مستقيما پول طراحي هم به صورت درصدي از هزينه تمام شده كار حساب مي شود؛ به اين صورت كه اگر خرج خريد مصالح و آماده كردن خانه آن طور كه شما خواسته ايد، بشود 20 ميليون تومان، معادل 10 تا 20 درصدش يعني 2 تا 4 ميليون پول طراحي مي گيرند. البته اين فرمول براي كارهاي درشت و پرسود است.
اما به محض اينكه آنها متوجه شوند كار فقط در حد طراحي است، پول طراحي را جدا حساب خواهند كرد. يكي از همين شركت ها حداقل مبلغ قرارداد براي آنكه هزينه طراحي را جداگانه حساب نكند، 30 ميليون تومان اعلام مي كند، آخر مكالمه هم اينطور تمام مي شود كه: البته تا 6 ماه ديگر وقت نداريم! . يك توضيح اضافي اينكه بعد از سفارش كار و ديدن خانه، آنها طرح پيشنهادي شان را با استفاده از نرم افزار 3Dmax جزء به جزء به مشتري نشان مي دهند.

خفن ترين ها
با همه اينها فكر مي كنيد شركت هاي طراحي داخلي كسي را پيدا مي كنند كه با خيال راحت، معادل پول خانه اش بابت طراحي و تزئين داخل آن پول بدهد؟
بزرگ ترين كار مهندس جواني كه براي خودش دفتر و دستكي درست كرده، يك ميليارد و 200 ميليون تومان هزينه برداشته است! لطفا به تعداد صفرها توجه كنيد! البته او از مقدار پولي كه گرفته دلخور است: فقط 100 ميليون براي كف خانه سنگ خريديم. ولي وقتي مي خواست پول طراحي بدهد، احساس مي كرد پول زيادي است. همه چيز را هم اصرار داشت حتما گران بخرد. كاري با نظر ما نداشت، مي گفت هيچ گراني اي بي دليل نيست! خانه اش 5 هزار متر زيربنا داشت با 30 اتاق و 34 سرويس بهداشتي. توي بازار، شركت هاي تازه كار يا آنها كه هنوز حس كار هنري شان بر پول غلبه دارد، كارهاي كوچك هم انجام مي دهند.
يكي از آرشيتكت ها معتقد است كه پرده زدنشان هم اصول دارد و بايد طراحي داشته باشد.
ظريف ترين كارش هم، طراحي يك آپارتمان 54متري است؛ طوري كه خانه شب ها 2 خوابه باشد و در طول روز، يك خوابه! طراحي را طوري انجام داده بود كه ديوار بين يكي از اين اتاق خواب ها با پذيرايي، روزها تامي شد و مي چسبيد به سقف.
توي خانه و زندگي همه مردم شهر نمي شود سرك كشيد و متوجه شد آنها هم مشتري طراح هاي داخلي بوده اند يا خودشان كارشان را راه انداخته اند اما بيل بوردهاي فراواني كه كنار خيابان ها و اتوبان هاي شهر، مردم را به خريد وسايل لوكس براي خانه شان و البته گرفتن خدمات طراحي مي خواند، نشان مي دهد اين صنف از معمارها، ديگر جاي خودشان را توي جامعه پيدا كرده اند؛ بازاري كه حالا كم كم دارد از تهران به همه جاي كشور سرايت مي كند. شمال، با ويلاهايي كه اكثرا همين تهراني ها مالك يا ميزبانش هستند، پيش قراول اين كار است. حالا ديگر همه جا معمارهاي جوان را با طرح هاي فانتزي شان براي چيدمان خانه، بيشتر جدي مي گيرند.

طراح شويد، در 120 ساعت
معماري داخلي و طراحي دكوراسيون، يكي از شاخه هاي فني ساختمان است كه اين روزها، مؤسسه هاي آموزشي خصوصي و دولتي برايش دوره هاي فني حرفه اي برگزار مي كنند. كافي است لااقل ديپلم داشته باشيد تا در يك دوره فشرده 120 ساعته، با حدود 360 هزار تومان شهريه ناقابل، هفته اي 2 بار سركلاس بنشينيد و همه چيز دربارة معماري داخلي حتي كار با نرم افزارهاي مربوطه مانند اتوكد و 3Dmax را آموزش ببينيد. اگر استعداد داشته باشيد، در كوتاه ترين زمان ممكن طراح مي شويد.

۴ نما از طراحي داخلي
010932.jpg
طراحي داخلي يك خانه اصول ريز و درشتي دارد اما 4 ركن اصلي آن، رعايت اصول فرهنگي، رنگ شناسي، نورپردازي و سبك شناسي است.
فكر مي كنيد اينها چقدر مهم باشند؟

طرح داخلي، فرهنگ بومي
بديهي است كه مدرنيسم اروپا را نمي شود در خانه هاي ايراني پياده كرد؛ آنها در اتاق خوابشان، وان هم مي گذارند يا آشپزخانه شان اوپن است؛ چيزي كه علي رغم مد شدن در ايران غلط است؛ آنها اكثرا غذاي آماده و بي دردسر مي خورند و آشپزخانه شان بيشتر دكور است، اما كافي است يك بار توي اين آشپزخانه ها قورمه سبزي بار بگذاري تا بويش همه خانه را بگيرد.

رنگ شناسي
براي طراحي داخلي بايد روان شناسي رنگ را لحاظ كرد. اكثر مردم، توي كاتالوگ ها يا فيلم هاي خارجي، رنگ خانه هاي بزرگ را مي بينند و همان كار را در آپارتمان كوچكشان پياده مي كنند؛ مثلاً بر مي دارند همه را قرمز مي كنند كه خيلي زود خسته شان مي كند. رنگ را نبايد فقط بنابه سليقه انتخاب كرد؛ اصول دارد؛ هم بايد با روحيه آدم هاي خانه سازگار باشد، هم به ديگر وسايل خانه بيايد. اين اواخر، رنگ هاي تند و تيره مثل زرشكي، قهوه اي، نسكافه اي و آبي نفتي مد شده است.

سبك شناسي
سبك طراحي داخلي با چيدمان مبلمان كامل مي شود كه در ايران زياد به كار نمي آيد؛ چون اغلب مشتري ها نصفه نيمه كار را تحويل مي گيرند. آخر كار هم آشپزخانه لوكس و مدرن را كنار مبل هاي سنتي و كلاسيك مي  گذارند.

نورپردازي
خيلي مهم است اما اين يكي هم در ايران زياد استفاده نمي شود. كار برق كاري را بايد يك مهندس برق انجام بدهد و چيدمان لامپ ها و قدرت نورشان و... را تنظيم كند. اما اكثرا اين كارها را خود آرشيتكت ها انجام مي دهند. البته نورگيري از پنجره ها و... هم شرط است.

شك نكن كه برمي گردم
او يكي از برنامه نويسان شاخه ويندوز شركت مايكروسافت است. رضا فرزين از دغدغه هايش براي زندگي در ايران مي گويد
010890.jpg
بوي نم خاك اينجا را هيچ جاي ديگر نمي شود پيدا كرد. براي من آمريكا معني ندارد. چه من، چه خيلي از بچه هايي كه آنجا هستند واقعا به اشاره اي برمي گردند
010827.jpg
هميشه به روز
شركت مايكروسافت روش هاي جالبي براي پيدا و جذب كردن استعدادهاي كامپيوتري دارد. چند تا از راه هاي متداولي كه هر روز در اين شركت براي استخدام افراد جديد استفاده مي شود را بخوانيد.
۱ - آنها به طور دائم گروه هايي را به دانشگاه هاي مختلف مي فرستند تا با دانشجوها صحبت كنند و بهترين هايشان را دعوت به همكاري كنند.
۲ - در طول فصل تابستان، گروه هاي دانشجويي كه در رشته هاي مرتبط با كامپيوتر درس مي خوانند، از شركت بازديد مي كنند و به آنها كارهاي كوچكي واگذار مي شود تا خودشان را نشان بدهند و براي كار در مايكروسافت آماده شوند.
۳ - كارمندان مايكروسافت اين اختيار را دارند كه از ميان دوستانشان چند نفري را براي كار در شركت معرفي كنند. البته براي اين كار رزومه آن شخص خيلي مهم است.
۴ - يك گروه از داخل شركت هر روز در سايت هاي مختلف كاريابي مي چرخند و از ميان كساني كه به نظر مي رسد شرايط لازم را دارند، چند نفري را براي مصاحبه انتخاب مي كنند.
۵ - يك قسمت از نيروهاي تخصصي هم از طريق جابه جايي افراد بين شركت ها تامين مي شوند.

ايمان جليلي
او از مايكروسافت آمده. رضا فرزين يكي از ايراني هايي است كه در آن طرف دنيا براي خودشان نامي دست و پا كرده   است. فرزين 2 سال پيش بعد از 3 سال همكاري با شركت كورل عرضه كننده نرم افزار گرافيكي معروف Corel Draw به مايكروسافت  پيوست تا براي هسته اصلي ويندوز اين شركت برنامه نويسي كند. او ليسانسيه علوم كامپيوتر و رياضيات از يكي از دانشگاه هاي كاناداست. با او در فاصله كوتاهي كه به ايران آمده بود گفت وگو كرديم؛ درباره همه چيز از سبك و سياق كارش بگير تا برنامه هايش براي برگشتن به ايران!
به نظر مي آيد خيلي وقت است از ايران رفته اي.
بله. الان 10 سالي مي شود.
چند سالت است؟
۳۰ سال.
پس اينجا اصلا دانشگاه نرفته اي؟
چرا. يك بار اينجا كنكور دادم و دانشگاه آزاد تهران جنوب قبول شدم. يادش به خير. آن موقع به آنجا مي گفتيم ليان شامپو! يكي دو سالي آنجا مهندسي نرم افزار خواندم ولي بعد موقعيتي پيش آمد كه بروم كانادا. من هم انصراف دادم و رفتم.
اولين برنامه ات را كي نوشتي؟
درست يادم نيست. از وقتي كه خيلي بچه بودم با كامپيوتر كار مي كردم. اما اولين برنامه هايي كه نوشتم مال زمان طرح كاد دبيرستان بود.
اصلا زمان بچگي تو كامپيوتر در ايران وجود داشت؟ چون استفاده از كامپيوتر تازه از اوايل دهه 70 زياد شد.
خب، من يك كم خوش شانس بودم. آن موقع ها يك شركتي وجود داشت كه رئيسش از دوستان پدرم بود. اينها يك كامپيوتر 286 داشتند كه تمام زندگي شان با آن بود. اين كامپيوتر هفته اي يك روز در اختيار من بود. اين داستان 3 سال ادامه پيدا كرد تا در آخر سال سوم توانستم يك بازي براي خودم درست كنم. فكر كنم هنوز يك جايي در كامپيوترم دارمش.
از همان اول روي برنامه نويسي زوم كردي؟
تقريبا.
يعني از اول براي كارت هدف داشتي؟
زماني كه دبيرستاني بودم برايم يك جور سرگرمي به حساب مي آمد. ولي خب، كم كم تبديل شد به يك سبك زندگي. اينكه من هميشه بايد با كامپيوتر كار كنم، يك قسمتش هم شانسي بود چون اگر در دوران دبيرستان با كامپيوتر آشنا نمي شدم،  شايد هيچ وقت نمي توانستم ادامه اش بدهم.
سؤال قبل را براي اين پرسيدم كه بدانم روياي بچگي ات چه بوده؟ مي داني كه ماها وقتي بچه هستيم يا دلمان مي خواهد دكتر مهندس شويم يا خلبان. ولي تو رفتي برنامه نويس شدي؟
گفتم كه يك قسمتش شانسي بود ولي در عين حال من هميشه براي انتخاب آزاد بودم. پدرم مهندس عمران است و شايد خيلي دلش مي خواست من هم كار او را ادامه بدهم ولي هيچ وقت به من نگفت چه كار كنم يا نكنم.
خب، كمي هم از شروع كارت حرف بزنيم. چطوري وارد بازار كار برنامه نويسي شدي؟
يك شانسي كه من داشتم اين بود كه همزمان با ورودم به كانادا، رشد عجيب و غريب شركت هاي كامپيوتري هم شروع شده بود. براي همين توانستم همان سال دوم دانشگاه، اولين كارم را در شركت كورل بگيرم.
و سر و كله مايكروسافت از كجا پيدا شد؟
خب، شركتي مثل مايكروسافت به خاطر رشد سريع فعاليت هايش هر روز دنبال آدم هاي جديد مي گردد. من وقتي فارغ التحصيل شدم براي اينها رزومه فرستادم، منتها مايكروسافت با يك فاصله زماني چند ماهه جواب مثبت داد و من در آن فاصله يك كار ديگر پيدا كرده بودم. بعد از 2 سال احساس كردم كه من به يك كار جديد نياز دارم چون سبك كارم در شركت كورل خيلي روتين و شبيه به هم شده بود. براي همين دوباره رزومه ام را براي مايكروسافت فرستادم و اين بار وقتي تماس گرفتند، براي مصاحبه رفتم.
پس آنجا هم مصاحبه دارند؟
سيستمشان خيلي جالب است. اول 3-2 بار به صورت تلفني باهات مصاحبه مي كنند تا ببينند شما چقدر زبان بلدي. ضمن اينكه لابه لايش چند تا سؤال هم مي پرسند تا ببينند قدرت حل مسئله داري يا نه. اگر در اين مرحله موفق شوي، دعوتت مي كنند به دفتر اصلي و يك روز كامل با شما مصاحبه مي كنند.
چه جوري؟
شما بايد 5/8 صبح بروي آنجا. اولش يك گفت وگوي مختصر درباره اخلاقيات و روحيات شما انجام مي شود؛ اينكه از چه چيزهايي لذت مي بريد و اين چيزها. بعد از اين، مصاحبه هاي تخصصي يكي بعد از ديگري شروع مي شود. تقريبا 7 تا مصاحبه انجام مي دهند كه حدود 8 ساعت طول مي كشد. در هر مرحله، اول كمي دوستانه حرف مي زنند و بعد يك مسئله مطرح مي كنند كه شما بايد حلش كنيد. برايشان خيلي مهم است كه مطمئن شوند شما قابليت حل مسئله داريد. براي همين معمولا مسئله ها جوري است كه قبلا نمونه اش را نديده اي.
يعني اين 7 نفر فقط مسئله مي دهند كه آدم حل كند؟
۳-2 نفر اول خيلي تخصصي سؤال مي پرسند. اينها معمولا از بخش برنامه نويسي هستند. ولي هرچقدر به بعدازظهر نزديك مي شويد، شما به سمت مصاحبه با مديرها مي رويد. مديرها بيشتر درباره مسائل كلي سؤال مي پرسند. مثلا از تو مي خواهند كه براي پيشرفت فلان پروژه ايده بدهي. مي داني كه آنجا هيچ كس براي رسيدن به جواب، به تو جايزه نمي دهد. اين راه حل و ايده حل مسئله است كه مهم است.
نكته جالبي كه درباره محيط كاري مايكروسافت مي گويند اين است كه شما الزامي براي نشستن پشت ميز و كار كردن نداري. درست است؟
دو جور كار در مايكروسافت هست؛ يك مدل كارهايي است كه با ارباب رجوع سروكار دارد. در اين مدل طرف بايد از ساعت 8 صبح تا 5 بعدازظهر حضور داشته باشد. در عين حال سيستم اين قدر باز طراحي شده كه اگر يك نفر به هر دليلي نتوانست يك روز بيايد سركار، كل مجموعه ناقص نماند. براي همين هم حجم بالايي از كارها از طريق اي ميل و اينترنت انجام مي شود.
اما مدل دوم برنامه نويس ها هستند. اين آدم ها زمان نمي شناسند. چون اگر يك وقتي كار كردنت نيايد، ديگر نمي آيد و تو نمي تواني خودت را مجبور كني كه در آن لحظه برنامه بنويسي.
پس مثل شعر مي ماند!
شايد. براي همين خيلي از شركت هاي كامپيوتري براي برنامه نويس ها و مهندس هايشان فضا را باز مي گذارند. دفتر مايكروسافت، 24 ساعته باز است و هر كس متناسب با حجم كارش مي تواند در هر ساعت شبانه روز بيايد سركار.
يعني شما مي توانيد يك روز 8 صبح بروي سركار، يك روز 8 شب؟ كسي هم نمي گويد چرا؟
كسي نه مي پرسد، نه دنبال شما مي آيد! مثلا اگر من امروز احساس كنم حالم خوش نيست، تلفني خبر مي دهم كه امروز نمي آيم. در عوض آخر هفته يك روز اضافه تر مي روم.
براي مديران مايكروسافت، تحصيل چقدر اهميت دارد؟
زماني بود كه تحصيل زياد برايشان مهم نبود. شايد 10 سال پيش، اهميتي نداشت كه طرف آدم آكادميكي باشد، ولي جديدا سعي مي كنند آدم هايي كه مي آيند حتما تحصيلات دانشگاهي داشته باشند و حتما تحصيلاتشان در زمينه رشته هاي كامپيوتري باشد. خب، احساس بر اين است كه وقتي شما كسي را با تحصيلات بالا انتخاب مي كني، اولا اطلاعات اين آدم به روزتر از بقيه است و دوم اينكه اينها امتحان هاي زيادي گذرانده اند و از طريق كارنامه مي شود فهميد كه به درد كجا مي خورند.
واقعا چقدر درسي كه اين آدم ها در دانشگاه خوانده اند به كار كردنشان كمك مي كند؟ 
واقعيت اين است كه درس دانشگاهي در هيچ كجاي دنيا به شما كمك نمي كند. خيلي راست و پوست كنده به تان بگويم،  ممكن است 70 درصد درس هايي را كه به شما در دانشگاه مي دهند، اصلا استفاده نكنيد ولي خب، حداقلش اين است كه اين درس ها شما را مجبور مي كنند به مسائل مختلف و راه حل هاي آنها فكر كنيد. اين جوري آمادگي پيدا مي كنيد كه با مسايلي كه هيچ وقت نديده ايد هم كنار بياييد.
خب، آقاي فرزين! ايراني بودن چقدر در محيط كار آنجا مهم است؛ يعني سركار، برخورد با يك برنامه نويس ايراني و يك برنامه نويس آمريكايي فرق مي كند؟
برخوردهاي شركت ها فرقي نمي كند ولي برخوردهاي جامعه چرا، متفاوت است.
يعني چه جوري است؟
واقعيت ماجرا اين است كه تبليغات رسانه هاي خارجي خيلي ضدايراني است. هر روزي كه تلويزيون را باز مي كني يك چيزي درباره ايران مي گويند و خب، اين مغز مردم را شست وشو مي دهد. اما در عين حال ايراني هايي كه آنجا هستند، واقعا بچه هاي با استعدادي اند و بي نظيرند! و استعدادي كه آنها دارند باعث مي شود هميشه در بورس بمانند. خيلي جالب است كه سه چهارم ايراني هاي مقيم آمريكا بالاترين تحصيلات علمي را دارند و فقط يك چهارمشان تحصيلات دانشگاهي ندارند. حقيقت اين است كه در جوامع خارجي، ايراني ها واقعا مي درخشند. شما به راحتي مي توانيد در مهم ترين قسمت هاي شركت هاي بزرگي مثل بولينگ، گوگل و مايكروسافت ايراني ها را پيدا كنيد. البته به نظرم اين افتخار نيست كه بچه هاي تاپ ما جذب كمپاني هاي خارجي شده اند.
بين مديرهاي رده بالاي مايكروسافت هم ايراني هست؟
بله.
مي شود بگوييد كجا؟
در قسمت ويندوز داريم.
آنجا با كسي برخورد كرده اي كه ايران درس خوانده باشد و بعد آمده باشد مايكروسافت؟ مي خواهم بدانم سطح سواد بچه هايي كه اينجا درس خوانده اند بهتر است يا آنهايي كه خارج درس خوانده اند؟
ما بچه هاي خيلي باهوشي داريم. همان جوري كه گفتم مسئله اين نيست كه شما در مدرسه چه خوانده ايد، مسئله اين است كه شما چقدر بلديد از پس مسائل بربياييد.
در بين دوستانم خيلي ها هستند كه ايران درس خوانده اند و الان در شركت هاي بزرگي در آمريكا كار مي كنند و واقعا هم بچه هاي بي نظيري هستند.
تا حالا از داخل ايران به تو پيشنهاد كار شده؟
نه متاسفانه.
چرا گفتي متاسفانه؟!
چون واقعيت ماجرا اين است كه من ايراني ام. من هر چيزي را كه در ايران باشد ترجيح مي دهم به سرتاسر دنيا. وقتي كه آنجا راه مي روم احساس مي كنم كه من يك خارجي ام اما وقتي در ايران هستم، من و شمايي كه در خيابان راه مي رويم هيچ فرقي باهم نداريم.
با همه كمي ها و كاستي هايي كه ممكن است وجود داشته باشد، اينجا خانه من است. بوي نم خاك اينجا را هيچ جاي ديگر نمي شود پيدا كرد. براي من آمريكا معني ندارد. چه من، چه خيلي از بچه هايي كه آنجا هستند واقعا به اشاره اي برمي گردند.
اگر اين جوري است كه خب، چرا از اول رفتي؟
شايد اصلا يك مقدار كوتاهي از ما بوده كه گذاشتيم رفتيم. نمي دانم ولي خيلي مهم است كه آدم يك جايي را واقعا خانه خودش بداند. ما قبول كرده ايم كه آنجا زندگي كنيم ولي هيچ وقت احساس نكرده ايم كه خانه مان است.
حالا شايد كسي پيشنهاد كار در ايران نداده باشد، چرا خودت فكر نمي كني كه برگردي و كاري را شروع كني؟
اتفاقا خيلي فكرش را كرده ام. آدم در زمان هاي مختلف زندگي اش تصميمات خاصي مي گيرد. الان تصميم من اين است كه فعلا آنجا باشم و تجربه به دست بياورم ولي اگر بتوانم شرايطم را جور كنم مسلما به سرعت برمي گردم. گذراندن زمان اينجا براي من خيلي لذتبخش تر است.
پس جزو برنامه هايت هست كه برگردي؟
بله.
اين تصميمي كه گفتي الان گرفته اي و مي خواهي فعلا آنجا بماني، فقط به خاطر يك تجربه است يا به خاطر رفاه بيشتري است كه ممكن است آنجا داشته باشي؟
رفاه خيلي چيز نسبي اي است. من الان 4 هفته است كه ايران هستم و مي بينم كه مردم به سختي كار مي كنند. ولي اگر سرجمع ماجرا را نگاه كنيد و يك نگاه واقع گرايانه هم داشته باشيد، متوجه مي شويد كه مسئله رفاه در آمريكا، فقط مسئله زندگي مني كه تحصيلات و كار خيلي خوبي دارم نيست. شايد من الان جزو 10 درصد بالاي جامعه آنجا باشم ولي شما نمي توانيد رفاه من را با مردم عادي آنجا مقايسه كنيد. مردم عادي آنجا واقعا در رفاه زندگي نمي كنند. خيلي هايشان فقط شب را روز مي كنند و به اجاره خانه فكر مي كنند. حتي نمي رسند يك مسافرت ساده بكنند. همه هميشه سر كارند. حتي خيلي از بچه هاي قوي ايراني الان دارند از پدر و مادرشان پول مي گيرند و زندگي مي كنند. مطمئنا اينها اگر در ايران باشند زندگي بسيار بهتري خواهند داشت.
ماهايي كه اينجا هستيم هم اين حرف را شنيده ايم ولي چه اتفاقي مي افتد كه خيلي از جوان هاي ما تا دانشگاه قبول مي شوند به فكر رفتن مي افتند؟
خيلي از بچه هاي ما استعدادهاي عجيبي دارند و به محض اينكه مي روند، جذب شركت هاي آنجا مي شوند. اينها زندگي متوسطي مي توانند داشته باشند. ولي خب، كم پيش مي آيد كه بتوانند به يك فرم زندگي فوق العاده برسند. مسئله اين است كه ما هنوز نمي توانيم در ايران از پتانسيل بچه هايي كه داريم استفاده كنيم. وقتي يك نفر قرار است در يك زمينه كار كند شما بايد بتوانيد جذبش كنيد و خوشحال نگهش داريد تا بماند و برايتان كار كند. اما در جامعه ما اگر يك نفر بخواهد كارمند باشد بايد به حداقل هاي زندگي بسنده كند. جامعه بايد بچه ها را نگه دارد. من واقعا مطمئنم كه اگر شرايط براي زندگي بچه ها فراهم باشد آنها به سرعت برمي گردند.
فرض كن من مسئول يك پروژه كامپيوتري ام. اگر امروز از تو بخواهم كه با ما همكاري كني آيا برمي گردي؟
شك نكن كه برمي گردم!

رقابت بر سر جذب نيرو بين شركت هاي كامپيوتري زياد است
كار با ماساژ اضافه!
010839.jpg
به جرات مي توانم بگويم امكاناتي كه شركت مايكروسافت به كارمندانش مي دهد در هيچ جاي ديگر دنيا وجود ندارد . رضا درباره فضاي شركتي كه در آن كار مي كند مي گويد: فضاي مايكروسافت بسيار بزرگ است. شايد چيزي مثل دانشگاه تهران، با مجموعه اي از ساختمان هاي چهار طبقه .
آنها براي اينكه بهتر كار كنند و به قول مهندس ها بازده كارشان برود بالا، كلي امكانات ورزشي در خود مجموعه مايكروسافت درست كرده اند: در مركز محوطه اصلي، دو تا زمين فوتبال وجود دارد و يك زمين بيسبال. مردم عادي مي توانند تيم درست كنند و بيايند با بچه هاي مايكروسافت بازي كنند! ضمن اينكه در گوشه و كنار مجموعه، زمين هاي بسكتبال هم هست. همه ساختمان ها هم دوش و امكانات حمام دارند تا تو بتواني بعد از ورزش دوش بگيري و برگردي سركارت . در كنار اين، آنها يك مجموعه ورزشي بزرگ در شهر سياتل هم قرار داده اند، براي استفاده از سونا و استخر و سالن هاي بدنسازي.
در كنار اين، كاركنان ثابت مايكروسافت هيچ هزينه اي بابت خدمات درماني و پزشكي پرداخت نمي كنند. نكته جالب اينكه با توجه به رقابت شديدي كه بين شركت هاي گوگل و مايكروسافت وجود دارد، گوگل براي جذب كارمندان شركت رقيب، علاوه بر اين خدمات، براي آنها امكان استفاده از ماساژ و غذاي مجاني را هم فراهم كرده و اتفاقا با اين كار تعداد زيادي از مهندسان مايكروسافت را جذب كرده است.

مدرك هاي اجاره اي
اگر فقط فارغ التحصيل بعضي رشته هاي فني مهندسي باشيد، آنوقت مي توانيد بدون هيچ زحمتي و تنها با اجاره دادن مدركتان، چند ميليوني به جيب بزنيد!
010851.jpg
البته هنوز اوضاع اينقدر وخيم نيست كه كار اجارة مدرك ها به كنار خيابان ها و پياده روها كشيده شده باشد، ولي اصلا هم بعيد نيست! (عكس: گلناز بهشتي)
010857.jpg
پس از اجاره دادن ليسانس به اين شركت ها تا يك سال نمي توانيد در تهران از مدركتان استفاده كنيد ولي در همين مدت،  مي توانيد برويد با يك شركت پيمانكاري در شهرستان قرارداد ببنديد.
اگر تخلف اين شركت ها محرز شود، پاي مهندساني كه اسم شان در رزومة شركت است هم گير است
موسي حسيني راوندي
هميشه هر حكم يا قانوني، استثناهايي هم دارد و ملت مي گردند ببينند چطور مي شود قضيه را پيچاند؛ چطور مي شود نقضش كرد. مثلا هميشه گفته اند مدركت را بگذار در كوزه آبش را بخور. اين جمله قصار،  حكايت از اين نكته اساسي دارد كه چيزي كه به وفور در اين مملكت يافت مي شود، فارغ التحصيل بيكار است و شما هم دلت را به مدرك ليسانست خوش نكن عزيز! يعني اينكه با اين مدرك دو زار هم كف دستت نمي گذارند. اما همين قضيه هم استثنا دارد؛ اگر فقط فارغ التحصيل بعضي رشته هاي فني مهندسي باشيد، آن وقت مي توانيد بدون هيچ زحمتي و تنها با اجاره دادن مدركتان، چند ميليوني به جيب بزنيد! اين گزارش درباره يكي از عجيب ترين راه هاي گرفتن كره از آب مدرك هاي سابقا بي بخار دانشگاهي است.
كافي است فارغ التحصيل يكي از رشته هاي مكانيك، برق، زمين شناسي و خصوصا فارغ التحصيل رشته عمران باشيد تا با يك تلفن ناقابل و قدم رنجه اي كوچك به يكي از هزاران شركت پيمانكاري، در كمال عزت و احترام به استخدام شركت مذكور دربياييد!
تعجب هم دارد! بالاخره در روزگار قحطي كار، اينكه بدون عجز و التماس و پارتي بازي و در به دري و به راحتي آب خوردن به استخدام يك شركت عمراني در بيايي و اسمت را به عنوان يكي از مهندسين شركت ثبت كنند بيشتر شبيه يك لطيفه يا خواب است. اما در اين گزارش، نه قرار است براي شما جوك تعريف كنيم و نه خوابتان را تعبير!
تلفنتان را برداريد و قسمت استخدام يكي از نيازمندي هاي روزنامه ها را جلويتان باز كنيد تا ببينيد چه گوهري را گذاشته ايد روي تاقچه خاك بخورد. دعوت از مهندسين عمران، مكانيك، برق و... جهت رتبه بندي شركت، با بهترين شرايط ، مهندس عمران يك ميليون و دويست هزار تومان بشتابيد!

مهندس اجاره اي
اگر فارغ التحصيل زمين شناسي باشيد، مي توانيد بين 300 تا 500 هزار تومان روي مدركتان حساب كنيد. مهندس برق بين 200 تا 400 و مكانيك بين 500 تا 700 هزار تومان. مهندسين عمران هم از 800 هزار تا يك ميليون و 200 هزار تومان را نقدا جزو دارايي هاي خود حساب كنند. اين حداقل هاي ماجراست و البته براي كساني كه 3 سال سابقه كار و بيمه هم داشته باشند. بدون بيمه و سابقه، اين مقادير كمتر مي شود!
اگر شركت هاي پيمانكاري مثلا مي خواهند قراردادي بالاي 400 ميليون تومان ببندند. براي اين كار نياز به رتبه دارند. در چنين وضعيتي اگر خودمان مهندس داشته باشيم كه هيچ وگر نه با دوستاني مثل شما قرارداد مي بنديم و شما به صورت صوري مي شويد جزو مهندسين شركت ما. مدركتان را در اختيار ما قرار مي دهيد و ما هم با شما قراردادي مي بنديم و برحسب مدرك تحصيلي تان، مبلغ موردنظر را تقديمتان مي كنيم. مدت قراردادها در تهران يك ساله است و طي اين مدت نمي توانيد جاي ديگري از مدركتان استفاده كنيد. ان شاءالله پس از اتمام قراردادتان با شركت  ما، مي توانيد برويد با شركت هاي ديگر هم قرارداد ببنديد!
اينها توضيحات منشي مودب يكي از شركت هاي پيمانكاري است.
خانم منشي در كمال احترام و خونسردي توضيحات مفصل تري درخصوص اين معامله پرسود دو طرفه مي دهد و بعد هم مدارك مورد نياز را رديف مي كند؛ اصل مدرك، كپي آن، كپي شناسنامه، سوابق بيمه اي و كارت ملي .
و البته يك توضيح ضروري: سابقه بيمه هم نداشته باشي مشكلي نيست. فايل مربوط به مهندسين بي سابقه مان هم باز است. شما تشريف بياوريد اينجا. توضيحات بيشتر را خدمتتان عرض مي كنم .

بزخرها
بد نيست آدم قبل از مراجعه به اين شركت ها مظنه بازار را در بياورد. اختلاف قيمت ها مشكوك مي زند و به نظر مي رسد مي شود پول بيشتري هم به جيب زد. كافي است بفهمند توي باغ نيستي. مدركت را بزخر مي كنند مي رود پي كارش!
- مدرك شما را 300 هزار تومان مي خريم.
- اختيار داريد! الان با جاي ديگري تماس گرفته بودم. مي گفتند براي مهندسي مكانيك 700-750 هزار تومان مي دهند.
وقتي خانم منشي مي بيند رنج بازار دستت است ديالوگش را عوض مي كند: چند لحظه گوشي و بعد تلفن را حواله مي كند به آقاي مهندس . عذر مي خواهم، گويا اشتباهي پيش آمده، ما براي مدرك شما 800 هزار تومان پرداخت مي كنيم. خانم منشي فكر كرده بودند سابقه كار نداريد...
بازار اجاره مدرك ها آن قدر پرمايه (فقط از لحاظ مادي البته) است كه هر مهندسي را وسوسه مي كند.
آخرين اطلاعات حاكي از اين است كه راه هايي هم وجود دارد كه دارندگان مدارك تحصيلي مذكور بتوانند همزمان با 2 شركت پيمانكاري وارد معامله شوند؛ يك شركت در تهران، يك شركت هم در شهرستان: ما مدرك شما را به مدت يك سال در اختيار مي گيريم. البته كپي برابر با اصل مدركتان را. وقتي مدركتان را گرفتيم و رتبه مان را به دست آورديم ظرف 3-2 ماه قراردادهايمان را مي بنديم. اما به هر حال تا يك سال نمي توانيد در تهران از مدركتان استفاده كنيد. ولي در همين مدت،  مي توانيد برويد با يك شركت پيمانكاري در شهرستان هم قرارداد ببنديد و مدركتان را هم در اختيار آنها بگذاريد .
حالش را برديد؟ قيمت شهرستان ها هم قيمت هاي بدي نيست. فقط در شهرهاي كوچك كه كلا بازار اين شركت ها رونق چنداني ندارد، قيمت ها پايين مي آيد. در شهرهايي مثل اهواز و شهركرد كه بازارشان در حد تهران داغ است، قيمت ها بالاي 600-500 هزار تومان است و در شهرهايي مثل اروميه و زنجان اجاره مدرك ها مي آيد زير 450 هزار تومان.
در هر صورت، با يك حساب سرانگشتي، دارندگان مدارك كارشناسي مكانيك يا عمران، با اجاره همزمان مدركشان در تهران و شهرستان ، مي توانند روي درآمد ماهانه 150 تا 200 هزار تومان حساب كنند! يك ميليون و 200 هزار تومان در تهران و حدود 600 هزار تومان در شهرستان. سرجمع مي افتد سالانه يك ميليون و 800 هزار تومان در سال. به عبارتي، ماهيانه 180 هزار تومان درآمد خالص بي زحمت هلو برو تو گلو.

آيا ما را مي گيرند؟
اينجا حوالي ميدان فاطمي است. سازمان آب كجاست؟ حوالي همان جا! بايد از نزديك رفت يكي از اين شركت ها را ديد و مستقيم وارد مذاكره شد. مگر مي شود كاسه اي زير نيم كاسه نباشد و همين جوري به خلق الله حال بدهند؟ وارد شركت كه مي شوي برق از كله ات مي پرد. بعيد است اينجا يك شركت پيمانكاري- عمراني باشد. يك ميز تحرير كه رويش يك كامپيوتر گذاشته اند و يك فايل 5 طبقه و چند تا صندلي فلزي، تمام دارايي اين شركت است! به اضافه يك آشپزخانه كوچك و اتاق كوچك ديگري كه گويا آقاي مدير گهگاه آنجا مي نشيند.
با قيمت هايي كه دستت آمده وسوسه مي شوي كه به جاي مهندس مكانيك، خودت را مهندس عمران جا بزني. قيمت: يك ميليون. مداركتان همراهتان هست؟ مشكلي نيست. فقط مي خواستم سؤال كنم اگر خداي نكرده شركت شما ورشكست شد، اگر به هر ترتيبي هر مشكل ديگري پيش آمد (قبول كنيد كه نمي شود مستقيم بهشان گفت اگر كلاهبردار از آب درآمديد!) تكليف من چه مي شود؟ بالاخره شما با مدارك ما رفته ايد سازمان مديريت، رتبه تان را گرفته ايد. نمي آيند ما را بگيرند؟
به هيچ وجه مشكلي براي شما پيش نمي آيد. شما جزو سهامداران شركت محسوب نمي شويد. پس در سود و زيان شركت سهيم نيستيد. خيالتان راحت .
اما خيالتان اصلا راحت نباشد، چون پايتان حسابي گير است. (براي توضيح بيشتر به همين گفت وگوي بغلي با معاون وزير مسكن مراجعه كنيد.)
اما شمايي كه تا اينجاي گزارش را خوانده ايد، شد يك بار از خودتان سؤال كنيد اينها چه شركت هاي عمراني و پيمانكاري هستند كه 2 تا مهندس در شركتشان ندارند؟ گيريم كه با مدارك ديگران، رتبه شان را هم گرفتند و توانستند براساس اين رتبه ها قراردادهاي ميليوني و ميلياردي هم ببندند. با كدام نيروي متخصص و مهندس و دفتر و دستك و تجهيزات مي خواهند زمين مردم را آباد كنند؟ اينجاست كه تق قضيه درمي آيد: اينها اكثرا دلال هستند نه شركت هاي پيمانكاري حقيقي. قراردادها را هم دست دوم مي كنند؛ يعني مي آيند با مدارك تحصيلي ديگران رتبه هاي لازم را براي اخذ قراردادهاي پيمانكاري به دست مي آورند. بعد براي پروژه هاي 400 ميليون به بالا قرارداد مي بندند و قرارداد مذكور را مي فروشند به شركت هاي پيمانكاري حقيقي! خيلي از اينها اسمشان شركت هاي پيمانكاري است ولي جز دلالي، كاري بلد نيستند. البته همين كار هم كم برايشان سودآور نيست .
اينها را يك مهندس جوان مي گويد كه قصد دارد به همراه دوستانش براي رتبه 5 شركتش اقدام كند. (قضيه اينكه اين رتبه بندي ها اصلا به چه درد مي خورد را هم در باكس همين صفحه بخوانيد.)

به هر حال، هميشه هر حكم قانوني استثنا هم دارد. تا اطلاع ثانوي هم براي فارغ التحصيلان برخي رشته هاي فني- مهندسي، مثل مدركت را بگذار در كوزه آبش را بخور ، مرد. نامبردگان مي توانند گرد و خاك مدركشان را بگيرند و بروند باهاش آب هلو نوش جان كنند.

قضيه رتبه بندي شركت ها چي هست؟
010854.jpg
معيارها و قوانيني وجود دارد كه طبق آن مي آيند و شركت هاي پيمانكاري را رتبه بندي مي كنند. برخلاف بوندسليگا هم كه بيشترين امتياز براي بازيكنان، 5 است، شركت ها پايين ترين رتبه و گريدشان 5 و بيشترين و بالاترين رتبه شان يك است. به اين ترتيب كه سازمان مديريت و برنامه ريزي توان انساني (تعداد مهندسين)، فني، مالي، سابقة اجرايي و قراردادها و... شركت ها را بررسي مي كند و سرجمع امتيازي برايشان منظور مي كند كه مي شود رتبه آنها. تفاوت رتبه۵ و يك هم در سقف قراردادهايي است كه اين شركت ها مي توانند ببندند. براي مثال، شركت ها با گريد۵ نهايتا مي توانند تا سقف 750 ميليون تومان قرارداد منعقد كنند. از اين به بعد و براي رتبه هاي 4، 3، 2 و 1 ديگر بيشتر به فعاليت هاي شركت ها بستگي دارد و سقف قراردادها به 20ميليارد به بالا هم مي رسد. فقط اينكه همه صحبت ها براي شركت ها مثل كارت پايان خدمت است؛ يعني شركت ها تا زماني كه نخواهند وارد مناقصه هاي دولتي شوند، اساسا نيازي به اين رتبه ها و اين جنگولك بازي ها ندارند. اما همين كه بخواهند قرارداد دولتي ببندند، كارشان گير رتبه بندي مي افتد. ملاحظه مي كنيد كه صحبت، صحبت قراردادهاي ميلياردي است. پس پرداخت يك ميليون بابت مدرك شما هم چندان برايشان سنگين نيست.

معاون مسكن و ساختمان وزارت مسكن
از برخورد با تخلفات مهندسي مي گويد
مسئوليت پاي خودتان است
محسن امين
مهندس خواجه دلويي، معاون مسكن و ساختمان وزارت مسكن به اين مهندسان جوان اطمينان خاطر مي دهد اگر شركتي كه از مدركشان استفاده مي كند تخلف داشته باشد، پاي آنها هم گير است!
آقاي مهندس! شركت ها و آدم هاي فعال در بخش ساختمان اگر تخلف داشته باشند، با چه جريمه اي مواجه مي شوند؟
در نظام مهندسي هركس كه از وزارت مسكن پروانه اشتغال گرفته باشد، در برابر كار و پروژه هايي كه انجام مي دهد، مسئول است؛ چه شخصيت حقيقي و چه حقوقي باشد و تخلف ممكن است موجب لغو پروانه اشتغال يا فعاليت شركت، عدم تمديد آن و دريافت تذكر شود.
درمورد شركت ها يا همان شخصيت هاي حقوقي، بالاخره پاي كي گير است؟
مديرعامل يك شركت مهندسي خودش بايد مهندس و داراي پروانه اشتغال باشد. او اولين نفر مسئول در شركت است. اما هنگام بروز تخلف مهندسان مرتبط با آن و مديرعامل به شوراي انتظامي سازمان نظام مهندسي فراخوانده مي شوند. مثلا اگر تخلف در بخش سازه ساختمان صورت گرفته باشد، فقط مهندسان سازه اي كه مدارك مرتبط را امضا كرده اند، به همراه مديرعامل بايد پاسخگو باشند.
اين جرائم جنبه كاري دارد يا قضايي هم هست؟
فعلا جرائم مهندسي حالت قضايي پيدا نكرده مگر در مواردي كه منجر به خسارت مالي يا جاني شود و شاكي پيدا كند. اما در تدوين سياست هاي كلي نظام مربوط به پيشگيري از سوانح ساختماني، پيش بيني شده است كه تخلف ساختماني جرم محسوب شود.
چقدر نظارت ضمني براي جلوگيري از اين طور تخلف ها وجود دارد؟
آيين نامه اجرايي ماده 33 نظام مهندسي در سال 84، به دنبال مشاهده تخلفات مهندسي و عدم نظارت صحيح يا صوري، در هيات دولت تصويب شده كه جلوي تخلفات را خواهد گرفت.
زمينه هاي تخلف كه با اين آيين نامه جلويش گرفته مي شود چه بود؟
قبلا خود صاحب كار، مهندس ناظر را مشخص مي كرد و بالطبع مهندس ناظر به حرفش گوش مي داد. اما حالا مهندس ناظر از طريق شهرداري معرفي مي شود.
هركسي هم اجازه اجرا ندارد؛ يعني كسي كه كار را طراحي كرده نمي تواند بدون داشتن شرايط، كار ساخت آن را هم انجام بدهد. نكته ديگر الزام به تهيه شناسنامه ساختمان است كه در آن تمام جزئيات ساختمان و كساني كه مسئوليت قسمت هاي مختلف برعهده شان است، مشخص مي شوند.
اينها شايد آن طور كه بايد نظارت ضمني ايجاد نكند.
البته مكانيزم جديدي كه خودكنترل است به زودي فعال خواهد شد. لايحه بيمه عوامل موثر در كيفيت ساختمان، هم اكنون در مجلس در دست بررسي است. براساس اين دستورالعمل، ساختمان هنگام شروع به ساخت بايد بيمه شود و طبيعي است كه شركت بيمه گر، از طريق شركت هاي كنترل و بازرسي بر عملكرد مهندس و شركت هاي فعال در پروژه نظارت خواهند كرد.
با همه اين تفاسير، چه اشكالي دارد كه يك مهندس جوان مدركش را وارد بازي شركت هاي فني اي كند كه اعتمادي به كيفيت كارشان نيست؟
به هرحال اگر شركت هايي كه در خواست همكاري به اين شكل مي دهند، تخلفشان محرز شود، همان طور كه گفتم پاي مهندساني كه اسمشان در رزومه شركت است هم گير است. اين نكته تكميلي را هم بگويم كه براساس دستورالعمل جديد سازمان نظام مهندسي، سابقه حرفه اي مهندسان به طور دقيق ثبت مي شود و يكي از مهم ترين ملاك ها براي ارتقاي درجه نظام مهندسي، تمديد پروانه اشتغال و گرفتن مجوز تاسيس شركت و همين سوابق خواهد بود. به مهندس هاي جوان توصيه مي كنم اخلاق حرفه اي را رعايت كنند و وارد هر بازاري نشوند. آنها بايد مسئوليت استفاده از موقعيتشان را خودشان به عهده بگيرند.

فهرست
نامه ها
فهرست
سينما تلويزيون
يانگوم ايراني
فردوسي پور در جگركي
رويدادهفته
ورزشي
فينگيل هاي جهان، متحد شويد!
بان فومل!
افشاگري آقاي سيار
با درد ساق مي پرم
رويدادهفته
جاي زورزدن اينجاست
آتن درآتش
از كارآگاه فروتن تا كارآگاه درك
كي ميدونه، چي ميشه؟
فيلارمونيك آنچلوتي
هنر كشتن خلاقيت
اجتماعي
نيايش پاكان، انديشيدن در ملكوت آسمانها و زمين است
زندگي
احساس مي  كنم يه چيزيم مي شه
گاهي به آسمان زل بزن
يار دبستاني من چوبه دار مني
رويدادهفته
رازهاي سرزمين من
تنگه پُر هياهو
داستان ما و اين ميراث كهن
سينما
ستاره، نخل سينما
دوراهي عجيب كن
هياهوي بسيار يك غولجشنواره
بوي پوست فرانسوي
هفت شانس اول
دروغ هاي حقيقي
عشق هچل هفت
دلت تنگه، مرد تنها
دانش
هيچ كس داغشو دوست نداره
مظنونين هميشگي
به طور خلاصه
موسيقي
پاپ را آزاد كنيد ما نمي ترسيم!
بازگشت دوباره به نقطه صفر
روزها
خرمشهر خاكش دامن گير است
رويدادها
جهان كوچك
زلزله در تل آويو
كميسيون وينوگراد
متهم شماره۱
متهم شماره۲
متهم شماره۳
ما ايستاده ايم
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  رازهاي سرزمين من  |  دانش  |  سينما  |
|  موسيقي  |  روزها  |  جهان كوچك  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |
|  گزارش  |  موفقيت  |  يادداشت  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |