- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۱۱۶ - شنبه ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۶ - - May 12, 2007
docharkhe
اين شماره: تعامل با پليس
مأمور مخصوص قانون، احترام بگذاريد
تا حالا چند بار به پست پليس خورده ايد؟ ترس ندارد كه؛ او فقط قرار است امنيت شما را تأمين كند
010389.jpg
حامد فرحبخش
عكس:حسن قائدي
پليس در فرهنگ لغت به معني عامل نظم و انضباط يا سازماني دولتي است كه ماموريتش جلوگيري از تخطي از قانون، تامين نظم عمومي و حفظ جان و مال و ناموس مردم است. كمتر هم پيدا مي شود كسي كه كارش به پليس نيفتاده باشد. بالاخره در زندگي پيش مي آيد كه ما سراغ پليس برويم يا پليس بيايد سراغ ما؛ يك آدم جدي و قوي كه اسلحه و دستبند و احتمالا موتور 1000 هم دارد و خيلي از بچه ها آرزو دارند بزرگ كه شدند، بشوند او! اين از بچه ها! اما خيلي از بزرگ ترها و جوان ترها از اين آدم ها كه قرار است ضامن نظم در جامعه باشند، مي ترسند. كافي است پليس ماشينشان را نگه دارد و مثلا گواهينامه بخواهد. همه خلافكاري ها و تخس بازي هايشان جلوي چشمشان رژه مي رود، هول مي كنند و زبانشان بند مي آيد. بعضي ها هم قدبازي درمي آورند و يقه مأمور قانون را مي گيرند! اين موضوع اين قدر جدي است كه خلافكارهاي باهوش خيلي وقت است كه به فكر افتاده اند با لباس پليس، ملت را بترسانند و هر كاري خواستند بكنند!
اينكه آدم بداند كي از پليس كمك بخواهد، چطور با پليس تعامل كند و با چه كلكي پليس واقعي را از نسخه بدلي اش تشخيص بدهد، خودش يك جور مهارت زندگي است.

وقتي كارمان به پليس مي افتد
كمك، كمك!
010512.jpg
پيش مي آيد كه دزد بهتان بزند، كلاه سرتان برود يا شاهد جرم يا جنايتي باشيد. اين طور مواقع، لازم است از پليس كمك بخواهيد. مهم اين است كه، كي، كجا و چطور اين كار را بكنيد كه هم كارتان راه بيفتد و هم به درد سر نيفتيد.

نياز فوري است
الو، اورژانس پليس؟
۱۱۰ در همين چند سال به يكي از مشهورترين شماره هاي ايران تبديل شده است؛ شماره مركز فوريت هاي پليسي.
كار اين مركز درست مثل مركز اورژانس پزشكي است و تنها براي زمان هايي كه كار بايد با فوريت انجام شود و ثانيه ها هم مهم و حياتي هستند، بايد با آن تماس گرفت و كمك خواست.
مهم ترين جرايمي كه مي شود به پليس 110 اطلاع داد اينها هستند: 1ـ سرقت هاي  عادي 
۲ـ زورگيري، خفت گيري، كيف قاپي، بانك زني و ساير سرقت هايي كه با استفاده از تهديد و زور همراه هستند 3ـ مزاحمت ها (ايجاد مزاحمت  براي  بانوان  و كودكان  و مزاحمت هاي  خياباني )4ـ نزاع  و درگيري  5ـ قتل  و خودكشي  و مرگ  مشكوك  6ـ تصادفات  برون شهري  و درون شهري  7ـ اخبار امنيتي  شامل  ترور، انفجار، بمب گذاري  و...

جرم تابلو است
شتر ديدي، خبر كن!
جرايمي مثل سرقت منزل، سرقت خودرو، كلاهبرداري، چك و... جرايم غير مشهود محسوب مي شوند. مواردي هم هست كه به آنها جرم مشهود مي گويند و پليس بدون داشتن دستور قضايي مستقيما مي تواند وارد عمل شود.
جرايم مشهود، آن جرايمي هستند كه جلوي چشم پليس صورت گرفته  اند يا آنكه بلافاصله پس از وقوع جرم و درحالي كه هنوز آثار جرم وجود دارد، ماموران با تماس هاي مردمي يا از طريق منابع خودشان در محل وقوع جرم حاضر شده باشند.
علاوه بر اين، جرم وقتي مشهود است كه 2 نفر يا بيشتر كه ناظر جرم بوده اند يا خود فردي كه مورد حمله قرار گرفته و مثلا از وي اخاذي شده، بلافاصله در تماس با پليس متهمي را معرفي كند كه پليس در اينجا به عنوان جرم مشهود مي تواند فرد را دستگير كند.
نزاع هاي خياباني، قتل، جيب بري ، كيف قاپي، خفت گيري و ساير جرايمي كه بلافاصله بعد از وقوع به پليس گزارش مي شود، جرم مشهود محسوب مي شود و پليس مي تواند با حضور در محل، علاوه بر تحقيقات حتي به بازداشت متهمان هم دست بزند.

شكايت لازم است
دادسرا برويم يا كلانتري؟
خيلي از ما هر مشكلي كه برايمان پيش مي آيد يا سريع خودمان را مي رسانيم كلانتري يا آنكه تلفن را برمي داريم و آن 3 شماره مشهور را مي گيريم؛ 110. سرمان را كلاه گذاشته اند و چك بي محل به مان قالب كرده اند، از خانه يا مغازه مان سرقت شده است، يك آدم مريض مزاحم تلفني مان شده يا حتي خنده دارتر از اين حتي وقتي دعواي زن و شوهري مان خيلي داغ شده، زنگ مي زنيم به پليس۱۱۰ و توقع هم داريم كه پليس مثل سريال ترش و شيرين چند ثانيه بعد در صحنه حاضر شود و بعد از كشف ماجراي سرقت و يا كلاهبرداري، حق طرف را بگذارد كف دستش و او را كت بسته ببرد زندان و همه چيز به خير و خوشي تمام شود.
ولي چون اينها جرايمي هستند كه به آنها جرايم غير مشهود مي گويند و قضيه در واقعيت اين طوري حل نمي شود و پليس از ما مي خواهد به دادسرا برويم و آنجا شكايت كنيم، حسابي شاكي مي شويم و فكر مي كنيم بيخودي ما را گذاشته اند سركار .
اين قبيل پرونده ها بايد از طريق شكايت در دادسرا يا دادگاه( درباره اختلافات خانوادگي) پيگيري شود و ماموران پليس بعد از طرح شكايت در دادسرا با دستور قاضي وارد عمل شوند و مثلا طرف مقابل را احضار يا جلب كنند.
البته اگر هم در مواردي مانند سرقت منزل و اتومبيل، پليس وارد عمل شود، وظيفه اش تنها تهيه گزارش است كه با اين گزارش شما بايد باز هم دست آخر به دادسرا برويد و شكايتتان را در آنجا مطرح كنيد و بعد از آن است كه عمليات پليسي آغاز مي شود.

وقتي با پليس روبه رو مي شويم
فقط مجرم مي ترسد
010386.jpg
اين بار پليس به شما مراجعه كرده؛ معني اش اين نيست كه شما مجرم  هستيد.
خيلي راحت همكاري كنيد. اتفاقي نمي افتد كه.
او مامور است و معذور
مامور پليس در هر درجه اي كه باشد يك ضابط قضايي محسوب مي شود. تعريف ضابط قضايي به همين زبان خودماني يعني اينكه او تنها به دستور و تحت نظر قاضي دادسرا يا همان قاضي تحقيق بايد وظيفه خودش را انجام دهد و بنابراين اگر بازداشت يا برخوردي از سوي پليس صورت مي گيرد، تنها با مجوزي است كه مقام قضايي و قانون به او داده است.
بنابراين تا اين دستور وجود نداشته باشد مامور پليس نمي تواند دست به اقدامي بزند و مثلا همسايه روبه رويي شما را كه با او مشكل داريد و متهمش مي كنيد خانه شما را سرقت كرده بازداشت كند، يا اينكه راه بيفتد و طرف دعواي شما را كه 2 هفته قبل شما را كتك زده دستگير كند. البته تنها در موارد محدودي كه به آنها جرايم مشهود مي گويند، مامور پليس حق دارد قبل از رسيدن دستور وارد عمل شود و در اين موارد هم او بايد در اولين فرصت موضوع را به قاضي تحقيق گزارش دهد و حتي در آنجا هم حق ندارد خودسرانه تصميم بگيرد.

مجوز بخواهيد
يكي از موضوعات مهمي كه درباره تعامل با پليس بايد بدانيم اين است كه ماموران پليس به عنوان ضابط قضايي به هيچ وجه بدون داشتن مجوز از قاضي تحقيق، حق ورود به خانه و مغازه افراد را ندارند. حتي در مورد جرايم مشهود هم آنها زماني مي توانند وارد خانه شوند كه صاحبخانه بلافاصله بعد از وقوع جرم ، از ماموران تقاضا كند وارد خانه اش شوند وگرنه بايد منتظر دستور قاضي بمانند.
اين دستور ويژه قاضي بايد به صورت صريح با ذكر نام و مشخصات صاحبخانه، زمان ورود ‍و اجازه بازرسي و تفتيش باشد.
طبق قانون تفتيش و بازرسي بايد در حضور مالك صورت گيرد و اگر هم او نبود يا به هر دليلي از ورود ماموران جلوگيري كرد و در عين حال تفتيش و بازرسي فوريت داشت، تنها قاضي است كه مي تواند دستور بازكردن محل را بدهد .
در هنگام تفتيش ضابط قضايي يا همان مامور پليس، تنها حق دارد اوراق، نوشته ها و اشيائي را كه با جرم در ارتباط است، مورد بازرسي قرار دهد ولي افشاي اسنادي كه ارتباطي با جرم ندارند ممنوع است.

رابين هود بازي نكنيد
اگر چه فرار متهم از ماموران پليس - قبل از دستگيرشدن - جرم محسوب نمي شود‍ اما اينكه شما به عنوان يك دوست يا حتي اعضاي خانواده متهم، خودتان را بيندازيد وسط و او را فراري بدهيد، جرم خيلي سنگيني است.
طبق ماده 554 قانون مجازات اسلامي، اگر با اطلاع از جرم متهم، او را از دست پليس فراري بدهيد يا مدارك جرمش را مخفي كنيد، 1 تا 3 سال بايد برويد آب خنك بخوريد! البته در اين مورد قانون براي خانواده تخفيف قائل شده است اما با اين حال مجازات فراري دادن متهم و رابين هودبازي خيلي سنگين تمام مي شود.

دست به يقه با قانون؟!!
تحت هيچ شرايطي با مامور پليس درگير نشويد. حتي اگر احساس مي كنيد بازداشت شما غير عاقلانه بوده، سعي نكنيد با پليس درگير شويد؛ چرا كه خودتان را بدجوري توي چاه انداخته ايد و در اين حالت حتي اگر از اتهام اوليه هم تبرئه شويد، با اين محكوميت سنگين روبه رو هستيد. بهترين راه اين است كه در اين شرايط با پليس به دادسرا برويد و در آنجا سعي كنيد با ارائه واقعيت خودتان را تبرئه كنيد.
طبق قانون هرگونه حمله يا مقاومتي در هنگام انجام وظيفه مامور پليس، تمرد محسوب مي شود و در اين حالت اگر - خداي ناكرده - اسلحه و حتي يك چاقوي كوچولوي دسته سفيد زنجاني نشان دهيد، بايد بين 6 ماه تا 2 سال پشت ميله هاي زندان سوت بزنيد‍. اگر دست به اسلحه ببريد كه ديگر كارتان زار است؛ 1 سال تا 3 سال. در ساير موارد هم حداقل 3 ماه تا يك سال بايد آب خنك بخوريد. البته اگر در هنگام تمرد، جرم ديگري هم مرتكب بشويد و مثلا با مامور درگيري فيزيكي پيدا كنيد، به مجازات هر دو جرم محكوم مي شويد.
نكته مهمي هم كه در اين مورد وجود دارد اين است كه جرم درگيري با ماموران از آن جرايمي است كه جرم عمومي محسوب مي شود و اين يعني اينكه حتي اگر مامور پليس هم خودش بي خيال قضيه بشود و بيايد رضايت هم بدهد، بازهم دادستان موضوع را پيگيري مي كند.
علاوه بر درگيري، فرار از دست ماموران هم خيلي كار غير عاقلانه اي است؛ چرا كه باتوجه به قانون به كارگيري سلاح ، پليس در مواردي كه قانون مشخص كرده حق تيراندازي دارد و تازه اگر آن قدر فرز باشيد كه از گلوله داغ فرار كنيد، با اين تجهيزات اطلاعاتي پليس خيلي زود رديابي و دستگير مي شويد.

وقتي مامور، پليس نيست
نه همين لباس...
ماموران قلابي حالا يكي از مهم ترين مشكلاتي هستند كه پليس با آن روبه رو است. البته اين مسئله به اين خاطر نيست كه آنها آدم هاي خيلي زرنگي هستند، بلكه دليلش اين است كه خيلي از ما هنوز ابتدايي ترين مسائل را در برخورد با پليس نمي دانيم و وقتي كه با يك مامور قلابي روبه رو مي شويم، آن قدر دستپاچه مي شويم كه خيلي راحت فريب مي خوريم. در حالي كه تنها با درخواست كارت شناسايي و حكم ماموريت و نگاه كردن به رفتار و وسايل طرف مي توانيم بفهميم كه او يك مامور قلابي است يا واقعا پليس است. در چنين مواقعي تماس با 110 و بيان موضوع و استعلام نام مامور هم مي تواند كمك زيادي بكند. اين موضوع اهميت زيادي دارد كه بدانيم داشتن اسلحه و بي سيم و حتي به تن كردن لباس پليس، به معناي آن نيست كه طرف مقابل يك پليس واقعي است!
بو مي كشند!
مأموران قلابي نسبت به بقيه خلافكارها، آي كيوي خيلي بالاتري دارند. آنها بو مي كشند تا ببينند در هر موقعيت زماني، مأموريت هاي پليسي بيشتر در برخورد با چه مواردي است. آن وقت آنها هم گير مي  دهند به همين موضوع.
وقتي كه بحث جمع آوري ماهواره داغ مي شود، آنها به بهانه جمع آوري ماهواره به خانه طعمه ها پا مي گذارند و دست به اخاذي و رشوه گيري و حتي سرقت هاي كلان از صاحبخانه مي زنند. وقتي بحث برخورد با بدحجابي مي شود تيتر روزنامه ها، آنها هم با معرفي خود به عنوان مأمور پليس، مايه تيله حسابي به جيب مي زنند و...
مأموران قلابي هر روز شگرد خودشان را تغيير مي دهند تا هم تنوعي در كارشان باشد و حوصله شان سر نرود و هم اينكه بقيه رفقاي همكار روششان را ياد نگيرند و ديرتر گير بيفتند.
فعلا كه بحث جمع آوري ماهواره و ارشاد- هر دو- داغ است، پس مواظب مأموران قلابي باشيد كه خودشان را به جاي مأموران پليس- كه با احترام و قانون با ديگران برخورد مي كنند- جا مي زنند.

سوتي مي گيرند
مهارت اصلي مأموران قلابي، شناسايي آدم هايي است كه خودشان مورد دارند و از روبه رو شدن با پليس و شكايت كردن مي ترسند.
به جز تعدادي از آدم حسابي ها كه مأموران قلابي به خاطر به دست آوردن پول هاي هنگفت دست به ريسك مي زنند و از آنها اخاذي يا سرقت مي كنند، آدم هاي سابقه دار، آدم هاي مشكوك به اعتياد و دختر و پسرهايي كه به محض ديدن مأمور با دستپاچگي خودشان را دخترخاله و پسرعمه يا حتي پدربزرگ و نوه معرفي مي كنند و... بيش از همه در دم تيغ مأموران قلابي قرار دارند. اين جور طعمه ها چون خودشان هم زياد از آفتابي شدن در اطراف كلانتري دل خوشي ندارند، باعث مي شوند پليس هاي بدلي ديرتر گير بيفتند. خب، اگر اهل خلاف نيستيد خيالتان كمي راحت تر باشد.

كمين مي كنند
يكي از مهم ترين شگردهايي كه مخصوصا در چند سال اخير خيلي خيلي توي بورس است، تعقيب مشتريان بانك ها و سرقت از آنها به بهانه بازرسي بدني است.
مأموران قلابي براي اين شيوه سرقت، خيلي راحت جلوي بانك ها توقف مي كنند و در حالي كه با طيب خاطر به سيگارشان پك مي زنند و تخمه و آبميوه مي روند بالا، منتظر فرصت مي مانند. زماني كه آنها در حال استراحت در بيرون بانك هستند، يكي از دوستان عزيز و گرامي شان نيز در داخل بانك، مواظب مشترياني است كه پول قلمبه اي مي گيرند.
اين دوست عزيز با استفاده از تكنولوژي تلفن همراه، ظرف ايكي ثانيه آمار خروج اين مشتري را به دوستانش در بيرون بانك مي دهد و از اين زمان مأموريت ساير اعضاي باند كه در هواي آزاد منتظر هستند، شروع مي شود.
آنها به سراغ اين مشتري بخت برگشته مي روند و با معرفي خودشان به عنوان مأمور مبارزه با موادمخدر يا مأمور آگاهي، پليس، بسيج و... دست به بازجويي از اين بنده خدا مي زنند و به اين ترتيب وقتي كه مثلا دارند جيب هاي او را بازرسي مي كنند، ييهو ـ همان يكهوي خودماني ـ پول و تراول چك هايش را برمي دارند و سوار بر ماشين مي زنند به چاك!
خب، وقتي كه اين همه پول مي گذاري توي جيبت و از كسي هم كه خودش را مأمور معرفي كرده، كارت شناسايي و حكم مأموريت نمي خواهي، عزيز دل برادر همين مي شود!

رده هاي نظامي پليس
اين آقا سرهنگه؟
خيلي برايتان پيش آمده روبه روي پليسي باشيد كه ندانيد چقدر مهم است. در تمام نيروهاي نظامي، براي آن كه ردة مسئوليتي هركسي معلوم باشد، درجه هايي طراحي مي كنند. اينها هم درجه هاي پليس:
010383.jpg


وقتي از پليس شاكي مي شويد
عريضه ، از پليس به پليس
پليس هم يك انسان است و بالاخره ممكن است مواقعي اشتباه كند يا آنكه خداي ناكرده از مقام و شغلش سوء استفاده كند و مرتكب جرمي شود. در اين حالت شما مي توانيد از اين مامور شكايت كنيد و مطمئن هم باشيد با ديسيپلين سخت نظامي، درصورت اثبات جرمش به شدت با او برخورد مي شود.

الو 197
براي شكايت از مامور متخلف - مثلا پليسي كه به شما به عنوان يك متهم توهين كرده است يا درخواست رشوه كرده - راحت ترين راه، تماس با شماره تلفن 3 رقمي 197 دفتر نظارت همگاني ناجا يا گرفتن شماره 8727777 با كد 021 است كه اين 2 شماره به دو صورت اپراتور و تلفن گويا شكايت هاي شما را ثبت مي كنند و نتيجه را هم به شما اعلام مي كنند. خيالتان هم تخت باشد كه اگر شكايتتان بجا و بحق باشد با مامور پليس برخورد مي شود.

نامه هم مي شود فرستاد
اگر نخواستيد تلفني شكايت كنيد، مي توانيد از طريق پست شكايت نامه تان را به صندوق پستي دفتر نظارت همگاني ناجا به شماره 1543/15745 بفرستيد اما از آن هم باكلاس تر اينكه مي توانيد به اين آدرس Police197@Police.ir اي ميل بزنيد.

حضور هم مي شود به هم رساند
اما اگر مي خواهيد كار دو قبضه شود و شكايتتان را تا آخر خودتان پيگيري كنيد، مي توانيد تشريف ببريد به دفتر مركزي نظارت همگاني ناجا كه در تهران اين مركز در خيابان شهيد بهشتي - تقاطع خيابان ميرزاي شيرازي قرار دارد و در بقيه كشور در مراكز پليس شهرستان يا استان مستقر است و در آنجا با تحويل مدارك و شكوائيه، از طريق اين دفتر پيگير شكايتتان باشيد.
نتيجه اين شكايت به دو صورت تلفني يا مكتوب به شما اطلاع داده مي شود.

پيام هم مي شود داد
براي آنكه به شكايت شما از طريق مركز نظارت همگاني ناجا رسيدگي شود، بايد چند نكته را هميشه يادتان باشد: اول از همه اينكه پيام هايتان را به صورت مودبانه و بدون توهين به اشخاص مطرح كنيد و از كلي گويي هم خودداري كنيد.
در پيام گذاشتن يا شكايت كردن نام و رده انتظامي مامور را كه روي اتيكت لباس او نوشته شده است، حتما بيان كنيد وگرنه كلي گويي در رسيدن به نتيجه باعث مشكل مي شود .
در صورت وجود مدارك و شواهد آنها را نيز حتما مطرح كنيد و در اختيار مركز نظارت همگاني قرار دهيد تا پيگيري موضوع به صورتي دقيق تر صورت گيرد.
در صورتي كه تلفني يا از طريق نامه با مركز تماس مي گيريد، حتما نام و شماره تلفن و  آدرس خودتان را بيان كنيد تا نتيجه بررسي ها به شما اعلام شود.

چند نمونه واقعي از پرونده پليس قلابي ها
پليس بازي، با اهداف نامعقول
مدت هاست كه با وجود هشدارها، موارد بسياري از آزار و اذيت سياه گزارش مي شود كه در جريان آنها مأموران قلابي با ورود به خانه، دست به آزار و اذيت صاحبخانه زده اند و بعد با سرقت پول هايش زده اند به چاك.

تو بايد ارشاد بشي
در يكي از سياه ترين و دلخراش ترين پرونده هاي مأموران قلابي كه در ماه هاي اخير در دادگاه محاكمه متهم اصلي آن برگزار شد، يك مرد جوان با معرفي خود به عنوان مأمور بسيج، نوجوانان دانش آموز را سوار موتور خود مي كرد و آنها را بعد از انتقال به ساختماني نيمه كاره مورد آزار و اذيت قرار مي داد. بهانه اين مأمور قلابي مخوف هم آن بوده كه نوجوان دانش آموز، مزاحم دختر جواني شده و بايد همراه او به پايگاه بيايد و آن وقت دانش آموزان هم كه از ماجرا بي خبر بوده اند و نمي دانسته اند در مقابل مأمور قلابي چطوري بايد رفتار كنند، با تهديدهاي اين مرد سياه با او همراه مي شده اند و آن وقت...
تعداد پرونده هاي مجرمانه اين مرد موتورسوار هر روز بالا و بالاتر مي رفت تا اينكه سرانجام در پانزدهمين بار نقشه سياهش فاش شد.

به دام انداختن شوهر
عجب دوره و زمانه اي شده است. در اين آشفته بازار پليس هاي قلابي كه هر كدامشان به نوعي براي سركيسه كردن مردم، خودشان را پليس جا مي زنند، يك خانم هم براي آنكه از قافله عقب نماند، زد توي كار پليس قلابي اما به عنوان اولين پليس زن قلابي در مشهد دستگير شد.
اين زن كه توسط پليس هاي زن گشت پليس بانوان مشهد دستگير شده است، با لباس پليس زن با درجه سرواني قصد داشت بعد از تصادف 2 خودرو، پليس بازي دربياورد كه گير افتاد. فكر مي كنيد انگيزه اين خانم براي پوشيدن لباس پليس چه بود؟ بله، انگيزه اي كه با انگيزه همه پليس هاي قلابي ديگر فرق داشت؛ ايشان فقط مي خواسته مرد مورد علاقه اش را براي ازدواج با خودش متقاعد كند!

او يك فرشته بود
يكي ديگر از شيوه هاي اخاذي مأموران قلابي، يك شگرد تلفيقي است. در اين شگرد پس از آنكه طعمه موردنظر كه راننده يك خودروي مدل بالاست، از روي دلسوزي ـ لطفا فكر بد نكنيد ـ يك زن تنها را كه كنار خيابان ايستاده است سوار خودرويش مي كند، با پيشنهاد او براي آنكه يك چايي بخورد به خانه اين زن مي رود، اما هنوز چايي آماده نشده است كه مردي كه خودش را مأمور پليس معرفي مي كند جلوي خانه سبز مي شود و با تهديد ميهمان به آنكه آبرويش را مي برد، دست به ربودن خودروي او يا اخاذي ميليوني مي زند! ميهمان كه اول دستپاچه شده است به حرف هاي مأمور قلابي گوش مي كند اما وقتي كه از خانه مي زند بيرون و حالش جا مي آيد، متوجه سناريو مي شود و حدس مي زند كه زن و مأمور با هم همدست بوده اند تا جيب او را مورد نوازش قرار دهند!

فهرست
نامه ها
فهرست
سينما تلويزيون
لاك پشت ها هم ستاره مي شوند
جورج كلوني در تهران
آفتاب پرست!
رويدادهفته
ورزشي
بذار بغلت كنم حاجي
يه استاديوم ديگه؟ نه!
تيم هاي پايه در قبضه كروات ها!
بيداريان: از آب مي ترسيدم
رويدادهفته
جلو نيا كتك مي خوري!
دستگيري قاچاقچي ها طبق آخرين متد
فوتبال روي ميز ناهارخوري
فوتبال يا پينگ پنگ؟
پول تو فوتبال دستي است
روزي 3 ساعت عليه آلزايمر
فوتبال دستي خيلي كوتاه
۱۰ ابدي
كاش اينجا بودي!
اجتماعي
اندكي طمع، انبوهي از پارسايي را تباه مي كند
زندگي
توريست هايي كه سر كار رفتند!
كركره خارجي ها پايين آمد
جنجال فرشته
رويدادهفته
رازهاي سرزمين من
شهر قنوت و قنوات
جوزدگي در سد سيوند
سينما
۲۴بار شهيد شده ام
اگر پايشان روي زمين باشد
قهقهه در دوكوهه
در خيال ها تارمي تـند
چلمني در آسمان جولان مي دهد
بالاروندگان از ديوار راست
سياه اسرار آميز
استعداد مطلق فرداها
دور وبري هاي آقاي عنكبوت
پهلوان پنبه ها؛ تمام هويت يك ملت
جاي خالي هوخشتره
موسيقي
ترنج بازها درجابربن حيان
بي نقابي يك ضد قهرمان
روزها
كه من زنده ام
آقاي فاينمن با استعداد
مرد خوب فيزيك
رويدادها
جهان كوچك
مسلماني در سال سخت
آنكه به گذشته چسبيده آنكه به پيش مي رود
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  رازهاي سرزمين من  |  سينما  |  موسيقي  |
|  روزها  |  جهان كوچك  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گزارش  |
|  موفقيت  |  يادداشت  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |