- اين چه گاوي است؟ طرف دارد آب مي دهد تا سرش در بيايد؟
صرفا يك فضاي عجيب و غريب است.
- رينگ خشن و شادي است؛ با پاهاشان مي رقصند و با مشتشان لت و پار مي كنند.
براي من جنبه خشونت ندارد؛ انرژي زيادي توي اين كار هست. احساس مي كنم دارند موسيقي گوش مي دهند و هم جسمشان درگير است، هم روحشان.
- لوله قليان شبيه مار شده و كسي هم كه كنار آن كز كرده انگار معتاد است. به نظر مي رسد براي مسابقه اي با موضوع اعتياد كشيده شده.
من دوستاني داشتم كه قليان و سيگار مي كشيدند و هر هفته كه دور هم جمع مي شديم، من يك طرح مي گذاشتم روي ميز كه درباره اعتياد بود. براي خودش يك مجموعه شده
-باز هم مرغ. گذشته از اينكه چه معنايي بخواهيم از كار بگيريم، يك جور وهم و غرابت دارد.
اين مرغ، سنگ هاي قبلي را بارور كرده. سنگ به جوجه تبديل نشده شايد هم عصاره حيات را با هم مبادله كرده اند.
- شما با اين ايده، طرح را كار كرديد؟
نه، اول كار كردم و بعد به آن فكر كردم.كلا به نظر من، خط باريكي بين آگاهي و ناخودآگاهي است. هنر، جايي است كه ذهن معلق است. وقتي هم به ماتريال محدودش مي كني، آن وقت هم بازتاب ذهن نيست، سايه اي از آن است.
- اين مرغ ها زياد توي نمايشگاه بودند، اينها مجموعه اند؟
بله، يك مجموعه بودند. مي شود اين تخم مرغ را نشانه اي براي نسل جديد دانست كه اين طور شده.
- ولي بيشتر يك بازي تصويري به نظر مي رسد؛ تخم مرغي كه شكل يك ميوه پوست كنده شده.
براي رسيدن به اين كار، چند تا اتود زدم. اول يك تخم مرغ بود كه مثل گل شكفته شده بود و توخالي بود، ايده يك تخم مرغ كه مثل ميوه، كرم آن را خورده، هم بود، بيشتر منظورم اين بود كه بلايي سر جوجه مي آيد ولي مرغ كاري نمي تواند بكند.
- به نظر مي آيد يك سلطان باشد!
بيشتر يك آدم قلدرمآبي است كه مضحكه است و خنده دار هم به نظر مي رسد.
- تكنيك اين كار چيست؟
يك ماژيك كه خودم خرابش كردم تا اين بافت را درست كند.
-يك آدم شيك و پيك كه به خاطر چرتكه توي دلش، انگار تاجر هم هست.
منظورم اينجا تضاد بود؛ اينكه طرف سر و وضعش امروزي است، اما سيستم فكري اش هنوز سنتي است.
- مي شود گفت كه سايه مرگ روي كره زمين افتاده و دارد آدم ها را درو مي كند.
اين را براي مسابقه تروريسم كشيدم.
- ولي به تروريست ها نمي خورد؛ بيشتر همان فرشته مرگ است.
آره يك كار ديگر را براي جشنواره فرستادم.
رضا مختاري
كساني كه جريان طراحي امروز را دنبال مي كنند، خيلي خوب مهدي معتضديان را مي شناسند؛ جوان 22 ساله اي كه در اين چند ساله در نمايشگاه هاي مختلف، قدرت طراحي و تجربه گرايي اش را به نمايش گذاشته. كارهاي معتضديان در زمينه تصويرسازي يا طراحي طنزآميز از جنس آثار فسفرسوز است و به جاي درك صريح و مستقيم، بيننده را به تأمل در حال و هوا و فضاهاي غريب دعوت مي كند. خودش در اين باره مي گويد: اسم تصويرسازي يا كاريكاتور روي كارها نمي توانم بگذارم و همين كه بيننده به آن فكر كند، براي من كافي است .
با آنكه خشونت و سياهي يكي از ويژگي هاي كارهاي معتضديان است، اما او خودش را آدم سياهي نمي داند و معتقد است كه اينها تاريكي دنياي واقعي است. او درباره مخاطب كارهايش مي گويد: موقع كار فقط به ارائه آن فكر مي كنم. ولي برايم مهم است كه هم خودم راضي باشم و هم مخاطبي كه اين تيپ كار را مي پسندد، از آن لذت ببرد. از طرفي، نمي خواهم كسي را مجبور كنم كه از كارهايم لذت ببرد يا با آنها ارتباط بگيرد .
او دربار? كاربرد هنر محض مي گويد: كارهاي هنر محض بي استفاده نيستند و گذشته از نمايش روي ديوار، مي توانند يك روز در جايي به كار بروند و بالاخره به درد خواهند خورد . معتضديان درباره تكنيك زدگي نسل جديد و نبود جهان بيني و نگاه فردي در آثار آنها به دنيا، مي گويد: خيلي وقت ها افراد فقط براي نشان دادن قدرت تكنيكي شان كار مي كنند؛ اينكه مثلا در فلان جمع قدرتشان را به رخ بكشند. اينها به آدم جهان بيني نمي دهد .
مهدي معتضديان در هنرستان، گرافيك خوانده و مدرك كارداني گرافيك دارد و تا به حال 7 نمايشگاه انفرادي داشته و در 16 نمايشگاه گروهي شركت كرده است. اين هنرمند در سال 83 به عنوان پديدة كاريكاتور ايران از طرف سايت ايران كارتون معرفي شد و جايزة جنبي دو سالانه هفتم كاريكاتور و نفر اول جشنواره هنرهاي تجسمي جوانان در بخش كاريكاتور را هم برده است.2 هفته پيش، مجموعه اي از كارهاي او در خانه كاريكاتور به نمايش گذاشته شد.