- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۱۱۴ - شنبه ۸ ارديبهشت ۱۳۸۶ - - Apr 28, 2007
docharkhe
شغلِ نو،شغلِ نو،سلام!
شغل هاي سنتي در دنياي فردا بي اعتبار مي شوند و جاي  خودشان را مي دهند به اَبَرشغل ها (Hyperjobs). براي موفقيت شغلي در دنياي آينده چه  كاربايدكرد؟
009681.jpg
009678.jpg
ابرشغل هاي نوظهور
چندان بر مهارت هاي ماشيني متكي نخواهند بود و برعكس، متكي به مهارت هايي خواهند بود كه وراي فنّاوري هاي ديجيتال امروز (و شايد فردا) قرار دارند

ريچارد دبليو سامسون، نشريه فيوچريست-ترجمه: فرخنده ملكي فر
شغل هاي سنتي در دنياي فردا جاي خودشان را به اَ بَرشغل ها (Hyperjobs) مي دهند. اين پيش بيني آينده پژوهان است. آنها مي گويند به تدريج كه مشاغل سنتي از بين مي روند، ما براي اينكه باب بازار شويم و در اقتصادهاي اَبَرانساني موفق باشيم، ناچاريم مهارت هايي كسب كنيم كه قابل ماشيني شدن نباشد.
شغل هاي سنتي يعني مشاغل كارمندي و كارگري كه در ازاي دريافت دستمزد انجام مي شوند، دير يا زود روزگارشان به سر مي رسد و گونه هاي جديدتر و بهتري از شغل ها ايجاد مي شوند؛ اَبَرشغل ها.
ابرشغل ها گونه هاي كاملا جديدي در بازار كار هستند كه مهارت هاي منحصربه فرد و غيرقابل ماشيني  شدن را در افراد تقويت مي كنند. فنّاوري (يا همان تكنولوژي) ذاتا قاتل مشاغل است. منشي هاي پاسخ گوي تلفن (در مراكزي مانند 118) با سامانه هاي تشخيص صدا و پاسخگويي فوري، جا را براي كارمندان تنگ مي كنند. وظايف مديران مياني نيز كم كم با نرم افزارهايي جايگزين مي شود كه روز به روز پيچيده تر و دقيق تر مي شوند. حتي فكري ترين و فني ترين شغل ها (مثلا تدريس در دانشگاه) نيز براي قرباني شدن، در فهرست انتظارند. دانشگاه هاي فقير، هزينه تدريس استادان را با استفاده از برنامه هاي آموزش از راه دور، پايين مي آورند. به زودي سامانه  هاي آموزشي تمام  رايانه اي نيز در بعضي از حوزه ها از راه مي رسد. رفتن به سمت ابرشغل ها اجتناب ناپذير است.

ابرشغل ها چه ويژگي هايي دارند؟
ويژگي اصلي يك ابرشغل اين است كه كننده اش بايد زنده باشد و زنده عمل  كند، يعني شعور داشته باشد و نسبت به شعورش خودآگاهي داشته باشد. اگر مثل يك روبات كار كنيم، ريسك جايگزين شدن با روبات را پذيرفته ايم.
اين دو شغل را در نظر بگيريد: جراح و پرستار. در حال حاضر روباتي به اسم پِنه  لوپه وجود دارد كه در مواقع اضطراري مي تواند جاي يك پرستار كمكي عمل كند؛ يعني در اتاق عمل به صدايي كه تقاضاي پنس يا گاز استريل مي كند، پاسخ دهد. اين دستگاه در سال 2005 در يكي از بيمارستان هاي نيويورك با موفقيت آزمايش شد. روبات پنه  لوپه با مجهز بودن به سامانه  تشخيص صدا و بازوهاي سريع و برنامه نويسي پيشرفته، به راحتي مي تواند بدون هيچ گونه هوشياري، وظايف پرستار كمكي را انجام بدهد. حتي كارهاي جراح نيز هوشياري چنداني نمي خواهد. يك جراحي ساده را در نظر بگيريد كه پيشامدهاي نامطلوبي كه ممكن است حين آن به وجود بيايند، پيش بيني شده باشد. روبات ها متداول ترين جراحان دنياي آينده خواهند بود و ما از امروز مي توانيم نشانه هاي آن را ببينيم؛ بازوهاي روباتيك پا به دنياي جراحي  گذاشته اند و به وسيله جراحاني كه كيلومترها دورتر نشسته اند، كنترل مي شوند.
ابرشغل هاي نوظهور چندان بر مهارت هاي ماشيني متكي نخواهند بود و بر عكس، متكي به مهارت هايي خواهند بود كه وراي فنّاوري هاي ديجيتال امروز (و شايد فردا) قرار دارند. ابرشغل ها بر پاية 5 مهارت زنده و 3 مهارت كمكي بنا خواهند شد. مهارت هاي زنده عبارتند از:
۱ اكتشاف: پيدا كردن چرايي هاي علم، زندگي و كسب  و كار.
۲ خلاقيت: شكل  دادن به چيزهاي نو در ذهن.
۳ پياده سازي: اجراي تفكر خلاق در دنياي واقعي.
۴ تأثيرگذاري: تعامل با ديگران در جهت الهام بخشي، جهت دهي و توانمندسازي آنان.
۵ فعاليت هاي بدني: تعامل هوشيارانه با ابزارها يا بدن.
و اما آن 3 مهارت  كمكي كه قرار است اين 5 مهارت  زنده را تقويت  كنند، عبارتند از:
۱ مهارت هاي ذهني پايه: ادراك، توان طبقه بندي و ابراز احساسات.
۲ تفكر نمادين و تفسير: زبان، رياضيات و نشانه هاي علمي.
۳ مسئوليت پذيري: هوشياري جهاني، اخلاق و درك مذهبي.
موفقيت شغلي در هزاره جديد به اين بستگي خواهد داشت كه افراد، زمينه هاي يادگيري شان را از حوزه هايي كه فنّاوري الكترونيك بهتر از پسشان برمي آيد، به زمينه هايي منتقل كنند كه انسان خودآگاه در آن زمينه ها قوي تر عمل مي كند.
صاحبان ابرشغل ها احتمالا بيشتر وقتشان را به كارهايي اختصاص خواهند داد كه در گذشته صرفا براي آدم هاي غيرمتعارفي مثل لئوناردو داوينچي و بنجامين فرانكلين به عنوان كار شناخته مي شد. آنها بيشتر و عميق تر از ديگران به آري هاي اكتشاف، چرا نه؟ هاي خلاقيت و يافتم، يافتم هاي ارشميدسي، روي خوش نشان خواهند داد. آدم هايي كه به ابرشغل ها رومي آورند، بيشتر و عميق تر از ديگران با مردم ارتباط برقرار مي كنند و در اهداف مشترك بهتر و جامع تري مشاركت مي كنند.

چگونه يك ابرشغل بيافرينيم؟
اوايل دهة 90 ميلادي، يك كارشناس ارتباطات راه دور از كارش در شركت اي تي اندتي استعفا داد و شد يك مشاور مستقل. مدتي بعد، درآمدش سر به فلك كشيد و سخنراني هايش به طرز چشمگيري پرطرفدار از آب درآمد. اما وقتي حباب فنّاوري هاي برتر تركيد، همان طور كه مشترياني مثل اي تي اندتي و سيسكو ناگهان تغيير مسير دادند، درآمد او هم افت كرد و ديگر كسي سخنراني هاي او را جدي نگرفت. حالا او بايد چه كار مي كرد؟ به دور و برش دقيق شد و ديد كه تعداد زيادي از همسايگانش با ويروس ها و پيچيدگي هاي فزاينده سامانه  هاي عامل مشكل دارند. آنها از او مي پرسيدند كه آيا مي تواند به آن ها كمكي بكند؟ او بلافاصله يك شغل جديد را براي خودش كشف كرد: پزشكي رايانه! در اين داستان، 4 نكته جالب وجود دارد: اول اينكه آقاي مشاور فهميد كه در شركت هاي بزرگ، انعطاف پذيري و امنيت خاطري كه او مي خواهد وجود ندارد. بنابراين، شغل كارمندي اش را رها كرد و يك كسب  و كار شخصي راه انداخت. در دنياي آينده بايد منتظر باشيد كه اين اتفاق براي شما هم بيفتد؛ چتر حمايتي سازمان يا شركتي كه در آن كار مي كنيد در آينده چندان قابل اطمينان نخواهد بود.
نكته دوم اينكه وقتي آقاي مشاور ديد كسب  و كار مشاوره اش به بن بست رسيده، دوباره از پايه شروع كرد و خلاقيتش را به كار انداخت. از خودش پرسيد: من چرا اينجا هستم؟ در انجام چه كاري توانايي دارم؟ و چه مشتريان جديدي به من نياز دارند؟ و به دنبال همين پرسش ها بود كه مسير شغلي جديدش را كشف كرد.
همين طور كه تحولات فني، اقتصادي و اجتماعي سرعت مي گيرند، ما مجبور مي شويم مهارت هاي انديشيدن و بازآفريني مان را تيزتر كنيم. نكته سوم اينكه شغل جديد آقاي مشاور، شغلي از پيش شناخته شده و مصوب نبود. در هيچ فرهنگ لغت اقتصادي يا شغلي، شما پزشك رايانه را پيدا نمي كنيد. علاوه بر اين، وقتي من در دو پايگاه داده  شغلي معروف (Monster.com و hotjobs.com) عبارت پزشك رايانه را جست وجو كردم، هيچ فهرست مستقلي پيدا نشد. اما وقتي همين عبارت را در گوگل جست وجو كردم، به 40400 صفحه رسيدم. اين نشان مي دهد كه خيلي هاي ديگر به اين نياز پي برده اند و دارند وارد اين حرفه مي شوند. امروزه دورنماي فرصت هاي شغلي به قدري سريع تغيير مي كند كه حتي شركت هاي بزرگي كه معروف به ابداع شغل هاي جديد هستند، جا مي مانند. بهترين فهرست مشاغل، موتورهاي جست وجو و اخبار روزانه است.
و بالاخره نكته چهارم اينكه آقاي مشاور در خط مقدم ذهن و رفتارش مسئوليت پذيرانه عمل كرد. كليد موفقيت او در نقش يك پزشك رايانه، قابل اعتمادبودنش بود. او مي گويد: مردم به اين دليل به من مراجعه مي كنند كه نه فقط مي توانم رايانه هايشان را درست كنم، بلكه من از آن آدم هايي هستم كه هيچ كس از حضورم در خانه اش نگران نمي شود .

چگونه شغل  فعلي مان را ابرشغل كنيم؟
براي اينكه شغل فعلي تان را به يك ابرشغل تبديل كنيد، لااقل بايد دو قدم برداريد:
قدم اول: شغل فعلي تان را تا جايي كه مي توانيد خودكار كنيد. با استفاده از كاغذ، اصلاح رويه ها يا هر ابتكار ديگري كه مي توانيد به خرج دهيد، بخشي از شغل تان را به رايانه بسپاريد. اين طوري در واقع از يك روبات مي خواهيد كه بيايد و شغلتان را تصاحب كند: تو استخدام شده اي و كاري كه از تو مي خواهم برايم انجام بدهي، اين است .
قدم دوم: جنبه هاي ابرانساني شغلتان را توسعه بدهيد. فهرست 5 مهارت اصلي و 3 مهارت كمكي را مرور كنيد و ببينيد در كدام جنبه از شغلتان مي توانيد خلاقيت بيشتري به كار بگيريد يا كشف كنيد كه چرا بعضي چيزها درست عمل نمي كنند يا تأثيرگذاري تان را از طريق ارتباطات مؤثر بيشتر كنيد. تصور كنيد كه مسئوليت پذيرتر شده ايد يا كيفيت مسئوليت هايتان را با دادن قول هاي شرافتمندانه  بالاتر برده ايد. طبيعي است كه ما همه مان نمي توانيم و قرار هم نيست كه پژوهشگر نانو بشويم. جهاني كه ما مي خواهيم و مي سازيم، براي همه  خُلق  و خوها و سليقه ها اتاقي دارد؛ هم براي آنها كه دوست دارند بيشتر از آنكه از مغزشان كار بكشند، با دست هايشان كار كنند، هم براي آنها كه از كار كردن با آدم هاي جديد، بيشتر از سر و كله زدن با ايده هاي جديد لذت مي برند. ابرشغل هاي آينده، همة اين تفاوت ها را دربرمي گيرند. حتي اگر شغلي كاملا ماشيني شود، متصدي آن در صورتي كه بخواهد مي تواند با استفاده از رويكرد دو گامي زير آن را از نو احيا كند؛ اين بار به صورت يك ابرشغل. اين وضعيت براي بسياري از كساني كه در مشاغل اداري و مالي و پشتيباني كار مي كنند، پيش  مي آيد و آنها اگر هوشمندانه عمل نكنند، ممكن است در آينده شغلشان را كاملا از دست بدهند.
در گام اول متصدي شغل بايد هماهنگ با جريان خودكارسازي پيش  برود و راه هايي پيدا كند كه با آن بشود كار را با زمان و تلاش كمتري انجام داد. او از اين طريق به مديريت سازمان يا شركت در خودكارسازي شغلي و بهره گيري از فنّاوري هاي پيشرفته كمك مي كند. در گام دوم نيز متصدي بايد از وقتش براي تقويت مهارت هاي ابرانساني اش استفاده كند. او بايد صميميت و سودمندي اش را براي مشتريان شركت تقويت كند و از مديرش بخواهد كه وظيفه ها و مسئوليت هاي بيشتري به او بسپارد. از قدرت اكتشاف و خلاقيتش براي حل مسائل پيچيده در كسب  و كار ياري بگيرد و تلاش كند تا راه حل هاي تازه تري ارائه دهد.
همة  مشاغل فعلي - از صندوق دار گرفته تا مديرعامل و از حسابدار گرفته تا جانورشناس - مي توانند روي نردبان ابرشغل بالاتر بروند. نوآوري ها بيشتر سراغ كساني مي روند كه اشتياق بيشتري به دگرگوني دارند؛ خود صاحبان مشاغل.

سه گانه ابرشغل
جهان در آينده به چه مشاغلي نياز خواهد داشت؟ اگر تلقي ما از شغل تنها يك ممرّ درآمد باشد كه شركت ها به وجود مي آورند و در آگهي ها اعلام مي كنند، به جواب هاي خوبي نخواهيم رسيد. بيشتر شركت هاي سنتي براي اينكه بتوانند در بازار رقابت جهاني باقي بمانند، بيش از آنكه به فكر ايجاد فرصت هاي شغلي جديد و مناسب براي من و شما باشند، بساط آنها را برخواهند چيد! اگرچه احتمالا ده ها ميليون شغل  جديدتر و بهتر پديد خواهد آمد، اما خالق آنها مطمئنا شركت ها نخواهند بود، بلكه خود افراد آن مشاغل را ايجاد مي كنند. آن مشاغل، شغل هايي نيستند كه كسي به شما پيشنهادشان كند، بلكه خودتان بايد اختراعشان كنيد؛ شغل هايي كه در آنها شما مسئله اي حياتي را حل مي كنيد يا كارهايي را انجام مي دهيد كه فقط شما شايستگي انجامش را داريد و ديگران در قبال آن به شما مزد خواهند داد. به طور مشخص در بعضي از حوزه ها از هم اكنون فرياد كمك خواهي براي ارائه راه حل با صداي بلند شنيده مي شود. اين حوزه ها درست همان جاهايي هستند كه در دنياي آينده، بيشترين شغل هاي باب روز را خواهند داشت:
ابرشغل ها در حوزه  انرژي: فعلا بيشتر انرژي مصرفي ما از نفت به دست مي آيد. اما نفت بالاخره روزي تمام خواهد شد. بسياري اعتقاد دارند توليد نفت جهاني همين حالا به اوج خود رسيده يا حداكثر تا 20 سال ديگر خواهد رسيد. در سال هاي آينده، قيمت نفت و تمام چيزهايي كه با آن به حركت درمي آيند يا ساخته مي شوند، بسيار بالا خواهد رفت. كمبود سوخت، همه  چيز را (از توليد گرفته تا تجارت و حمل  و نقل) مختل خواهد كرد، چه رسد به اقتصاد جهاني و ثبات سياسي. توكيو، سائوپائولو يا نيويورك را فقط يك هفته بدون برق، بدون حمل  و نقل و بدون ارتباطات تصور كنيد. اين اختلالات گسترده و گوناگون، نياز به مشاغلي مانند مشاغل پليسي، پزشكي، اورژانس و سربازي را تقويت خواهد كرد. نيازهايي هم هستند كه كمتر مشهودند، مثل مهار كردن انفجارها، اپيدمي ها و غارت هاي اراذل و اوباش و نتايج اجتماعي رواني ناشي از اين گونه مشكلات. برخي مشاغل موجود مانند پژوهشگري و دانشگري در زمينه  نانو يا مالكيت بانك ها و مؤسسات مالي  اعتباري نيز از تأثيرهاي منفي اين اختلال ها بركنار نخواهند ماند؛ چرا كه وقتي نفت نباشد، اينترنت هم نخواهد بود و جايي كه اينترنت نباشد، خيلي چيزهاي ديگر هم وجود نخواهد داشت.
يك زمينه  مهم كه مي توانيم در آن به دنبال ابرشغل هاي حساس و پولساز بگرديم، كمك به ترويج اقتصاد بدون نفت و شركت در تلاش هاي گسترده  بين المللي براي ايجاد اقتصاد جهاني بدون نفت و حركت به سوي انرژي هاي غيرنفتي است. انبوهي از ابرشغل ها در اين زمينة جديد صنعتي ظهور خواهند كرد. جدا از مشاركت مستقيم در كسب  و كار انرژي هاي جايگزين، يكي از اولويت هاي هر ابرشغل ديگر، پشتيباني مالي از كسب  و كارهاي ديگري است كه مي خواهند جهان را از شر نفت خلاص كنند و به انرژي هاي تجديدپذير برسانند.
ابرشغل ها در حوزه دستكاري مواد: تمام صنايع و عمده شغل هاي جديد به دستكاري مواد با استفاده از انرژي هدايت شده توسط موجودات زنده  هوشمند، نياز خواهد داشت. ابرشغل ها در حوزه  دستكاري مواد، به بركت پيشرفت علم، فنّاوري  و دانش عمومي با سه تغيير انقلابي پيش خواهند رفت:
۱ ـ ساختار دادن به ماده براي كار در سطوح ميكرو و نانو
۲ ـ ارتقاي وضعيت جسماني انسان
ابرشغل ها در حوزه  احياي انسان: براي اختراع يك ابرشغل و موفقيت در آن، بيشترمان بايد خودآگاه تر، هدفمندتر و شاداب تر از آني باشيم كه الان هستيم. ارتقاي سطح سرزندگي ديگران هم اكنون نيز يك حوزه   شغلي وسيع را تشكيل مي دهد و به نظر مي رسد كه در سال هاي آينده گسترش پيدا كند؛ چرا كه تقاضاي بسيار بالايي دارد. ارتقاي سرزندگي، همة اين حرفه ها را در برمي گيرد: آموزش، مربيگري، پرورش فرزندان و نوه ها، آموزش تعاليم معنوي، بازيگري در تئاتر و سينما، جامعه شناسي، روانشناسي و...
ارتقاي سرزندگي - اگر شغل اصلي نباشد - يك شغل جنبي براي هر ابرشغل ديگري خواهد بود؛ چرا كه سرزندگي براي بقاي هر واحد صنعتي، تجاري، آموزشي و... لازم است. ما آدم ها به خاطر چه چيز ديگري فراتر از امرار معاش، كار مي كنيم؟ به خاطر اين كه مي خواهيم امواج پي در پي شادي، ادراك، اكتشاف، نوآوري، فهم يا عشق را احساس و تجربه كنيم. همه ابرشغل ها از آموزش و مشاوره گرفته تا نمايش روحوضي، هدف مشتركي را دنبال مي كنند: كمك به ديگران براي ارتقاي توانمندي  هاي ابرانساني شان. اين كمك ها عبارتند از:
فهميدن چرايي ها از طريق اكتشاف
آفرينش ايده هاي نو از طريق خلاقيت
تأثيرگذاري مثبت بر ديگران، به كمك يك مجموعه  از مهارت هاي اجتماعي كه از شريك يابي و ارتباط تا مذاكره و رهبري را در بر مي گيرد
استفاده درست و به جا از بدن سالم خود و انجام كار از طريق فعاليت هاي گسترده اي چون باغباني، بازيگري، طبخ غذا و...
واضح است كه كمك به ديگران در ارتقاي مهارت هاي تكميلي شان نيز مهم خواهد بود:
مشاهده  دقيق، خوب گوش دادن به آنچه گفته مي شود و ابراز احساسات با گريه و خنده
گسترش قابليت هاي كلامي، نوشتاري و علامت گذاري هاي علمي
حساس  كردن ديگران به اصول و ارزش هاي بنيادين، شامل حساسيت هاي اخلاقي و مذهبي (همان قدر كه اغلب مردان به هتك حرمت نواميسشان حساسيت نشان مي دهند)
روي هم رفته، اسلوب عملكرد در هر ابرشغلي كه به احياي انسان مي پردازد، همين است: به ديگران كمك كن تا زنده تر، بيدارتر، تيزبين تر، حساس تر، داناتر، خردمندتر و بهتر از آنچه هستند باشند. وقتي اين اتفاق مي افتد، شما در يك لحظه مي توانيد آنچه را كه بايد، ببينيد؛ لبخندي كه يك آن بر چهره اي مي نشيند، گريه اي از ژرفاي وجود، رهاشدگي عضلات، نشستن با آرامش، راه رفتن با سينه ستبر و قامت برافراشته، شور شادمانه و عارفانه اي از احساس با هم بودن و نگاهي اميدوارانه به فردا. اگر ابرشغل اصلي شما در دسته سرزندگي بيشتر قرار نمي گيرد، شغل جنبي شما حتما بايد اين طور باشد. نكته اصلي در همه چيز، سرزندگي بيشتر است.

يك، دو، سه... حركت!
009684.jpg
براي كساني كه مي خواهند يك ابرشغل درست و حسابي را هدف بگيرند، پيروي از پنج توصيه زير پيشنهاد مي شود:
۱ تصميم بگيريد كدام يك از مهارت هاي ابرانساني تان (اكتشاف، خلاقيت، پياده سازي، تأثيرگذاري و فعاليت هاي بدني) بيشتر با شما جور درمي آيد. كارآموزي و خلق شغلتان را حول همين محور برنامه ريزي كنيد، نه روي يك تخصص سنتي مثل مهندسي شيمي يا ادبيات انگليسي. دانش تخصصي اگرچه هنوز مهم است، اما در مقابل مهارت هاي ابرانساني كه پايا و غيرقابل ماشيني شدن هستند، كم مي آورد.
۲ تعيين كنيد بر چه مأموريتي و در كدام يك از حوزه هاي سه گانه مي خواهيد تمركز كنيد؛ انرژي، دستكاري مواد يا احياي انسان؟ بايد حوزه اي را پيدا كنيد كه هم با علايقتان سازگار باشد، هم گره اي از مشكلات مشترك آدم ها باز كند. آنچه اهميت دارد، اين است كه شما بهترين و بيشترين سعي تان را به عمل بياوريد تا استعدادهايتان را در مسير درست به كار اندازيد.
۳ دستمزد مناسب  را در نظر بگيريد. اگر پول و درآمد برايتان مسئله باشد، احتمالا مجبور خواهيد شد بيشتر جست وجو و مذاكره كنيد، اما پول نبايد شما را از مأموريت اصلي تان (مشاركت در حل مشكلات مشترك بشريت) منحرف كند. تقريبا همه شغل ها - حتي پيش پاافتاده ترين آنها - مي توانند با تزريق انرژي ابرانساني، به حرفه اي ارضاكننده و ارزشمند تبديل شوند. اگر مي توانيد همزمان بر دو يا سه شغل متمركز شويد، از قالب هاي نامتعارف همكاري و مشاركت استفاده كنيد:
الف- با داشتن چند شغل، انعطاف پذيرتر شويد. خودتان را از هر فعاليتي كه مي تواند ماشيني  شود، خلاص كنيد و بعدش روي تقويت مهارت هاي ابرانساني تان تمركز كنيد. ابرشغل ها سريع تر از شغل هاي امروزي رايج مي شوند و سريع تر هم از رونق مي افتند. بهتر است كه مثل آچار فرانسه در همه  چيز استاد شويد و آن  را خودكار كنيد، بعد اگر شد برويد دنبال پيگيري هدف كلي تان.
ب - در تغييرات اجتماعي در سطوح ملي و بين المللي مشاركت كنيد. اقدام هاي فردي
- هر چند حياتي - در خلأ جواب نمي دهد. موفقيت شخصي و رفاه ما را از فروپاشي اجتماعي نجات نخواهد داد.

فهرست
نامه ها
فهرست
سينما تلويزيون
الاخراجيون مع الكيفيت العاليه
ميكي موس در راه 300
بازي در عصر پهلوانان
رويدادهفته
ورزشي
چقدر جوگير بودم من
شانس قهرماني 200 درصد!
شوراي شهر يا المپيك؟
امسال سال ماست
رويدادهفته
دختران رابين هود
با كامپوند مي زني يا ريكرو ؟
اگر تير نيندازم، زنده نمي مانم!
پهلوان مدرن!
سرمربيان برتر تاريخ كشتي ايران
ناكامي هاي حيدري
ركوردهاي بين المللي
هفت  هاي حيرت انگيز
كرنرو شهرت
بيتل پنجم
دو گل تاريخي كاپيتان مارول
فوتبالي از صميم قلب
اجتماعي
مركب طمع، شتابان تو را تا چشمه هلاك مي برد
زندگي
انصافت منو كشته
هنوز وقتش نشده
قيصر ، ريموند و بقيه
رويدادهفته
رازهاي سرزمين من
بار ديگر شهري كه ديده ايم
بد نيست بدانيد
همدان پايتخت مادها نيست
سينما
چه ده نمكي مي ساخت چه اسپيلبرگ!
ستاره هاي اخراجي
اولين نقش يك
بعد از سه سال
چه چيزي ستاره ها را مي كشد؟
مثل رنگ كردن هوا
هيچ وقت آشغال هايت را دور نريز
موسيقي
اين پنجاه نفر
استاد همه نسل ها
بلوزهايي با نقش باب
اين بيتل هاي نامرتب
روزها
گل، باران، گلوله
دوازده گل سرخ بر موهاي بلقيس
با سبز سفر كرديم
رويدادها
جهان كوچك
بولينگ براي ويرجينيا
قاتل تلويزيوني
يك داستان تارانتينويي
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  رازهاي سرزمين من  |  سينما  |  موسيقي  |
|  روزها  |  جهان كوچك  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |  سبك زندگي  |  گزارش  |
|  موفقيت  |  يادداشت  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |