شغل هاي سنتي در دنياي فردا بي اعتبار مي شوند و جاي خودشان را مي دهند به اَبَرشغل ها (Hyperjobs). براي موفقيت شغلي در دنياي آينده چه كاربايدكرد؟
ابرشغل هاي نوظهور
چندان بر مهارت هاي ماشيني متكي نخواهند بود و برعكس، متكي به مهارت هايي خواهند بود كه وراي فنّاوري هاي ديجيتال امروز (و شايد فردا) قرار دارند
ريچارد دبليو سامسون، نشريه فيوچريست-ترجمه: فرخنده ملكي فر
شغل هاي سنتي در دنياي فردا جاي خودشان را به اَ بَرشغل ها (Hyperjobs) مي دهند. اين پيش بيني آينده پژوهان است. آنها مي گويند به تدريج كه مشاغل سنتي از بين مي روند، ما براي اينكه باب بازار شويم و در اقتصادهاي اَبَرانساني موفق باشيم، ناچاريم مهارت هايي كسب كنيم كه قابل ماشيني شدن نباشد.
شغل هاي سنتي يعني مشاغل كارمندي و كارگري كه در ازاي دريافت دستمزد انجام مي شوند، دير يا زود روزگارشان به سر مي رسد و گونه هاي جديدتر و بهتري از شغل ها ايجاد مي شوند؛ اَبَرشغل ها.
ابرشغل ها گونه هاي كاملا جديدي در بازار كار هستند كه مهارت هاي منحصربه فرد و غيرقابل ماشيني شدن را در افراد تقويت مي كنند. فنّاوري (يا همان تكنولوژي) ذاتا قاتل مشاغل است. منشي هاي پاسخ گوي تلفن (در مراكزي مانند 118) با سامانه هاي تشخيص صدا و پاسخگويي فوري، جا را براي كارمندان تنگ مي كنند. وظايف مديران مياني نيز كم كم با نرم افزارهايي جايگزين مي شود كه روز به روز پيچيده تر و دقيق تر مي شوند. حتي فكري ترين و فني ترين شغل ها (مثلا تدريس در دانشگاه) نيز براي قرباني شدن، در فهرست انتظارند. دانشگاه هاي فقير، هزينه تدريس استادان را با استفاده از برنامه هاي آموزش از راه دور، پايين مي آورند. به زودي سامانه هاي آموزشي تمام رايانه اي نيز در بعضي از حوزه ها از راه مي رسد. رفتن به سمت ابرشغل ها اجتناب ناپذير است.
ابرشغل ها چه ويژگي هايي دارند؟
ويژگي اصلي يك ابرشغل اين است كه كننده اش بايد زنده باشد و زنده عمل كند، يعني شعور داشته باشد و نسبت به شعورش خودآگاهي داشته باشد. اگر مثل يك روبات كار كنيم، ريسك جايگزين شدن با روبات را پذيرفته ايم.
اين دو شغل را در نظر بگيريد: جراح و پرستار. در حال حاضر روباتي به اسم پِنه لوپه وجود دارد كه در مواقع اضطراري مي تواند جاي يك پرستار كمكي عمل كند؛ يعني در اتاق عمل به صدايي كه تقاضاي پنس يا گاز استريل مي كند، پاسخ دهد. اين دستگاه در سال 2005 در يكي از بيمارستان هاي نيويورك با موفقيت آزمايش شد. روبات پنه لوپه با مجهز بودن به سامانه تشخيص صدا و بازوهاي سريع و برنامه نويسي پيشرفته، به راحتي مي تواند بدون هيچ گونه هوشياري، وظايف پرستار كمكي را انجام بدهد. حتي كارهاي جراح نيز هوشياري چنداني نمي خواهد. يك جراحي ساده را در نظر بگيريد كه پيشامدهاي نامطلوبي كه ممكن است حين آن به وجود بيايند، پيش بيني شده باشد. روبات ها متداول ترين جراحان دنياي آينده خواهند بود و ما از امروز مي توانيم نشانه هاي آن را ببينيم؛ بازوهاي روباتيك پا به دنياي جراحي گذاشته اند و به وسيله جراحاني كه كيلومترها دورتر نشسته اند، كنترل مي شوند.
ابرشغل هاي نوظهور چندان بر مهارت هاي ماشيني متكي نخواهند بود و بر عكس، متكي به مهارت هايي خواهند بود كه وراي فنّاوري هاي ديجيتال امروز (و شايد فردا) قرار دارند. ابرشغل ها بر پاية 5 مهارت زنده و 3 مهارت كمكي بنا خواهند شد. مهارت هاي زنده عبارتند از:
۱ اكتشاف: پيدا كردن چرايي هاي علم، زندگي و كسب و كار.
۲ خلاقيت: شكل دادن به چيزهاي نو در ذهن.
۳ پياده سازي: اجراي تفكر خلاق در دنياي واقعي.
۴ تأثيرگذاري: تعامل با ديگران در جهت الهام بخشي، جهت دهي و توانمندسازي آنان.
۵ فعاليت هاي بدني: تعامل هوشيارانه با ابزارها يا بدن.
و اما آن 3 مهارت كمكي كه قرار است اين 5 مهارت زنده را تقويت كنند، عبارتند از:
۱ مهارت هاي ذهني پايه: ادراك، توان طبقه بندي و ابراز احساسات.
۲ تفكر نمادين و تفسير: زبان، رياضيات و نشانه هاي علمي.
۳ مسئوليت پذيري: هوشياري جهاني، اخلاق و درك مذهبي.
موفقيت شغلي در هزاره جديد به اين بستگي خواهد داشت كه افراد، زمينه هاي يادگيري شان را از حوزه هايي كه فنّاوري الكترونيك بهتر از پسشان برمي آيد، به زمينه هايي منتقل كنند كه انسان خودآگاه در آن زمينه ها قوي تر عمل مي كند.
صاحبان ابرشغل ها احتمالا بيشتر وقتشان را به كارهايي اختصاص خواهند داد كه در گذشته صرفا براي آدم هاي غيرمتعارفي مثل لئوناردو داوينچي و بنجامين فرانكلين به عنوان كار شناخته مي شد. آنها بيشتر و عميق تر از ديگران به آري هاي اكتشاف، چرا نه؟ هاي خلاقيت و يافتم، يافتم هاي ارشميدسي، روي خوش نشان خواهند داد. آدم هايي كه به ابرشغل ها رومي آورند، بيشتر و عميق تر از ديگران با مردم ارتباط برقرار مي كنند و در اهداف مشترك بهتر و جامع تري مشاركت مي كنند.