مواظب باش!
برنامه اي براي رانندگي بهتر
خوب، بد، زشت (دوشنبه / 17:00 / شبكه۳)
آن اوايل اگر كسي نمي دانست ماجراي اين برنامه چيست و فقط زيرنويس آن را از شبكه۳ مي ديد، فكر مي كرد شبكه مي خواهد فيلم خوب، بد، زشت را نشان بدهد؛ همان فيلمي كه كلينت ايستوود در آن به زمين و زمان تير مي انداخت. اما در راستاي اينكه يك اسم خوب را مي شود روي برنامه هاي مختلف گذاشت، اسم خوب، بد، زشت روي ويژه برنامه راهنمايي و رانندگي گذاشته شده.
اين برنامه كه از عيد روي آنتن رفت، با اجراي يكي از برادران حسيني پخش مي شود و قسمت هاي مختلفي را در عرض نيم ساعت دارد كه خيلي متنوع است. در يك قسمت دوربين مخفي است و همان اول پليس براي يك اتومبيل، صدهزار تومان كنار مي گذارد، بعد يواشكي او را تعقيب مي كند و هر خطايي كه مي كند از آن صد هزار تومان كم مي كند و آخر سر هر چي مي ماند را به راننده مي دهد. در بخش ديگر عروسك هاي انيميشن هاي راهنمايي و رانندگي مثل بهاره حاضرند و سعي مي كنند روي بچه كوچك ها تأثير بگذارند. مصاحبه با مسئولان و رانندگان هم از بخش هاي ديگر خوب، بد، زشت است كه مصاحبه با مردم و راننده ها خيلي جذاب و شنيدني تر است.
خانم ناوارو
سريال پليسي فرانسوي
كميسر لسكو (جمعه / 22:00 / شبكه۱ - تكرار: شنبه / 14:00)
تا مي گوييم سريال پليسي فرانسوي، ياد ناوارو مي افتيم؛ سريالي كه هر قسمتش از خيلي فيلم هاي سينمايي هم جذاب تر بود. يك پليس هيكلي كه در محل كارش با همكارهاي رنگارنگش رفيق بود و در خانه هم، همبازي تنها دخترش و يك پدر نمونه. تداخل فضاي جدي و كميك از ناوارو، خاطره ماندگاري برايمان به جا گذاشته. حالا بعد از چند سال و بعد از آن تجربة عالي دوباره شبكة اول، سراغ سريال هاي پليسي فرانسوي رفته. سريال كميسر ژولي لسكو، ماجراي كميسر زني به همين نام است كه مثل ناوارو در محيط كارش چند تا همكار دارد كه البته هيچ كدامشان به پختگي و بامزگي دوستان ناوارو نيستند و در خانه هم يك پسر كوچك دارد؛ برعكس ناوارو. سعي شده تا جايي كه مي شود همزمان ما شناخت بيشتري از محيط كار و زندگي لسكو پيدا كنيم.
جنگ از نوع سينايي
قصه اي جديد از دل دفاع مقدس
مثل يك قصه(پنجشنبه/۱۶:30/ سينما تك)
در آغاز تجاوز عراق به ايران، يك افسر مجروح و دو سرباز جوان عراقي راه گم مي كنند و در داخل خاك ايران به دنبال سرپناهي مي گردند؛ كلبه اي را مي يابند كه در آن پيرمردي كه خادم يك امامزاده است، با همسر و نوه اش زندگي مي كنند. پسر پيرمرد به جبهه رفته است. 3 عراقي به داخل كلبه مي روند. افسر عراقي با پيرمرد ميزبان و نوه اش رفتاري بسيار نامتعادل و خشن دارد، اما يكي از سربازهاي عراقي معتقد است كه جنگ جنگ است، اما خارج از ميدان جنگ مي توان رفتاري انساني داشت. ميان سرباز جوان و نوة نوجوان پيرمرد، دوستي ناگفته اي شكل مي گيرد...
سينايي بعد از فيلم نيمه مستند گفت وگو با سايه (دربارة زندگي و افكار صادق هدايت) كه 2 سال پيش در بخش خارج از مسابقة جشنواره به نمايش درآمد، اوايل سال قبل مقدمات ساخت اين فيلم را آماده كرد كه داستانش را مدت ها در ذهن داشت و نوشته بود. طرح مثل يك قصه در اوايل دهة 60 نوشته شده، اما به دليل شرايط خاص آن زمان، براي ساخت ارائه نشده بود تا امسال كه با پيدا كردن تهيه كننده، امكان ساختش فراهم شد. سينايي فيلمش را در بوشهر ساخته و در آن از بازيگر شناخته شده اي استفاده نكرده است. شنيده ها از رضايت نسبي سازندگان حكايت مي كند، هر چند دربارة رسيدن دوباره سينايي به اوج و ساختن فيلم هايي چون عروس آتش شايد بايد بيشتر صبر كرد.
فرشتة مرگ
داستان جالب كويري
آدم (شنبه/ 16:30/ سينما تك)
داستان فيلم بامزه است؛ در روستايي به نام عيش آباد در خراسان كه همة اهالي آن نوازنده هستند، 20 سال است كه هيچ مرگي گزارش نشده تا اينكه زني مرموز وارد روستا مي شود و دنبال مردي به نام آدم مي گردد كه خيلي شاد و خوشحال است. او آدم را پيدا مي كند و با خودش مي برد. كل فضا پر از استعاره است. به غير از اين، فضايي كه داستان روايت مي شود، جاي تقريبا بكري است كه سينماگرهاي ما زياد سراغش نرفته اند. ما عادت كرده ايم روستاها در فيلم ها وسط جنگل و دشت سرسبز باشد، نه وسط شن هاي روان. ضمن اينكه اصالت خراساني كارگردان هم در درآوردن صحنه ها مؤثر بوده. آدم مثل نامش فيلم جمع و جوري است كه در 77 دقيقه جمع شده، اما در همين مدت هم فيلم در برخي لحظات كش آمده و پايان آن هم يك جوري است كه آدم، آدم را پا در هوا مي گذارد! البته از يك فيلم پر از استعاره و فانتزي اي مثل آدم، چيزي جز اين انتظار نمي رود. آدم با اينكه اولين فيلم كاهاني است، اما بازيگرهاي خوبي مثل مهتاب كرامتي، حامد بهداد و فرشته صدرعرفايي در آن بازي مي كنند. اما به هر حال آدم فيلم خاصي است.
مردي كه بزرگ نمي شود
قناد بدون قلقلي
فيتيله جمعه تعطيله (جمعه/ 9:00/ شبكه 2)
از موقعي كه يادمان مي آيد مجيد قناد با قلقلي در برنامة كودك شبكه۲ بود. كلي باهاش حال مي كرديم و مي خنديديم. حالا كه بزرگ تر شده ايم او هنوز در برنامة كودك است و دارد خواهر و برادر كوچك تر يا احيانا بچه هايمان را سرگرم مي كند. حالا او مدت هاست صبح هاي جمعه برنامه دارد. در كنار قناد كه مثل هميشه نقش مجري و پنددهنده را دارد، 3 بازيگر بامزه هم با او همكاري مي كنند كه در ابتداي فيتيله جمعه تعطيله با لباس هايي شاد از داخل صندوقي قديمي بيرون مي آيند؛ محمد مسلمي، علي فروتن و حميد گلي كه قبلا هم در سريال عكاسخانه بازي هاي جدي شان را ديده ايم و واقعا اين كاره اند و بار اصلي كار به عهدة آنهاست. آنها در برنامه همه كار مي كنند؛ شعر مي خوانند، نمايش اجرا مي كنند و هر جنگولك بازي اي كه بچه ها را خوشحال كند انجام مي دهند. لابه لاي كارهايشان هم قناد مي آيد و مسابقه هاي جورواجور برگزار مي كند؛ تعدادي از مسابقه ها تلفني است و تعدادي هم با حضور بچه هايي كه دور تا دور نشسته اند برگزار مي شود.
احسان ناظم بكايي- سعيد جعفريان