در حاشيه برنامه هاي روز جمعه، با چند نفر از بچه هايي كه لباس ستاره شناس ها را پوشيده بودند و آمده بودند كنار مردم، گفت وگو كرديم. خواندنش شايد جالب باشد.
خواجه نصير
اميرمحمد گميني دانشجوي تاريخ علم (گرايش نجوم) دانشگاه تهران است و البته علاوه بر اينها دانش آموخته رصدخانه زعفرانيه هم هست؛ شده خواجه نصيرالدين توسي و از ابزارهايي كه ساخته و رصدخانه مراغه مي گويد.
چطور با فعاليت هاي روز نجوم آشنا شديد؟
من از بچگي درحال انجام فعاليت نجومي بودم تا همين لحظه كه در خدمت شما هستم. روزهاي زيادي از عمرم صرف رصد آسمان شده و با اين برنامه هم از طريق دوستانم آشنا شدم.
خودتان خواستيد خواجه نصير باشيد؟
من از قبل تعدادي ماكت از ابزارهاي خواجه نصير ساخته بودم كه مدام با خودم همه جا مي بردم و به همه نشان مي دادم. حالا هم ديدم موقعيت مناسبي است كه بتوانم خواجه نصير را معرفي كنم.
چه چيزي به شما انگيزه انجام اين كار را داد؟
ما از بچگي از استادهايمان يادگرفتيم كه هر چقدر به نجوم علاقمنديم، بايد به ديگران هم ياد بدهيم و آنها را هم با زيبايي هاي علوم نجوم آشنا كنيم.
كپلر
صابر ميرزايي فارغ التحصيل رشته مهندسي هوا ـ فضا از دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم تحقيقات، در نقش كپلر آنقدر واقعي برايت حرف مي زند كه باور مي كني خود كپلر دارد برايت از كارها و فعاليت هايش مي گويد.
اين شخصيت را خودتان دوست داشتيد يا به تان پيشنهاد شد؟
چون پروژة ليسانسم در همين مورد بود و اطلاعات شخصي داشتم و كتاب هاي زيادي خوانده بودم، اين دانشمند را انتخاب كردم.
از صبح مدام يك سري حرف ها را تكرار مي كنيد. اين خسته كننده نبوده؟
نه، اتفاقا خوشحالم كه با اين كارم گامي در جهت بالا بردن اطلاعات علمي مردم كشورم برمي دارم.
معمولا چه سؤال هايي از شما مي پرسيدند؟
مثلا مي پرسيدند كه چطور متوجه شدي كه مسير حركت سياره ها بيضي است و دايره بودن را رد كرديد؟
شما جلو اين سؤالات كم نياورديد؟
چرا. هرچي را كه بلد نبودم مي گفتم كه بلد نيستم.
تيكو براهه
دانيال صديقي مهندس معمار دانشگاه شهيد رجايي است كه آمده اينجا و شده تيكو براهه. اولين بار است كه براي روز نجوم كار مي كند و لباس دانماركي هاي آن زمان را پوشيده و دور درياچه مدام دور مي زند.
مهندس معمار اينجا چه كار مي كند؟
(باخنده) از بدروزگار! اما واقعا علاقه بوده.
شما هم لابد قرار بود كه يك شخصيت ديگر باشيد و نشد؟!
بله، اول قرار بود كه نيوتن باشم اما بعد نشد و من هم سعي كردم خودم را تطبيق بدهم.
چقدر در مورد اين شخصيت مطالعه كرديد؟
تقريبا از يك هفته قبل از روي سايت ها و كتاب ها مطالعه مي كردم.
اين تكرار خسته كننده نبوده؟
همين كه بچه هاي كوچك و هم سن و سال هايم را مي بينم، ترغيب مي شوم و به نوعي احساس مسئوليت مي كنم. همين الان هم زانوهايم درد مي كند اما مي گويم كه شايد اين توضيحات به درد حتي يك نفر بخورد و برايش الگو باشد.
بطلميوس
سپهر فتحي دانشجوي فيزيك دانشگاه علوم و تحقيقات، عضو انجمن نجوم دانشگاهشان براي اولين بار در اين برنامه حضور دارد و در لباس بطلميوس از اعتقادات آن زمان ها مي گويد:
چرا بطلميوس؟
نمي دانم. فكر كردم كه اين شخصيت به من مي آيد، البته اول مي خواستم كه كپلر باشم، اما نشد ديگر.
بيشتر چي از شما مي پرسيدند؟
مثلا مي پرسيدند كه چرا آن موقع اعتقاد بر اين بوده كه زمين مركز دنياست؟
حالا چرا اين اعتقاد بوده؟
چون فكر مي كردند زمين به عنوان يك مكان مقدس كه انسان يا خدايان در آن زندگي مي كنند، بايد جايي باشد كه دنيا طوافش كند و دورش بگردد!
به نظر شما اين كار و اين سؤال و جواب ها نتيجه اي هم دارد؟
اين يعني انتقال اطلاعات و خيلي خوب است.