فراري ها را مي گيرند
پايان خدمت نداري؟ برو گاراژ
هفته پيش از قول سردار كارگر دربارة برخورد با فراري هاي سربازي نوشتيم. اما حالا بشنويد از نسخة جديد اين ماجرا.
(به سبك برنامه كنترل نامحسوس )
افسر پليس در كنار يك ماتيز سبز رنگ در حال صحبت با راننده است.
-گواهينامه لطفا؟ (تقديم مي شود.)
-كارت ماشين؟ (تقديم مي شود.)
- بيمه نامه؟ (تقديم مي شود.)
- بسيار خب، لطفا كارت پايان خدمت تون را هم محبت كنيد.
- بله؟
- كارت پايان خدمت را عرض كردم.
- (راننده سرخ و سفيد مي شود. دست و پايش را گم مي كند و به تته پته مي افتد.) والله جناب سروان...اين سال ها مشكلات شخصي توفيق نداده به خدمت زير پرچم برسيم.
- اشكالي نداره. جناب سروان احمدي! ايشون را به اولين پاركينگ معاونت وظيفه عمومي تحويل بديد تا تكليف خدمت شون مشخص بشه.
ها؟ چي شد؟ گرخيديد؟ يادتان نبود طبق قانون، پليس مي تواند در هر جايي تقاضاي كارت پايان خدمت كند و چنين صحنه اي را به عالم واقع بياورد؟ البته سردار احمدي مقدم لطف كرده و گفته اند هنوز بنا ندارند از اين امكان استفاده كنند. همان اطلاع رساني و اقدامات فرهنگي را ترجيح مي دهند. شما هم تا كار به جاهاي باريك تر نكشيده، برويد مثل بچه آدم دفترچه بگيريد و خودتان را معرفي كنيد. مرگ كه نيست، فوقش سه ماه اضاف مي خوريد! عوضش مرد زندگي مي شويدها!
و اما ايدز...
كاش همه مثل بهروز بودند
اي مهتاب كرامتي! اي لوئيز فيگو! اي آخرين ستاره شب ! اي بيگانه اي در ميان ما و اي ساير سريال ها و برنامه هاي راديو تلويزيوني كه درباره ايدز هستيد! چه نشسته ايد كه اين بيماري هنوز در كشور ما قرص و محكم به شغل نه چندان شريف خانمان براندازي اشتغال دارد. متاسفانه همه هم مثل بهروز شوكت خوش شانس نيستند كه توهم ايدز بزنند و بعد از يك دوره كوتاه ضعف و پيري و سستي، سرحال و قبراق بروند سراغ نسرين و بهار زندگي شان را جشن بگيرند. خيلي ها توهمشان به واقعيت مي پيوندد و به خاك سياه مي نشينند؛ از جمله 14 هزار و 544نفري كه به شهادت رئيس اداره ايدز وزارت بهداشت تا اول فروردين۸۶ ، به عنوان مبتلاي ايدز شناسايي شده و به ثبت رسيده اند. از اين تعداد، 928 نفر در فاز بيماري بوده و 1827 نفر نيز به سراي باقي شتافته اند. تازه اين آمار رسمي است. كارشناسان آمار واقعي را 70 هزار نفر تخمين مي زنند. تنها نكته اميدبخش ماجرا (همان نيمه پر ليوان) اين است كه 66 درصد مبتلايان تزريقي بوده اند و فقط 7 درصدشان از طريق جنسي ايدز گرفته اند. يعني ما هنوز آن قدرها هم بي حيا نشد ه ايم. البته تاكيد مي كنيم، به شهادت آمار رسمي وزارت بهداشت.
|
|
|
وام ازدواج شهرداري تعطيل شد
دو دره بازي در زوج هاي جوان
خدايي آدم نبايد نمك بخورد، آن وقت احيانا نمكدانش را بشكند. يا خداي نكرده دلش به حال جوان هاي دم بخت نسوزد. يك آدم منصف بايد متوجه باشد كه اگر روزي رفت و از شهرداري وام ازدواج گرفت كه كارش راه بيفتد، بايد قسطش را هم بدهد وگرنه اينكه خودش به دردسر مي افتد كه هيچ، شهرداري هم ديگر قيد وام دادن به زوج هاي جوان را مي زند. معاون مالي و اداري شهرداري تهران، بعد از اين كه خيال همه را راحت كرده كه ديگر خبري از وام به زوج ها نيست، دو تا دليل عمده براي اين مسأله آورده؛ اول اينكه نزديك به 80 درصد اقساط وام هاي قبلي بازپرداخت نشده و دوم اينكه خود شهرداري براي جمع و جور كردن پروژه هايش نياز به وام دارد.
تا حالا به 260 هزار ثبت نام كننده، وام پرداخت شده و 10 ميليارد تومان هم در بودجه سال 86 شهرداري براي انجام تعهدات به ثبت نام كنندگان قبلي پيش بيني شده است.
اما اين طور كه حسين پورزرندي گفته، ديگر قرار نيست به همه زوج هاي جوان وام بدهند. مي ماند آن هايي كه با رعايت شاخص عدالت محوري، مستحق وام هستند و قشر آسيب پذير به حساب مي آيند. حالا هي قسط بانك ها را هم ندهيد. يك دفعه ديدي وام بانك مسكن هم تعطيل شد.
مشروبات تقلبي و مرگ۲۱نفر
عزرائيل در قالب زهرماري
خدا وكيلي فكر مي كنيد سوي شراب شدن ، جز اولش شر و آخر آب شدن حاصل ديگري دارد؟ دين و بخردي خود را به او مي دهيد و عوضش ديوي و ددي (با ددي نقطه چين اشتباه نشود!) عايدتان مي شود. واقعا اين معامله ارزشش را دارد؟ تازه اين ها مال زمان مرحوم سنايي غزنوي بود كه به قول خبرگزاري بازتاب، مشروب الكلي دست ساز موسوم به سگي ، بين خلق الله توزيع نمي شد. الان كه مشكلات مصرف مشروب مسموم هم شده قوز بالا قوز. به تاييد خبرگزاري فارس، سيزده به در امسال، 125 نفر آدم عياش الواط از خدا بي خبر در يك شهرستان، در اثر سرازير كردن يك محموله نجسي دست ساز مسموم به خندق بلا، در چنگال نحسي سيزده گرفتار آمده اند و كارشان به بيمارستان كشيده. از اين عده، 21 نفر دارفاني را وداع گفته اند و ظاهرا بعضي ها هم براي هميشه از نعمت بينايي محروم شده اند. پرونده البته 19 شاكي دارد كه به موجب آن 24 نفر را بازداشت كرده اند. در همين راستا سرهنگ بيات از مركز مطالعات معاونت اجتماعي ناجا نسبت به ازدياد توليد، توزيع و مصرف الكل سفيد در داروخانه ها هشدار داد. لابد مي دانيد كه اين الكل ها را در اصل براي ضد عفوني كردن ناف بچه مي سازند، نه كار ديگر. ايشان همچنين گفت: كه در سال 84، 500 كارگاه توليد مشروب دست ساز به همراه 5/1 ميليون بطر قوطي مشروب كشف و نابود شده است.
|
|
|
خبرخوش سازمان سنجش
هل ندهيد؛ براي همه جا هست
مي فرمايد: چو ايزد ز حكمت ببندد دري و اين صحبت ها. منظور؟ منظور اين كه حالتان گرفته است و دپ زديد، اين خبر را هم بخوانيد باشد كه از پريشاني درآييد و مجموع شويد.
خبر مي گويد كه در سال جاري ظرفيت پذيرش كنكور 20 درصد زياد مي شود. يعني اگر پارسال در همه دوره هاي روزانه، شبانه، غيرانتفاعي، پيام نور و غيره مجموعا 400 هزار نفر قبول شدند، امسال اين عدد به 450 تا 500 هزار نفر خواهد رسيد.
خوشحال شديد؟ الهي شكر. ضمن آن كه 30 هزار نفر هم در آزمون ارشد قبول مي شوند كه 6 هزار نفر بيشتر از سال قبل است.
راستي گفتيم ارشد، يادمان آمد كه دكتر توكلي اعلام كرده كه آزمون ارشد امسال در تعطيلات بين دو ترم در بهمن ماه برگزار مي شود. قرار است با اين تير دو نشان زده شود: هم آرامش داوطلبان بيشتر باشد، هم امكانات دانشگاه ها براي برگزاري آزمون آماده تر. ثبت نام اين آزمون هم از آبان شروع مي شود.
بحث بر سر سد سيوند ادامه دارد
آب بريزيم يا نه بالاخره؟
محسن نامجو در جايي از ترانه مرد جان به لب رسيده مي گويد: ملت تو ما شديم كورش والا . و در اين سخن معاني بسيار است، از جمله اين كه آدم نمي داند قسم حضرت عباس (محكوميت و اعتراض شديد دولتمردان كشور به نشان دادن تصوير جعلي و غيرانساني مردمان ايران زمين زمان خشايارشا در 300 ) را باور كند يا دم خروس (آبگيري سد سيوند و در نتيجه زير آب رفتن مقبره كورش كبير، جد بزرگوار همان آقاي خشايارشا) را؟
دبير علمي كميته استرداد اموال فرهنگي تاريخي ايران (به اين مي گويند سازمان عريض و طويل!) كه زيرمجموعه سازمان ميراث فرهنگي است در يك اظهارنظر كوبنده و دندان شكن گفته: وقتي سد خوزستان را آبگيري كردند، كلي اثر تاريخي مهم تر از دشت پاسارگاد زير آب رفت، مثل شوش كه چند هزار سال تمدن عيلامي تويش خوابيده بود. چرا آن موقع صداي كسي درنيامد؟ ايشان تصريح كرده كه نگاه ما به آثار تاريخي نه عقلاني، بلكه احساسي است. در واقع رويش نشده بگويد جو گيريم. آخرش هم گفته بررسي اثرات منفي آبگيري سد سيوند كاملا فني است و جز متخصصان امر كسي نمي تواند در موردشان اظهارنظر كند.
برنگردي مي فروشند
دردسرهاي فرار يك مغز
فكر كرديد به همين راحتي مي توانيد سر دولت مهرورز را كلاه بگذاريد؟ بورسيه دولت شويد و برويد آن ور آب چند صباحي به خرج بيت المال بخوريد و بخوابيد و درس بخوانيد، بعدش هم كه درستان تمام شد گردن كلفت كنيد كه: من ايران برگرد نيستم و مي خواهم فرار مغزها شوم و اين جا بمانم و به همنوعان فرنگي ام خدمت كنم؟ به همين شلي؟ بعد هم دولت دست روي دست مي گذارد و بربر نگاهتان مي كند و به خاطر خنجري كه از پشت خورده افسوس مي خورد و آه مي كشد كه: بروتوس! تو هم؟! نه آقاجان! مثل اين كه آن وثيقه اي كه موقع رفتن گرو گذاشته بوديد، يادتان رفته. از آن جا كه دولت براي هر كدام از شما عزيزان 120 ميليون تومان هزينه مي كند، اگر برنگشتيد اول با زبان خوش به تان اخطار مي كند كه بيا و قرضت را بده. اگر داديد كه هيچ، وگرنه وثيقه را مي فروشد و پولش را مي ريزد به خزانه. براي اين كه خيالتان تخت تخت شود كه قضيه شوخي بردار نيست، عرض مي شود كه به گفته معاون حقوقي و پشتيباني وزارت علوم، فقط در سال گذشته 7ميليارد تومان از محل فروش همين وثيقه ها به خزانه واريز شده است. چي شد؟ فشارتان افتاد؟ آب قند بدهم خدمتتان؟
جمعيت امام علي و يك پروژه جديد
فرزندان مهر
جمعيت امام علي را كه يادتان هست؟ همان گروه دانشجويي كه كارهاي خيريه مي كنند. آن ها حالا در آخرين پروژه شان رفته اند سراغ برنامه هاي هنري. عنوان آخرين برنامه اين گروه هست جشنواره فرزندان مهر . جريان از اين قرار است كه اين جشنواره، يك جشنواره فيلم و تئاتر كوتاه است و خب، چون برگزاركننده آن، جايي مثل جمعيت امام علي است طبعا زمينه اش بايد درباره معضلات اجتماعي باشد. جشنواره قرار است در سه زمينه كودك، دانشجويي و حرفه اي برگزار شود. هر كس هم كه پايه شركت در آن باشد بايد تا 15 ارديبهشت آثارش را براي دبيرخانه بفرستد. اين هم آدرسشان: خيابان مولوي، نرسيده به حافظ، خيابان قاسمي، كوچه عاطفه پور، پلاك 82.
ام اسي ها به نبودن دارو اعتراض كردند
گذاشته بوديم، براي روز مبادا
آدميزاد علاوه بر انرژي هسته اي، حقوق مسلم ديگري نيز دارد؛ به خصوص اگر خداي نكرده دچار بيماري سهمگين و ناگوار ام اس باشد. از جمله حقوق مسلم يك بيمار ام اسي، برخورداري كامل و كافي از داروي بتافرون (يا ديگر داروهاي بتا اينتر فرون شامل آونكس و رييف ) مي باشد. (اطلاعات علمي را حال مي كنيد؟!)
حالا اگر بيماري را از اين حق مسلم خود محروم كنند، چه مي شود؟ هيچي. يك شنبه بيست و ششم فروردين بلند مي شود با ديگر بيماران محروم از داروي بتافرون مي روند جلوي داروخانه هلال احمر تجمع مي كنند و خيابان طالقاني را بند مي آورند. مسؤولين وزارت بهداشت هم كه مساله را مي بينند، از سر دلسوزي يا احساس وظيفه يا وجدان درد يا هر چيز ديگر، فوري وانت خبر مي كنند و كارتن كارتن، 6 هزار تا آمپول بتافرون را كه براي روز مبادا نگه داشته بودند، جاساز مي كنند عقب اش و مي فرستند داروخانه كه اين بندگان خدا بيش از اين رنج نكشند. تجمع كنندگان دارويشان را كه گرفتند، رفتند پي كار و زندگي شان و به اين ترتيب خيابان طالقاني باز شد. (به اين مي گويند پايان باز خبري .) البته بايد اين اطمينان را از قول مسؤولين به شما بدهيم كه علت كمبود بتافرون ربطي به ناصرخسرو و قاچاق دارو ندارد و فقط تاثير رواني ناشي از جديد بودن دارو، باعث گرايش بيش از حد ملت به آن شده است.