خانم دكتر
تكرار سريالي جذاب
پزشك دهكده (هر روز / 01:30 / شبكه 2)
واقعا مي ارزد بنشينيم و تا ساعت يك شب، منتظر اين سريال باشيم. هر چند خيلي ها اين موقع، تازه اول شبشان است.تمام شخصيت هاي سريال دوست داشتني هستند؛ از دكتر سرسخت مايكلاكويشن تا سالي سرخ پوست تاجيك و پدر برايان و حتي ابرسفيد. در هر قسمت اتفاقي مي افتد كه پوز مخالف هاي دكتر مي خورد و همان مثلا سرعقل مي آيند، اما قسمت بعدي دوباره همان آش و همان كاسه؛ مخالفت شروع مي شود. به غير از داستان ها و فيلم نامه قوي، چيزي كه پزشك دهكده را براي ما جذاب تر مي كند، دوبله قوي كار است. زهرة شكوفنده در نقش مايكلا و سعيد مظفري در نقش سالي در كنار دوبلورهاي قوي اي مثل منوچهروالي زاده، پزشك دهكده را به يكي از ماندگارترين آثار دوبله تبديل كرده. در تكرار دوباره سريال در تيتراژ پاياني، اسامي دوبلورها و شخصيت هايي كه به جاي آن ها حرف زده اند را هم مي نويسند كه كار جالبي است.) چيز ديگري كه در دوباره ديدن پزشك دهكده وجود دارد اين است كه مي توانيم دوباره سير تكامل شخصيت ها، داستان ها و حتي بازيگرها را هم ببينيم و بزرگ شدن و پير شدنشان را لمس كنيم؛ اتفاقي كه در كمتر سريالي مي افتد.تكرار پزشك دهكده اگر در ساعت هاي پرمخاطب و معمولي هم پخش مي شد، هنوز هم مي توانست پربيننده ترين سريال شبكه 2 باشد.
منوي متنوع
برنامه سحرخيزها
صبحانه (هر روز/ 6:00/ شبكه 5)
اگر آدم سحرخيزي باشيد، صبح ها تلويزيون برنامه هاي خوبي دارد. به جز مردم ايران سلام شبكه،۲ شبكه پنجمي ها هم برنامه مفصلي دارند كه به ديدنش مي ارزد و در حقيقت مجموعه اي از همه چيز است و يك صبحانه كامل با تمام مخلفات؛ از شير مرغ تا جان آدميزاد. در صبحانه كارتون هاي جورواجور و جديد و قديم پخش مي شود تا بچه ها قبل از رفتن به مدرسه آن ها را ببينند. ديدني ها و تصاويري از حيات وحش - راز بقاي خودمان - در كنار موسيقي و آهنگ كه جزء لاينفك اين جور برنامه هاست، در منوي صبحانه وجود دارد. اما شايد بامزه ترين و منحصر به فردترين بخش صبحانه، نمايش تصاويري از زندگي و فعاليت روزانه مردم تهران باشد كه همراه با دوربين مخفي، خواب را از سر مي پرانند.
بوي قورمه سبزي
فيلمي از سياسي ترين فيلمساز دنيا
حكومت نظامي (سه شنبه/۱۸:00/فيلم خانه ملي)
اين فيلم به درد همة آن هايي مي خورد كه سرشان براي مبارزه و اعتراض درد مي كند؛ آن هايي كه فكر مي كنند زندگي بدون مبارزه يعني مرگ. فيلم گاوراس ما را به آمريكاي جنوبي مي برد. گروهي به نام توپامورو، سه گروگاني كه قرار است با زنداني هاي سياسي مبادله شوند را مي دزدند. از ميان اين گروگان ها منشي دوم سفارت آمريكا به سرعت آزاد مي شود. به خاطر اين وضعيت شيرتو شير، مجلس و دولت به شدت تحت فشار قرار مي گيرند. فشار مردم و مطبوعات روز به روز بيشتر مي شود، اما با اين حال رئيس جمهور باز هم سند آزادي زنداني هاي سياسي را امضا نمي كند.
گاوراس را فيلمسازي پرحاشيه عنوان مي كنند؛ كسي كه با نمايش هر فيلمش جنجالي تازه به پا مي كرد و گرد و خاك به راه مي انداخت. اما اين دليل نمي شود كه فيلم هاي او از فرم ناب سينمايي خالي باشد. گاوراس يكي از استادان به حق تعليق سينمايي است؛ تعليقي خاص كه به كارهاي هيچكاك پهلو مي زند. اما لحن تيز و تند و حرف هاي بي پردة فيلم هايش براي خيلي ها ارزش هاي سينمايي كارهايش را پنهان نگاه داشته است.
همه جمع اند
جديدترين فيلم معتمدي
قاعده بازي (شنبه / 16:30 / سينما تك)
احمدرضا معتمدي را بيشتر به خاطر ديوانه از قفس پريد مي شناسيم. او سال پيش در جشنواره، قاعده بازي را داشت كه كلي خرج براي آن شده بود و كلي هم بازيگر داشت؛ داريوش ارجمند، سعيد پورصميمي، عليرضا خمسه، الناز شاكردوست، اكبرعبدي، مهران رجبي، جمشيد هاشم پور، گوهرخيرانديش، حميد لولايي و ... و البته كلي هم براي آن خرج شده بود. اما اين همه كبكبه و دبدبه فقط تا نيم ساعت از فيلم مي تواند آدم را بكشاند.
بعد بيشتر حسرت مي خوريم كه چرا اين همه بازيگر دارند هرز مي روند و مدام به ساعت نگاه مي كنيم كه چه مي شود. خط كلي داستان هم اين است كه دو خانواده فقير و پولدار، سر تصادف پسر فقير (اكبرعبدي) با دختر پولدار (الناز شاكردوست) باهم آشنا مي شوند و مي فهمندپدرشان(سعيدپورصميمي) يكي است! هرچه جلوتر مي رويم به ماجرا و به خصوص ابوالهول، پسر اول خانواده ثروتمند (داريوش ارجمند) شك مي كنيم. هرچند در آخر، كل ماجرا به خوبي و خوشي تمام مي شود. در قاعده بازي چند اتفاق است كه واقعا گيراست؛ يكي بازي فوق العاده هاشم پور در نقش يك دوجنسي، ديگري بازي بامزه مهران رجبي در تيپ لات جنوب شهري و بامزه تر بازي داوود منفرد (خان دايي رنگين كمان) به عنوان دستيار كارآگاه (حميد لولايي). قاعده بازي در اكران عمومي لااقل به خاطر بازيگرهايش مي فروشد. در سينما تك اين فرصت هست كه زودتر نگاهي به فيلم بيندازيد.
انتظامي و بم
فيلم جالب جشنواره
ميناي شهر خاموش (پنج شنبه/ 16:00/سينماتك)
اگر مي خواهيد يك روز تعطيل دست نامزدتان را بگيريد و با ابتياع يك پاكت پف فيل در سينما خوش بگذرانيد، مطلقا بهتر است سراغ اين فيلم نرويد. چه انتظاري داريد؟ ميناي شهرخاموش هر كارش بكنيد يك فيلم سفارشي است؛ فيلمي كه قبل از ساخته شدن قرارش را گذاشته اند كه در آن درباره خرابي هاي بم و خوبي هاي وطن و مضرات مهاجرت حرف زده شود؛ كاري كه به خوبي هم انجام مي شود، از طعم چاي و خرماي ايراني گرفته تا عشق نوستالژيك دوران كودكي، همه چيز مايه اي از غم و حسرت و تعلق خاطر به وطن دارد كه بد هم نيست. بدي اش جايي است كه قرار مي گذارند اين چيزها را به حلق مخاطب بريزند. تازه فيلم هاي رضويان كه جزو نمونه هاي خوب و قابل تأمل است. يعني هرچه نباشد انتظامي شوخ و شنگ و شيريني دارد و يك صابر ابر كه در اولين بازي اش كولاك كرده. فيلم در مجموع ولرم است، توي ذوق نمي زند و كسي را هم ذوق زده نمي كند. شهاب رضويان بعد از تهران، ساعت هفت صبح ، نشان داد كه دارد حرفه اي تر مي شود. اما براي اين كه به تماشاي فيلمش برويم، بايد طاقت ريتم كند فيلم و بم و كمي شعار را داشته باشيم. داشتن پف فيل هم خوب است.
احسان ناظم بكايي- سعيد جعفريان- سيامك رحماني