بازگشت خانه سبز
سبز سبزم ريشه دارم
آن هايي كه سنشان قد مي دهد، يادشان هست هشت سال پيش، چهارشنبه ها ساعت 9 شب، همه خودشان را به خانه مي رساندند تا خانة سبز را از شبكه دو ببينند. سريالي فانتزي كه خسرو شكيبايي را با آن نوع حرف زدن، به ستارة آن روزها تبديل كرد، رامبد جوان و آتنه فقيه نصيري را به جامعة هنري شناساند و بازي هاي خوبي از حميده خيرآبادي، داريوش اسدزاده، اكرم محمدي، مهرانه مهين ترابي و اسماعيل محرابي ديديم. آن موقع يكي از عجايب، اين بود كه سريالي همان هفته اي كه مي خواهد پخش شود، ساخته شود. كجا هستند تا ببينند الان سريال ها، روز پخش شده و نصف هر قسمت را با موتور مي فرستند و نصف دوم را هم درحالي كه نصف اول روي آنتن است، تدوين مي كنند و مي فرستند. حالا ما اين قدر اصغر و اكبر را به هم پيوند زديم تا بگوييم سري جديد خانه سبز با نام سرزمين سبز قرار است سال بعد روي آنتن شبكه دو برود. البته اين قسمت ها، همان هشت سال پيش و توسط همان گروه و بازيگرها ساخته شده، اما اين قدر امروز و فردا كرده اند تا هشت سال ناقابل سپري شده. واقعا ديدن چيزهايي كه آن سال ها باهاشان حال مي كرديم، مثل رامبد جوان كه فريد جنگل برد شده بود و با عبارت روز خوشي داشته باش، با خوشحالي با ما باش. همه را هيپنوتيزم مي كرد، قرار آشغالي كه همة مردهاي خانه سبز بعد از گذاشتن آشغال دم در با هم درد و دل مي كردند و... خيلي مي چسبد. ما كه منتظريم.
|
|
|
عروسي در راديو
شهرام جيم پريد!
فرار شهرام جزايري، براي هر كي بد بود براي اين راديويي ها كه خيلي خوب بود و در اين آخر سالي كه قحطي سوژه بيداد مي كند، آن ها توانسته اند به او بند كنند. حالا پيچ راديو را مي چرخاني، انگار در كوچه پشتي خانة عمه راديويي ها عروسي گرفته اند.
يك شبكه مسابقه گذاشته، اگر شهرام جي را ببينيد، چه كار مي كنيد؟ ملت هم جواب مي دهند يك ميليارد مي گيريم، ولش مي كنيم. البته چندتايي هم شعارهاي اخلاقي مي دهند كه او كار بدي كرد دررفت. شبكه ديگري با دايره و تنبك مي خواند: شهرام پريد واي واي، ور مي پريد واي واي، ... و كاري مي كند كه ژن خفته حركات موزون در شنونده بيدار شود. همين طور همه شبكه هاي همين وضع را دارند. ما البته دعا مي كنيم كه خدا اين شادي را از راديويي ها نگيرد، اما حواسشان جمع باشد، چون در تلويزيون دوتا مجري به نام ك.ن و م.ح را به دليل اين كه خبر فرار ش.ج را به مسخره گرفته اند و دنبال چرايي ماجرا بوده اند، مقداري مورد احضار قرار داده اند. هرچند با اين شادي دسته جمعي كه در راديو راه افتاده، احضار همه اهالي، كار دور از ذهني است.
تعامل جديد سينما و ورزش
نيكي كريمي با مهدوي كيا همبازي شد
اين تعامل بين سينما و ورزش، خيلي چيز خوبي است. يك روز علي انصاري مي رود در پاداش سكوت بازي مي كند، فردايش پرويز پرستويي مي رود كمربند مشكي هاپكيدو مي گيرد. كلا اجماع اين دو قشر جذاب است، فقط مشكل اين جاست كه ما و ورزشي ها سر آن خبر گيس كشي مي كنيم و چون آن ها از همه نظر از ما بزرگ ترند، ما كوتاه مي آييم. اين خبر را هم تا خبرنويس ورزشي نيامده مي گوييم: خبر اين است كه امين حيايي و نيكي كريمي در يك فيلم با مهدي مهدوي كيا و حسين كعبي همبازي شده اند، البته زياد كفتان نبرد، چون اين فيلم، يك مستند است و در آن از اين چهره ها دربارة آرزوهاي كودكي و علاقه به معروف شدن پرسيده اند و بيشتر شبيه مصاحبه است. ضمن اين كه لابه لاي اين حرف ها، حرف هاي نوجوان هايي هم كه دوست دارند روزي مثل اين آدم معروف ها شوند هم گنجانده شده. حالا اين مستند چه جور پخش مي شود؟ كجا اكران مي شود؟ را ما هم نمي دانيم. اما مهم همين تعامل ورزش و سينماست كه يك بار ديگر جواب داده و خبرسازي كرده.
آثاري كه فروخته شد
تابلو از زيرزمين تا مزايده
اين آگهي هاي مزايده را نبايد هيچ وقت ناديده گرفت، بااين وضعي كه پيش آمده بعيد نيست كوه نور و درياي نور، ستون هاي تخت جمشيد و باغ هاي معلق بابل را هم در مزايده ها به معرض فروش بگذارند. با كدام وضع؟ همين وضع. دو هفته پيش يك شركت ساختماني وابسته به وزارت صنايع، آگهي مزايده اي زده و اعلام كرده 260 تا تابلوي نفيس را مي فروشد. ملت هم رفته اند ديده اند اين تابلوها، واقعا تابلوست؛ كارهاي نقاشي سهراب سپهري و آيدين آغداشلو و... است كه همه فكر مي كردند 28 سال است گم و گور شده. اين تابلوها بعد از انقلاب مصادره شده و در اين 28 سال در زيرزمين به عنوان تخته هاي آفتاب بالانس عنكبوت ها استفاده مي شده. حالا هم شانسشان زده و چون ساختمان شركت را وزارت صنايع به آموزش و پرورش فروخته، موقع اسباب كشي ديده اند اين تابلوها اضافي است و آن ها را گذاشته اند براي فروش. اما مديرعامل اين شركت براي اين كارش دليلي آورده كه باعث شده الان موزه هاي لوور و متروپليتن، چوب حراج به آثارشان بزنند و جايزه نوبل را از الان براي او كنار بگذارند و مردم با بيل و كلنگ به سمت آثار باستاني حمله كنند. ميرزايي گفته: هدف از اين مزايده، ورود اين آثار كمياب به جامعه است و همه بايد اين آثار را ببينند. اما ازنظر قانوني اين كار يك مشكل كوچك داشته و آن هم اين كه غيرقانوني بوده، چون دستگاه هاي اجرايي اموال با ارزش فرهنگي و هنري كه در اختيارشان است را نبايد معامله يا مزايده كنند و حتي مرمت آن ها هم بايد زيرنظر كارشناس هاي وزارت كشور و ميراث فرهنگي باشد. به هرحال اين مزايده تا پانزده اسفند بوده و تا حالا هرچي بوده تمام شده.
|
|
|
ليلا حاتمي مادر شد
پدربزرگ: علي حاتمي
مبارك باشد! تا باشد از اين خبرهاي خوش اختصاصي كه همشهري جوان به شما بدهد. واقعا چه خبر خوشي بهتر از اين! ليلا حاتمي و علي مصفا چند روز پيش صاحب يك پسر تپلي و گوگولي مگولي شده اند و اسمش را هم گذاشته اند اميرعلي. حالا ببينيد چند سال ديگر كه اميرعلي مصفا قد كشيد، چه بازي ها كند و چه سيمرغ ها بگيرد. ما كه از همين الان رفته ايم تو صف مصاحبه با اميرعلي. در ضمن ما همين جا اولين صحبت هاي اميرعلي براي اولين بار در تاريخ مطبوعات را برايتان نقل مي كنيم: آ... قوم... آقوم... اوا، آوآ، آقوم... در پايان اين خبر شاد، جا دارد يادي هم كنيم از علي حاتمي كه اگر اجل مهلتش داده بود، الان بابابزرگ شده بود و لپ اميرعلي را مي كشيد و او را بالا و پايين مي انداخت. هرچي خاك اوست، بقاي عمر اميرعلي و پدر و مادرش باشد. ان شاءالله!
ادامه كپي برداري از فجر
سيمرغ هاي باليوود
در ادامه كپي برداري از جشنواره فجر و سيمرغ ما، بعد از هاليوود كه هفته پيش سيمرغ هايشان را به خودشان دادند، اين هفته باليوودي ها هم در مراسم فيلم فير، سيمرغ هايشان كه شبيه مجسمه اسكار است، اما رنگش سياه است را به برنده ها دادند. توجه داريد كه اسم مراسمشان هم شبيه فجر است! در مراسم امسال، آن ها هم اداي داورهاي ما را درآوردند و در بخش بهترين بازيگر مرد، يك نفر را دوبار نامزد كردند و سيمرغ را هم به او دادند، يعني ريتينگ روشن. سر عامر خان و شاهرخ خان هم بي كلاه ماند. جايزه بهترين بازيگر زن هم به كاجول رسيد. كاجول از آن بازيگرهايي است كه نقش هاي زيادي از او را با دوبله مينو غزنوي از تلويزيون خودمان ديده ايم. سيمرغ نقش مكمل هم به آبيشك پاچان پسر آميتا پاچان رسيد. اما هندي ها براي اين كه نشان بدهند آواز و حركات موزون و ديالوگ هاي مكش مرگ ما و نقش هاي درپيت برايشان از همة اين ها مهم تر است. جوايز خاصي را هم مثل هر سال به بهترين تصنيف موسيقي، ترانه، خواننده مرد، خواننده زن، بازيگر كمدي، بازيگر نقش منفي، كارگرداني حركات موزون و تاپ ترين ديالوگ اختصاص دادند كه به برنده ها رسيد. !
|
|
|
يك مادر مردة ديگر به فرزند خواندگي شان درآمد...
ننه جولي!
اين هاليوودي ها يك اخلاق ويژه دارند كه جاي بحث كارشناسي دارد. اين كه تقريبا همه شان (اي ول! بالاخره جايگزيني براي واژة بي بديل كل يوم پيدا كرديم!)، آدم هاي بسيار خوشحالي هستند و به دنبال توي چشم بودن مي باشند؛ نمونه اش همين آنجليناجولي و شوهرش بردپيت كه خوشحالي از سرورويشان مي بارد. اين آقا و خانم غير از اين كه علاقه دارند بپرند ترك موتور و توي كشورهاي فقير بيچاره گز كنند، هر جا هم كه مي روند، به جاي اين كه براي فك و فاميلشان گزي، باقلوايي، به عنوان سوغاتي بياورند، يك بچة بدبخت و بي نوا را به فرزند خواندگي قبول مي كنند. آخري اش را هم توي ويتنام تور كرده اند. مثل اين كه خانم جولي يك سري به مؤسسه بين المللي فرزندخواندگي ويتنام (چرا اين جوري نگاهمان مي كنيد؟ واقعا يك همچين مؤسسه اي توي آن جا موجود مي باشد.) زده است و يك عدد بچة ترگل و ورگل پيدا كرده تا با خودش ببرد هاليوود. هنوز هويت اين بچة بي گناه مشخص نشده است. چون آقاي لانگ كه رئيس همان مؤسسة بي در و پيكر مي باشد، عنوان كرده كه رسيدگي به اين تقاضا چند ماهي طول مي كشد. همين الان به ما خبر رسيد كه اهالي كشورهاي بوتسو انا و گينه كوناكري، طي يك تظاهرات همگاني از جولي و پيت دعوت به عمل آورده اند تا به كشورشان سري بزنند و همة آن ها را كل يوم به فرزند خواندگي بپذيرند و آن ها را به اين وسيله خوشحال و خندان سازند. البته صحت اين خبر هنوز تأييد نشده است!
پيام كوتاه
فريدون جيراني، ساخت سريال سفر به تاريكي را شروع كرد.
فاطمه معتمدآريا در فيلم صدسال به اين سال ها ي سامان مقدم بازي مي كند.
شب بخير فرمانده اسپند شاه حسيني در جشنواره فيلم لندن اكران شد.