- هفته نامه فرهنگي - اجتماعي -جوانان‎/شماره۱۱۰ - شنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۵ - - Mar 10, 2007
docharkhe
اين شماره پيشواز نوروز
بجنب پسر! سال تموم شد
006969.jpg
چند روزي است كه شروع شده؛ شلوغي شب عيد و دويدن آدم ها دنبال كارهاي عقب افتاده شان. اما واقعا در اين ايام نمي توان يك برنامه ريزي درست و حسابي داشت؟
ايثار قنواتي ـ سيامك رحماني
هفته هاي آخر اسفند كار و زندگي بدجوري با هم قاتي مي شود. ديگرنمي شود بدون تنه زدن به آدم ها از كنارشان گذشت. آن ها هم اين قدر سرشان شلوغ است كه ديگر براي شنيدن عذرخواهي تان وقت ندارند. انگار كه كسي بالاي سر شهر ايستاده و با شليك تپانچه شروع مسابقة  دو سرعت را اعلام كرده باشد، همه با تمام توان در حال دويدن هستند. اما خيلي براي برنده شدن، خودتان را به آب و آتش نزنيد. چون درست در لحظة سال تحويل، همه با هم به خط پايان مي رسيم.

همه كارهايي كه بايد انجام دهيم
وقتي شيرتوشير مي شود
براي كارهاي شب عيد بايد برنامه ريزي داشته باشيد. بايد از همين الان بدانيد مي خواهيد به سفر برويد يا نه، چه چيزهايي را بايد تعمير كنيد و چه چيزهايي را بايد از نو بخريد. مي توانيد براي كارهايي كه بايد انجام دهيد يك ليست، با تمام جزئياتش تهيه كنيد تا چيزي از قلم نيفتد. ما برايتان يك ليست جمع و جور و دم دستي با توصيه هايش را آورده ايم.
007098.jpg
دردسرها
قحطي بزرگ در راه است

روزهاي آخر سال، سراغ هر چيزي را كه بگيري قحط اش آمده. پس بهتر است يك ليست بلند بالا از چيزهايي كه مي  خواهيد سراغشان را بگيريد تهيه كنيد و سر صبر از روز هاي اول اسفند خدمتشان برسيد. مثلاً فكرش را بكنيد دو سه روز مانده به عيد است و تصميم گرفته ايد آن چندرغازي كه ته حساب تان مانده را بگيريد. در بانك را كه باز مي كني، مي بيني كه مثل مور و ملخ آدم از در و ديوار بانك بالا مي رود. خب، در يك همچين شرايطي فقط خودتان مسؤول ايد. مي خواستيد چند هفته قبل آن ليست كذايي را تهيه كنيد تا گرفتار يك همچين موقعيت تراژيكي نشويد.
هفته هاي آخر اسفند پول نقد داشتن، مي شود چيزي در مايه هاي نشان قدرت ميتي كومان، آن وقت كه تمام سال براي يك چك پول پنجاه توماني قربان صدقة صندوق دار مي رفتيد و او با سخاوت تمام، بسته هاي دويستي و پانصدي را بارتان مي كرد، حالا چك پول در دست بايد التماس اش كنيد تا همان بسته هاي دويستي را قالبتان كند. از ما گفتن بود، حالا شماها بانك رفتن را بگذاريد براي وقت اضافه؛ خود دانيد.
عاقلانه رفتار كنيد و براي روزهاي تعطيلي به اميد دستگاه هاي خودپرداز ننشينيد. چون درست در همين شرايط است كه دستگاه هاي خودپرداز با مترسك سرجاليز هيچ تفاوتي ندارند.
اگر مي خواهيد براي اقوام و دوستان فرنگ رفته تان كارت پستال يا آجيل شب عيد بفرستيد، وقت اش اوايل اسفند است. اداره هاي پست، روزهاي آخر اسفند دست كمي از بانك ها ندارند.
بازار ميوه و تره بار هم جاي خودش را دارد. ملت انگار كه به استقبال يك قحطي بي سابقه مي روند، در كسري از ثانيه همه چيز را با خودشان مي برند. تا جايي كه مي توانيد همه چيز را زودتر و ارزانتر بگيريد. ميوه بيش از حد نياز هم نخريد تا خراب نشوند.
اين روزها گاراژهاي تعمير ماشين مي شوند مثل مطب دكترهايي كه سال به سال هم وقت نمي دهند. آن وقت شما با فرضية ان شاءالله كه مشكلي پيش نمي آيد مي زنيد به جاده و مسافرت را كوفت خودتان و همراهانتان مي كنيد. وقت اش همان دي و بهمن است تا در آخر سال چك كردن آب و روغن كفايت كند.
007104.jpg
خريد
تا ته ديگ راهي نمانده، كف گيرها

مي خواهي خريد كني و هيچ كس هم جلودارت نيست. اصلا هم انگار نه انگار كه همين چند ماه پيش، سرتا پات را نو كردي. حالا توي شلوغ پلوغي هاي شب عيد، كيسه هاي خريد دست مردم مثل پتك مي خورد توي سرت. از كنار ويترين مغازه ها هم نمي تواني بي تفاوت رد شوي و مدام خودت را گول مي زني كه خريد چيزهاي نو، به نيت سال نو شگون دارد. باشد، حرفي نيست. اما حالا كه مي خواهي خريد كني، پس حساب شده اين كار را بكن.
اگر واقعاً مي خواهي به نيت شگون سال نو خريد كني، يك جفت جوراب هم جواب مي دهد. ولي اگر شگون فقط يك بهانه است، طوري خريد كنيد كه بعد از تعطيلات و تمام شدن خاله بازي، قابل استفاده باشد. مثلاً اگر كفش هاي پلوخوري ده سانتي و نوك تيز، بخريد اصلاً نه مناسب دانشگاه است و نه محل كار و بعداً به كارتان نمي آيد.
007047.jpg
بلوز و شلوار، مانتو و روسري هم از واجبات خريد هستند. جنس مانتو و شلوار عيد، بهاره است؛ يعني يك چيزهايي تو مايه هاي پاييزه. ولي هوا درست بعد از سيزده به در، اينقدر گرم مي شود كه دلت يك دست لباس نازك و خنك بخواهد. اگر موقع خريد، سراغ جنس هاي نازك تر برويد، مي توانيد حداقل يك ماه اول تابستان را هم با همين لباس ها سر كنيد.
چه تصميم  گرفته باشي تك و تنها توي شهرتان بماني، چه قرار باشد از چهار جهت اصلي برايتان مهمان بيايد، آجيل و ميوه و شيريني جزو جدانشدني تعطيلات شب عيد است. حالا اگر تنها هستي، فرقي نمي كند پرتقال ات تامسون باشد يا از اين پرتقال آب گيري ها، مهم اين است كه وقتي جلوي تلويزيون لم داده اي و داري كانال به كانال مي كني، تخمه اي براي شكستن داشته باشي و پرتقالي براي گاز زدن.
اما تو كه قرار ا ست جلوي عمه جان و خاله خانم دولا راست شوي، نبايد زمان خريد اين جور چيزها را از دست بدهي. شب عيد، صف جلوي آجيل فروشي ها، از صف بليت قطار هم طولاني تر و خسته كننده تر است. زودتر بجنبي ارزان تر هم هست.
اصلا فكرش را هم نكن كه در مورد عيدي دادن مي تواني طبق عبارت كي داده كي گرفته رفتار كني. عيدي دادن يك جورهايي نشان دهندة اين است كه تو هم بزرگ شده اي. پس همين روزها وقت خريدن چيزهايي است كه مي خواهي عيدي بدهي. مخصوصا دستفرو ش ها كه اين طور مواقع، تو بساطشان چيزهاي خوبي پيدا مي شود.
مواظب باش وقتي داري به برادر كوچك ترت يك پازل سه هزارتايي عيدي مي دهي، برق چشم هايت را كسي نبيند. چون همين جوري به اندازة كافي تابلو هست كه با همچين عيدي اي، سيزده روز تمام او را پي يك نخود سياه متفكرانه فرستاده اي.
007113.jpg
البته ممكن است وقتي داري دوازده سيزده تومان ناقابل را مي شمري، يك كمي زورت بيايد. ولي روز سيزدهم كه برادرت تازه تكة چهل ام را در دستش گرفته و با درماندگي تمام به چشم هايت زل زده آن وقت است كه مي فهمي چه خدمتي به خودت و جماعت اهل منزل كرده اي.
براي كتاب و كارت پستال، هميشه در كتابفروشي هاي كانون پرورش فكري و مجموعه هاي كتاب شهر، چيزهاي خلاقانه اي براي عيدي دادن پيدا مي شود. اگر به مراكز بزرگ تر برويد سريع تر جنس موردنظرتان را پيدا مي كنيد و هي از اين مغازه به آن مغازه علاف نمي شويد.

لابه لاي اين همه خريد كردن و بازار رفتن، معمولا خريد اصلي هميشه فراموش مي شود؛ بساط سفرة هفت سين. بهترين وقت خريد سين ها، همان دم دم هاي آخر است. چون سفره هفت سين فروش ها خوب مي دانند كه با در رفتن توپ سال نو، ديگر بساط شان چندان ارزشي ندارد.
007110.jpg
مسافرت
جاده و پرسه وحشت

درست است كه دو هفتة تمام، جز خوردن و خوابيدن از كار ديگري خبري نيست، ولي اگر راستش را مي خواهيد، اصلا وقت مناسبي را براي سفر كردن انتخاب نكرده ايد. روي قيمت بليت ها كه دست كم بيست درصدي آمده. اگر هم چيزي اضافه نشده باشد، بايد چند ساعتي توي صف هاي عريض و طويل بليت بايستي. و درست همين موقع است كه اين سؤال فلسفي برايت پيش مي آيد كه مگر حمل و نقل سنتي با همان سم طلاي خودمان چه اشكال داشت كه چرخ اختراع شد؟
بچة باكلاس و البته مايه داري هستي. بين دو گزينة سفر داخل و خارجي، يكي را انتخاب كرده اي. حالا صفحات روزنامة همشهري را جلويت باز كرده اي. تور موردنظر را انتخاب نموده اي و شماره مي گيري. چه شانسي! يك جاي خالي هست.
شما كه ماشين شخصي سوار هستيد، خيلي بهتر از ما مي دانيد كه ماشين تان احيانا به غير از بنزين به روغن، آب باتري، بالانس، تنظيم فرمان، تعويض فيلتر، تعويض لنت ها و هزار و يك جور چيز بي درمان ديگر هم نياز دارد. پس بچگي نكنيد و بي هوا به جاده نزنيد. اين كارها را هم نگذاريد براي هفتة آخر. حداقل سه هفته قبل، خيالتان از بابتشان جمع شده باشد.
اينترنت فقط براي چت كردن نيست اين جملة معروف، نه از سقراط است، نه از ياسرعرفات. اين همان جملة معروفي است كه پدر و مادرتان با انواع و اقسام حالات، روي پتك نوشته اند و توي سرتان كوبيده اند.
007056.jpg
حالا وقتش است كه به آن ها نشان بدهيد شب تا صبح به غير از چت كردن، كارهاي مهم ديگري هم مي توانيد انجام دهيد. شك نكنيد كه پدر و مادرتان وقتي در كسري از ثانيه بليت سفرشان را در دست هاي شما ببينند، حداقل تا آخر تعطيلات به وجود همچين نابغه اي افتخار مي كنند. منظورمان استفاده از خريد اينترنتي بليت بود، فهميديد كه؟
كارت معاينه فني خودروها معمولا تا اواخر اسفند اعتبار دارد. براي اين كه وسط راه جريمه نشويد يا يكي از مشكلات بالا برايتان پيش نيايد، تا خيلي شلوغ نشده سري به جايگاه هاي معاينه فني بزنيد.
براي ترافيك خروجي شهرها هم هيچ راه حلي نيست. پس بيخودي همين اول سفر روي اعصاب خودتان و بقيه طناب بازي نكنيد. حالا كه به جاده زده ايد، نقشه را باز كنيد و از شهرتان تا مي توانيد دورتر و دورتر برويد؛ يك جاي دنج و خلوت با هواي نه چندان سرد. محض رضاي خدا بي خيال شيراز و اصفهان و مشهد شويد. باور كنيد آن ها تمام سال سر جايشان هستند.
007053.jpg
خانه تكاني
مراسم خاك خوران
حالا كه تصميم گرفته ايد خانه تان را بتكانيد، سري به شمارة 60همشهري جوان خودمان بزنيد. توي آن شماره ريز و درشت خانه تكاني را برايتان ريخته ايم روي دايره. اما اگر آرشيو درست و درماني نداريد، يك چيزهايي را برايتان يادآوري مي كنيم.
اگر تصميم نداريد خودتان نقش اول بينوايان را در سريال خانه تكاني بازي كنيد، بايد سراغ شركت هاي خدماتي را بگيريد.
براي استفاده از شركت هاي خدماتي اصلا نبايد بي گدار به آب بزنيد. قبل از اين كه توي نيازمندي ها دنبال يك همچين شركت هايي بگرديد، از در و همسايه يك پرس و جويي بكنيد، تا اگر جايي آشناي مطمئن مي شناسند كه وقتشان پر نيست، بيايند كمكتان.
حواستان باشد يك كارگر ساده جهت شست وشوي در و ديوار و پنجره و... حداقل ساعتي 2500 تومان پايتان تمام مي شود. حالا اين ديگر بستگي به خودتان دارد كه بخواهيد شب عيدي، عيدي كارمندي تان را هم با كسي قسمت كنيد يا نه.
007116.jpg
الان براي شستن قالي، دير نيست. ولي اگر از اين به بعد مي خواهيد قالي تان را بشوييد بايد گفت خيلي هم به موقع دست به كار نشده ايد. اين روزها قالي شويي ها سرشان خيلي شلوغ است و اصلا بعيد نيست قالي تان را قبول نكنند.
يكهو به سرتان زده براي عيد، خانه تان را رنگ كنيد. باشد، اگر خودتان مي خواهيد اوقات فراغت تان را اين جوري پر كنيد، حرفي نيست. اما منطق مي گويد اين كارها مال يك ماه قبل از عيد است.
حالا اگر هيچ كارش نمي شود كرد و خان عمو هوس كرده بعد از عمري به برادرزاده اش سري بزند و ديوار خانه تان هم دست كمي از جادة مسجد سليمان ندارد، خب بهتر است سري به سبك زندگي شمارة 06 بزنيد.

اعجاز دستفروش ها
آتش زنان بر مال
007101.jpg
حالا كه تصميم گرفته ايد آن چندر غاز عيدي را هر طور شده زمين بزنيد، بهتر است براي زمين زدنش خيلي هم عجله نكنيد و تا خود شب عيد صبر كنيد. معمولا بعدازظهر آخرين روز اسفند، قيمت هر جنبنده اي اين قدر پايين مي آيد كه از خريد روز قبلتان افسردگي بگيريد.
بازار دستفروش ها، شب عيد دست كمي از مغازه هاي بالا شهر ندارد. فكرش را بكنيد، هر يك نفرِ اين جمعيتي كه آمده اند خريد، يك مكثي كنار بساط دستفروش ها بكنند و چيزي بخرند. خب، نان دستفروش ها مي رود توي روغن ديگر. توي اين راسته هم از شير شتر گرفته تا روغن جوز هندي پيدا مي شود.
اين كه دور يك بساط، مردم جمع شده اند، اصلا ملاك اين نيست كه آن بساط حتما چيز دندان گيري دارد. ممكن است طرف دارد آن پايين با چند تا چاقوي متفاوت، از خيار چنبر، گربه سگ مي سازد. بيخودي وقتتان را تلف نكنيد و بدانيد كه چي مي خواهيد.
حرفه اي رفتار كنيد و بعدازظهر آخرين روز اسفند را از دست ندهيد. درست آن موقع ها است كه مغازه دارها به جمع دستفروش ها اضافه مي شوند و براي خودشان بساطي پهن مي كنند و آتش مي زنند به مالشان.
اگر ديديد جنسي خيلي ارزان است شك كنيد و جوگير نشويد. فروشنده هاي اينجا هم گاگول نيستند و به ارزاني بيش از حدشان بايد شك كرد. مواظب كيف پولتان و خريدهايي كه كرده ايد هم باشيد.
اگر جزو بچه زرنگ ها باشيد، مي توانيد همان شلواري را كه مغازه دار حاضر نبود كمتر از سي تومان به ات بفروشد، تو بساطشان پنج شش تومان بخريد.
قيمت ها به شكل معجزه آسايي شكسته. ولي شما به اعصابتان مسلط باشيد و اصلا هول نشويد. وسط خيابان هم كه جاي پرو كردن نيست. پس چند بار سايزتان را با خودتان مرور كنيد بعد پول لباس را بدهيد.
و نكتة مهم آخر اين كه هر وقت چيزي را ارزان  مي دهند، احتمال بده كه كمي جلوتر ارزان ترش را پيدا كنيد.

سوراخ سمبه هاي به صرفه
007107.jpg
هيچ اشكالي ندارد اگر بي  خيال پاساژهاي باكلاس بالا شهر شويد و راه بيفتيد از حراجي ها و بازار خريد كنيد. شما كه به هر حال با چانه زدن، خودتان را ضايع مي كنيد، حالا چه فرقي مي كند توي يكي از دالان هاي بازار با فروشنده سر قيمت يكي به دو كنيديا توي فلان مغازه.

بازار: حالا كه بالاخره از مغازه هاي پرزرق و برق دل كنده ايد و آمده ايد بازار، بد نيست نگاهي هم به معماري سنتي بازار بيندازيد. رد عبور نور از لاي آجرهاي نقش دار، سقف گنبدْ گنبد بازار، سقاخانه با پياله هاي آويزان از زنجيرش و پيرمردهايي كه با چرتكه ته حجره  شان نشسته اند، اين قدر حالتان را خوب مي كند كه توي اين روزها واقعا موهبتي است. حالا نترسيد، دست خالي نمي رويد، خريد هم مي كنيد.
حراجي  ها: كفش سيندرلا را از حراجي به قيمت چهار تا پول سياه خريده اي و الان است كه از ذوق مرگي پس بيفتي. اما مادرت با يك نگاه به تو مي فهماند كه اين همان كفش چيني است كه اسماعيل آقا روزي صد تايش را به همان قيمت چهار تا پول سياه مي فروشد. خب، تقصير خودت است ديگر. نه مي خواهي بزرگ شوي و نه مي خواهي ياد بگيري كه از كدام حراجي، چي را بخري و فرق بنجل و مرغوب را بفهمي.
دوست و آشنا: اگر فروشنده آشنايي سراغ داريد، شايد صرف كند كه صد توماني بيشتر كرايه ماشين بدهيد، اما با اطمينان خريد كنيد. البته اگر قيمت جنس ها را از قبل داشته باشيد خيلي بهتر است.
اينجور وقت ها، آشناها هم ... بالاخره ... مي دانيد كه.... .

از كنار هم مي گذريم
علي به پژوه
سه هفته مانده به آخر سال، استاد دارد با شور و اشتياق، نظريه انبو هاي تنها ديويد رايزمن، جامعه شناس آمريكايي را درس مي دهد. كلاس تمام شده است و استاد، بدون توجه به تبريك هاي پياپي عيد بچه ها، دارد قرص و محكم به تدريس اش ادامه مي دهد: ... نگاه نكنيد شهر اين قدر شلوغه و آدم ها اين قدر كنار هم اند. اين ها آدم هايي هستند كه در عين مجاورت با هم، از حال و روز هم خبر ندارند؛ ... . به قول رايزمن، آن ها انبوهه هاي تنها يي هستند كه...
از اول اسفند، هر شب،  شبِ عيد است؛ كلمة جادويي اين ماه كه بيش از همه ورد زبان هاست، همين كلمه شب عيد است. اگر شهر بتواند در طول سال با هر فلاكت و بدبختي و هر سيلي سرخ كردني سر و ظاهرش را حفظ كند و وانمود كند كه جمعيت استاندارد و متعادلي دارد، سر اين يك ماه ديگر نمي تواند. اسفند كه مي شود، ديوارهاي خانه ها ديگر نمي توانند آدم ها را درون خود حبس كنند و يك دفعه از زمين و آسمان آدم مي جوشد. ما واقعا با مسأله تراكم جمعيت و تبعات بعدي اش روبه رو ايم و در اين ماه از همه بيشتر.
گرچه اين مسأله، مسأله اي نيست كه تنها اختصاص به خريد شب هاي عيد داشته باشد و ما يك جورهايي در سراسر سال با اين پديده دست و پنجه نرم مي كنيم. همه ديگر دستشان آمده كه ميزان عرضه و تقاضا يكي نيست و اگر دير بجنبيم، چيزي را از دست مي دهيم. از خريد شب هاي عيد گرفته كه هيچ كس نمي خواهد برنده بدبخت جنس هاي بُنجل مغازه ها و ته انبار باشد تا ساير امور.اين نشانه هاي تراكم را در اسفند از هر وقت ديگري واضح تر مي توان ديد وگرنه در دوران اخير، اين تراكم و رقابت در همه اركان زندگي شهري ما بروز و ظهور پيدا كرده اند و خب در چنين شرايط و رقابتي، آدم ها براي دوام آوردن و پيروز شدن در عرصه هاي زندگي شهري، بايد پوست كلفت شوند و براي بقا، يك جورهايي برادري و برابري و اين جور چيزها را فراموش كنند:روابط انسان ها فايده گرايانه مي شود و فقط با كساني رابطه برقرار مي كنيم كه سر و كله زدن با آن ها، سود واضح و مبرهن برايمان داشته باشد. آدم ها تنها مي شوند و در خود فرو مي روند و در خود فرو مي افتند...توي يكي از اين شب هاي بي پايان عيد، دارم
توي يكي از خيابان هاي اصلي شهر قدم مي زنم. همين طوري دارم بي هدف، به در و ديوار و ويترين ها نگاه مي كنم كه يك دفعه چشمم به استاد مي افتد. دارد به طرز خطرناكي لحظه به لحظه به من نزديك تر مي شود. يك دفعه به خودم مي آيم. خطرناك كجا بود؟ حال استاد ترحم برانگيزتر از اين حرف هاست. توي شلوغي، دست هاي آويزانش را كرده توي جيب پالتوي بلندش و دارد تنها با چشم هاي خيره اين طرف و آن طرف را سرگردان مي پايد. يك لحظه تمام نظرياتي كه استاد اصرار داشت در جلسه قبل عيد، تدريس كند را توي ذهنم مرور مي كنم. تا به خودم مي آيم، استاد از كنارم غيبش زده است. چيزي كه هست، اين است فقط از كنار هم مي گذريم.

آداب خانه تكاني
چهار ديواري همگاني
داريد توي يك آپارتمان حداقل پنج طبقه زندگي مي كنيد كه توي هر طبقه دو تا واحد هست و توي هر واحد، دست كم چهار نفر دارند زندگي مي كنند. پس شخصيتي كه تمام سال با ارائه بليت نشان داده ايد. را پايمال نكنيد و فرهنگ آپارتمان نشيني را بيشتر از قبل رعايت كنيد.
تصميم گرفته ايد كثيفي را از جان خانه تان بيرون بكشيد. ولي همساية طبقة پايين تان چه گناهي كرده كه از خروس خوان مجبور است قيژ قيژ كشيدن مبل و صندلي را توي سرش تحمل كند. وقتي داريد مبل هاي زهوار در رفته  تان را به زور ميخ بازيافت مي كنيد، بد نيست نگاهي به ساعت بيندازيد.
همسايه تان نردة آهني جلوي در خانه اش را تقريبا از يك هفته قبل از تعطيلات كشيده، عيد مبارك اش را هم گفته و رفته. حالا وسط هاي تعطيلات دارد اثاث كشي مي كند. اين  جور مواقع، اشكالي ندارد اگر يك كم شك كنيد و برويد ببينيد راستي همساية خودتان است كه دارد اثاث كشي مي كند يا نه.
قالي شويي، فرش هايتان را قبول نكرده. شما هم فكر كرده ايد پاركينگ به اين گنده اي و...! نكنيد اين كارها را. زشت است. فرهنگ نداريد مگر؟!

اين نكته ها را دست كم نگيريد
چيزي از قلم نيفته!
007119.jpg
اگر تصميم به اثاث كشي داريد، اصلا به خيال دو هفته تعطيلي ننشينيد و از همين الان دست به كار شويد. چون با شروع تعطيلات بايد از كلانتري محل تان براي اثاث كشي مجوز بگيريد. خب، خودتان كه به كاغذ بازي وارد هستيد. پس قال قضيه را در همين روزها بكنيد.
كار اداري ات را بايد توي همين روزهاي آخر سال، تمام كني. اما كارمندها بين كوهي از پرونده هاي نيمه تمام غرق شده اند و مثل دختر كبريت فروش تا به آخرين پرونده رسيدگي نكنند از خانه رفتن خبري نيست. پس اصلا وقت ندارند كار تو را راه بيندازند. گرچه تجربه ثابت كرده يك سلام درست و درمان و پشت بندش يك عيدتان مبارك باشدِ شادمانه، هم همه را سر ذوق مي آورد، هم ممكن است كارتان را يكي دو امضا جلو بيندازد.
اگر توي شهرستان ماندگار شد ه ايد و از حالا مي خواهيد بدانيد توي تعطيلات كجاها مي شود رفت، به مجله شماره 61 ما نگاهي بيندازيد.
بعضي كارها توي برو بياي دم عيد فراموش مي شود. نمونه اش همين سبزه سبز كردن است. اگر از حالا دست به كار شويد، دست آخر سبزة خودتان را توي سفره خواهيد گذاشت.

سين هاي هفت سين چه مي گويند؟
چرا هفت تا؟ پس چندتا؟
007062.jpg
هميشه بساط هفت سين جزو فراموش شده هاست كه درست چند لحظه مانده به سال تحويل مي خريم.
لابه لاي خريد كيف و كفش نو، يادمان نمي ماند، يا خيال مان راحت است كه هفت سين سفره مان تا آخرين لحظه هم كنار خيابان هست. حالا از آن شور و شوق دانة گندم خيساندن و صبركردن تا جوانه زدن،  خبري نيست. راستش ديگر وسط شلوغ پلوغي دم عيد، كي وقت نگاه كردن به جوانة تازه از دانه درآمده را دارد. فلسفة هفت سين و هر هفت شيئي كه داخل آن مي گذارند،  نماد يك باور از ايرانيان باستان است؛ چون ايرانيان باستان براي هر حركت يك فلسفة خاص داشتند. پس فكر اين كه اين سفره، يك سفرة خيالي است را از سرتان بيرون كنيد. سفرة هفت سين، يك سفرة اسطوره اي است كه همة هفت سيني كه داخل آن مي چينيم، نشانه اي است براي آرزوداشتن يك سال خوب؛ آرزويي كه نمي شود به اين راحتي از آن چشم پوشيد. علاوه بر هفت سين معروف، هركس به سليقة خود چيزي به آن اضافه مي كند؛ سكه و سنبل يا غيرسين هاي جدانشدني مثل تنگ ماهي، آينه، قرآن، تخم مرغ.
007158.jpg
سبزه
از خودت بگذر، طوري نمي شه والّا
فلسفه اش اعلام خرمي و شادابي و خوش اخلاقي است و با خودش شادابي در زندگي و نيكويي را به همراه دارد.
در پايان نوروز هم كه مي دانيد چه بلايي سر سبزه ها مي آيد؛ سبزه را به آب مي اندازيم و آرزو مي كنيم سالي پربركت و خرم را در پيش رو داشته باشيم.
مشابه اين رسم در جشن هاي مربوط به آدونيس در يونان هم بوده. آدونيس نيمه خداي زيبايي بود كه آفروديت - خداي الهة عشق - به آن دل مي بندد؛ ولي او در جريان شكار كشته مي شود. يونانيان باستان چند روز زمستان را براي او سوگواري مي كردند و دست آخر آمدن بهار را جشن مي گرفتند. آن ها از قبل دانه هاي گندم را در ظروف سفالي سبز مي كردند و در آخر جشن، آن را به آب مي انداختند.
سبزه سبز كردن مي تواند يكي از سرگرمي هاي فوق العاده تان باشد.
با انواع سبزه ها و شكل هاي مختلف اگر نه هم مي توانيد آن را به دستان جادوگر يكي از اعضاي فاميل بسپريد. خريدن سبزه از بازار يكي از لوس ترين كارهايي نيست كه مي توانيم بكنيم؟
007149.jpg
سير
اين حق يكي ديگه است
كه داري زير پات له مي كني
سفرة هفت سين به موعظه احتياج دارد و اين كه يادتان باشد پايتان را از گليمتان بيرون نگذاريد. و سير با آن جذبه اي كه دارد، خوب از پس اين كار برآمده است.
اما موعظة سير، احترام گذاشتن به حقوق ديگران و بي توجهي به ماديات است.
حالا كه همه چيز دستتان آمد، از اول امسال چشم و دل سير باشيد و به حق خودتان قانع.
يك كيلو سير لازم نيست. آن چند تا سيري كه لازم داريد حتماً در دم و دستگاه آشپزخانه پيدا مي شود.
007146.jpg
سنجد
عقل هم چيز خوبي است
سنجد نماد خردگرايي و دعوت به عقل و سنجيده عمل كردن است.
سنجد را براي اين سر سفره مي گذارند تا همان جا با خودمان عهد كنيم تا آخر سال هر كاري را سنجيده عمل كنيم.
حالا كه خودتان ياد گرفتيد سنجيده عمل كنيد و هر ازگاهي عقلتان را به كار بيندازيد،  بد نيست اين را هم نشانه اي از سنجد بدانيد كه به نظر ديگران احترام بگذاريد.
سجد خيلي وقت است از برنامه غذايي جماعت خارج شده. اين را هم اگر مي خواهيد تهيه كنيد همان چند تا دانه براي زينت سفره بس است.
007134.jpg
سيب
عقل سالم در بدن سالم
سيب يكي ازچيزهاي مقدسي است كه ايرانيان باستان رويش حساب جداگانه اي باز كرده اند.
براي آن ها سيب نمادي از صحت و سلامت جسم است كه سلامت روح را هم، همراه خود خواهد داشت.
در اهميت سيب، همان بس كه آن را حتما بايد، مادر يا پدربزرگ يا يكي از بزرگان خانواده سر سفره مي گذاشتند.
آخر از همه سر سفره بگذاريد و زود هم برداريد. سيب ها كه نبايد دو هفته سر سفره بمانند.
007155.jpg
سمنو
با ضعف هايت مبارزه كن
سمنو يك جورهايي حليمي است كه با جوانة گندم درست مي كنند و به غذاي مرد آفرين معروف بوده است.
سمنو علامت قدرت و مبارزه با ضعف است. به خاطر همين،  يكي از مهم ترين سين هاي هفت سين به حساب مي آيد.
يك ظرف بزرگش براي چند تا سفره كفايت مي كند. اگر مي توانيد با در و همسايه سهيم شويد و براي خوردنش هم خودتان و دستگاه هاضمه را به دردسر نيندازيد.
007143.jpg
سركه
رنج بردن در حضور ديگران
نماد تسليم و پذيرش بالا و پايين زندگي است.
سركه را براي اين سر سفره مي گذارند كه يادمان باشد خواه ناخواه هر آسايشي با رنجي همراه است و سختي، عضو جدانشدني زندگي روزمره مان است. اگرچه شايد تهيه اش ساده ترين بخش كار در چيدن هفت سين باشد.
007152.jpg
سماق
بغل دستي ات رو تحمل كن، نمي ميري كه
اين جاست كه مي فهميدم كناية سماق مكيدن هم چندان معني سركاري بودن نمي دهد. سماق نماد دعوت به صبر و بردباري و تحمل ديگران است.
سماق نشانة مقاومت در راه رسيدن به هدف هم هست.
خوبي اش اين است كه هميشه در دسترس است و در همان تعطيلات هم اگر كبابي دست بدهد مي توانيد استادش كنيد.

فهرست
نامه  ها
دنياي كاملا زنانه
فهرست
سينما تلويزيون
عيد اخراجي ها
خداحافظ آقاي معترض
سردبير جوان
رويدادها
تلويزيون
زندگي من مثل نيكلاس كيج نيست
پيش بيني هوا ي تهران در 4روز
واژه ها از تغيير فصل مي گويند
خاله زنك بازي خوشمزه
خانوم سفير در مطبخ
يانگوم و دوستان شاد
ورزشي
پس لرزه هاي يك ژنرال
پهلوون Show!
پرتاب ديسك به سمت طلا
اين جا با ايراني ها لج هستند!
رويدادهفته
هيچ جاي دنيا شبيه مردم ايران نديدم
بلازويچ را او به ايران آورد!
اجتماعي
خدا ادامه دادن دوستي هاي قديمي را دوست مي دارد
زندگي
قديم يا جديد؟
اسكناس به علاوه انرژي هسته اي
دلم پيش آسمان است
رويدادها
رازهاي سرزمين من
بلندي هاي بادگير
سينما
بازي در نقش هيولا
با اين فيلم اسكار گرفت
عادات بد امپراتور
موسيقي
پشت ديوار كيه؟
حاشيه هاي رپ
داستان
چشم هايي كه باز و بسته مي شوند
روزها
ملي شدن صنعت نفت
آن جا هم آدم ها اين جوري بودند
شفاف سازي به سبك حسيني
سفر سنگين است
رويدادها
جهان كوچك
شهرام هاي خارجي
۱۸۵ سال جرم
پسر كو ندارد نشان از پدر
پدر كدام را درآوريم؟ اقتصاد يا پدرش را؟
دردسرهاي يك پدرخوانده
يه كيم ديگه!
گورخرها در دام
همه جا شهرام
|  فهرست  |  سينما تلويزيون  |  تلويزيون  |  ورزشي  |  اجتماعي  |  زندگي  |  رازهاي سرزمين من  |  سينما  |
|  موسيقي  |  داستان  |  روزها  |  جهان كوچك  |  شناسنامه  |  ادبيات  |  مهمان هفته  |  راهنما  |
|  سبك زندگي  |  گزارش  |  موفقيت  |  يادداشت  |  گالري  |
|   صفحه اول   |   آرشيو   |   چاپ صفحه   |